بایگانی مطالب نشریه

گزارشی غم انگیز از یک بنای تاریخی تخت درگاه قلی‌بیگ؛ گورستان خاموش روزنامه نگاران کرمانی

گزارشی غم انگیز از یک بنای تاریخی
تخت درگاه قلی‌بیگ؛ گورستان خاموش روزنامه نگاران کرمانی

از پله ها بالا می روم. وارد بنا می شوم. در ورودی آن بخشی از گچ ها فرو ریخته است. داخل اتاقک پر از خاکروبه دو نفر با لباس های سیاه نشسته اند. نمی دانم در آن دخمه تنگ و تاریک چه می کنند. اما می توانم حدث بزنم اگر کار درست و درمانی باشد که نیاز نیست این چشم انداز زیبای جنگل قائم و آسمان آبی و ابر سفید را رها کنی و دو نفری در دخمه ای سیاه و تاریک و پر از خاکروبه بخزی و…
بیش از این نگاه نمی کنم. ترجیح می دهم به کار خودم برسم. داخل بنا که همه می گویند زیباست و همه می گویند تاریخی است و این هر دو هست. نگاهی به در و دیوار می اندازم. خطوط سیاه و زغالی می بینم. هر چه خواسته اند روی دیوار ها نوشته اند. هر چه خواسته اند! و تا جایی که دست شان رسیده و توانسته اند! با زغال! شروع به خواندن می کنم. یادگاری نوشته اند. از خواندن برخی از جملات خجالت می کشم. حتی به کتیبه و سنگ ها هم رحم نکرده اند و تا جایی که در توان شان بوده از تخریب این مکان تاریخی دریغ نکرده اند.
این جا دقیقاً زیباترین نقطه کرمان است. خوش آب و هواترین هم هست. ورودی شهر هم هست. بنا هم تاریخی است و گردشگران را نیز صلا می زنیم که از آن سوی ایران و جهان به دیدنش بیایند. حتماً در مدرسه ها هم معلم های تاریخ دانش آموزان را تشویق می کنند تا بناهای تاریخی شهر خود را ببینند و بشناسند! لابد آن ها نیز باید بیایند و ببینند و بشناسند.
تخت دریا قلی بیگ را همه کرمانی ها دیده اند. بنایی که قرن هاست بر فراز کوه های جنوب شرقی کرمان استوار ایستاده است. این بنا مقبره «دریا قلی بیگ» است. دریا قلی بیگ از امرای اواخر دوره صفویه و رئیس ایل افشار در کرمان بوده‌است.
دکتر باستانی پاریزی در این مورد می‌نویسد:«دریا قلی بیگ در کرمان موقعیت مناسبی به دست آورد و قسمتی از سرآسیاب فرسنگی را جزو املاک خود ساخت و در جوار باغ بیرم آباد در دل کوه ساختمان زیبایی به وجود آورد و در پایین کوه نیز دریاچه‌ای ایجاد نمود و آب سرآسیاب فرسنگی را با مجرایی که در دل سنگ کنده بود پایین دریاچه رساند. آثار دریاچه هنوز در کنار تخت باقی است.» این بنا در دوران قاجار و در زمان وکیل الملک تعمیر شده است.
بنای تخت دریاقلی بیگ آرامگاه دو روزنامه نگار معروف و تأثیرگذار کرمانی است. مجدالاسلام و امین الاسلام.

مجدالاسلام کرمانی
احمد مجدالاسلام روزنامه‌نگار، سیاستمدار، نویسنده، شاعر و چهره سرشناس علم و ادب کرمان به سال ۱۲۸۸ هـ. ق در کرمان متولد شد. وی از نوادگان خاندان‌قلی‌بیک افشار است.
تحصیلات ابتدایی را در مدرسه خاندانقلی بیگ کرمان به پایان رساند. صرف و نحو را نزد ناظم‌الاسلام کرمانی و مقدمات را در محضر شیخ ابوجعفر کرمانی به پایان برد. ملارحمت‌الله کرمانی معلم منطق و اصول او بود و سطح فقه را نزد ملاعبدالله راینی گذراند. در سن بیست سالگی برای ادامه تحصیل به اصفهان رفت و از علمای بزرگ آن شهر اجازه اجتهاد گرفت. مجدالاسلام در نهضت مشروطه نقش داشت و به دلیل تلاش هایی که در جهت آزادی ایران و استقرار قانون و عدالت داشت، به کلات تبعید شد. وی پس از بازگشت از تبعید به مبارزه خود ادامه داد و مقاله هایی را در روزنامه‌های «محاکمات»، «کشکول»، «ندای وطن» و «الجمال» نوشت. وی به دلیل رویارویی با حکومت مستبد قاجار توسط محمدعلی شاه به زندان افتاد.
«کتاب شهر خاموشان»، «تاریخ انقلاب» و «دیوان شعر مجدالاسلام» آثار مکتوب اوست.
برخی از اشعاری که روی سنگ قبر ایشان نوشته شده؛
مجد الاسلام آن ادیب بشیر/ که در ایران نبودش ثانی/شیخ احمد حکیم روشن رای/ شاعر و فیلسوف کرمانی/ آن که در هر فنی نصاب کمال/ کرده بودش خدای ارزانی/ در مجامع زعیم آزادی/ در سیاست قرین افغانی/ فکرتی آن چنان چه کردی حل/ مشکلات فنون به آسانی/ هستی آن چنان که کردی جمع/فقر با کبریای سلطانی/ سال ها در طریق آزادی/ جهد کرد آشکار و پنهانی …

محمود دبستانی(درگاهی)
محمود دبستانی در سال ۱۲۵۵ در شهر کرمان به دنیا آمد. او تحصیلات ابتدایی را نزد شیخ ابوجعفر کرمانی، ملا عبدالله راینی و ناظم‌الاسلام کرمانی فرا گرفت. محمود دبستانی مدیر مسئول روزنامه «نامه فرهنگ کرمان» بود. همچنین وی چندین دوره سمت نمایندگی مردم کرمان در دوره‌های هفتم تا سیزدهم مجلس شورای ملی را بر عهده داشته است.محمود دبستانی (درگاهی) مشهور به شیخ محمود امین‌الاسلام روزنامه نگار، مشروطه‌خواه و نماینده مجلس شورای ملی و برادر مجدالاسلام کرمانی بود. او سرانجام در سال 1344 دار فانی را وداع گفت و در تخت درگاه قلی بیگ به خاک سپرده شد.
آن چنان ارزشمند، این چنین غریب
علاوه بر قبور دو مشروطه خواه و روزنامه نگار معروف، «بی بی سکینه افشار»خواهر مجدالاسلام و «عبدالحسین مجد» فرزند مجدالاسلام نیز همین جا مدفون هستند.
حال بنایی با این قدمت تاریخی و ساکنانی آن چنان ارزشمند این چنین غریب و متروک افتاده که بازدیدکنندگان در زمان حضور در این مکان احساس امنیت نمی کنند. مهمانان ناخوانده ای نیز که آداب مهمانی را نیاموخته اند نیز در و دیوار و فضای این مکان زیبا را آن چنان آلوده کرده اند که جرأت دعوت مهمانان فرهنگ دوست را نیز از شهروندان می‌گیرد. خلاصه این که بعد از مدت ها که به دیدن دریا قلی بیگ رفتم تنها و تنها شرمندگی و خجالت و تأسف نصیبم شد.
نهادها و دستگاه های اجرایی را نمی‌دانم که چه اندازه برای پاسداشت میراث فرهنگی مان تلاش می کنند؛ اما بر همه ماست که اندکی حساسیت به خرج دهیم. همه ما منظورم همه ما مطبوعاتی هاست. همه ما روزنامه نگاران که وقت خود را خرج نوشتن می کنیم. همه ما هر روز و هر هفته و هر ماه کاغذهای سفید را روسیاه می کنیم. بر همه ماست که نسبت به دو روزنامه نگاری که فخر کرمان به شمار می آیند اندکی لطف داشته باشیم. اندکی پی گیر باشیم و اندکی…
* این بنا هم «تخت دریا قلی بیگ» و هم «تخت درگاه قلی بیگ» نامیده می شود.

فرمانده انتظامی استان کرمان خبر داد دستگیری باند 6 نفره سرقت مسلحانه

فرمانده انتظامی استان کرمان خبر داد
دستگیری باند 6 نفره سرقت مسلحانه

فرمانده انتظامی استان کرمان با اشاره به دستگیری چندین باند مؤثر سرقت در استان کرمان گفت: «نیروهای انتظامی این استان در روزهای اخیر باند شش‌نفره‌ای را دستگیر کرده که سرقت‌های مسلحانه‌ای را انجام می‌داده‌اند.» به گزارش ایرنا سردار رضا بنی اسدی دیروز در نشست شورای پیشگیری از وقوع جرم دادگستری استان کرمان گفت: «کشف سرقت در این استان طی سال جاری نسبت به مدت مشابه سال گذشته 59 درصد افزایش داشته است. این استان طی سال جاری در وقوع سرقت‌ها نیز نسبت به سال قبل 2 درصد افزایش داشته است.» وی اظهار کرد: «سرقت به عنف نیز طی سال جاری نسبت به مدت مشابه سال قبل در استان کرمان 14 درصد افزایش داشته است.» وی با اشاره به اینکه نیروی انتظامی تمام توان خود را برای شناسایی و دستگیری سارقان به کار می‌گیرد ادامه داد: «67 درصد سرقت‌های استان کرمان در حال حاضر کشف می‌شود که میانگین کشوری آن 60 درصد است.»
سردار بنی اسدی فر افزود: «در حوزه پیشگیری از سرقت علاوه بر اقدامات اجرایی و عملیاتی، چهار فیلم آموزش 100 ثانیه‌ای تهیه و در فضای مجازی منتشرشده است.» وی خاطرنشان کرد: «روش صحیح استفاده از عابر بانک، راه پیشگیری از کیف‌قاپی، راه پیشگیری از سرقت خودرو و راه پیشگیری از سرقت وسایل داخل خودرو از موضوعات فیلم‌های 100 ثانیه‌ای به شمار می‌رود.» وی به توزیع چهار هزار لوح فشرده حاوی فیلم‌های پیشگیری از سرقت نیز اشاره و بیان کرد: «چاپ و توزیع 20 هزار بروشور پیشگیری از سرقت نیز از سوی نیروی انتظامی استان کرمان انجام‌شده است.» فرمانده انتظامی استان کرمان گفت: «سعی می‌شود با رصد وقایع به‌صورت هفتگی برای مناطقی که افزایش آمار سرقت دارند کمسیون سرقت برگزار و علت‌های افزایش این جرم و راه‌های کنترل آن را بررسی کنیم.»
وی تأکید کرد: «سعی می‌شود از تمام توان داخلی نیروی انتظامی برای پیشگیری از وقوع جرم استفاده کنیم.» سردار بنی اسدی فر با اشاره به اینکه اقدامات نیروی انتظامی حول محور پیشگیری تدوین می‌شود ادامه داد: «معتقدیم هر چه در حوزه پیشگیری کار شود از هزینه‌های حوزه مقابله کاسته می‌شود.» وی خاطرنشان کرد: «در راستای کنترل خشم در جامعه اقداماتی در رده‌های تخصصی نیروی انتظامی با حضور اساتید کشوری برگزارشده است.» وی افزود: «در راستای اصلاح رفتار کارکنان و ارتقای سعه‌صدر نیروها متناسب با حوزه‌های مأموریتی آن‌ها نیز اقدامات مؤثری انجام‌شده است.»
وی گفت: «کارشناسان اجتماعی نیروی انتظامی در شهرستان‌های جیرفت، عنبرآباد، فاریاب، رودبار جنوب و قلعه گنج حضور یافته و راه‌های کنترل خشم و اصول گفت‌وگو را در قالب کارگاه‌های آموزشی به مخاطبان موردنظر ارائه کرده‌اند.» فرمانده انتظامی استان کرمان گفت: «برگزاری بیش از 70 کلاس آموزشی برای سه هزار و 500 نفر از کارکنان ادارات، دانش آموزان و اولیای دانش آموزان این استان ازجمله اقدامات نیروی انتظامی در راستای پیشگیری از وقوع جرم بوده است.»

عواملی که سلامت زنان را به چالش می‌کشد

عواملی که سلامت زنان را
به چالش می‌کشد

زنان نیمی از جمعیت کشور، مدیران و مربیان، خانواده‌ها و فعالان جامعه‌اند و در عین حال پرورش دهنده همه‌ی افراد جامعه هستند. سلامت آنان پایه سلامتی نیمی از جمعیت خانواده و جامعه را تشکیل می‌دهد. اهمیت جایگاه زنان در جامعه و نقش آنان در توسعه‌ی همه جانبه کشور بر کسی پوشیده نیست و اطلاع از وضعیت بهداشت و سلامت آنان و نیز عوامل مؤثر بر آن می‌تواند مبنای برنامه‌ریزی‌ها و سیاست گذاری‌های مناسب جهت اصلاح وضعیت آن‌ها قرار گیرد. نقش زنان در تأمین بهداشت و سلامت جامعه بسیار حائز اهمیت است زیرا آنان نه تنها مسئول سلامت خود می‌باشند بلکه بیشترین تأثیر را بر سلامت و بهداشت خانواده دارند.
اهمیت سلامت روحی و روانی زنان
از آنجایی که زنان رکن اصلی خانواده هستند هرگونه بیماری و به خصوص بیماری روحی و روانی به شدت ثبات و آرامش خانواده را به هم می‌ریزد و سلامت اجتماعی را نیز مختل می‌کند. زمینه‌ی تربیتی فرزندان با بیماری‌های مادران با اشکالات جدی مواجه شده و آینده‌ی جامعه را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد. بر اساس این پیش‌فرض‌ها باید سلامت روحی و روانی را به خصوص در زنان بسیار مهم تلقی کرد و برای اصلاح آن کاری انجام داد.
ابعاد سلامت زنان
سلامت زنان ابعاد مختلفی دارد که مهم‌ترین آنها سلامت فیزیکی، روانی و اجتماعی است. زنان از نظر جسمانی وضعیت آسیب‌پذیر‌تری نسبت به مردان دارند و از این رو نیاز به مراقبت و حمایت بیشتری دارند و از آنجا که دیگر ابعاد سلامت در گرو سلامت جسمانی و فیزیکی است این بعد از سلامت از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. باروری نقطه تمایز زنان از مردان است و نقطه‌ی عطف باروری دوره‌ی حاملگی است که یکی از دوره‌های بحرانی زندگی زنان است که در این دوره با فشار‌های جسمی و روانی شدیدی مواجه می‌شوند و اکثر زنان به خوبی با عوارض ناشی از این دوره کنار می‌آیند. سلامت جسمانی و روانی زنان در دوره بارداری بسیار حائز اهمیت می باشد چراکه سلامت کودک را در پی خواهد داشت. سلامت زنان یکی از محور‌های توسعه نیز هست. بنابراین شناخت نیاز‌ها و ویژگی‌های روانی عاطفی و توانایی‌های زنان در ابعاد اجتماعی و اقتصادی اهمیت زیادی دارد.
به نظر می‌رسد توقع از زنان از لحاظ جسمی و عاطفی بالاست که این خود منجر به افزایش فشار‌های روانی و اجتماعی بر زنان می‌شود و تمام ابعاد سلامت ( فیزیکی – روانی و اجتماعی ) را در این گروه تحت تأثیر قرار می‌دهد. تمام این‌ها بیان کننده‌ی اهمیت سلامت خصوصاً سلامت روان در زنان است.
کیفیت زندگی در دوره سالمندی
با وجود آنکه آمار‌ها حاکی از طول عمر بیشتر زنان نسبت به مردان است ولیکن کیفیت زندگی آنان به گونه‌ای جدی دچار مشکل می‌باشد. زنان به نسبت بیش از مردان دچار عوارض حاد شرایط مزمن و معلولیت‌های طولانی مدت و کوتاه مدت می‌گردند. مشکلات دوره‌ی سالمندی به طور چشمگیری مربوط به زنان است. اکثر زنان در این دوره همسرانشان فوت می کنند و بدون حمایت های مناسب عاطفی و خانوادگی به تنهایی زندگی می‌کنند. همچنین ابتلا به بیماری‌های مزمن و ناتوانی‌های ناشی از آن‌ها به مشکلات این گروه می‌افزاید. حفظ و ارتقای سلامت روانی زنان سالخورده قطعا بر بروز بیماری‌های مزمن آن‌ها تأثیر مثبتی خواهد داشت.
تأثیر فقر بر سلامت زنان
سلامت زنان تحت تأثیر عوامل روانی اجتماعی عاطفی اقتصادی فرهنگی و محیطی قرار دارد. فقر یکی از مهم‌ترین عوامل اجتماعی مؤثر بر سلامت زنان است که بیشتر از همه در خانواده‌های تک والد که زنان سرپرست خانواده هستند و همینطور در میان زنان سالمند جلب نظر می‌کند. زنان فقیر بیشتر در معرض خشونت، جنایت و تبعیض قرار دارند و همینطور رویداد‌های مصیبت‌بار مانند بیماری، مرگ فرزندان و زندانی شدن همسر بیشتر در این گروه از زنان دیده می‌شود. اشتغال در زنان تا حدودی مشکل فقر را برطرف می‌کند اما این خود استرس‌هایی را هم برای زنان به همراه دارد چراکه علاوه بر مسئولیت اداره‌ی خانه و خانواده مسئولیت شغلی را نیز در بر دارد و این موضوع فشار وارد شده بر زنان را دوچندان می‌کند.
جنبه‌های سلامت روان
جنبه‌های مختلف سلامت روان زنان که از دیدگاه سازمان بهداشت روانی مورد اهمیت قرار گرفته است شامل اختلالات خلقی، اضطراب، خودکشی، خشونت و اعتیاد می‌باشد.
افسردگی؛ بزرگ‌ترین چالش سلامت زنان
بر اساس مستندات موجود بزرگ‌ترین چالش در سلامت زنان در این بعد افسردگی است. میزان شیوع این بیماری در زنان ایرانی تقریباً دو برابر مردان است و در بعضی مطالعات حدود ۷۰ درصد نیز گزارش شده است. این افسردگی بیشتر بیرونی است و عواقبی همچون خشونت، خودکشی، مشکلات زناشویی و بسیاری از آسیب‌های اجتماعی را به دنبال دارد. لذا همانگونه که انتظار می‌رود اختلال در سلامت روحی و روانی به شدت به سایر ابعاد سلامت جامعه و به خصوص سلامت زنان را تحت تأثیر قرار می دهد.
از دیگر عوامل مؤثر، وضعیت تأهل و زندگی خانوادگی است که نقش مهمی در سلامت روان زنان دارد. زندگی موفق زناشویی با ایجاد حمایت‌های اجتماعی اقتصادی و عاطفی مناسب برای زنان منجر به ارتقای سلامت در زنان می‌شود و برعکس آن مشکلات ناشی از زندگی ناموفق زناشویی می‌تواند اثرات سوئی بر سلامت روانی زنان داشته باشد.

ورزشگاه باهنر کرمان در مسیر فروپاشی

ورزشگاه باهنر کرمان در مسیر فروپاشی

در برنامه‌ی 90 این هفته گزارش کاملی از روند ساخت ورزشگاه‌های بزرگ فوتبال کشور در سال‌های گذشته پخش شد و مشخص شد که این پروژه‌ها تا چه اندازه علی‌رغم هزینه‌های چند ده میلیاردی خود، کم بازده بوده‌اند.
اتفاقا یکی از این ورزشگاه‌هایی نیز که صورت کپی و پیست در کشور ساخته شد و به دلیل کمبود بودجه‌های لازم برای نگهداری با مشکل روبرو شده است، ورزشگاه 15 هزار نفری باهنر کرمان بود که از سال 86 میزبان بازی‌های تیم مس در کرمان شد.
این ورزشگاه درست 2 سال بعد از ساخت خود بود که مشخص گردید نواقص بسیاری دارد و علی‌رغم اینکه تازه ساز محسوب می‌شد، برای میزبانی بازی‌های لیگ قهرمانان آسیا با 30 نقص عمده روبرو شد تا جایی که حتی تهدید گرفتن میزبانی این بازی‌ها از کرمانی‌ها نیز صورت گرفت.
بهرشکل کرمانی‌ها بسیار خوش‌ شانس بودند که با صعود مس به لیگ قهرمانان، خیلی زود این ورزشگاه به اجبار مورد بازسازی قرار گرفت تا همانند ورزشگاه‌های مشابه خود در کشور که در گزارش برنامه‌ی نود مشخص شد تا چه اندازه فرسوده شده‌اند، وضعیت به مراتب بهتری پیدا کرد. اما با گذشت زمان بیشتری از عمر این ورزشگاه و سقوط مس به لیگ یک که منجر به توجهات کمتر به این ورزشگاه شد، حالا رفته رفته استادیوم شهید باهنر کرمان نیز دقیقا جا پای سایر ورزشگاه‌های فرسوده مشابه خود می‌گذارد و وضعیت این استادیوم سال به سال بغرنج‌تر می‌شود.
ورزشگاه تازه ساز باهنر با عمر تقریبی 10 سال، متاسفانه امروز نه برروی سکوها شمایل یک ورزشگاه استاندارد را دارد و نه برروی چمن خود. بعد از گذشت ده سال هیچ امکانات رفاهی نیز در این ورزشگاه از قبیل بوفه، سرویس‌های بهداشتی بهسازی شده و آبخوری استاندارد نیز وجود ندارد تا این ورزشگاه عملا هیچ جذابیتی هم برای میزبانی شیک از میهمانان خود برروی سکوها نداشته باشد.
صندلی‌های این ورزشگاه بعد از گذشت دو سال از اتفاقات بازی با استقلال خوزستان هنوز تعمیر و جایگزین نشده‌اند و به نظر نمی‌رسد که به دلیل کمبود اعتبارات، فعلا عزمی هم برای این کار در بین مسئولین نگهداری این ورزشگاه وجود داشته باشد. چمن این استادیوم نیز هر سال دچار مشکل می‌شود تا مشخص گردد این استادیوم عملا به حال خود رها شده است و آنگونه که نیاز دارد مورد توجه و نگهداری واقع نمی‌شود تا عمر فرسودگی این ورزشگاه خیلی زودتر از موعد به سراغش بیاید.
اخیرا منصور ابراهیم‌زاده سرمربی تیم به شدت از چمن ورزشگاه انتقاد کرد و گفت که موارد لازم برای نگهداری آن صورت نمی‌گیرد و با فرا رسیدن فصل سرما، وضعیت آن به مراتب بدتر هم خواهد شد. مسلم است با انتقال بازی‌های مس به ورزشگاه خانگی خود که شاید سال دیگر این اتفاق بی‌افتد، توجهات به ورزشگاه خاطره‌انگیز باهنر آنقدر کم می‌شود که عملا این ورزشگاه به سرنوشت ورزشگاه‌های مشابهش در سراسر کشور مبتلا شود و آن نابودی کامل است آن‌هم در حالی که عمر استفاده از آن به 15 سال هم نرسیده است.
در حال حاضر در کنار همه‌ مشکلات این ورزشگاه، اصلی‌ترین معضل استادیوم باهنر، چمن آن است که منجر به ترس همه برای بازی برروی آن می‌شود. این چمن در کمترین کیفیت خود قرار دارد تا جایی که کادر فنی و بازیکنان مس بارها تقاضای جابه‌جایی بازی‌های مس از این ورزشگاه را داده‌اند.
البته هزینه‌های تعریف شده برای نگهداری و تجهیز مجدد این ورزشگاه آنقدر ناچیز است و آنقدر مشکلات جدی برسر بهسازی و نگهداری این ورزشگاه وجود دارد، که شاید همین الان، مشکل چمن در الویت چندم این ورزشگاه قرار داشته باشد! همین سبب می‌شود که همه در کرمان نگران سرنوشت این ورزشگاه با استادیوم‌های مشابه و چند قلویش در کشور شوند.

سرما در راه است

سرما در راه است
کرمان نو نوشت: درحالی‌که کشاورزان از گرمای هوا و سبز شدن دوباره درختان خود ناراحت هستند مدیرکل پیش‌بینی هوای استان کرمان می‌گوید به‌تدریج از امروز دمای هوای استان کرمان کاهش پیدا می‌کند. به گفته «حمیده حبیبی» رییس مرکز پیش‌بینی هوای استان کرمان در مناطقی مانند کرمان حتی دمای هوا به صفر درجه و یا زیر صفر هم خواهد رسید. این در حالی است که بعضی از کشاورزان به علت گرمای هوا در مناطقی مانند «قریه العرب» از شکوفه زدن بعضی درختان مانند «زردآلو» خبر دادند. وی در جواب به سؤال خبرنگار «کرمان نو» مبنی بر صحت افزایش دمای دوماهه اول پاییز سال جاری نسبت به سال گذشته می‌گوید به‌صورت میانگین حدوداً دو درجه دمای هوای پاییز امسال (آبان و مهر) نسبت به سال گذشته گرم‌تر بوده است. او می‌گوید بر اساس نقشه‌ها تا هفته آینده بارندگی نخواهیم داشت. بر اساس پیگیری انجام‌شده از جهاد کشاورزی شمال استان کرمان مسئول روابط عمومی این اداره نسبت این گرمای نسبی و تأثیرات آن بر درختان اظهار بی‌اطلاعی کرده و می‌گوید تاکنون موردی مبنی این‌که گرمای هوا باعث شکوفه زدن درختان شده است گزارش نشده.

درباره کتاب «احمد مجدالاسلام کرمانی روایتگر مشروطه»

درباره کتاب «احمد مجدالاسلام کرمانی روایتگر مشروطه»

کتاب «احمد مجدالاسلام کرمانی روایتگر مشروطه « به کوشش مریم کمالی و حبیب حاجی‌حیدری و با مقدمه دکتر محمدابراهیم باستانی‌پاریزی منتشر شد.
«احمد مجدالاسلام کرمانی روایتگر مشروطه « عنوان کتابی است که در آن به ابعاد اندیشه و چگونگی زندگی فردی می پردازد که در آثار خود نظیر روزنامه ندای وطن، ادب، کشکول، محاکمات و دارالامان و نیز کتابهایی چون سفرنامه کلات و تاریخ انحطاط مجلس، فصلی از تاریخ مشروطیت ایران ضمن معرفی بارقه‌های عصر جدید، ارزش و جایگاه آنان را در پهنه سیاسی، اجتماعی و فرهنگی معنا می‌کند. او اهمیت زیادی به مشروطیت به عنوان مهمترین دستاورد دنیای جدید که خود بستر نوآوری ها و تازگی ها است می دهد از اینرو توجه ویژه به آزادی و استبداد ستیزی، عدالت خواهی و مسئولیت پذیری در جای جای آثار او به چشم می خورد.
عناوین اصلی این کتاب عبارتند از:
بخش اول: نگاهی به بستر فکری و اجتماعی رشد و نمو مجدالاسلام کرمانی
بخش دوم: مجدالاسلام کرمانی از ورود به تهران تا صدور فرمان مشروطیت
بخش سوم: مجد الاسلام کرمانی از صدور فرمان مشروطیت تا پایان دوران استبداد صغیر
مجدالاسلام کرمانی روزنامه نگاری از تبار مشروطه
حب الوطن من الایمان در روزنامه ندای وطن
روزنامه کشکول و پرداختن به کاریکاتور
روزنامه محاکمات یا فریاد عدالت
روزنامه الجمال
بخش چهارم: از تبعید به کرمان تا مرگ
روزنامه دارالامان
منظومه شهرخاموشان یا اوضاع عدلیه سابق
تمام این کتاب تنها تلاشی است برای معرفی اجمالی شخصیتی که اوراق زندگی خود را با نگارش آثار ارزشمند و چالش برانگیز خواندنی کرده است.
نخستین چاپ کتاب «احمد مجدالاسلام کرمانی؛ روایتگر مشروطه» اثر مریم کمالی و حبیب حاجی‌حیدری با مقدمه محمدابراهیم باستانی‌پاریزی را نشر علم با شمارگان 1100 نسخه، 204 صفحه روانه بازار کتاب کرده است.

استانداران کرمان از سال 1300 تا 1394 شمسی

استانداران کرمان
از سال 1300 تا 1394 شمسی

علی سهیلی
1317 شمسی
«علی سهیلی در 1274 ش. در خانواده‌ی متوسط در آذربایجان به دنیا آمد. تحصیلات مقدماتی و متوسطه را در تبریز و تهران انجام داد تا این که وارد مدرسه روسی قزاق‌خانه شد. با استعدادی که از خود نشان داد در مدرسه علوم سیاسی پذیرفته شد، ضمناً مقدمات عربی و ادبیات فارسی و زبان‌های فرانسه و روسی را نیز به خوبی آموخت و از آنجا به خدمت وزارت خارجه درآمد. هوش، پشتکار و زبان‌دانی سهیلی باعث شد که در وزارت‌خانه مورد توجه قرار بگیرد.
با وجود این که از یک خانواده‌ی عادی بود، مراحل اداری را طی و در سال 1304 ش. به ریاست اداره شرق و امور شوروی و در 1310 به کمک و مساعدت داور و تیمورتاش به معاونت وزارت طرق و شوارع (راه) انتخاب شد. مقامات بعدی سهیلی؛ ریاست شیلات، معاونت وزارت امور خارجه و وزارت مختار ایران در لندن و در سال ۱۳۱۷ برای نخستین بار در کابینه جم به وزارت امور خارجه برگزیده شد. هنوز بیش از دو ماه از خدمت او در وزارت خارجه نگذشته بود که به علت یک خبط سیاسی از کار برکنار شد. در سال 1318 استاندار کرمان و بعد سفیرکبیر در افغانستان و بالاخره در 1319 در کابینه علی منصور به سمت وزیر کشور معرفی گردید.
بعد از وقایع شهریور۱۳۲۰ فروغی که به مقام نخست‌وزیری انتخاب شده بود او را مجدداً به سمت وزارت امور خارجه منصوب کرد. وی در سال ۱۳۲۱ ش. به توصیه فروغی ـ که معتقد بود مهم‌ترین مسئله حال کشور، سیاست خارجی است و سهیلی جوان که تجربه لازم برای حل این مشکل را دارد، بهترین گزینه نخست‌وزیری است ـ به نخست‌وزیری رسید. اما کابینه او بیش از پنج ماه دوام نیاورد و قوام به این سمت منصوب گردید. قوام کهنه‌کار نیز نتوانست دوام بیاورد و بار دیگر قرعه نخست‌وزیری به نام سهیلی رقم خورد. در تابستان 1322 که روزولت، استالین و چرچیل در تهران ملاقات داشتند و کنفرانس معروف تهران تشکیل گردید، از این موقعیت استفاده نمود و به سران متفقین پیشنهاد داد به میمنت موفقیت کنفرانس تهران و به جبران صدماتی که ایران در راه پیروزی متفقین متحمل شده است، استقلال و تمامیت ارضی ایران را تضمین نمایند. وی سپس در کابینه حکیم‌الملک با سمت وزیر مشاور مجدداً داخل کابینه و پس از مدت کوتاهی سفیرکبیر ایران در فرانسه شد.
در اواخر سال 1332 با عنوان سفیرکبیر روانه‌ی لندن گردید و تا سال 1337 در آن کشور اقامت داشت تا این که بر اثر ابتلا به بیماری سرطان خون در لندن در سن ۶۲ سالگی درگذشت. جنازه‌اش به تهران انتقال یافت و در ایوان مقبره‌ی ناصرالدین شاه و در کنار هژیر به خاک سپرده شد.
سهیلی مردی دانشمند و زبان‌دان بود؛ زبان‌های فرانسه، انگلیسی و روسی را به خوبی می‌دانست. از میان توده مردم برخاست و به مقامات بزرگ رسید … نسبت خیانت و دزدی به او داده نشده است. وقتی فوت شد چیز قابل ملاحظه‌ای نداشت … روی هم رفته سهیلی از چهره‌های معروف این کشور محسوب می‌شود. مردی فهمیده، باهوش و مطلع بود. نسبت سوء‌استفاده به وی تا کنون داده نشده است …» (1).
در مورد استانداری علی سهیلی در کرمان آمده است: «در تاریخ اردیبهشت سال 2497 [1317 ش.] به استانداری استان 8 کرمان منصوب و در همین ماه به کرمان وارد گشت … در زمان او خیابان زریسف امتداد یافت و مسطح گردید. نقشه چند خیابان از جمله ناصریه و خیابان شاه و خیابان فابریک (2) به وزارت کشور ارسال شد تا رسیدگی و اجازه صادر گردد …
در زمان این استاندار دستور رسید تا کلاه پهلوی را مردان از سر برداشته، کلاه شاپو دوره‌دار به جای آن سر گذارند (3). از دسته‌بندی و علم وحجله که در ایام محرم مرسوم بود از سال 2494 [1314 ش.] قدغن گردیده بود … در سال 2497 [1317 ش.] مردم به جای سینه‌زنی و دسته‌بندی به دامنه مسجد صاحب‌الزمان می‌رفتند و ایام سوگواری را بدون کوچک‌ترین مرسومات سابق به شب می‌آوردند و به شهر مراجعت می‌کردند. واعظین حق نداشتند منبر بروند و روضه بخوانند؛ می‌بایست در ادره فرهنگ آزمایش شوند تا چنانچه قابلیت و در امتحان قبول می‌شدند می‌توانستند عبا و عمامه داشته در مساجد روضه بخوانند. در سال 2497 [1317 ش.] در شهر کرمان فقط سه واعظ جواز روضه‌خوانی داشتند و این آقایان عبارت بودند از: آقای حاج شیخ عباس موحدی (4)، آقای حاج محمد نوابی (5)، و آقای حاج سید یوسف (6). واعظین که جواز نداشتند روزها از خانه بیرون نمی‌آمدند و شب در بعضی جاها مجالس روضه‌خوانی داشتند، مخفیانه می‌رفتند، چنانچه مامورین آن‌ها را می‌دیدند به شهربانی جلب می‌کردند (7).
در زمان استانداری سهیلی، قند و شکر کمیاب شد و علت آن بود از خارج اجازه نبود قند و شکر وارد سازند و می‌بایست قند و شکر که در کارخانجات ایران تولید می‌شود، مصرف شود، از این رو تکافو نمی‌کرد. در زمان سهیلی قند یک من عبارت از سه کیلو 9 ریال، شکر 8 ریال. همچنین پارچه‌های خارجی قدغن بود و می‌بایست پارچه وطنی مصرف شود …» (8).
پی نوشت‌ها:
(1) ـ عاقلی، باقر: شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران، ج 2، ص 838 تا 841.
(2) ـ خیابان ناصریه؛ شهید باهنر فعلی ـ خیابان شاه نعمت الله ولی و خیابان فابریک؛ میرزا رضا کرمانی فعلی.
(3) ـ یکی از طرح‌های رضا شاه، طرح متحدالشکل نمودن البسه مردان بود که در سال 1307 ش. اجرا گردید و گذاشتن کلاه پهلوی از این زمان اجباری گردید و چند سال بعد در ادامه الگوگیری از فرهنگ غرب و سوق دادن مردم ایران به مظاهر اروپایی‌ها، گذاشتن کلاه پهلوی نیز ممنوع گردید و مردان موظف به گذاشتن کلاه شاپو دوره‌دار مانند اروپایی‌ها شدند.
(4) ـ منظور مرحوم حجت‌الاسلام حاج شیخ عباس موحدی کرمانی، پدر اخوان موحدی کرمانی (مرحوم حجت‌الاسلام حاج شیخ محمدحسین موحدی، مرحوم آیت الله حاج شیخ محمد مهدی موحدی و آیت الله حاج شیخ محمدعلی موحدی) است.
(5) ـ منظور مرحوم محمد مجد نوابی.
(6) ـ منظور مرحوم حاج سید یوسف سجادی، پدر مرحوم سید باقر سجادی است.
(7) ـ مجوز لباس روحانیون و علما از دیگر طرح‌های رضاشاه بود که با مخالفین آن به شدت برخورد می‌گردید. بر اساس این طرح تنها افرادی می‌توانستند از لباس روحانیون استفاده نمایند که مجوز مربوطه را دریافت نمایند. در همین رابطه گفته شده است که با بسیاری از روحانیون به شدت برخورد می‌شده است. از جمله مرحوم حجت‌الاسلام نیشابوری (مدیر سابق حوزه‌های علمیه کرمان) نقل می‌نمود در آن ایام که به شدت با روحانیون برخورد می‌شد، روزی به اتفاق مرحوم آیت الله صالحی کرمانی خدمت آیت الله حاج میرزا محمدرضا مجتهد رسیدیم و آیت الله صالحی به ایشان عرض کرد؛ آقا در نزدیکی منزل ما کلانتری وجود دارد و رییس کلانتری هر روز در هنگام رفت و آمد به منزل موجبات ناراحتی مرا فراهم می‌آورد و با تمسخر و تهدید به پوشیدن لباس روحانی من اعتراض می‌کند.آیت الله کرمانی پس از شنیدن این سخن ناراحت شد و روز بعد در پی صحبت با رییس شهربانی کرمان، موجبات انتقال آن مامور از کرمان را فراهم آورد. یا در خصوص مزاحمت رییس شهربانی وقت به مرحوم حجت‌الاسلام سید حسین خوشرو آمده که وی به دلیل نداشتن مجوز لباس روحانیت دستور می‌دهدعبای مرحوم خوشرو را با قیچی کوتاه نمایند و همان روز پس از بروز ناگهانی بیماری فرزندش، از اشتباه و جسارت خود به این سید متوجه شده و از او عذرخواهی می‌نماید.
(8) ـ همت، محمود: کرمان؛ شهر شش دروازه، ص 135 و 136.

محمد مهدی شاهرخ
1320 ـ 1318 شمسی
محمد مهدی شاهرخ؛ «استاندار، قاضی عالی رتبه، در 1278 ش. تولد یافت. مدرسه عالی علوم سیاسی را پایان داد و وارد خدمت قضایی شد و مراحلی از ترقی را در آن وزارت‌خانه پیمود. چندی دادستان تبریز و مدتی دادستان استان اصفهان و زمانی ریاست دادگستری خوزستان با او بود.
در سال 1318 ش. فرماندار کل کرمان شد و تا شهریور 1320 آنجا بود. به هنگام خروج رضاشاه از کشور که چند روزی در کرمان بسر برد، شاهرخ با او بود. در 1324 ش. مجدداً به استانداری کرمان منصوب گردید، بعد استاندار خوزستان شد. بعد از طرف مجلس شورای ملی به مستشاری دیوان محاسبات انتخاب گردید و بعد به مقام دادستانی دیوان محاسبات رسید و چندی هم ریاست دیوان محاسبات با او بود.
در سال 1335 ش. گلشائیان وزیر دادگستری که اختیاراتی برای اصلاح دادگستری گرفت، شاهرخ را به ریاست دادگاه انتظامی قضات تعیین کرد ولی پس از یک هفته به علت منع قانونی، حکم وی لغو گردید.
شاهرخ بعد از بازنشستگی، کتابی به نام حقایق در دو مجلد انتشار داد. در آن کتاب، او دادگستری و سازمان‌های اداری را به شدت مورد انتقاد قرار داده است. شاهرخ در سال 1328 ش. مدیرکل بازرسی وزارت دارایی بود. در آن سمت به عضویت تصفیه ادارات تعیین گردید. این هیئت کارمندان دولت را به سه دسته تقسیم می‌نمود که می‌توان به: مفید، بی خاصیت و مضر تقسیم کرد. علیه هیئت تصفیه جنجال برخاست، شاهرخ هم مانند سایرین در مظان اتهاماتی قرار گرفت» (1).
در مورد استانداری محمد مهدی شاهرخ در کرمان آمده است:
«در اواخر تیر ماه 2498 [1318 ش.] به استانداری کرمان منصوب گشت و به این شهر وارد گشت. در زمان این استاندار جنگ بین‌الملل دوم بیشتر ممالک اروپا را در برگرفته بود، به همین واسطه مردم ایران هم در بیم و اضطراب بسر می‌بردند … خلاصه اثر شوم این جنگ کم‌کم در شهرهای ایران از جمله کرمان پیدا شد؛ ارزاق گران و نایاب شد. نان که خوراک عمومی است به زحمت پخته می‌شد. دکاکین خبازی آشوب و پس از نیم ساعت معطلی یکی دو نان می‌دادند. قند و شکر و چای کمیاب و پیدا نمی‌شد. در انبارهای بازرگانان آنچه قند و شکر موجود بود، خریداری و مردم ذخیره می‌نمودند (2).
[در این مقطع زمانی] مهندسین آلمانی در بیشتر کارخانجات بودند. در کرمان مهندسی آلمانی بود که در کارخانه خورشید همه کاره بود. این آلمانی بیشتر اوقات مستِ مست بود و موقعی که عرق کم خورده، هوش و حواسسش تقریباً سر جاش بود، می‌گفت: هیتلر پیشوای آلمانی کرمانی است؛ ژرمان یعنی همان کرمان. خلاصه به نفع دولت خود تبلیغ می‌نمود و کرمانی‌های ساده دل حرف‌های این مهندس را باور [کرده بودند]، هر کجا آلمان شکست می‌داد و پیش می‌رفت، خوشحال می‌شدند و هر کجا هم شکست می‌خورد، غمناک می‌گشتند. این مهندس نامش «ریشتدر» بود …» (3).
پی نوشت‌ها:
(1) ـ عاقلی، باقر: شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران، ج 2، ص 859.
(2) ـ این سال‌هامقارن با سال‌های قحطی و مشکلات شدید مردم ناشی از جنگ جهانی دوم بود، آقای محمد صنعتی در خاطرات خود از این دوران و وضعیت و مشکلات مردم کرمان (در کتاب رهگذار عمر) آورده است:
«… در زمان کودکی خود، که هم ‌زمان با جنگ جهانی دوم و اشغال ایران توسط متفقین بود، شاهد صحنه‌ها و وقایع زیادی بودم که به رغم کمی سن و سال، بسیاری از رنج و مشکلات مردم و خانواده خود را به وضوح لمس می‌کردم. مثلاً به خوبی یاد دارم، از منزل ما به بعد بیابان بود و چون کشتارگاه کرمان در خیابان جهاد فعلی (کوچه معروف به کشتارگاه) قرار داشت، در آن دوران هر روز تعداد زیادی زن و مرد و بچه، با کاسه و قدح‌هایی به دست به طرف کشتارگاه می‌رفتند و موقع بازگشت، تعداد اندکی شادمان از این موفقیت بودند که توانستند مقداری خون از ذبح گوسفندان به دست آورند، تا با مخلوط نمودن مقداری پیاز سرخ کرده در خون و گرم نمودن آن، غذایی تهیه و خانواده خود را از گرسنگی نجات دهند. «آب داغو» غذای اکثریت خانواده‌های کرمان بود؛ مقداری روغن ـ و در اکثر موارد تکه‌ای چربی گوسفند ـ با پیاز، نمک و زردچوبه در آب ریخته و پس از مدتی حرارت دادن، به عنوان غذا می‌خوردند. در برخی موارد مقداری «بابونه» به این آب اضافه می‌کردند که در این صورت به آن «قاتق بابونه» می‌گفتند. خانواده‌هایی که دارای گوسفند و یا گاوی بودند، از وضعیت بهتری برخوردار بودند. چرا که می‌توانستند از شیر آن، انواع لبنیات را به دست آورند. خرید گوشت مانند اکنون نبود، یاد دارم در محله ما قصابی بود که هر هفته زن او به واسطه آشنایی با اهالی محله، به درب منازل مراجعه و مقدار گوشت مورد نیاز هفتگی آنان را می‌پرسید، که معمولاً توان مالی اکثر خانواده‌ها جهت خرید گوشت در حد «15 سنگ» و یا «7 تَرم» بود. در آن دوران، روزهای متعددی ـ چون دیگر خانواده‌های کرمانی ـ غذای خانواده ما شامل تنها مقدار کمی نان کوپنی بود و مجبور به امساک در خوردن آن بودیم. حتی یک روز به جای نان، خرما خوردیم؛ بعدها دانستم آن روز نان در شهر وجود نداشت و به تمامی مردم به جای نان، خرما داده‌ بودند.
وضعیت کرمان در آن روزگار بسیار آشفته و نا بهنجار بود و اکثریت مردم کهدارای شغل کشاورزی و کارگری بودند از حداقل زندگی بهره‌ای نداشتند؛ این امر در سال‌های وقوع جنگ جهانی دوم مضاعف شده بود و به رغم آن که نانواخانه‌ای در کرمان توسط مسئولین تأسیس شده بود اما باز مشکلات زیادی در میان بود …». نیک‌پور، مجید: رهگذار عمر (خاطرات و فعالیت‌های محمد صنعتی)، ص 37 و 38.
(3) ـ همت، محمود: کرمان؛ شهر شش دروازه، ص 136 و 137.

پایان جنجالی هفته دوازدهم لیگ یک ایران تساوی ها، بلای جان مس

پایان جنجالی هفته دوازدهم لیگ یک ایران
تساوی ها، بلای جان مس

هفته دوازدهم لیگ دسته یک ایران عصر دیروز و با انجام 3 بازی معوقه به پایان رسید.
در بازی های این هفته شاگردان ابراهیم زاده در مس کرمان که به اراک رفته بود، در مقابل تیم آلمینیوم این شهر به تساوی بدون گل دست یافت. مس در این دیدار با ترکیب رضا حیدری، حامد محمودی، علی ابراهیمی،امیرحسین عسگری، بهنام داداش وند، احمد زنده روح ، احسان پورشیخعلی، میلاد محمدی، علی قاسمی، میلاد پورصفشکن و حسین تهامی به مصاف تیم داوود بهابادی در اراک رفت و با انجام یک بازی متعادل به تساوی بدون گل دست یافت و با یک امتیاز از اراک خارج شد. در این بازی هر دوتیم با توجه به همسایه بودن شان در جدول رده بندی، به دنبال کسب سه امتیاز و صعود به بالای جدول بودند، اما زور دو تیم به هم نرسید و در نهایت به تساوی صفر – صفر رضایت دادند.
مس از دقیقه 75 و با اخراج حسین عسگری از تیم میزبان، می توانست از 10 نفره شدن حریف بهره کافی ببرد اما این اتفاق نیفتاد و مس و آلمینیوم هم با این تک امتیاز به رده های هشتم و نهم جدول صعود کردند.
شاگردان محمود فکری در تیم سپیدرود عصر دیروز و در یک بازی خارج از خانه موفق شد تیم متمول و مدعی بادران تهران را با یک گل شکست دهد و با 25 امتیاز به صدر جدول رده بندی تکیه بزند، در پایان این بازی هم بازیکنان دو تیم به شدت با یکدیگر درگیر شدند که با دخالت نیرو انتظامی این غائله به پایان رسید. ضمن اینکه به دلیل کسب نتایج ضعیف و دور از انتظار هفته های اخیر تیم فوتبال بادران از سوی مدیر عامل باشگاه بادران 10 درصد از قراردادهای کلیه بازیکنان و کادر فنی تیم به عنوان جریمه کسر شد .
در بازی دیگر هفته دوازدهم، دو تیم خونه به خونه بابل و اکسین البرز در بازی حساس و جنجالی که دو اخراجی برای خونه به خونه هم داشت، به مصاف هم رفتند و این تیم میهمان بود که با دو گل به برتری رسید و شاگردان فیروز کریمی با 3 امتیاز شیرین بابل را ترک کند. داور این بازی در دقیقه 90 + 4 و دو دقیقه قبل از پایان وقت قانونی بازی به دلیل پرتاب سنگ به سمت کمک داور بازی را قطع کرد و این دیدار نیمه تمام ماند و اکنون باید منتطر رای کمیته انضباطی بود.
هفته سیزدهم لیگ دسته اول از روز جمعه 21 آبان ماه آغاز می شود و دیدار دو تیم بالانشین گل گهر سیرجان و خونه به خونه از مهمترین و سرنوشت سازترین دیدارهای لیگ دسته اول خواهد بود، همچنین مس یک شنبه هفته آینده و در دیداری بسیار حساس در ورزشگاه شهید باهنر کرمان، به مصاف صدرنشین لیگ آزادگان، سپیدرود رشت خواهد رفت.

مدیرکل راه و شهرسازی استان کرمان عنوان کرد تکمیل ساختمان بیمارستان جدید زرند در گروی تأمین اعتبار

مدیرکل راه و شهرسازی استان کرمان عنوان کرد
تکمیل ساختمان بیمارستان جدید زرند در گروی تأمین اعتبار
مدیرکل راه و شهرسازی استان کرمان از تکمیل ساختمان بیمارستان جدید زرند تا پایان سال در صورت تأمین اعتبار خبر داد. به گزارش روابط عمومی راه و شهرسازی کرمان، محمدمهدی بلوردی در حاشیه بازدید معاون رئیس‌جمهوری و رئیس سازمان برنامه‌وبودجه و استاندار کرمان از بیمارستان 139 تختخوابی شهرستان زرند اظهار داشت: «بر اساس برآوردهای اعلام‌شده 25 میلیارد تومان برای تکمیل بیمارستان سینا زرند نیاز است که در بازدید معاون رئیس‌جمهوری و رئیس سازمان برنامه‌وبودجه از روند احداث و تکمیل بیمارستان سینا شهرستان زرند مقرر شد پس از بررسی و برآورد مبلغ موردنیاز، این اعتبار تخصیص یابد.» مدیرکل راه و شهرسازی استان کرمان گفت: «برای تکمیل پروژه بیمارستان زرند تاکنون 13میلیارد و600 میلیون تومان اعتبار توسط وزارت راه و شهرسازی اختصاص پیداکرده است.» وی بابیان اینکه هم‌اکنون پیشرفت فیزیکی این پروژه بیمارستانی حدود 66درصد است، عنوان کرد: «250 میلیارد ریال برای تکمیل بیمارستان جدید سینا موردنیاز است و برای تجهیز آن نیز 300 میلیارد ریال لازم است.» وی اظهار کرد: «بیمارستان 139 تختخوابی زرند با زیربنا 12 هزار و 995 مترمربع شامل ساختمان‌های جانبی و دو بلوک ساخته می‌شود.» بلوردی ادامه داد: «ساختمان بیمارستان جدید در صورت تأمین اعتبار موردنیاز تا پایان امسال تکمیل می‌شود و تجهیز آن نیز تا اردیبهشت سال آینده به اتمام خواهد رسید.» مدیرکل راه و شهرسازی استان کرمان با تأکید بر اینکه اجرای مراحل پایانی این پروژه نسبت به مراحل اولیه آن به‌مراتب بسیار مهم‌تر و حساس‌تر است تصریح کرد: «در این راستا باید دقت لازم در اجرای این پروژه بیمارستانی صورت گیرد.»

امروز انتخابات ریاست جمهوری آمریکا برگزار می‌شود کاخ سفید در انتظار چهل‌ و پنجمین رییس جمهور آمریکا

امروز انتخابات ریاست جمهوری آمریکا برگزار می‌شود
کاخ سفید در انتظار چهل‌ و پنجمین رییس جمهور آمریکا

سرانجام زمان گران‌ترین، عجیب‌ترین، کثیف‌ترین و پر مناقشه‌ترین دوئل انتخاباتی حال حاضر دنیا فرا رسید: سه‌شنبه ۸ نوامبر ۲۰۱۶. هیلاری کلینتون دموکرات در مقابل دونالد ترامپ جمهوری‌خواه. نبرد پول و ثروت و شهرت و جنجال و دعوا و تهمت و … . به گزارش ایسنا حالا همه‌ی دنیا چشم به «ینگه‌ دنیا» دوخته تا با برگزاری پنجاه‌وهشتمین انتخابات ریاست‌جمهوری‌اش جانشینی «بی‌بدیل» برای باراک اوباما پیدا کند. بی‌بدیل ازآن‌رو که برای اولین بار در تاریخ ایالات‌متحده یک زن در مقابل یک سرمایه‌دار میلیاردر و نه یک سیاستمدار کارکشته، قرارگرفته است؛ فردی که سوار بر موج کاپیتالیسم شعار حمایت از طبقه کارگر می‌دهد! پیروزی کلینتون او را به اولین رییس جمهور زن آمریکا تبدیل می‌کند و پیروزی ترامپ را میلیون‌ها آمریکایی که «تغییر» اوباما را ندیدند، روحی تازه در کالبد سیاست می‌دانند.
برای خیلی از آمریکایی‌ها کلینتون ادامه اوباماست؛ فردی که هشت سال پیش بسیاری او را منجی خود می‌دیدند، فردی که قرار بود تغییری در سیاست‌های آمریکای جنگ‌طلب جورج بوش در عرصه خارجی و نابرابرهای اجتماعی در عرصه داخلی ایجاد کند؛ اولین سیاه‌پوستی که رییس جمهور آمریکا شده بود؛ رؤیای دست‌نیافتنی طبقه ضعیف جامعه که از وال‌استریت و رؤیای آمریکایی‌اش خسته شده بودند. هشت سال گذشت. اتفاقی نیفتاد یا حداقل اتفاقی نیفتاد که انتظارش را داشتند.
«تغییر» در حد شعار ماند و اوباما به‌پایان راه رسید. حالا دیگر خیلی‌ها چیزی برای از دست دادن ندارند. حالا برای آن‌ها پایان تاریخی فرا رسیده است که فوکویاما می‌گفت؛ آن‌ها پاک‌سازی سیستم سیاسی آمریکا را می‌خواهند؛ حالا وقت تحول است؛ زمان رهبران نسل جدید و عجیب آنکه شخصیت‌هایی که درجه تنفر مردم از آن‌ها خیلی بالاتر از سطح محبوبیتشان است، مهره‌های دوران انتقال شده‌اند! کلینتون در برابر ترامپ؛ چشم در برابر چشم.
روز سه‌شنبه ۲۰۰ میلیون آمریکایی واجد شرایط رأی دادن به‌پای صندوق‌های رأی می‌روند تا جدال کارزارهای انتخاباتی به اوج خود برسد. البته از این تعداد تاکنون نزدیک به ۴۰ میلیون نفر در ایالت‌هایی که می‌توان در آن‌ها پیش‌ از موعد در انتخابات شرکت کرد رأی داده‌اند و بسیاری هم سرخورده از هر دو نامزد و سیاست‌های آمریکا، میلی برای شرکت در انتخابات در خود نمی‌بینند. سیستم انتخاباتی منحصربه‌فرد آمریکا این‌گونه است که هر ایالت با توجه به جمعیتش شمار متفاوتی رأی الکترال دارد. کالیفرنیا به لحاظ جمعیتی بزرگ‌ترین ایالت است و بنابراین ۵۵ رأی دارد و در مقابل ایالتی کم‌جمعیت مثل مونتانا تنها سه رأی دارد. اگر یک نامزد بتواند رأی مردمی بیشتری را نسبت به رقیبش در یک ایالت به دست آورد، تمام آرای الکترال آن ایالت هم به او می‌رسد. به ‌عنوان ‌مثال اگر کلینتون بتواند در ایالت فلوریدا بر ترامپ به نسبت ۴۷ درصد به ۴۵ درصد پیروز شود، تمام ۲۹ رأی کالج انتخاباتی (الکترال) ایالت فلوریدا از آن کلینتون می‌شود و هر کاندیدایی که بتواند ۲۷۰ رأی الکترال را به دست آورد چهل ‌و پنجمین رییس جمهور آمریکا خواهد بود.

سیاست ثبات – تغییر در قبال ایران

سیاست ثبات – تغییر
در قبال ایران
مصطفی ترک زهرانی*
هشت سال پیش آمدن اوباما، تغییر اساسی بود. {قبلاً} تحلیلی تحت عنوان رمانتیسیزم آمریکایی را مطرح کردم. ساده‌شده این موضوع این خواهد بود که جامعه سیاسی آمریکا، صحنه تیاتری خواهد بود که دارای سه عنصر بازی، بازیگر و صحنه است. از زمان ریگان تا قبل از اوباما، قرائت محسوسی درباره رمانتیسیزم مطرح شد. حال اگر رییس جمهوری می‌توانست قرائت دیگری از رمانتیسیزم آمریکایی داشته باشد، می‌توانست گفتمان جدید شکل دهد. در غیر این صورت باید به روش رییس جمهور قبلی حرکت کند. در زمان ریگان فیلم‌های وسترن رونق داشت. بدان معنا که باید قهرمانی آمریکا را نجات دهد. این سؤال مطرح می‌شد که آیا مشکل از داخل است یا خارج؟ آیا آمریکا نیاز به چنین چیزی دارد؟ در زمان ریگان مشکل از خارج و نظام بین‌الملل بود. انقلاب اسلامی در ایران روی‌داده و روسیه، افغانستان را اشغال کرده بود. بنابراین محافظه‌کارترین قرائت درباره رمانتیسیزم آمریکایی در زمان ریگان مطرح شد. روسای جمهور بعد از ریگان همه در این چارچوب سیاست، قدرت و جهان‌بینی را تعریف کردند. اما اوباما اولین کسی بود که در زمان سناتوری خود در سنا، قرائت دیگری مطرح کرد. در آن زمان گفته شد که او رییس جمهور آمریکا خواهد بود. پیش‌بینی‌ها هم درست از آب درآمد. او نگاه جدیدی به جمهوری اسلامی ایران داشت. ما در ایران یک سؤال ساده داشتیم؟ ثبات – تغییر؟ چه چیزهایی در مقابل ایران تغییر می‌کند و چه مواردی بر همان روش قبلی ادامه می‌یابد؟ آیا می‌تواند قرائتی که از قرائت مطرح‌شده داشته باشد؟ تصمیم‌گیری هر فردی در دو فضا صورت می‌گیرد: فضای روانی که خود دارد و فضای روانی – روحی که در خارج از آن شکل می‌گیرد. هر رییس جمهوری در آمریکا بر اساس این دو فضا عمل می‌کند. رییس جمهوری می‌تواند قرائت جدیدی از رمانتیسیزم آمریکایی ارائه دهد که صرف ازنظر محیط خارجی، تحکم کند. اوباما سعی داشت این‌گونه عمل کند. گرچه او فرد سیاست خارجی نبود، اما بر اساس چشم‌اندازی که داشت، توانست دست به تغییرات مهمی بزند. فرق اوباما با جورج بوش در پیچیده فکر کردن و سیاه‌وسفید ندیدن است. اوباما گفته بود چیزی به نام جهان اسلام نمی‌شناسد. او گفته بود:» هم در ایران و هم عربستان مسلمان وجود دارد، که هرکدام یک سری فرصت‌ها و چالش‌هایی را برای آمریکا ایجاد می‌کند. بنابراین سیاست من در برابر هرکدام جداگانه است. من در برابر جهان اسلام سیاستی ارائه نمی‌کنم. حتی در برابر خاورمیانه نیز سیاستی ارائه نمی‌کنم.» اوباما از متحدان سنتی یعنی اسرائیل و عربستان فاصله گرفت. او بیان کرد:» تعریفی که شما از دشمن‌دارید، من نداشته و نگاه دیگری دارم.» بنابراین او به کوبا به‌گونه‌ای دیگر و به ایران نوعی دیگری نگاه کرد. تا پیش از اوباما نمی‌توانستید صحبت از دموکرات، لیبرال یا محافظه‌کار کنید و این‌که به چه میزان نسبت به ایران دشمنی داشته و راه‌حل ارائه می‌کنند. اما اوباما این تصویر را تغییر داد. تا پیش از اوباما سیاست‌های آمریکا در قبال ایران سه حالت داشت: ایران و آمریکا در حال جنگ، ایران و آمریکا در حال صلح، مهار، بازدارندگی و جنگ سرد
حال این سؤال مطرح می‌شود از دوران اوباما به بعد، رییس جمهور آمریکا چه می‌کند؟ آیا همان خط مهار را در پیش می‌گیرد؟ یا در خط جنگ؟ فرض را بر این می‌گذارم که به‌احتمال‌زیاد هیلاری کلینتون رییس جمهور می‌شود. با چنین فرضی چه تغییراتی می‌تواند در سیاست‌ها به وجود آید؟ اول باید گفت که هیچ‌کدام از دو نامزد آمریکا نمی‌توانند همانند ریگان ایران را به سمت جنگ سوق دهند. درعین‌حال نمی‌توانند مانند اوباما تصور دشمنی نسبت به ایران را نداشته باشند. بنابراین شاهد چیزی بینابین خواهیم بود. هیلاری عضو حزب دموکرات است و آنچه از این حزب به ارث برده، توافق هسته‌ای است. به همین خاطر نسبت به آن صرفاً با اختلافاتی که می‌تواند بسیار مهم باشد، متعهد خواهد بود. تمرکز هیلاری کلینتون بر تحریم‌هاست. زیرا دموکرات‌ها، تحریم اقتصادی را آلترناتیو جنگ می‌دانند. هیلاری کلینتون افتخار می‌کند که تحریم‌ها را وضع کرده و ایران را پای میز مذاکره آورده است. بنابراین فضا به‌گونه‌ای ترسیم می‌شود که با آمدن هیلاری کلینتون، تحریم‌های جدید به بهانه‌هایی مانند موشکی، اقدامات ایران در منطقه و متهم کردن سپاه برای مداخله وضع کند. شاید تندترین موضع این باشد که لغو تحریم‌ها منوط به متوقف شدن فعالیت‌های سپاه در منطقه شود. در اینجا باید نگاه بدبینانه‌ای به هیلاری کلینتون داشت. بحث‌های منطقه‌ای و حقوق بشر مهم خواهد بود. هیلاری کلینتون به‌منظور آن‌که ایران به تعهداتش عمل کند، فشار بیشتری وارد خواهد کرد. درعین‌حال اگر کنگره قانونی علیه ایران وضع کرد، همانند اوباما در برابر کنگره موضع‌گیری نمی‌کند.
* مدیرکل دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی وزارت امور خارجه/ منتشر شده در دیپلماسی ایران