بایگانی مطالب نشریه
در بازی های امروز لیگ یک، مس میهمان آلمینیوم است جدال 16 تایی ها
در بازی های امروز لیگ یک، مس میهمان آلمینیوم است
جدال 16 تایی ها
هفته دوازدهم لیگ دسته یک فوتبال ایران جام آزادگان که به دلیل رقابتهای جام حذفی به تعویق افتاده بود، امروز با انجام چهار دیدار دنبال می شود تا پرونده بازیهای این هفته بسته شود.
در حساس ترین بازی این هفته تیم های 16 امتیازی آلمینیوم اراک و مس کرمان از ساعت 45/14 در ورزشگاه امام خمینی اراک رو در روی یکدیگر قرار می گیرند. دیدار این دو تیم از چند جهت مهم است، اول اینکه هر دو تیم در بازی های اخیر خود روند رو به رشدی را در پیش گرفته اند به طوری که تیم اراکی در پنج بازی آخرش بازنده از زمین بازی بیرون نیامده است. همچنین شاگردان مهابادی توانستند در رقابتهای جام حذفی تیم پیکان لیگ برتری را شکست دهند و به مرحله یک هشتم نهایی جام حذفی صعود کنند.مس کرمان هم با منصور ابراهیم زاده از چهار بازی آخر لیگ یک توانسته 10 امتیاز کسب کرده و موفق شده خودش را به مدعیان نزدیک کند. همچنین آنها با اینکه به استقلال تهران در چارچوب رقابتهای جام حذفی در وقتهای اضافه باختند، ولی توانستند یک بازی برابر را به نمایش بگذارند.
دوم اینکه این دو تیم به همراه تیم های بادران تهران و نساجی قائم شهر، با 16 امتیاز در رده های میانی جدول همسایه هستند و برد هر کدام از این تیم ها می تواند حکم 6 امتیاز داشته باشد. برد هر کدام از این تیم ها می تواند رده این تیم را حداکثر تا جایگاه ششم بالا ببرد و به صدر جدول نزدیک تر کند. هم اکنون مس بخاطر تفاضل گل بهتر در رتبه نهم و آلمینیوم اراک در جایگاه دهم لیگ یک قرار دارند.
سوم اینکه هدف هر دو باشگاه در ابتدای فصل حضور در میان مدعیان صعود به لیگ برتر بوده بدین ترتیب در این دیدار هر دو تیم با اندیشه کسب سه امتیاز جهت صعود به رده های بالاتر جدول به میدان خواهند آمد.
دو تیم آلومینیوم و مس کرمان فصل گذشته در دو دیدار رفت و برگشت در مسابقات لیگ دسته اول به مصاف هم رفتند که تساوی بدون گل در کرمان و یک بر یک در اراک ماحصل تلاش 90 دقیقه ای دو تیم در دیدارهای رفت و برگشت بود. مس کرمان در این بازی مهدی دغاغله، آرمان شهداد نژاد و محسن دلیر را به دلیل مصدومیت به همراه ندارد و احتمالا معقولی و عسگری نیز در تیم میزبان غایب خواهند بود.
این دیدار را وحید صالحی با کمک حمید سبحانی، امرالله طراح و مرتضی عابدی قضاوت خواهند کرد. برنامه دو بازی دیگر امروز به این ترتیب است؛
* خونهبهخونه مازندران – اکسین البرز (ساعت 14:45 – ورزشگاه هفتم تیر بابل)
داور: حسین زرگر، کمکها: هادی طوسی و محمدجواد مداح، داور چهارم: انور دورانی
* بادران تهران – نساجی مازندران (ساعت 15 – ورزشگاه اکباتان تهران)
داور: شاهین حاجبابایی، کمکها: اسد حاجمحمد و رضا قیم، داور چهارم: حسین زمانی
مهاجرت ها به خارج از کشور ادامه دارد کوچ نا تمام ورزشکاران
مهاجرت ها به خارج از کشور ادامه دارد
کوچ نا تمام ورزشکاران
موضوع مهاجرت هنرمندان، نخبگان علمی و اقتصادی و ورزشکاران به خارج از ایران، پدیده جدید و نوظهوری نیست و سال هاست که ادامه دارد. تنها تفاوت کوچ هنرمندان و بازیگران ،درجه دوم و سوم بودن آنهاست اما در دنیای ورزش و نخبه های علمی، متاسفانه شاهد کوچ افراد در سطح بالا هستیم. ورزشکارانی که با ملیت دیگری در مسابقات بینالمللی ظاهر میشوند و با پرچم کشور جدیدشان هموطنان سابق خود را در میادین ورزشی شکست میدهد. آخرین مهاجرت دو استعداد ژیمناستیک کشور «امین ارباب» و «مژگان تاجیک» بهانهای شد تا نگاهی بیاندازیم به مهاجران ورزش کشورمان در سال های اخیر.
کشتی
مهاجرت کشتیگیران ایرانی به کشور آذربایجان از ۵ سال پیش از سوی رسانهها منتشر شد. تا شاهد حضور ایرانیها آذریتبار در مسابقات بینالمللی باشیم. در رقابتهای المپیک ۲۰۱۶ نیز دو تن از ورزشکاران ایرانی با دوبنده آذربایجان پا داخل تشک گذاشتند. «سامان طهماسبی» کشتیگیر ایرانی تیم ملی آذربایجان در وزن ۸۵ کیلوگرم در مسابقات المپیک ریو با «حبیب اخلاقی»روبرو شد و شکست خورد تا ناکام از المپیک خداحافظی کند. طهماسبی بعد از آن گفت که از دنیای کشتی خداحافظی میکند. «صباح شریعتی» دیگر کشتیگیر ایرانی تیم ملی آذربایجان بود که در مسابقات المپیک ریو توانست به مدال برنز این مسابقات در وزن ۱۳۰ کیلوگرم دست پیدا کند. مهاجرت کشتی گیران ایرانی به آذربایجان به این دو اسم ختم نمیشود اما چون در میانه راه بازگشتند از آوردن اسمشان صرفنظر میکنیم.
تکواندو
بازار داغ مهاجرت در این رشته مدالآور بسیار داغ است. بعد از رفتن «رضا مهماندوست» پرافتخارترین مربی ایرانی با کلی شکوه و شکایت به تیم ملی آذربایجان، نقل و انتقالات و مهاجرت تکواندوکاران ایرانی به خارج از ایران قوت گرفت. مهماندوست پیش از المپیک لندن از جانب فدراسیون جهانی بهعنوان مربی جهان معرفی شد چون توانست برای اولین بار بعد از ۴۰ سال به قهرمانی کرهایها در جهان پایان دهد؛ اما بعدازآن در آستانه المپیک از سمت خود برکنار شد. به گفته مهماندوست او به فکر دریافت مطالباتش برای درمان فرزندش بود اما موفق به وصول حقوقش نشد و فرزند خود را از دست داد. مسئول فدراسیون تکواندو بارها وی را متهم به انتقال تکواندوکاران ایرانی به این کشور کردند؛ اما مهماندوست بارها تأکید کرد که بازیکنان را تنها ازنظر فنی بررسی میکند و در این نقل و انتقالات نقشی ندارد. سینا بهرامی، سهیلا سیاحی، پریسا کفایی، احمد محمدی ازجمله ورزشکاران ایرانی هستند که در آذربایجان فعال هستند. میلاد بیگی توانست در مسابقات المپیک ریو هموطنش «مهدی خدابخشی» را شکست دهد و به مرحله نیمهنهایی برود. «راحله آسمانی» نیز یکی دیگر از تکواندوکاران ایرانی ست که رفتن را به ماندن ترجیح داد. گفته میشد آسمانی قرار است در تیم پناهندگان باشد و با پرچم کمیته ملی المپیک به میدان بیاید اما بعدازآن خبر رسید که او یکی از اعضای کاروان تیم بلژیک شده است. بااینحال آسمانی نتوانست در المپیک مدال کسب کند. این در حالی است که تیم ملی تکواندو ایران توانست با درخشش کیمیا علیزاده اولین مدال المپیک تاریخ بانوان ایران را به خود اختصاص دهد.
شطرنج
در دسامبر سال گذشته به یک باره در رتبهبندی اعلامشده از سوی فدراسیون جهانی شطرنج نام «الشن مرادی» استاد بزرگ ایرانی از رتبهبندی شطرنجبازان ایران خارج شد. این شطرنجباز ایرانی که تا ماقبل از آن در فهرست شطرنجبازان ایرانی قرار داشت. بهیکباره از ماه دسامبر در زیر پرچم فدراسیون جهانی شطرنج (فیده) قرار گرفت. معمولاً شطرنجبازانی که میخواهند تغییر تابعیت بدهند زیر پرچم فیده میروند و بعد از گرفتن تابعیت جدید در لیست شطرنجبازان انتقالی قرار میگیرند. مرادی باگذشت یک سال همچنان در رتبهبندی جهانی زیر پرچم فیده قرار دارد.
جودو
«وحید سرلک» نیز ازجمله ورزشکارانی ست که درزمانی از بهترینهای وزن خود بود اما به دلیل اختلافات مالی با فدراسیون لباس تیم ملی ایران را از تن درآورد. او که از قبل از تیم ملی آلمان پیشنهاد داشت درنهایت به آلمان پناهنده شد تا بالباس تیم ملی این کشور به میدان برود.
قایقرانی
مینا علیزاده ملیپوش قایقرانی کشورمان در سال ۲۰۰۹ به همراه تیم ملی کشورمان در مسابقات جهانی دراگون بت جمهوری چک شرکت کرده بود که بهیکباره اردوی تیم ملی را رها کرد و به آلمان پناهنده شد. شروین پاکدلان دیگر قایقران تیم ملی نیز در بعد از پایان مسابقات تیم ملی باوجوداینکه از گیت فرودگاه گذر کرده بود دوباره بازگشت و به این کشور پناهنده شد. بعدازآن مشخص شد که این کار درخواست خانواده مادری وی بوده است. درنهایت این قصه با اخراج مربی تیم ملی به دلیل کوتاهی از مسئولیت خود تمام شد.
ژیمناستیک
احسان خدادادی درباره رفتنش به ترکیه گفت: «۱۰ سال عضو تیم ملی ژیمناستیک بودم و دو سال کاپیتانی تیم ملی را بر عهده داشتم اما متأسفانه سرمربی تیم ملی ژیمناستیک با زدن انگ بیاخلاقی و اینکه مشکل اخلاقی دارم و در اردوی اوکراین بهجای حضور در تمرینات و گوش دادن به حرف مربیان دنبال کارهای شخصی خود بودم، بهراحتی با آبروی من بازی کرد و ایمان خاموشی را که شاگردش و جزو ذخیرههای تیم ملی بود دربازیهای آسیایی اینچئون جایگزین من کرد!» محمد رمضان پور نیز یکی دیگر از استعدادهای ژیمناستیک بود که راهی دانمارک شد./مجله مهر
مهاجرت ورزشکاران آسیب بزرگی برای کشور است
مهاجرت ورزشکاران آسیب بزرگی برای
کشور است
به گزارش خبرگزاری مهر، سیدکاظم دلخوش اباتری با اشاره به مهاجرت برخی از ورزشکاران و قهرمانان و حضور در تیم های ملی سایر کشورهای دنیا، گفت: هزینههای بسیاری در داخل کشور برای پرورش ورزشکاران و دستیابی آنها به رتبههای برتر و کسب مدال در میادین بینالمللی میشود ولی متاسفانه برخی از این افراد به دلایل مختلف از کشور خارج میشوند که آسیب بزرگی برای کشور بهحساب میآید.
نماینده مردم صومعهسرا در مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه مسئولان باید تلاش کنند ورزشکاران جایگاه واقعی یک قهرمان را کسب کنند، اظهار کرد: نباید ورزشکاران و قهرمانان با بیمهری مواجه شوند زیرا این افراد سرمایههای عرصه ورزش حرفهای کشور محسوب میشوند.
وی ضمن تاکید بر اینکه باید بودجه مناسبی برای عرصه ورزش در نظر گرفته شود تا بتوان با فراهم کردن زیرساختها، امکانات مناسبی برای قهرمانان تیم های ملی ارائه کرد، ادامه داد: متاسفانه برخی از ورزشکاران دغدغه های مختلفی مانند تامین امور مالی و غیره دارند که باید به رفع آنها توجه شود.
دلخوش اباتری با اشاره به اینکه متاسفانه مسابقات بینالمللی نیز از دیگر عوامل مهاجرت برخی از ورزشکاران و قهرمانان است، تصریح کرد: درسال های اخیر برخی از افراد همراه با تیمهای ملی به خارج از کشور سفر کردند ولی در بازگشت همراه تیم به ایران نیامدند که عوامل خارج از کشور در این خصوص تاثیرگذار است؛ البته برخی از این چهرهها بعد مدتی پشیمان شده و به کشور بازگشتند.
نماینده مردم صومعهسرا در مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه برخوردهای سلیقهای برخی از مدیران در حوزه ورزش زمینه دلسردی ورزشکاران و قهرمانان را ایجاد میکند، به خانه ملت خاطرنشان کرد: جوانان روحیهای مقاوم و تلاشگر دارند؛ از این رو باید با تربیت و پرورش صحیح موجب رشد بیشتر آنها در عرصههای مختلف شد و نباید با اعمال نظرهای شخصی در اموری همچون ورزش زمینه ناامیدی را برایشان ایجاد کرد.
استانداران کرمان از سال 1300 تا 1394 شمسی
استانداران کرمان
از سال 1300 تا 1394 شمسی
اسماعیل مرآت
1316 شمسی
«اسماعیل مرآت، فرزند مرآت الممالک از مدیران وزارت مالیه، متولد 1270 ش. است. پس از انجام تحصیلات مقدماتى و متوسطه در 1290 ش. از طرف دولت به اروپا اعزام شد و در دانشسراى پلوا در رشته ریاضى ادامه تحصیل داد و درجه لیسانس گرفت. پس از مراجعت از اروپا مدتى در دارالفنون ریاضیات و فیزیک تدریس مىکرد و بعد ناظم و معاون دارالعلمین مرکزى شد. از 1300 در وزارت فرهنگ مشاغل تعلیماتى داشت.
در 1307 ش. که اولین دسته از محصلین ایرانى از طرف دولت عازم اروپا شدند، مرآت با سمت معاون سرپرستى و رئیس امور مالى و ادارى به فرانسه عزیمت نمود و تا 1314 با جدیت و مراقبت در کار دانشجویان نظارت داشت. در این سال به ریاست تعلیمات عالیه منصوب شد سپس به حکومت کرمان (1316 ش.) رفت.
در 1317 که على اصغر حکمت از وزارت فرهنگ برکنار شد، مرآت به کفالت آن وزارتخانه تعیین گردید و یک سال بعد وزیر فرهنگ شد و این سمت را در کابینههاى متین دفترى و على منصور عهدهدار بود. مرآت در دوران وزارت فرهنگ دست به اقدامات تازهاى زد. چون خود تحصیلکردهى فرانسه بود، برنامه مدارس متوسطه آن کشور را در ایران پیاده کرد و چندین باب مدرسه در تهران و شهرستانها بنا نمود و چند کتب علمى و ادبى تهیه و تدریس آن را در مدارس ایران اجبارى کرد.
اسمعیل مرآت پس از شهریور 20 چند روزى در کابینه ذکاءالملک فروغى وزیر فرهنگ بود، بعد به وزارت بهدارى منصوب شد و پس از آن نماینده فرهنگى ایران در امریکا شد و در سال 1328 در آنجا فوت نمود. مدفن وى در باغچهى علیجان واقع در شهر رى است. وى از رجال دانشمندان و پرکار و از فرهنگ دوستان جدى ایران به شمار مىرود (1).
در مورد استانداری اسماعیل مرآت در کرمان آمده است:
«در خرداد ماه سال 1496 [1316 ش.] آقای اسماعیل مرآت که تحصیلکرده فرانسه و معلومات فرهنگی داشت، به حکومتی کرمان تعیین و به این شهر آمد، مورد استقبال قرار گرفت. در زمان حکومت این ایالت تغییراتی در همه شئون کشور پدید آمد، از آن جمله شهرهای ایران که سابق به چهار ایالت آذربایجان و خراسان و شیراز و کرمان و بلوچستان، در سال 2496 [1316 ش.] ایران به ده استان تقسیم شد و استان هشتم کرمان بود (2)و شخص ایالت کرمان که والی هم به او میگفتند، از این تاریخ بعد به نام استاندار نامیده شدو همچنین اداره مالیه به دارایی، نظمیه [به] شهربانی، کمیسر [به] کلانتری، عدلیه [به] دادگستری، بارکه مدعیالعموم [به] دادسرا، بلدیه [به] شهرداری، صحیه [به] بهداری، معارف [به] فرهنگ، طرق و شوارع [به] راه و ترابری، قشون [به] ستاد، صاحب منصب [به] افسر، وکیلباشی [به] گروهبان، پلیس [به] پاسبان و خلاصه تمامی اسامی عربی به فارسی تبدیل گردید و حتی دستور داده شد شرکتها و بازرگانان و کسبه نباید اسمهای انگلیسی یا عربی روی تابلو یا محل کسب بگذارند …» (3).
پی نوشتها:
(1) ـ عاقلی، باقر: شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران، ج 3، ص 1406 و 1407.
(2) ـ از اواسط سلطنت ناصرالدین شاه قاجار، ایران شامل 4 ایالت مطرح و 32 ولایت بود.چهار ایالت شامل: 1ـ ایالت آذربایجان 2ـ ایالت خراسان و سیستان 3ـ ایالت فارس 4ـ ایالت کرمان و بلوچستان بودند. البته باید به این نکته اشاره نمایم که منظور از ایالت کرمان، استان کرمان فعلی نیست، بلکه در آن دوران، ایالت کرمان و مُکران، شامل استان فعلی کرمان، استان هرمزگان و قسمتهایی از استان سیستان و بلوچستان بود. در دوره حکومت پهلوی، این تقسیمبندی تغییر نمود و «ایالت» به «استان» تغییر نام یافتند و استان کرمان، یا همان «استان هشتم» تشکیل گردید. بدین صورت که در زمان رضاشاه (19 دی 1316) با اصلاح قانون تقسیمات کشوری و براساس ماده یک آن، کشور ایران مطابق نقشه و صورت ضمیمه به ۱۰ استان و ۴۹ شهرستان تقسیم شد. استان یکم شامل شهرستانهای: زنجان، قزوین، ساوه، سلطانآباد (اراک)، رشت، شهسوار (تنکابن). استان دوم شامل شهرستانهای: قم، کاشان، تهران، سمنان، ساری، گرگان. استان سوم شامل شهرستانهای: اردبیل و تبریز. استان چهارم شامل شهرستانهای: خوی، رضائیه (ارومیه)، مهاباد، مراغه، بیجار. استان پنجم شامل شهرستانهای: ایلام شاهآباد (اسلام آباد غرب)، کرمانشاهان، سنندج، ملایر، همدان. استان ششم شامل شهرستانهای: خرمآباد، گلپایگان، اهواز، خرمشهر. استان هفتم شامل شهرستانهای: بهبهان، شیراز، بوشهر، فسا، آباده، لار. استان هشتم شامل شهرستانهای: کرمان، بم، بندرعباس، خاش، زابل. استان نهم شامل شهرستانهای: بیرجند، تربتحیدریه، مشهد، قوچان، بجنورد، گناباد، سبزوار، جویمند. استان دهم شامل شهرستانهای: اصفهان و یزد.
(3) ـ همت، محمود: کرمان؛ شهر شش دروازه، ص 134.
رهی معیری
محمدحسن «بیوک» معیری در تاریخ ۱۰ اردیبهشت ۱۲۸۸ خورشیدی در تهران به دنیا آمد.وی تخلص «رهی» را برگزید. رهی از غزلسرایان معاصر ایران و از ترانهسرایان و تصنیفسرایان بهنام است. از ترانههای سروده شده توسط وی میتوان «شد خزان»، «شب جدایی»، «کاروان» و «مرغ حق» را نام برد. سعدی بیشترین تأثیر را در اشعار او گذاشته است.
رهی معیری فرزند محمدحسینخان مؤیدخلوت و نوه دوستعلیخان نظامالدوله بود. پدرش قبل از تولد رهی درگذشته بود. رهی معیری تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در تهران به پایان برد؛ آن گاه وارد خدمت دولتی شد و در مشاغلی چند خدمت کرد. از سال ۱۳۲۲ به ریاست کل انتشارات و تبلیغات وزارت پیشه و هنر (بعداً وزارت صنایع) منصوب گردید. پس از بازنشستگی در کتابخانه سلطنتی اشتغال داشت.
رهی از اوان کودکی به شعر و موسیقی و نقاشی دلبستگی فراوان داشت و در این هنرها بهرهای بسزا یافت. هفده سال بیش نداشت که اولین رباعی خود را سرود:
کاش امشبم آن شمع طرب می آمد/وین روز مفارقت به سر می آمد/آن لب که چو جان ماست دور از لب ماست/ای کاش که جان ما به لب می آمد
وی در آغاز شاعری، در انجمن ادبی حکیم نظامی که به ریاست وحید دستگردی تشکیل میشد، شرکت جست و از اعضای مؤثر و فعال آن بود و نیز در انجمن ادبی فرهنگستان از اعضای مؤسس و برجسته آن به شمار میرفت. وی همچنین در انجمن موسیقی ایران عضویت داشت. اشعار رهی در بیشتر روزنامهها و مجلات ادبی نشر یافت و آثار سیاسی، فکاهی و انتقادی او در روزنامه باباشمل و مجله تهران مصور چاپ میشد. در شعرهای فکاهی و انتقادی از نام مستعار «زاغچه»، «شاه پریون»، «گوشهگیر» و «حق گو» استفاده میکرد.
رهی معیری در سالهای آخر عمر در برنامه گلهای رنگارنگ رادیو، در انتخاب شعر با داوود پیرنیا همکاری داشت و پس از او نیز تا پایان زندگی آن برنامه را سرپرستی میکرد. رهی در همان سالها سفرهایی به خارج از ایران داشت از جمله: سفر به ترکیه در سال ۱۳۳۶، سفر به اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۳۳۷ برای شرکت در جشن انقلاب کبیر، سفر به ایتالیا و فرانسه در سال ۱۳۳۸ و دو بار سفر به افغانستان، یک بار در سال ۱۳۴۱ برای شرکت در مراسم یادبود نهصدمین سال درگذشت خواجه عبدالله انصاری و دیگر در سال ۱۳۴۵. عزیمت به انگلستان در سال ۱۳۴۶ برای عمل جراحی، آخرین سفر معیری بود.
رهی معیری در 24 آبان ماه سال ۱۳۴۷ خورشیدی در تهران براثر بیماریای که تاب و توان از وی گرفته بود در ۵۹ سالگی درگذشت و گورستان ظهیرالدوله شمیران مدفون گردید.
چهره درخشان کرمانی ها در دوران قاجار
چهره درخشان کرمانی ها
در دوران قاجار
جام جم آنلاین: کرمان دست کم چهار روشنفکر و شخصیت تاثیرگذار و فراموش نشدنی در تاریخ سیاسی دوره قاجار به ویژه زمان نهضت مشروطیت ملت ایران دارد که نوشته ها و اقداماتشان در بروز و پیروزی این نهضت قابل توجه و اعتناست: مجدالاسلام کرمانی، میرزا آقاخان کرمانی، میرزا رضای کرمانی و ناظم الاسلام کرمانی.
مجدالاسلام کرمانی یکی از مهم ترین روزنامه نگاران و مشروطه خواهان آگاه آن دوره است که تاملات تاریخی او در زمینه «خشونت در ایران» حاوی نکات تازه و جالب است. هسته سخن مجدالاسلام در کتاب ارزشمندش به نام «تاریخ انحطاط مجلس» صفحه 82 این است که از آستین خشونت، جز خشونت سر برنمی کشد و خشونت هم در ابتدایی ترین شکلش محصول جهل است و ناآگاهی.
به باور بیشتر پژوهشگران تاریخ اندیشه سیاسی در ایران، تاریخ معاصر ما با توازن و تعادل همراه نبوده و دوره تاریخ جدید ایران از قاجار تا به امروز، در گذرگاه های خشونت و افراط و تفریط شکل گرفته و ساخته شده است.
مجدالاسلام که خود گرفتار خشونت شده است در توصیف خشونت در ایران می نویسد: مردم وحشی و بیرحمی در ایران ما پیدا می شوند که از صدمه خوردن هم نوع خودش تفریح می کند.( همان،ص 291).
او سال ها در محله تجریش در تنهایی به کار نوشتن و روزنامه نگاری پرداخت و به سبب انتقاداتش از نظام خودکامه و خشونت طلب قاجاریه، بازداشت و در زندان کلات خراسان همبند «میرزا حسن رشدیه» موسس مدارس جدید در ایران، شد. اما با اراده مصمم توانست در دوره زندان «سفرنامه کلات» را بنویسد و نیز نگارش کتاب تاریخ انحطاط مجلس را به پایان ببرد.
مجدالاسلام در پایان همین کتاب می نویسد:تاریخ 29 شعبان از سال 1326(قمری) در قریه تجریش با نهایت خوف و وحشت از مراقبت خفیه نویسان درباری { دربار محمد علی شاه قاجار، دوره استبداد صغیر} به اختتام این کتاب موفق شدم. (همان،ص 295).
به جز مجدالاسلام کرمانی و نیز ناظم الاسلام کرمانی که «تاریخ بیداری ایرانیان» را نوشته ، یکی دیگر از شخصیت های مشروطه خواه و روشنفکر عرف گرای کرمان، میرزا آقاخان کرمانی است که در واپسین دهه عصر ناصری، با تکیه بر دیدگاهی نو در «تاریخ نویسی»، گام مهمی در تدوین تاریخ ایران برداشت.
او با نگارش کتاب «آیینه سکندری» سنت تاریخ نویسی در ایران را وارد مرحله تازه ای کرد که تا آن زمان ناشناخته بود و این کتاب، به باور مورخان اندیشه سیاسی، افزون بر این که گزارشی از تاریخ ایران از آغاز تا دوره اسلامی به دست می دهد، تاملی در مباحث تاریخ نویسی در ایران نیز هست.
از دیدگاه میرزا آقاخان، تاریخ نویسی امروز، «نه تاریخ رایج و متداول در مشرق» است که وقت خوانندگان را به «استماع قصه و افسانه» تلف می کند و هدفی جز «ریشخند و خوشامدگویی و بیهوده سرایی» ندارد، بلکه «تاریخ حقیقی مشتمل بر وقایع جوهری است تا محرک ترقی و تربیت ملت باشد».(آیینه سکندری، ص 8).
به اعتقاد او، این تاریخ، چونان «آیینه ای گیتی نما» است که « اسباب ظهور هر قدرت و شوکت و هر انقراض را در نظر آدمی می نمایاند» تا انسان را برای انجام کارهای بزرگ آماده کند و «جمعیت بشریه» را از افتادن در «مهالک موجوده» مانع شود. تاریخ به عنوان علم شناخت «اسباب ترقی و تنزل» هر ملتی و آگاهی هر قومی از سرگذشت نیاکان خود است و مهم ترین فایده آن عبارت است از شناختن گذشته برای اطلاع از «پیش آمد» حال و آینده.
میرزا آقاخان کرمانی می نویسد: «چنانچه هر کسی باید پدر راستین خود را بداند کیست و نسب اصلی او از کجاست، تاریخ قوم خود را نیز باید از روی معلومات جوهریه…کشف و تحصیل کند تا از نتایج و تاثیراتی که لازم این فن شریف است، بتواند بهره کافی برگیرد و الا از تاریخ دروغین و اساطیر بی اصل که مطابق واقع و حقیقت نیست چه فایده و تاثیر آید».( همان، ص 11 و 12).
به نظر میرزا آقاخان، در ایران، تاریخ نویسی مانند دیگر شئون فرهنگ و تمدن ایرانی در سراشیب انحطاط افتاده و ایرانیان در جهل به تاریخ باستان و میراث تاریخی کشور خود به سر می برند. او در آیینه سکندری صفحه 17 یادآور می شود که در نزد اهل ادب و دانشمندان، کسی از ایرانیان به عنوان مثال، نمی داند که « دخمه زردشت و فریدون و کیخسرو و کاووس» در کجا قرار داشته است و تحقیق در احوال هوشنگ و جاماسب و بزرگمهر، «نشان زندقه و الحاد و دلیل کفر است».
آقاخان در کتابش به روش تحلیلی و نیز تطبیقی به مهم ترین تحولات دوره های گوناگون تاریخی ایران و نیز به انحطاط ایران زمین و علل فلسفی آن اشاره می کند و به خوانندگانش «آگاهی ملی» می بخشد. از این رو بی جهت نیست که فریدون آدمیت در کتاب «اندیشه های میرزا آقاخان کرمانی» صفحه 2، به درستی، او را «بنیانگذار فلسفه تاریخ ایران و ویرانگر سنت های تاریخ نگاری، برجسته ترین مورخان ما در قرن پیش… و یکتا مورخ متفکر زمان خویش» نامیده است.
از سوی دیگر، میرزاآقاخان کرمانی نخستین نویسنده ای است که یکصد سال پیش، از «حقوق بشر» سخن گفته و ملت ایران را به آگاه شدن از حقوق اجتماعی و سیاسی اش دعوت کرده است.
او هدف از شعر و شاعری را تنویر افکار و تشویق مردم به «عبرت و غیرت و حب وطن و ملت» می داند و از شعرای ایران، فردوسی و شاهنامه (خردنامه اش) را می ستاید. زیرا «حب ملیت و جنسیت {نژاد} و شهامت و شجاعت را در طبایع ملت ایران القاء می کند».( ناظم الاسلام کرمانی، تاریخ بیداری ایرانیان ، ص222-8).
میرزا آقاخان کرمانی همچنین سال ها پیش از اعلان مشروطیت، در باره آزادی و «آزادی زنان» مطالبی گفته و نوشته است که بیشتر این نوشته ها در زمان مشروطیت و حتا سال ها پس از آن در ایران اجازه انتشار نیافت. از جمله نوشته است که « عالم انسانیت به سرحد کمال نخواهد رسید. مگر این که زنان نیز در جمیع امور و حقوق با مردان، مشترک و برابر باشند».( اندیشه های میرزا آقاخان کرمانی، ص 259).
بدیهی است که این نوع اندیشه ها و نوشته ها در جامعه آن روز ایران و حتا امروز خریدار نداشته و ندارد و دلایل و داستان آن، دراز دامن است و از بحث ما خارج. با این همه یکی از دلایل آن پایین بودن سطح آگاهی مردم و قشرهای مختلف جامعه استبداد زده است. دلیل دیگر آن به محتوای متون و نگرش و دیدگاه خاص متولیان مذهبی و رهبران سیاسی و سنتی ما برمی گردد که خود را در قوانین اساسی و مدنی و قضایی ایران آشکارا نشان داده است.
مشابه سخن میرزاآقاخان کرمانی، این سخن میرزا ملکم خان از دیگر روشنفکران و نویسندگان عصر ناصری و دوره مشروطیت است که در شماره هفتم روزنامه «قانون» آمده است: هیچ طرح ملی پیش نمی رود مگر به معاونت {کمک} زنها، زن های ایران باید ملائکه ترویج آدمیت باشند.
انتشار روزنامه قانون در سال 1268 خورشیدی حادثه بسیار مهمی بود که فکر «قانون خواهی» و بذر اندیشه مشروطیت را به زبانی ساده و موثر در اذهان و افکار نوجویان و مخالفان حکومت خودکامه قاجار به خصوص تجار، روحانیون و تحصیل کردگان وارد کرد.
حسن سلامی
شاعر بیداری
سید محمد هاشمی کرمانی فرزند مرحوم حاج سید باقر تبریزی از شعرای محقق و معروف بود. در سال 1279 شمسی در کرمان متولد شد و تحصیلات خود را در علوم قدیمه به پایان رسانید. در سال 1302 به ریاست مدرسه ملی به تهران آمد و پس از انقضای مدت نمایندگی به مدیریت روزنامه رسمی شاهنشاهی منصوب شد و بعد عهده دار ریاست چاپخانه مجلس شورای ملی گردید. روزنامه اتحاد ملی نیز به همت وی و برادرش سال ها چاپ و منتشر گردید. مرحوم هاشمی از شاعران و ادبای ارجمند کرمان به شمار می آید. صاحب کتاب الذریعه در بیش تر قسمت های تألیف خود به قول وی استناد جسته است. او تحقیقات مفصلی درباره کرمان کرده بود که متأسفانه موفق به چاپ آن ها نشد. تصحیح مزارات کرمان اثر محرابی کرمانی از آثار بازمانده اوست.
پدر وی از فقها و مدرسین زمان خود بود. پسر را از کودکی با ادبیات عرب و فقه و تاریخ و علوم اسلامی آشنا کرد. علاوه بر پدر، هاشمی نزد«جوادآقا» برادر بزرگ استاد احمد بهمنیار به تحصیل پرداخت. سپس به مشهد رفت و از حوزه درس ادیب نیشابوری نیز استفاده کرد. هنوز جوان بود که به حزب دموکرات پیوست.
در سال 1302 شمسی روزنامه بیداری را در کرمان تاسیس کرد. در این هنگام ریاست دبیرستان شهاب کرمان نیز با وی بود. کمی بعد ریاست انجمن شیر و خورشید سرخ نیز به او محول شد.
او زبان انگلیسی و ترکی را نیز تحصیل کرد. در سال 1320 هجری شمسی روزنامه اتحاد ملی را ناشر افکار حزب اتحاد ملی که خود دبیرش بود قرار داد. ریاست چند اداره از ادارات مجلس شورای ملی همچون«اداره تندنویسی، چاپخانه مجلس، صندوق تعاون کارمندان و اداره لغت نامه دهخدا به وی واگذار شد. در سال 1328 شمسی به نمایندگی مجلس سنا انتخاب شد.
او تحقیقات فراوانی در زمینه تاریخ کرمان کرد که قسمتی از آن ها مربوط به رجال کرمان بود که خود آن ها را «کرمانیان» نامید. مقدار زیادی ترجمه از عربی داشت. شوخی های علما، خلفا و سلاطین را گرد آورده بود. در زمینه جنگ های شیخی و بالاسری در کرمان مطالبی جمع کرده بود. تاریخ مذاهب را در کرمان نوشته بود. سخنان پادشاهان و اندرزهای ائمه و سایر بزرگان را فراهم آورده بود. کتابی در زمینه خواب داشت. به علاوه اشعار فراوانی نیز به عربی و فارسی از وی به یادگار مانده است.
غزل«غمزه بتان» از اوست؛ دل ربودند بتان از من و خونش کردند/من ندانم پس از آن واقعه چونش کردند/ وه پری چهره بتان این دل مجنون مرا/ به نگاهی بگرفتند و فسونش کردند/ بین چشم من و روی تو نظر بازی هاست/ دل چه کرده است درین بین که خونش کردند/ سر زلف تو به دل ها چه تعدی ها کرد/ بی جهت نیست پریشان و نگونش کردند/ بی طمع باش که آدم به چنان رتبت و قدر/ چون طمع کرد ز فردوس برونش کردند/ هاشمی عاجز و درمانده و بیچاره نبود/ لیک با غمزه بتان خوار و زبونش کردند
(ستارگان کرمان، بهزادی اندوهجردی،ص421-424)
چهره درخشان سید علی اکبر صنعتی
چهره درخشان
سید علی اکبر صنعتی
بخش 23
پرورشگاه صنعتی کرمان که به همت حاج اکبر صنعتی در سال 1295 تاسیس شده، بزرگانی را در دامان خود پرورده است. یکی از این بزرگان«سیدعلی اکبر صنعتی» است. سید علی اکبر صنعتی نقاش و مجسمه ساز معروف ایران است. کتاب«چهره های درخشان» نوشته حبیب یوسف زاده به روایت زندگی این هنرمند شهیر پرداخته است؛
استاد مرا به خوردن ناهار دعوت کردند و با خنده گفتند: امروز را غذای ساده بخورید. این جا ده است آقا! امکان پذیرایی مختصر است.
عرض کردم:از سرمن هم زیاد است استاد!
بعد از ناهار گفتند:دوست داری با هم کمی در باغ قدم بزنیم؟ گوشه باغ چند درخت انگور نشانده ام، امسال حسابی به ثمر رسیده به یک بار دیدنش می ارزد.
پای درختان انگور که رسیدیم، استاد هرچند وقت با خوشحالی خوشه سنگین از انگوری را به دست می گرفتند و بعد شروع به تعریف از انگورها می کردند. می گفتند:هرکدام از این خوشه های انگور، مثال یک تابلوی نقاشی من برایم عزیز است. پای آن ها خیلی زحمت کشیده ام. آدم وقتی دیگر قادر نباشد نقاشی کند، باید متوسل به تماشای نقاشی های عالم خلقت شود. هر طرف را که نگاه کنی، بی شمار تابلوهای زیبای اعجاب برانگیز می بینی.
زمان برگشتن نزد بی بی نزدیک می شد. خدمت استاد عرض کردم، بی بی در قدمگاه نیشابور تنهاست، باید هرچه زودتر نزد او برگردم. گفتند:عجب آقا! دیر آمده اید، زود هم می خواهید بروید؟
گفتم:خدا می داند استاد! اگر مادرم منتظر نبود، گستاخی می کردم و وقت شریف تان را بیشتر می گرفتم. گفتند:حق با شماست، رعایت حق مادر واجب تر است.
بعد به مستخدم دستور دادند، جعبه ای انگور برایم تدارک ببیند. جعبه انگور که مهیا شد، گفتند:این را هم از قول من به مادرتان هدیه بدهید. حوالی عصر بود که از استاد جدا شدم. تا دم در باغ بدرقه ام کردند. به راه باریک روستای حسین آباد که افتادم، مثل پر کاهی سرگردان در هوا و زمین، بی هدف قدم برمی داشتم. از یک طرف خیلی خوشحال بودم و از طرف دیگر دلم پر از غصه و اندوه شده بود. احساس می کردم باید این آخرین دیدار از استادم باشد. حتم داشتم که من دیگر سعادت دیدار دوباره استاد را نخواهم یافت، چندان که نیافتم.»
روزی سیدعلی اکبر شنید که نمایشگاهی در سفارت آلمان برپا شده است و به همراه استاد طاهرزاده بهزاد به دیدن آن رفت. نمایشگاه نقاشی های آلبرت هونمان بود. سید تا آن زمان بیش تر با رنگ و روغن کار کرده بود و کار با آبرنگ را چندان جدی نگرفته بود.
«تماشای آبرنگ های این هنرمند مرا شیفته و دلباخته آبرنگ کرد. احساس می کردم با نقاشی روبه رو نیستم، با خود طبیعت طرف هستم. با همان سایه روشن ها، لطافت سبزه ها، تردی و شکنندگی گیاهان، روانی آبی رودها و جویبارها».
سیدعلی اکبر همان جا با نقاش آلمانی طرح دوستی ریخت. او می گفت هفتاد سال با آبرنگ کار کرده است. عاشق طبیعت ایران بود. می گفت:«ایران شما آن قدر درخشان و پرآفتاب است که آدم هر ساعت از روز، خودش را در برابر تولد رنگی تازه می بیند.»
بعد از نمایشگاه، ارتباط سید با هونمان بیشتر شد. تا جایی که حدود شش ماه، عصرها بعد از تعطیل شدن کلاس های مدرسه، به خانه او می رفت و تعلیم آبرنگ می گرفت. اولین روزی که سیدعلی اکبر به خانه هنرمند آلمانی پا گذاشت، فکر نمی کرد که او اتاقش را به سبک و سلیقه ایرانیان تزیین کرده باشد و به جای مبل و صندلی، کف اتاق جاجیم و گلیم های ایرانی انداخته باشد.
سازمان دیدهبان شفافیت و عدالت از واگذاری املاک نجومی
شهرداری تهران گزارش داد
واگذاری خانه به مدیران ارشد به اسم افراد کمدرآمد
خبرآنلاین نوشت: در گزارشی که احمد توکلی، رییس سازمان دیدهبان شفافیت و عدالت و نماینده سابق مردم تهران در مجلس از پرونده واگذاری املاک و مستغلات شهرداری منتشر کرده به «واگذاری خانه به برخی مدیران ارشد در نیاوران و ولنجک به اسم افراد کمدرآمد» اشاره شده است.
در ابتدای این گزارش آمده شهردار تهران در تاریخ 11/06/1395 طی تماس تلفنی با رئیس هیئتمدیره سازمان مردمنهاد دیدهبان شفافیت و عدالت، اطلاع داد که قصد دارد از این سازمان بهعنوان نماینده افکار عمومی بخواهد که مستقلاً موضوع را بررسی کند و نتایج را به اطلاع عموم برساند. وی به رئیس هیئتمدیره دیدهبان شفافیت و عدالت گفت «مدیونی اگر به من رحم کنی». سپس نامه دفتر شهردار در طرح این درخواست، خطاب به رئیس هیئتمدیره دیدهبان در روز 12/06/95 در رسانهها منتشر شد. هیئتمدیره دیدهبان، تصمیم گرفت تا بررسی را با تشکیل یک هیئت 5 نفره از خبرگان حسابرسی، بازرسی و امور تعاونیها، آغاز کند. موضوع بررسی صرفاً رسیدگی به صحت اطلاعات فهرست مذکور، ارزیابی نحوه واگذاریها طی 1387 تا 1395 از حیث قانون، دین و انصاف و کشف تخلفات و جرائم احتمالی و شفافسازی درباره فساد مطرحشده بود. این مأموریت هیچیک از اقدامات دیگر شهرداری تهران را، مثبت یا منفی، قبل، حین و بعدازاین ماجرا، در برنمیگیرد.
واگذاری به مدیران ارشد به اسم افراد کمدرآمد
در بخشی از این گزارش آمده است: «از مواردی که مدیران شهرداری در واگذاریها بدان استناد میکنند، ماده (2) قانون ساماندهی و حمایت از تولید و عرضه مسکن (مصوب 25/2/87) و ماده 4 قانون نحوه ایجاد تسهیلات رفاهی برای کارکنان دولت که کلاً درباره واگذاری زمین است و برای «حمایت از تولید و عرضه مسکن برای گروههای کمدرآمد» و «آنان که فاقد زمین یا خانه هستند» نه واگذاری آپارتمان و خانه در ولنجک، نیاوران و آجودانیه به مدیران ارشد در شهرداری و بیرون آن!»
واگذاریها تا سال 90 با دستور مستقیم قالیباف
و همچنین «واگذاریها به دو صورت انجامشده است: تا سال 1390 با دستور مستقیم شهردار تهران و از طریق ستاد ساماندهی امور مسکن، با انعقاد قرارداد بین سازمان املاک و مستغلات و اشخاص متقاضی انجامشده است. پس از آن، چون به این نکته توجه شد که واگذاری مستقیم، تخلف از دستورالعمل ابلاغی است، واگذاریهای پیشگفته به شکل صوری از طریق دو تعاونی خاص منابع انسانی و حمایتی مدیران انجام میشده است. واگذاریهای موصوف از طریق دو شرکت تعاونی منابع انسانی و حمایتی مدیران، صوری بوده است و در اصل، همان واگذاری به افراد است، به همین دلیل تمامی آنها ازنظر قانونی ناموجه است.»
خلاصهای از این گزارش را در ادامه به نقل از خبرآنلاین بخوانید:
صوری بودن نقش این دو تعاونی، بدین شکل قابل توضیح است: هر متقاضی درخواستش را به ستاد ساماندهی میفرستاد. ستاد، زمین یا آپارتمان یا خانه ویلایی را برای واگذاری به فرد متقاضی در نظر گرفته ارزش فروش ملک، میزان تخفیف، مقدار پرداخت نقدی، تعداد اقساط و مدت تقسیط را تعیین و تصویب میکرده است. سپس به فرد مذکور بهطور شفاهی اعلام میشده که دریکی از شرکتهای تعاونی موردنظر، عضو شود و اقدام به خرید سهام مشخصشده کند. در مرحله بعد، مصوبه ستاد با تعیین پلاک ثبتی ملک قابلواگذاری، برای اجرا به سازمان املاک و مستغلات شهرداری که مدیرعامل آن، عضو ستاد است ابلاغ میشد. سازمان املاک طی قراردادی، ملک موردنظر را با اعمال تخفیف در قیمتی که توسط کارشناس رسمی دادگستری معلوم شده بود، به شرکت تعاونی میفروخت. (البته سند ملک به تعاونی منتقل نمیشد بلکه پس از انجام این مراحل، مستقیماً به متقاضی منتقل میگردید) متعاقباً شرکت تعاونی بر اساس شرایط تعیینشدۀ ستاد در صورتجلسه رسمی، شامل قیمت کارشناسی، میزان تخفیف، مقدار پرداخت نقدی، تعداد اقساط و دوره تقسیط، ملک را به متقاضی واگذار میکرد.
با انعقاد قرارداد بین شرکت تعاونی و شخص متقاضی، تعاونی پس از کسر 5 درصد از آورده نقدی متقاضی تحت عنوان «قدرالسهم» برای خود، باقی را بهحساب سازمان املاک واریز میکرد. چنانچه چکهای اقساط، همگی در سررسید پرداخت میشد، تعاونی بلافاصله طی مکاتبهای، از سازمان املاک و مستغلات درخواست انتقال سند و حضور نماینده سازمان املاک و مستغلات در دفترخانه اسناد رسمی با حضور نماینده سازمان املاک در دفترخانه، معامله واقعی بین او و فرد متقاضی شکل میگرفت! یعنی تعاونی، ملکی را که ستاد معین کرده بود، باقیمتی که بهظاهر از سازمان املاک مستغلات خریده، با شرایطی که به او ابلاغشده، به متقاضی معلوم شده از طرف ستاد میفروشد و بهجای آنکه سند به نام شرکت تعاونی زدهشده باشد و بهتبع، خودش به دفترخانه برود و سند را به نام خریدار بزند، از مالک واقعی (سازمان املاک و مستغلات شهرداری) میخواهد تا به دفترخانه برود و سند را به نام متقاضی کند و بهجای آنکه طرف معامله باشد و سود ببرد، واسطهگری میکند و قدرالسهم میگیرد! با این توضیحات، واضح است که این همان واگذاری مستقیم است که تعاونی بهعنوان واسطه عمل میکند و حقالعمل را نیز به اسم قدرالسهم دریافت میکند. درواقع، واگذاری از طریق تعاونیها، همان واگذاری مستقیم به افراد است به اسم تعاونی، به همین دلیل حکم چنین واگذاریهایی، همان حکم واگذاری مستقیم خواهد بود.
از فهرست 180 نفره منتشرشده، آنچه برای دیدهبان محرز شده 108 واگذاری است که طی آنها 110 ملک به 122 نفر منتقل میگردد. علت اختلاف ارقام این است که در مواردی، دو ملک در یک واگذاری، یا یک ملک به چند نفر واگذارشده است. تنها دو مورد از واگذاریها زمین بوده است. (یکی به مساحت 463 مترمربع به دو نفر و دیگری به مساحت 330 مترمربع به چهار نفر که کمتر از 2 درصد واگذاریهای مورد رسیدگی است) در بقیه موارد (98 درصد باقیمانده)، آپارتمان و خانه ویلایی به افراد واگذارشده است. تقریباً تمامی املاک واگذارشده در مناطق عمدتاً مرفه نشین شمال و شمال غرب تهران (مناطق 1، 2، 3، 22) واقعشده است.
مساحت کل املاک واگذارشده 17018 مترمربع بوده است. ارزش فروش تمام 108 واگذاری درمجموع به قیمت کارشناسی 82.5 میلیارد تومان (825،116،408،485 ریال) و کل تخفیف دادهشده 24.3 میلیارد تومان (242.957.041.887 ریال) بوده است. همچنین کوشش شد تا به کمک اتحادیه املاک تهران، قیمت روز املاک واگذارشده به دست آید، ولی مقدور نشد.
درباره مصوبه شورا که اختیار تهیه، ابلاغ و اجرای دستورالعمل را یکجا به شهرداری سپرد، باید گفت قانون یکی از صلاحیتهای شوراهای شهر را «تصویب آئیننامههای پیشنهادی شهرداری» دانسته است. بر اساس این حکم، شهرداری نمیتواند رأساً نسبت به تصویب آییننامهای اقدام کند که استقلالاً موجد حق و تکلیف و متضمن انتقال و واگذاری اموال عمومی در اختیار شهرداری باشد و الزاماً باید آییننامههای موردنیاز با این ویژگی را تهیهکرده، به شورای شهر پیشنهاد دهد و تنها شورای شهر، صلاحیت تصویب آییننامههای مذکور را دارد.
با دلایل متعدد حقوقی مشخص شد که مصوبه شورای شهر مبنی بر تفویض اختیار در این مورد (یعنی تصویب دستورالعمل مذکور در بند 1 بالا توسط شهرداری) خارج از صلاحیت شورا و مغایر قانون بوده است. البته وقتی مصوبه شورا پس از طی مراحل قانونی، ابلاغشده باشد (که در این مورد چنین بوده است) اجرای آن، وظیفه شهرداری است ولی این امر اولاً منافاتی با خلاف قانون دانستن چنین مصوبهای ندارد؛ ثانیاً رافع مسئولیت شهرداری در محتوای آن نخواهد بود؛ بدین معنا که در نوشتن دستورالعمل باید قانون و مقررات را رعایت کند و ثالثاً با عنایت به مبنای غیرقانونی آن، امکان ایجاد حق مکتسبه نداشته و اموال واگذارشدۀ ناشی از آن، لازمالاسترداد است و باید برگردانده شود.
مدیر امور آب و فاضلاب جیرفت عنوان کرد پیشرفت 80 درصدی طرح انتقال آب به جبالبارز
مدیر امور آب و فاضلاب جیرفت عنوان کرد
پیشرفت 80 درصدی طرح انتقال آب به جبالبارز
مدیر امور آب و فاضلاب شهرستان جیرفت از پیشرفت 80 درصدی طرح انتقال آب به جبالبارز خبر داد و ابراز امیدواری کرد که با تأمین اعتبار مالی، این طرح تا پایان سال به بهرهبرداری برسد. اکبر مشایخی این موضوع را در دیدار با امامجمعه جبالبارز مطرح کرد. وی همچنین بابیان مسائل و موارد مربوط به وضعیت آب شهر جبالبارز و مضرات استفاده از انشعابات غیرمجاز و هدرروی آب، از امامجمعه جبالبارز خواست در خطبههای نماز جمعه توجه نمازگزاران را به این موارد جلب کند و شهروندان را به رعایت الگوی مصرف و پرهیز از اسراف دعوت نماید.
برطرف شدن 1200 فقره حوادث انشعابات و شبکه آبرسانی
آب و فاضلاب جیرفت همچنین میزبان دومین جلسه هماندیشی شورای مدیران شرکت آب و فاضلاب استان کرمان با حضور طاهری رییس هیأت مدیره و مدیرعامل شرکت آبفای کرمان، معاونین، مدیران عامل شرکت آبفای شهرستان سیرجان و رفسنجان، مدیران و روسای امورات و ادارات تابعه بود که در دلفارد برگزار شد. در حاشیه این جلسه، اکبر مشایخی، مدیر امور آب و فاضلاب شهرستان جیرفت در جمع خبرنگاران به گزارشی کوتاه از عملکرد این اداره پرداخت. وی گفت: «طی شش ماه نخست سال جاری 1227 فقره حوادث انشعابات و شبکه شامل حوادث انشعابات (670 فقره) ،حوادث شبکه اصلی (187 فقره) و حوادث شبکه فرعی (377 فقره) در شهرستان جیرفت برطرف شد. حوادث ذکرشده در شهرهای بلوک (77)، جبالبارز (30)، جیرفت (1071) و ساردوئیه (56) فقره توسط واحد اتفاقات رفع شد.» وی افزود: «در این مدت همچنین 8 فقره حوادث خطوط انتقال در شهرهای بلوک، جیرفت و ساردوئیه برطرف شد.»
بررسی 1800 نمونه آب شرب در آزمایشگاه
او همچنین گفت که « طی شش ماه نخست سال جاری، 1800 نمونه آزمایش آب شرب شامل نمونههای شیمیایی و میکروبیولوژی در آزمایشگاه آبفای جیرفت انجام شد و کیفیت آب شرب در حد مطلوب است.» شهرهای جنوبی استان شامل جیرفت و توابع، کهنوج و توابع و عنبرآباد تحت پوشش آزمایشگاه آبفای جیرفت هستند.
تعویض 400 کنتور خراب
مشایخی اضافه کرد: «بهمنظور کاهش آب بدون درآمد و همچنین جلوگیری از پرت آب و دقت در تعیین مصارف مشترکین از ابتدای سال جاری تا پایان شهریور ، 412 دستگاه کنتور خراب در شهرستان جیرفت تعویض شد. این تعداد کنتور خراب در شهرهای بلوک (4) ،جبالبارز (9)، جیرفت (341) و ساردوئیه (73) دستگاه تعویض شد.» واگذاری 342 فقره انشعاب آب در شهرهای بلوک (3) ،جبالبارز (8)، جیرفت (295) و ساردوئیه (36)، دوره آموزشی طرز کلرزنی آب ویژه واحدهای بهداشت امورات و ادارات آبفای شهرستانهای جنوب استان و برگزاری جلسه حلقه صالحین در امور آبفای جیرفت با محوریت پاسخ به شبهات موجود در رابطه با زندگانی، قیام و شهادت امام حسین(ع) بهصورت سؤال و جواب و بحث و گفت گو از دیگر اقدامات آب و فاضلاب جیرفت بود که رییس این اداره به آنها اشاره کرد.
محمدرضا عارف: محافظه کار نیستم
محمدرضا عارف:
محافظه کار نیستم
ایسنا نوشت: محمدرضا عارف که برای آیین گشایش انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علم و صنعت در این دانشگاه حضور داشت به پرسش دانشجویان نیز پاسخ داد. یکی از دانشجویان با اشاره به مسأله بازداشت یاشار سلطانی خطاب به عارف، گفت: حداقل انتظار ما این است که شما در این مورد هم موضعگیری داشته باشید که عارف در پاسخ به این سؤال مطرحشده، اظهار کرد: «امروز نسبت به سال ۹۲ و ۹۴ مصونیت دارم. بحث محافظهکاری نیست. بحث مؤثر بودن است.
پیش از این بهعنوان شهروند صحبت میکردم اما امروز نماینده مجلس هستم و از سازوکار قانونی باید این موضوعات را پیگیری کنیم.» نماینده مردم تهران در مجلس، افزود: «شما دانشجویان دنبال حل مسائل هستید. اما باید با سازوکار قانونی حل مسائل را پیگیری کرد.» عارف افزود: «مگر مسأله ممنوعالتصویری را پیگیری نکردهام؟» در این هنگام یکی از دانشجویان با صدای بلند گفت شما باید به افکار عمومی پاسخ دهید و عارف هم در جواب گفت وظیفه ما پیگیری است که انشاءالله حل میشود و ما امیدواریم که حل شود. نماینده مردم تهران در مجلس در پاسخ به سؤال دیگری مبنی بر اینکه شما با رأی میلیونی مردم به مجلس راه یافتید اما روند فراکسیون امید جای بحث ندارد؟ مردم از شما مطالبه دارند. در پنج ماهی که در مجلس بودید چرا نطق یا تذکری نداشتید و اکنون درباره نرگس محمدی میگویید نامه تعدادی از نمایندگان مادرانه بوده است؟ در مورد عملکرد وزارت علوم چه پاسخی دارید؟
عارف در پاسخ به سؤالات مطرحشده، اظهار کرد: «در جریان شکلگیری ائتلاف امید و پسازآن فراکسیون امید مهمترین برنامه ما انسجامبخشی به این فراکسیون بود و بهتدریج اعضای فراکسیون با موضوعات آشنا شدند و نسبت به یکدیگر شناخت پیدا کردند، بهعنوانمثال در انتخابات هیأت رئیسه مجلس پنج نفر از اعضا رأی آوردند.» وی با اشاره به دستور کار بودن انتخاب نظّار برای شوراهای عالی، گفت: «در کمیسیون ماده ۱۰ احزاب که دو نماینده از مجلس باید انتخاب شوند هر دو نفر از فراکسیون امید بودند. همچنین در ناظرین مجلس در هیأت مرکزی نظارت بر انتخابات شوراها سه نفر از فراکسیون امید توانستند رأی بیاورند.» وی افزود: «تمامی این مسائل به زمان نیاز دارد که باید برنامهریزی شود. اما در مورد نطقهای بین دستور که گفتید در مجلس قرعهکشی انجام میشود و بنده نفر صد و نود و نهم هستم. هر وقت نوبتم شد نطق خواهم داشت.»
آیا پیروزی «هیلاری» خبر بدی برای ایران است؟
آیا پیروزی «هیلاری» خبر بدی برای ایران است؟
سعید جعفری- انتخاب
اگر سریال پر سروصدای «خانه پوشالی» را دیده باشید، هم ذات پنداری غریبی میان شخصیت «کلر هیل آندروود» و «هیلاری رودهام کلینتون» پیدا خواهید کرد. «کلر» در آن سریال تقریباً از مسیری مشابه هیلاری حرکت میکند. هرچند تا پایان فصلِ چهارمِ سریال، بانوی اول آمریکا، هنوز به جایگاه هیلاری کلینتون نرسیده اما جنس عملکرد، پستهایی که در آنها حضورداشته و پلیدی که «روبین رایت» (بازیگر نقش «کلر») بهخوبی در آن سریال به مخاطب نشان میدهد، نسخهای عجیب و شبیه به نامزد پیشروی انتخابات آمریکا را دارد. نامزدی که با بخت کمی بیشتر از رقیب دیوانهاش، از شانس بیشتری برای بازگشت دوباره به کاخ سفید برخوردار است.
سیاست خارجی کلینتون
اما هیلاریِ «حقهباز» و «شیاد» (به بیان دونالد ترامپ) در صورت پیروزی چه سیاست خارجی در پیش خواهد گرفت؟ آیا او نگاهی بهتر به ایران در مقایسه با رقیب ظاهراً جمهوریخواهش خواهد داشت؟ هیلاری کلینتون برعکس دونالد ترامپ جهانبینی منظمی از سیاست خارجی ایده آل خود دارد و با بهرهگیری از تجربه ۴ ساله حضور در وزارت خارجه آمریکا (که البته میتوان آن را یکی از فاجعهبارترین روزهای حضور یک وزیر خارجه آمریکایی در آن نهاد دانست) الگوی منظمی ازآنچه از تحولات جهانی در ذهن دارد ارائه داده است. هیلاری کلینتون هرچند به بیان ترامپ هم شیاد است و هم پلید و هم ریاکار است و پوپولیست، اما دستکم برعکس رقیب میلیاردرش از همین حالا میداند در سیاست خارجی دولتش قرار است چه اتفاقاتی رخ دهد. کلینتون در تمامی سخنرانیها و مصاحبهها و مناظرههای خود در خصوص ایران و خاورمیانه تقریباً به یکروند ثابت اشارهکرده است. هیلاری کلینتون میگوید اجماع جهانی علیه ایران و تحریمهای فلجکننده علیه این کشور با تلاش من حاصل شد. هیلاری کلینتون میگوید پایه اصلی مذاکرات هستهای با ایران در زمان حضور او در وزارت خارجه ریخته شده است. هیلاری کلینتون میگوید، متحدان کلاسیک آمریکا حتماً حمایت گرم ایالاتمتحده را با خود به همراه خواهند داشت. هیلاری کلینتون میگوید، عربستان یکی از دوستان آمریکا است که باید به دغدغهها و نگرانی هاش در خصوص اهداف (به بیان او) «ماجراجویانه» ایران توجه شود. هیلاری در خصوص سوریه قدری دچار آشفتگی است؛ از یکسو بر نابودی داعش تأکید میکند و از سوی دیگر بر لزوم کنار رفتن هرچه سریعتر اسد پافشاری مینماید. هیلاری کلینتون همچنین از لزوم وضع تحریمهای موشکی و حقوق بشری علیه ایران البته در صورت نیاز سخن میگوید.
آیا نگاه آمریکا به ایران سختتر میشود؟
با جمعبندی این اظهارنظرهای بانوی اول اسبق ایالاتمتحده آمریکا باید به این نتیجه برسیم که روزگار سردتری در انتظار مناسبات ایران و آمریکا خواهد بود؟ اما پرسش کلیدیتر این است کلینتونی که همیشه از برجام حمایت کرده، دست به چنین ریسکی خواهد زد که ایران را به برهم زدن این توافق سوق دهد؟ شواهد اندکی وجود دارد که پاسخ این سؤال مثبت باشد. ضمن اینکه اگر به موضوع تأثیر ساختار بر کارگزار عنایت داشته باشیم، نظم کنونی سیستم و همچنین دولت آمریکا به هیلاری دیکته میکند نگاه نرمتری در قبال ایران به نسبت دورانی که او در صدر دستگاه سیاست خارجی این کشور قرار داشت، در پیش بگیرد. هیلاری دائماً از دستاورد برجام در دولت اوباما دفاع میکند و آن را نهتنها مایه مباهات اوباما که مجموعه دموکراتها معرفی مینماید. پس طبیعتاً این ریسک را به جان نمیخرد که با فشار به ایران، خود بهعنوان مسئول برهم خوردن این دست آورد در تاریخ آمریکا معرفی شود. درنتیجه شاید تا اندازه زیادی شعارها و اظهارات تند هیلاری کلینتون را باید به حضور در فضای انتخاباتی و جلب آرای گروههای مختلف رادیکال این کشور مرتبط دانست. بهویژه آنکه با عدم بهرهمندی جمهوری اسلامی ایران از هیچ لابی اثرگذار و قدرتمند در آمریکا، حمله و فشار به ایران هیچ هزینهای برای هیچیک از بازیگران صحنه سیاسی آمریکا ندارد و باوجوداینکه جامعه قابلتوجهی از ایرانیان فرهیخته و تحصیلکرده در آن کشور حضور دارند و از حق رأی هم برخوردارند، هیچ نهاد منظمی برای پیگیری حقوق آنها و همچنین منافع نظام جمهوری اسلامی در ایالاتمتحده وجود ندارد که نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری آمریکا را مجاب کند، بااحتیاط و احترام بیشتری نسبت به ایران سخن بگویند.
