بایگانی مطالب نشریه

ورزشگاه باهنر کرمان در مسیر فروپاشی

ورزشگاه باهنر کرمان در مسیر فروپاشی

در برنامه‌ی 90 این هفته گزارش کاملی از روند ساخت ورزشگاه‌های بزرگ فوتبال کشور در سال‌های گذشته پخش شد و مشخص شد که این پروژه‌ها تا چه اندازه علی‌رغم هزینه‌های چند ده میلیاردی خود، کم بازده بوده‌اند.
اتفاقا یکی از این ورزشگاه‌هایی نیز که صورت کپی و پیست در کشور ساخته شد و به دلیل کمبود بودجه‌های لازم برای نگهداری با مشکل روبرو شده است، ورزشگاه 15 هزار نفری باهنر کرمان بود که از سال 86 میزبان بازی‌های تیم مس در کرمان شد.
این ورزشگاه درست 2 سال بعد از ساخت خود بود که مشخص گردید نواقص بسیاری دارد و علی‌رغم اینکه تازه ساز محسوب می‌شد، برای میزبانی بازی‌های لیگ قهرمانان آسیا با 30 نقص عمده روبرو شد تا جایی که حتی تهدید گرفتن میزبانی این بازی‌ها از کرمانی‌ها نیز صورت گرفت.
بهرشکل کرمانی‌ها بسیار خوش‌ شانس بودند که با صعود مس به لیگ قهرمانان، خیلی زود این ورزشگاه به اجبار مورد بازسازی قرار گرفت تا همانند ورزشگاه‌های مشابه خود در کشور که در گزارش برنامه‌ی نود مشخص شد تا چه اندازه فرسوده شده‌اند، وضعیت به مراتب بهتری پیدا کرد. اما با گذشت زمان بیشتری از عمر این ورزشگاه و سقوط مس به لیگ یک که منجر به توجهات کمتر به این ورزشگاه شد، حالا رفته رفته استادیوم شهید باهنر کرمان نیز دقیقا جا پای سایر ورزشگاه‌های فرسوده مشابه خود می‌گذارد و وضعیت این استادیوم سال به سال بغرنج‌تر می‌شود.
ورزشگاه تازه ساز باهنر با عمر تقریبی 10 سال، متاسفانه امروز نه برروی سکوها شمایل یک ورزشگاه استاندارد را دارد و نه برروی چمن خود. بعد از گذشت ده سال هیچ امکانات رفاهی نیز در این ورزشگاه از قبیل بوفه، سرویس‌های بهداشتی بهسازی شده و آبخوری استاندارد نیز وجود ندارد تا این ورزشگاه عملا هیچ جذابیتی هم برای میزبانی شیک از میهمانان خود برروی سکوها نداشته باشد.
صندلی‌های این ورزشگاه بعد از گذشت دو سال از اتفاقات بازی با استقلال خوزستان هنوز تعمیر و جایگزین نشده‌اند و به نظر نمی‌رسد که به دلیل کمبود اعتبارات، فعلا عزمی هم برای این کار در بین مسئولین نگهداری این ورزشگاه وجود داشته باشد. چمن این استادیوم نیز هر سال دچار مشکل می‌شود تا مشخص گردد این استادیوم عملا به حال خود رها شده است و آنگونه که نیاز دارد مورد توجه و نگهداری واقع نمی‌شود تا عمر فرسودگی این ورزشگاه خیلی زودتر از موعد به سراغش بیاید.
اخیرا منصور ابراهیم‌زاده سرمربی تیم به شدت از چمن ورزشگاه انتقاد کرد و گفت که موارد لازم برای نگهداری آن صورت نمی‌گیرد و با فرا رسیدن فصل سرما، وضعیت آن به مراتب بدتر هم خواهد شد. مسلم است با انتقال بازی‌های مس به ورزشگاه خانگی خود که شاید سال دیگر این اتفاق بی‌افتد، توجهات به ورزشگاه خاطره‌انگیز باهنر آنقدر کم می‌شود که عملا این ورزشگاه به سرنوشت ورزشگاه‌های مشابهش در سراسر کشور مبتلا شود و آن نابودی کامل است آن‌هم در حالی که عمر استفاده از آن به 15 سال هم نرسیده است.
در حال حاضر در کنار همه‌ مشکلات این ورزشگاه، اصلی‌ترین معضل استادیوم باهنر، چمن آن است که منجر به ترس همه برای بازی برروی آن می‌شود. این چمن در کمترین کیفیت خود قرار دارد تا جایی که کادر فنی و بازیکنان مس بارها تقاضای جابه‌جایی بازی‌های مس از این ورزشگاه را داده‌اند.
البته هزینه‌های تعریف شده برای نگهداری و تجهیز مجدد این ورزشگاه آنقدر ناچیز است و آنقدر مشکلات جدی برسر بهسازی و نگهداری این ورزشگاه وجود دارد، که شاید همین الان، مشکل چمن در الویت چندم این ورزشگاه قرار داشته باشد! همین سبب می‌شود که همه در کرمان نگران سرنوشت این ورزشگاه با استادیوم‌های مشابه و چند قلویش در کشور شوند.

حاشیه های انتشار عکس عباس جدیدی در کنار زنده یاد منصور پورحیدری ادامه دارد از ماست که بر ماست

حاشیه های انتشار عکس عباس جدیدی در کنار زنده یاد منصور پورحیدری ادامه دارد
از ماست که بر ماست
آریا صالحی- تقصیر ماست که او امروز نماینده مان است،یکی از سی نفری که امنای گرداننده شهر تهرانند. او مسئول بازرسی شوراست و حالا هر بار از او رفتاری خرق عادت می بینیم، انگشت به دهان می مانیم و می گوییم؛ ای وای او برآینده حضور ما پای صندوق یا اصلا نرفتن های مان پای صندوق رای است. عباس جدیدی یا حالا دیگر دکتر عباس جدیدی؛ اگر 4 سال است بر صندلی شورا تکیه زده به دلیل انتخاب ماست. خیلی از ما که وقت رای دادن احتمالا با خودمان گفتیم:«این همه آدم سیاسی مگر چه کار کردن که این قهرمان ورزشی نکند.» و البته خیلی های دیگری که اصلا پای صندوق رای نرفتند! اینکه با 200 هزار رای می شد برای اداره شهر تصمیم ساز شد. وقتی می خواستیم رای بدهیم ، قرار نبود به همه سال های خوب یا بد دوران ورزشی یکی مثل عباس جدیدی، از مدال طلای پس گرفته شده اش در تورنتوی 94 تا نایب قهرمانی نوستالژی اش در المپیک 96 آتلانتا یا خاطرات بازی های آسیایی بانکوک و بعد هم وداع با کشتی در بازی های جهانی برای مان خاطره بگوید.
قرار نبود از آن فیتیله پیچ های معروف و شورت آبی که از دوبنده اش معمولا بیرون می افتاد برای مان خاطره بسازد که می خواست مدیر اجرایی و تصمیم ساز برای شهرمان باشد. ما اما با رای دادن یا ندادن مان ، او، رضازاده و دیگر ورزشی های شورای شهر را انتخاب کردیم و حالا باید بپذیریم آنها انتخاب خودمان هستند. خوب یا بد، ما این ردا را بر تن شان کرده ایم. روزی که کمربند پهلوانی به کمرش بست، مدال هایش را دور گردن انداخت و بی آنکه مدال طلای جهان و المپیک بزرگسالان داشته باشد ، خود را قهرمان سه دوره مسابقات قهرمانی جهان و المپیک خواند ، لبخندی زدیم و گفتیم چه بامزه و نگفتیم ، برادر من !پهلوان ، این راه و رسم در دید بودن نیست. این طوری به یاد مردم برگشتن ، درست نیست و گذاشتیم فکر کند و فکر کنند در مسیر صحیح گام بر می دارند. حالا که 4 سال بعد است ، دوباره او همان مسیری را رفته که قبلا خودمان یادش دادیم و با لبخندی بدرقه اش کردیم. حالا اما تازه یادمان افتاده که هجمه کنیم که چرا برای تجدید محبوبیت کنار یکی مثل تتلو می ایستی؟ چرا در بدترین شرایط جسمی مرحوم پورحیدری کنارش ایستادی و عکس گرفتی و عکست اینگونه دلخراش همه جا پر شده است. چرا به او می تازیم که کتاب آداب و اصول نماز نوشته است! او نوشته چون ما به جای استفاده از توانش در کشتی و ورزش ، به این سو سوقش داده ایم و مدام هم با خنده و شوخی گفتیم چه ایرادی دارد. حالا اما یکباره به خود آمدیم و می گوییم واویلا!

استانداران کرمان از سال 1300 تا 1394 شمسی

استانداران کرمان
از سال 1300 تا 1394 شمسی

علی سهیلی
1317 شمسی
«علی سهیلی در 1274 ش. در خانواده‌ی متوسط در آذربایجان به دنیا آمد. تحصیلات مقدماتی و متوسطه را در تبریز و تهران انجام داد تا این که وارد مدرسه روسی قزاق‌خانه شد. با استعدادی که از خود نشان داد در مدرسه علوم سیاسی پذیرفته شد، ضمناً مقدمات عربی و ادبیات فارسی و زبان‌های فرانسه و روسی را نیز به خوبی آموخت و از آنجا به خدمت وزارت خارجه درآمد. هوش، پشتکار و زبان‌دانی سهیلی باعث شد که در وزارت‌خانه مورد توجه قرار بگیرد.
با وجود این که از یک خانواده‌ی عادی بود، مراحل اداری را طی و در سال 1304 ش. به ریاست اداره شرق و امور شوروی و در 1310 به کمک و مساعدت داور و تیمورتاش به معاونت وزارت طرق و شوارع (راه) انتخاب شد. مقامات بعدی سهیلی؛ ریاست شیلات، معاونت وزارت امور خارجه و وزارت مختار ایران در لندن و در سال ۱۳۱۷ برای نخستین بار در کابینه جم به وزارت امور خارجه برگزیده شد. هنوز بیش از دو ماه از خدمت او در وزارت خارجه نگذشته بود که به علت یک خبط سیاسی از کار برکنار شد. در سال 1318 استاندار کرمان و بعد سفیرکبیر در افغانستان و بالاخره در 1319 در کابینه علی منصور به سمت وزیر کشور معرفی گردید.
بعد از وقایع شهریور۱۳۲۰ فروغی که به مقام نخست‌وزیری انتخاب شده بود او را مجدداً به سمت وزارت امور خارجه منصوب کرد. وی در سال ۱۳۲۱ ش. به توصیه فروغی ـ که معتقد بود مهم‌ترین مسئله حال کشور، سیاست خارجی است و سهیلی جوان که تجربه لازم برای حل این مشکل را دارد، بهترین گزینه نخست‌وزیری است ـ به نخست‌وزیری رسید. اما کابینه او بیش از پنج ماه دوام نیاورد و قوام به این سمت منصوب گردید. قوام کهنه‌کار نیز نتوانست دوام بیاورد و بار دیگر قرعه نخست‌وزیری به نام سهیلی رقم خورد. در تابستان 1322 که روزولت، استالین و چرچیل در تهران ملاقات داشتند و کنفرانس معروف تهران تشکیل گردید، از این موقعیت استفاده نمود و به سران متفقین پیشنهاد داد به میمنت موفقیت کنفرانس تهران و به جبران صدماتی که ایران در راه پیروزی متفقین متحمل شده است، استقلال و تمامیت ارضی ایران را تضمین نمایند. وی سپس در کابینه حکیم‌الملک با سمت وزیر مشاور مجدداً داخل کابینه و پس از مدت کوتاهی سفیرکبیر ایران در فرانسه شد.
در اواخر سال 1332 با عنوان سفیرکبیر روانه‌ی لندن گردید و تا سال 1337 در آن کشور اقامت داشت تا این که بر اثر ابتلا به بیماری سرطان خون در لندن در سن ۶۲ سالگی درگذشت. جنازه‌اش به تهران انتقال یافت و در ایوان مقبره‌ی ناصرالدین شاه و در کنار هژیر به خاک سپرده شد.
سهیلی مردی دانشمند و زبان‌دان بود؛ زبان‌های فرانسه، انگلیسی و روسی را به خوبی می‌دانست. از میان توده مردم برخاست و به مقامات بزرگ رسید … نسبت خیانت و دزدی به او داده نشده است. وقتی فوت شد چیز قابل ملاحظه‌ای نداشت … روی هم رفته سهیلی از چهره‌های معروف این کشور محسوب می‌شود. مردی فهمیده، باهوش و مطلع بود. نسبت سوء‌استفاده به وی تا کنون داده نشده است …» (1).
در مورد استانداری علی سهیلی در کرمان آمده است: «در تاریخ اردیبهشت سال 2497 [1317 ش.] به استانداری استان 8 کرمان منصوب و در همین ماه به کرمان وارد گشت … در زمان او خیابان زریسف امتداد یافت و مسطح گردید. نقشه چند خیابان از جمله ناصریه و خیابان شاه و خیابان فابریک (2) به وزارت کشور ارسال شد تا رسیدگی و اجازه صادر گردد …
در زمان این استاندار دستور رسید تا کلاه پهلوی را مردان از سر برداشته، کلاه شاپو دوره‌دار به جای آن سر گذارند (3). از دسته‌بندی و علم وحجله که در ایام محرم مرسوم بود از سال 2494 [1314 ش.] قدغن گردیده بود … در سال 2497 [1317 ش.] مردم به جای سینه‌زنی و دسته‌بندی به دامنه مسجد صاحب‌الزمان می‌رفتند و ایام سوگواری را بدون کوچک‌ترین مرسومات سابق به شب می‌آوردند و به شهر مراجعت می‌کردند. واعظین حق نداشتند منبر بروند و روضه بخوانند؛ می‌بایست در ادره فرهنگ آزمایش شوند تا چنانچه قابلیت و در امتحان قبول می‌شدند می‌توانستند عبا و عمامه داشته در مساجد روضه بخوانند. در سال 2497 [1317 ش.] در شهر کرمان فقط سه واعظ جواز روضه‌خوانی داشتند و این آقایان عبارت بودند از: آقای حاج شیخ عباس موحدی (4)، آقای حاج محمد نوابی (5)، و آقای حاج سید یوسف (6). واعظین که جواز نداشتند روزها از خانه بیرون نمی‌آمدند و شب در بعضی جاها مجالس روضه‌خوانی داشتند، مخفیانه می‌رفتند، چنانچه مامورین آن‌ها را می‌دیدند به شهربانی جلب می‌کردند (7).
در زمان استانداری سهیلی، قند و شکر کمیاب شد و علت آن بود از خارج اجازه نبود قند و شکر وارد سازند و می‌بایست قند و شکر که در کارخانجات ایران تولید می‌شود، مصرف شود، از این رو تکافو نمی‌کرد. در زمان سهیلی قند یک من عبارت از سه کیلو 9 ریال، شکر 8 ریال. همچنین پارچه‌های خارجی قدغن بود و می‌بایست پارچه وطنی مصرف شود …» (8).
پی نوشت‌ها:
(1) ـ عاقلی، باقر: شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران، ج 2، ص 838 تا 841.
(2) ـ خیابان ناصریه؛ شهید باهنر فعلی ـ خیابان شاه نعمت الله ولی و خیابان فابریک؛ میرزا رضا کرمانی فعلی.
(3) ـ یکی از طرح‌های رضا شاه، طرح متحدالشکل نمودن البسه مردان بود که در سال 1307 ش. اجرا گردید و گذاشتن کلاه پهلوی از این زمان اجباری گردید و چند سال بعد در ادامه الگوگیری از فرهنگ غرب و سوق دادن مردم ایران به مظاهر اروپایی‌ها، گذاشتن کلاه پهلوی نیز ممنوع گردید و مردان موظف به گذاشتن کلاه شاپو دوره‌دار مانند اروپایی‌ها شدند.
(4) ـ منظور مرحوم حجت‌الاسلام حاج شیخ عباس موحدی کرمانی، پدر اخوان موحدی کرمانی (مرحوم حجت‌الاسلام حاج شیخ محمدحسین موحدی، مرحوم آیت الله حاج شیخ محمد مهدی موحدی و آیت الله حاج شیخ محمدعلی موحدی) است.
(5) ـ منظور مرحوم محمد مجد نوابی.
(6) ـ منظور مرحوم حاج سید یوسف سجادی، پدر مرحوم سید باقر سجادی است.
(7) ـ مجوز لباس روحانیون و علما از دیگر طرح‌های رضاشاه بود که با مخالفین آن به شدت برخورد می‌گردید. بر اساس این طرح تنها افرادی می‌توانستند از لباس روحانیون استفاده نمایند که مجوز مربوطه را دریافت نمایند. در همین رابطه گفته شده است که با بسیاری از روحانیون به شدت برخورد می‌شده است. از جمله مرحوم حجت‌الاسلام نیشابوری (مدیر سابق حوزه‌های علمیه کرمان) نقل می‌نمود در آن ایام که به شدت با روحانیون برخورد می‌شد، روزی به اتفاق مرحوم آیت الله صالحی کرمانی خدمت آیت الله حاج میرزا محمدرضا مجتهد رسیدیم و آیت الله صالحی به ایشان عرض کرد؛ آقا در نزدیکی منزل ما کلانتری وجود دارد و رییس کلانتری هر روز در هنگام رفت و آمد به منزل موجبات ناراحتی مرا فراهم می‌آورد و با تمسخر و تهدید به پوشیدن لباس روحانی من اعتراض می‌کند.آیت الله کرمانی پس از شنیدن این سخن ناراحت شد و روز بعد در پی صحبت با رییس شهربانی کرمان، موجبات انتقال آن مامور از کرمان را فراهم آورد. یا در خصوص مزاحمت رییس شهربانی وقت به مرحوم حجت‌الاسلام سید حسین خوشرو آمده که وی به دلیل نداشتن مجوز لباس روحانیت دستور می‌دهدعبای مرحوم خوشرو را با قیچی کوتاه نمایند و همان روز پس از بروز ناگهانی بیماری فرزندش، از اشتباه و جسارت خود به این سید متوجه شده و از او عذرخواهی می‌نماید.
(8) ـ همت، محمود: کرمان؛ شهر شش دروازه، ص 135 و 136.

محمد مهدی شاهرخ
1320 ـ 1318 شمسی
محمد مهدی شاهرخ؛ «استاندار، قاضی عالی رتبه، در 1278 ش. تولد یافت. مدرسه عالی علوم سیاسی را پایان داد و وارد خدمت قضایی شد و مراحلی از ترقی را در آن وزارت‌خانه پیمود. چندی دادستان تبریز و مدتی دادستان استان اصفهان و زمانی ریاست دادگستری خوزستان با او بود.
در سال 1318 ش. فرماندار کل کرمان شد و تا شهریور 1320 آنجا بود. به هنگام خروج رضاشاه از کشور که چند روزی در کرمان بسر برد، شاهرخ با او بود. در 1324 ش. مجدداً به استانداری کرمان منصوب گردید، بعد استاندار خوزستان شد. بعد از طرف مجلس شورای ملی به مستشاری دیوان محاسبات انتخاب گردید و بعد به مقام دادستانی دیوان محاسبات رسید و چندی هم ریاست دیوان محاسبات با او بود.
در سال 1335 ش. گلشائیان وزیر دادگستری که اختیاراتی برای اصلاح دادگستری گرفت، شاهرخ را به ریاست دادگاه انتظامی قضات تعیین کرد ولی پس از یک هفته به علت منع قانونی، حکم وی لغو گردید.
شاهرخ بعد از بازنشستگی، کتابی به نام حقایق در دو مجلد انتشار داد. در آن کتاب، او دادگستری و سازمان‌های اداری را به شدت مورد انتقاد قرار داده است. شاهرخ در سال 1328 ش. مدیرکل بازرسی وزارت دارایی بود. در آن سمت به عضویت تصفیه ادارات تعیین گردید. این هیئت کارمندان دولت را به سه دسته تقسیم می‌نمود که می‌توان به: مفید، بی خاصیت و مضر تقسیم کرد. علیه هیئت تصفیه جنجال برخاست، شاهرخ هم مانند سایرین در مظان اتهاماتی قرار گرفت» (1).
در مورد استانداری محمد مهدی شاهرخ در کرمان آمده است:
«در اواخر تیر ماه 2498 [1318 ش.] به استانداری کرمان منصوب گشت و به این شهر وارد گشت. در زمان این استاندار جنگ بین‌الملل دوم بیشتر ممالک اروپا را در برگرفته بود، به همین واسطه مردم ایران هم در بیم و اضطراب بسر می‌بردند … خلاصه اثر شوم این جنگ کم‌کم در شهرهای ایران از جمله کرمان پیدا شد؛ ارزاق گران و نایاب شد. نان که خوراک عمومی است به زحمت پخته می‌شد. دکاکین خبازی آشوب و پس از نیم ساعت معطلی یکی دو نان می‌دادند. قند و شکر و چای کمیاب و پیدا نمی‌شد. در انبارهای بازرگانان آنچه قند و شکر موجود بود، خریداری و مردم ذخیره می‌نمودند (2).
[در این مقطع زمانی] مهندسین آلمانی در بیشتر کارخانجات بودند. در کرمان مهندسی آلمانی بود که در کارخانه خورشید همه کاره بود. این آلمانی بیشتر اوقات مستِ مست بود و موقعی که عرق کم خورده، هوش و حواسسش تقریباً سر جاش بود، می‌گفت: هیتلر پیشوای آلمانی کرمانی است؛ ژرمان یعنی همان کرمان. خلاصه به نفع دولت خود تبلیغ می‌نمود و کرمانی‌های ساده دل حرف‌های این مهندس را باور [کرده بودند]، هر کجا آلمان شکست می‌داد و پیش می‌رفت، خوشحال می‌شدند و هر کجا هم شکست می‌خورد، غمناک می‌گشتند. این مهندس نامش «ریشتدر» بود …» (3).
پی نوشت‌ها:
(1) ـ عاقلی، باقر: شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران، ج 2، ص 859.
(2) ـ این سال‌هامقارن با سال‌های قحطی و مشکلات شدید مردم ناشی از جنگ جهانی دوم بود، آقای محمد صنعتی در خاطرات خود از این دوران و وضعیت و مشکلات مردم کرمان (در کتاب رهگذار عمر) آورده است:
«… در زمان کودکی خود، که هم ‌زمان با جنگ جهانی دوم و اشغال ایران توسط متفقین بود، شاهد صحنه‌ها و وقایع زیادی بودم که به رغم کمی سن و سال، بسیاری از رنج و مشکلات مردم و خانواده خود را به وضوح لمس می‌کردم. مثلاً به خوبی یاد دارم، از منزل ما به بعد بیابان بود و چون کشتارگاه کرمان در خیابان جهاد فعلی (کوچه معروف به کشتارگاه) قرار داشت، در آن دوران هر روز تعداد زیادی زن و مرد و بچه، با کاسه و قدح‌هایی به دست به طرف کشتارگاه می‌رفتند و موقع بازگشت، تعداد اندکی شادمان از این موفقیت بودند که توانستند مقداری خون از ذبح گوسفندان به دست آورند، تا با مخلوط نمودن مقداری پیاز سرخ کرده در خون و گرم نمودن آن، غذایی تهیه و خانواده خود را از گرسنگی نجات دهند. «آب داغو» غذای اکثریت خانواده‌های کرمان بود؛ مقداری روغن ـ و در اکثر موارد تکه‌ای چربی گوسفند ـ با پیاز، نمک و زردچوبه در آب ریخته و پس از مدتی حرارت دادن، به عنوان غذا می‌خوردند. در برخی موارد مقداری «بابونه» به این آب اضافه می‌کردند که در این صورت به آن «قاتق بابونه» می‌گفتند. خانواده‌هایی که دارای گوسفند و یا گاوی بودند، از وضعیت بهتری برخوردار بودند. چرا که می‌توانستند از شیر آن، انواع لبنیات را به دست آورند. خرید گوشت مانند اکنون نبود، یاد دارم در محله ما قصابی بود که هر هفته زن او به واسطه آشنایی با اهالی محله، به درب منازل مراجعه و مقدار گوشت مورد نیاز هفتگی آنان را می‌پرسید، که معمولاً توان مالی اکثر خانواده‌ها جهت خرید گوشت در حد «15 سنگ» و یا «7 تَرم» بود. در آن دوران، روزهای متعددی ـ چون دیگر خانواده‌های کرمانی ـ غذای خانواده ما شامل تنها مقدار کمی نان کوپنی بود و مجبور به امساک در خوردن آن بودیم. حتی یک روز به جای نان، خرما خوردیم؛ بعدها دانستم آن روز نان در شهر وجود نداشت و به تمامی مردم به جای نان، خرما داده‌ بودند.
وضعیت کرمان در آن روزگار بسیار آشفته و نا بهنجار بود و اکثریت مردم کهدارای شغل کشاورزی و کارگری بودند از حداقل زندگی بهره‌ای نداشتند؛ این امر در سال‌های وقوع جنگ جهانی دوم مضاعف شده بود و به رغم آن که نانواخانه‌ای در کرمان توسط مسئولین تأسیس شده بود اما باز مشکلات زیادی در میان بود …». نیک‌پور، مجید: رهگذار عمر (خاطرات و فعالیت‌های محمد صنعتی)، ص 37 و 38.
(3) ـ همت، محمود: کرمان؛ شهر شش دروازه، ص 136 و 137.

ناظم‌الاطبا

ناظم‌الاطبا
دکتر میرزا علی‌اکبر خان نفیسی مشهور و ملقب به ناظم‌الاطباء کرمانی (تولد ۱۷ ربیع‌الثانی ۱۲۶۳هجری قمری در کرمان، درگذشت ۲۶ ذیقعده ۱۳۴۲هجری قمری برابر با ۸ تیر ماه ماه سال ۱۳۰۳ خورشیدی در تهران) پزشک، ادیب و دانشمند ایرانی و از برجسته‌ترین پزشکان ایرانی اواخر عهد قاجار محسوب می‌شود و پزشک مخصوص دربار مظفرالدین شاه و مؤثر در امضای فرمان مشروطیت بوده‌است.
وی در تأسیس چند مریضخانه به سبک اروپایی در تهران و مشهد و… نقش اصلی داشته و از بنیان گذاران نخستین مجلس حفظ‌الصحه در تاریخ ایران به شمار می‌آید.
تألیفات پزشکی وی متعدد بوده و در زمینه‌های غیرپزشکی نیز شاخص‌ترین اثر او فرهنگ لغت بزرگ و چهارجلدی است که با عنوان فرهنگ ناظم‌الاطبا مشهور است.
پدرش میرزا حسن طبیب کرمانی بود که مانند نیاکانش به طبابت اشتغال داشت. نیاکان او، اعضای خاندان نفیسی‌های کرمان از چند قرن قبل در این شهر به علم طب اشتغال داشته‌اند و نسب آنها به حکیم برهان‌الدین نفیس بن عوض بن حکیم کرمانی از معروف‌ترین پزشکان قرن نهم هجری و پزشک دربار الغ بیک بن شاهرخ بن تیمور گورکانی می‌رسیده‌است.
وی تحصیلات مقدماتی خود را در کرمان به پایان رسانید و مقدمات علوم و فنون طب را نزد پدر و سایر اطبای آن دوران فرا گرفت، اما به خاطر ذوق و استعداد فطری که در وجود او بود، بیشتر مایل به فرا گرفتن حکمت الهی و فلسفه بود. حاکم وقت کرمان یعنی محمداسماعیل خان وکیل‌الملک معروف به وکیل‌الملک اول چون استعداد و لیاقت شخصی و خانوادگی «میرزا علی‌اکبر خان نفیسی» را برای فرا گرفتن علم طبابت می‌دانست، او را برای آموختن این علم ترغیب نمود.
در ۱۲۸۲ ه‍. ق. در نوزده سالگی به تهران آمد و با جدیت تمام در دارالفنون به تحصیل علم طب پرداخت و چنان استعداد و علاقه‌ای در این کار از خود نشان داد که پس از اندک زمانی به دستیاری و معاونت استادان خود برگزیده شد و در سال ۱۲۸۵ ه‍. ق. ضمن تحصیل در دارالفنون برای طبابت در فوج مهندسی قشون انتخاب گردید.
در سال ۱۲۸۸ ه. ق؛ که قحطی و امراض گوناگون شهر تهران را فرا گرفت، دکتر علی‌اکبر خان نفیسی برای درمان بیماران خدمات و مجاهدات بسیاری کرد و مدت چهارماه در بیمارستان دولتی طهران مشغول خدمت به فقرا و نیازمندان بود. وی در سال ۱۲۸۹ ه‍. ق. از طب فارغ‌التحصیل گردید.
در سال ۱۲۹۰ ه‍. ق. ناصرالدین شاه قاجار پس از بازگشت از سفر اول خود به اروپا در صدد برآمد که بیمارستانی به سبک اروپایی در تهران تأسیس کند و برای این کار «میرزا علی‌اکبر خان نفیسی» را انتخاب نمود. وی تا سال ۱۲۹۸ ه‍. ق. مسئولیت این بیمارستان را که به مریضخانه دولتی شهرت یافت بر عهده داشت و به همین دلیل لقب حکیم‌باشی گرفت.
ضمناً وی در سال ۱۲۹۳ ه‍. ق. در تشکیل نخستین مجلس حفظ‌الصحه که در تهران تشکیل شده بود، ایفای نقش کرد.
در سال ۱۲۹۸ ه‍. ق. وی به عنوان طبیب مخصوص به همراهی حاج میرزاحسین خان مشیرالدوله معروف به سپهسالار که به حکومت خراسان و تولیت آستان قدس رضوی برگزیده شده بود، به مشهد رفت و پس از تشرف به آستان مبارک رضوی، حسب دستور «سپهسالار» بیمارستان رضوی را که رو به ویرانی می‌رفت با اصول و اسلوب بیمارستانهای اروپایی بازسازی و تأسیس نمود، به طوری که به پاس خدماتش در این سفر و مأموریت به دریافت نشان و حمایل سرتیپی نایل آمد.
در سال ۱۳۱۵ ه‍. ق. میرزا علی‌اکبر خان نفیسی ناظم‌الاطبا مدرسه شرف را پایه‌گذاری کرد و تا سال ۱۳۲۳ ه‍. ق. نه تنها بدون دریافت پاداش مالی آن را به شیوه اروپایی اداره می‌نمود بلکه بیشتر مخارج آن را شخصاً پرداخت می‌کرد.
وی گذشته از آن که مدت پنجاه و هفت سال تمام، شب و روز به فنّ خود یعنی مداوای بیماران اشتغال داشته و حتی این وظیفه را تا پایان عمر خویش که علیل و ناتوان شده بود، ادامه داده‌است، هرگاه که فراغتی حاصل می‌کرد در فن خویش یا فنون دیگر به تألیف و ترجمه (از زبان فرانسوی) نیز می‌پرداخت.

گزارشی غم انگیز از یک بنای تاریخی تخت درگاه قلی‌بیگ؛ گورستان خاموش روزنامه نگاران کرمانی

گزارشی غم انگیز از یک بنای تاریخی
تخت درگاه قلی‌بیگ؛ گورستان خاموش روزنامه نگاران کرمانی

از پله ها بالا می روم. وارد بنا می شوم. در ورودی آن بخشی از گچ ها فرو ریخته است. داخل اتاقک پر از خاکروبه دو نفر با لباس های سیاه نشسته اند. نمی دانم در آن دخمه تنگ و تاریک چه می کنند. اما می توانم حدث بزنم اگر کار درست و درمانی باشد که نیاز نیست این چشم انداز زیبای جنگل قائم و آسمان آبی و ابر سفید را رها کنی و دو نفری در دخمه ای سیاه و تاریک و پر از خاکروبه بخزی و…
بیش از این نگاه نمی کنم. ترجیح می دهم به کار خودم برسم. داخل بنا که همه می گویند زیباست و همه می گویند تاریخی است و این هر دو هست. نگاهی به در و دیوار می اندازم. خطوط سیاه و زغالی می بینم. هر چه خواسته اند روی دیوار ها نوشته اند. هر چه خواسته اند! و تا جایی که دست شان رسیده و توانسته اند! با زغال! شروع به خواندن می کنم. یادگاری نوشته اند. از خواندن برخی از جملات خجالت می کشم. حتی به کتیبه و سنگ ها هم رحم نکرده اند و تا جایی که در توان شان بوده از تخریب این مکان تاریخی دریغ نکرده اند.
این جا دقیقاً زیباترین نقطه کرمان است. خوش آب و هواترین هم هست. ورودی شهر هم هست. بنا هم تاریخی است و گردشگران را نیز صلا می زنیم که از آن سوی ایران و جهان به دیدنش بیایند. حتماً در مدرسه ها هم معلم های تاریخ دانش آموزان را تشویق می کنند تا بناهای تاریخی شهر خود را ببینند و بشناسند! لابد آن ها نیز باید بیایند و ببینند و بشناسند.
تخت دریا قلی بیگ را همه کرمانی ها دیده اند. بنایی که قرن هاست بر فراز کوه های جنوب شرقی کرمان استوار ایستاده است. این بنا مقبره «دریا قلی بیگ» است. دریا قلی بیگ از امرای اواخر دوره صفویه و رئیس ایل افشار در کرمان بوده‌است.
دکتر باستانی پاریزی در این مورد می‌نویسد:«دریا قلی بیگ در کرمان موقعیت مناسبی به دست آورد و قسمتی از سرآسیاب فرسنگی را جزو املاک خود ساخت و در جوار باغ بیرم آباد در دل کوه ساختمان زیبایی به وجود آورد و در پایین کوه نیز دریاچه‌ای ایجاد نمود و آب سرآسیاب فرسنگی را با مجرایی که در دل سنگ کنده بود پایین دریاچه رساند. آثار دریاچه هنوز در کنار تخت باقی است.» این بنا در دوران قاجار و در زمان وکیل الملک تعمیر شده است.
بنای تخت دریاقلی بیگ آرامگاه دو روزنامه نگار معروف و تأثیرگذار کرمانی است. مجدالاسلام و امین الاسلام.

مجدالاسلام کرمانی
احمد مجدالاسلام روزنامه‌نگار، سیاستمدار، نویسنده، شاعر و چهره سرشناس علم و ادب کرمان به سال ۱۲۸۸ هـ. ق در کرمان متولد شد. وی از نوادگان خاندان‌قلی‌بیک افشار است.
تحصیلات ابتدایی را در مدرسه خاندانقلی بیگ کرمان به پایان رساند. صرف و نحو را نزد ناظم‌الاسلام کرمانی و مقدمات را در محضر شیخ ابوجعفر کرمانی به پایان برد. ملارحمت‌الله کرمانی معلم منطق و اصول او بود و سطح فقه را نزد ملاعبدالله راینی گذراند. در سن بیست سالگی برای ادامه تحصیل به اصفهان رفت و از علمای بزرگ آن شهر اجازه اجتهاد گرفت. مجدالاسلام در نهضت مشروطه نقش داشت و به دلیل تلاش هایی که در جهت آزادی ایران و استقرار قانون و عدالت داشت، به کلات تبعید شد. وی پس از بازگشت از تبعید به مبارزه خود ادامه داد و مقاله هایی را در روزنامه‌های «محاکمات»، «کشکول»، «ندای وطن» و «الجمال» نوشت. وی به دلیل رویارویی با حکومت مستبد قاجار توسط محمدعلی شاه به زندان افتاد.
«کتاب شهر خاموشان»، «تاریخ انقلاب» و «دیوان شعر مجدالاسلام» آثار مکتوب اوست.
برخی از اشعاری که روی سنگ قبر ایشان نوشته شده؛
مجد الاسلام آن ادیب بشیر/ که در ایران نبودش ثانی/شیخ احمد حکیم روشن رای/ شاعر و فیلسوف کرمانی/ آن که در هر فنی نصاب کمال/ کرده بودش خدای ارزانی/ در مجامع زعیم آزادی/ در سیاست قرین افغانی/ فکرتی آن چنان چه کردی حل/ مشکلات فنون به آسانی/ هستی آن چنان که کردی جمع/فقر با کبریای سلطانی/ سال ها در طریق آزادی/ جهد کرد آشکار و پنهانی …

محمود دبستانی(درگاهی)
محمود دبستانی در سال ۱۲۵۵ در شهر کرمان به دنیا آمد. او تحصیلات ابتدایی را نزد شیخ ابوجعفر کرمانی، ملا عبدالله راینی و ناظم‌الاسلام کرمانی فرا گرفت. محمود دبستانی مدیر مسئول روزنامه «نامه فرهنگ کرمان» بود. همچنین وی چندین دوره سمت نمایندگی مردم کرمان در دوره‌های هفتم تا سیزدهم مجلس شورای ملی را بر عهده داشته است.محمود دبستانی (درگاهی) مشهور به شیخ محمود امین‌الاسلام روزنامه نگار، مشروطه‌خواه و نماینده مجلس شورای ملی و برادر مجدالاسلام کرمانی بود. او سرانجام در سال 1344 دار فانی را وداع گفت و در تخت درگاه قلی بیگ به خاک سپرده شد.
آن چنان ارزشمند، این چنین غریب
علاوه بر قبور دو مشروطه خواه و روزنامه نگار معروف، «بی بی سکینه افشار»خواهر مجدالاسلام و «عبدالحسین مجد» فرزند مجدالاسلام نیز همین جا مدفون هستند.
حال بنایی با این قدمت تاریخی و ساکنانی آن چنان ارزشمند این چنین غریب و متروک افتاده که بازدیدکنندگان در زمان حضور در این مکان احساس امنیت نمی کنند. مهمانان ناخوانده ای نیز که آداب مهمانی را نیاموخته اند نیز در و دیوار و فضای این مکان زیبا را آن چنان آلوده کرده اند که جرأت دعوت مهمانان فرهنگ دوست را نیز از شهروندان می‌گیرد. خلاصه این که بعد از مدت ها که به دیدن دریا قلی بیگ رفتم تنها و تنها شرمندگی و خجالت و تأسف نصیبم شد.
نهادها و دستگاه های اجرایی را نمی‌دانم که چه اندازه برای پاسداشت میراث فرهنگی مان تلاش می کنند؛ اما بر همه ماست که اندکی حساسیت به خرج دهیم. همه ما منظورم همه ما مطبوعاتی هاست. همه ما روزنامه نگاران که وقت خود را خرج نوشتن می کنیم. همه ما هر روز و هر هفته و هر ماه کاغذهای سفید را روسیاه می کنیم. بر همه ماست که نسبت به دو روزنامه نگاری که فخر کرمان به شمار می آیند اندکی لطف داشته باشیم. اندکی پی گیر باشیم و اندکی…
* این بنا هم «تخت دریا قلی بیگ» و هم «تخت درگاه قلی بیگ» نامیده می شود.

درباره کتاب «احمد مجدالاسلام کرمانی روایتگر مشروطه»

درباره کتاب «احمد مجدالاسلام کرمانی روایتگر مشروطه»

کتاب «احمد مجدالاسلام کرمانی روایتگر مشروطه « به کوشش مریم کمالی و حبیب حاجی‌حیدری و با مقدمه دکتر محمدابراهیم باستانی‌پاریزی منتشر شد.
«احمد مجدالاسلام کرمانی روایتگر مشروطه « عنوان کتابی است که در آن به ابعاد اندیشه و چگونگی زندگی فردی می پردازد که در آثار خود نظیر روزنامه ندای وطن، ادب، کشکول، محاکمات و دارالامان و نیز کتابهایی چون سفرنامه کلات و تاریخ انحطاط مجلس، فصلی از تاریخ مشروطیت ایران ضمن معرفی بارقه‌های عصر جدید، ارزش و جایگاه آنان را در پهنه سیاسی، اجتماعی و فرهنگی معنا می‌کند. او اهمیت زیادی به مشروطیت به عنوان مهمترین دستاورد دنیای جدید که خود بستر نوآوری ها و تازگی ها است می دهد از اینرو توجه ویژه به آزادی و استبداد ستیزی، عدالت خواهی و مسئولیت پذیری در جای جای آثار او به چشم می خورد.
عناوین اصلی این کتاب عبارتند از:
بخش اول: نگاهی به بستر فکری و اجتماعی رشد و نمو مجدالاسلام کرمانی
بخش دوم: مجدالاسلام کرمانی از ورود به تهران تا صدور فرمان مشروطیت
بخش سوم: مجد الاسلام کرمانی از صدور فرمان مشروطیت تا پایان دوران استبداد صغیر
مجدالاسلام کرمانی روزنامه نگاری از تبار مشروطه
حب الوطن من الایمان در روزنامه ندای وطن
روزنامه کشکول و پرداختن به کاریکاتور
روزنامه محاکمات یا فریاد عدالت
روزنامه الجمال
بخش چهارم: از تبعید به کرمان تا مرگ
روزنامه دارالامان
منظومه شهرخاموشان یا اوضاع عدلیه سابق
تمام این کتاب تنها تلاشی است برای معرفی اجمالی شخصیتی که اوراق زندگی خود را با نگارش آثار ارزشمند و چالش برانگیز خواندنی کرده است.
نخستین چاپ کتاب «احمد مجدالاسلام کرمانی؛ روایتگر مشروطه» اثر مریم کمالی و حبیب حاجی‌حیدری با مقدمه محمدابراهیم باستانی‌پاریزی را نشر علم با شمارگان 1100 نسخه، 204 صفحه روانه بازار کتاب کرده است.

چهره درخشان سید علی اکبر صنعتی

چهره درخشان
سید علی اکبر صنعتی

بخش 24
پرورشگاه صنعتی کرمان که به همت حاج اکبر صنعتی در سال 1295 تاسیس شده، بزرگانی را در دامان خود پرورده است. یکی از این بزرگان«سیدعلی اکبر صنعتی» است. سید علی اکبر صنعتی نقاش و مجسمه ساز معروف ایران است. کتاب«چهره های درخشان» نوشته حبیب یوسف زاده به روایت زندگی این هنرمند شهیر پرداخته است؛
[سیدعلی اکبر صنعتی با استاد کمال الملک دیدار می کند و پس از آن به مشهد رفته و از نمایشگاه نقاشی «آلبرت هونمان» آلمانی دیدن می کند و با او طرح دوستی می ریزد…]
ظاهراً مدتی را هم به گشت و گذار در میان ایلات و عشایر ایران گذرانده بود. یادش بخیر! می گفت: عشایر و روستاییان شما با بافته های پررنگ و زیبایشان، والاترین و گمنام ترین نقاشان دنیا هستند.
می گفت:«شما ایرانیان قدر هنر آنان را نمی دانید. هیچ اعتنایی ندارید که بدانید در بافته های عشایری و روستایی سرزمینتان، چه هماهنگی و ذوقی در به کار بردن رنگ ها و نقش های نهفته است. خاک شما، خاک هنرمندان غریب گمنام است، خاک ذوق، خاک خلاقیت…»
سیدعلی اکبر هشت سال بود که حاجی را ندیده بود. وقتی شنید به تهران آمده است، بی درنگ به دیدنش رفت. حاجی آن قدر پیر شده بود که باور کردنش برای سیدعلی اکبر دشوار بود. وقتی او را در آغوش گرفت و صورتش را بوسید، حاجی با خوشحالی گفت: «سیدعلی اکبر! اگر در خیابان می دیدمت، تو را نمی شناختم، خدا را شکر که برای خودت مردی شده اید. خدا کند همراه رشد قد و بالایت، معرفتت هم رشد کرده باشد.» روز بعد، حاجی گفت که دوست دارد مدرسه هنر را از نزدیک ببیند.
«یاد دارم، تابلویی کشیده بودم از مهمانی ساده و فقیرانه ای که یکی از همسایگان راه انداخته بود. بی بی هم در آن مهمانی حضور داشت. مرحوم حاجی این تابلو را خیلی پسندید و گفت: سیدعلی اکبر! خوب محرومیت و رنج هاشان را در حالت و چهره هاشان نشان داده ای. خیلی خوشحالم که برخلاف سایرین، دلت را خوش نکرده ای به کشیدن ماه و ستاره و آب و درخت. شیر مادرت حلالت باشد! الحق که خودت مانده ای و عوض نشده ای!»
دو – سه روز بعد، حاجی به کرمان برگشت و هنوز یک سال نگذشته بود که خبر در گذشت او را آوردند. خبرش را یکی از هم ولایتی ها آورده بود. سید با شنیدن خبر، گریان و پریشان از مدرسه بیرون زد تا بی بی را هم خبر کند. ساعت ها با هم نشستند و گریه کردند و بدون معطلی همان شب به طرف کرمان راه افتادند.
«اتوبوس، وقت خروس خوان صبح به کرمان رسید. با بی بی یکراست رفتیم یتیم خانه. وامصیبتا که چه صبحی بود! انگاری در و دیوار یتیم خانه یک مشت محکم شد و برسرم کوبیده شد. مرحوم حاجی را در یتیم خانه دفن کرده بودند؛ خودش وصیت کرده بود. چه طور خودم را سرقبرش رساندم؟ هیچ نمی دانم. تنها یاد دارم، آن قدر سرم را برسنگ مزار مرحوم حاجی کوبیدم و گریستم که دیگر از هوش و حواس افتادم».
سیدعلی اکبر قولی را که به حاجی داده بود، فراموش نکرده بود و افسوس می خورد که چرا نتوانسته زودتر به یتیم خانه کرمان برگردد.. وقتی سال آخر مدرسه هنر را تمام کرد و لیسانس خود را با رتبه ممتاز گرفت، بار دیگر (درسال 1319 ش) بار سفر بست و راه افتاد به طرف کرمان تا به قول خودش عمل کرده و به برادران یتیمش خدمت کند.

از کرمان چه خبر

واحدهای معدنی از ظرفیت معافیت مالیاتی بهره ببرند
سرپرست سازمان صنعت، معدن و تجارت استان کرمان گفت: «واحدهای ذغالسنگ با مشکلاتی مواجه هستند و تاکنون در بیش از ۲۰ جلسه با مقامات کشوری در تهران شرکت کرده‌ام و پیگیر مشکلات هستیم و متأسفانه مشکلات ذغالسنگ در شهرستان‌هایی ازجمله راور بیشتر است.» به گزارش مهر مهدی حسینی نژاد همچنین با تشریح ماده‌های قانونی ۳۱ و ۳۵ قانون رفع موانع تولید اظهار داشت: «تصویب این قانون با پیگیری‌های مستمر به‌دست‌آمده است و باید نهایت استفاده از این ظرفیت را برد.» وی بابیان اینکه ظرفیت قانونی در خصوص استفاده از معافیت مالیاتی و پرداخت حقوق دولتی بر اساس قانون رفع موانع تولید یک فرصت کم‌نظیر برای واحدهای تولیدی صنعتی و معدنی ایجاد کرده است، گفت: «واحدهای تولیدی صنعتی و معدنی از این ظرفیت استفاده کنند و در صورت استقبال نکردن اجبار به کارخواهیم برد.» وی بیان کرد: «بر اساس این مواد قانونی واحدهای تولیدی که در کارهای پژوهشی، محیط‌زیست، منابع طبیعی و … سرمایه‌گذاری کنند می‌توانند از ۱۰ درصد معافیت حقوق دولتی و ۱۰ درصد معافیت مالیاتی بهره‌مند شوند.» حسینی نژاد اضافه کرد: «واحدهایی هم که در حال انجام کارهای پژوهشی و مواردی که در بندهای این قانون ذکرشده، هستند می‌توانند کارهای خود را با این مواد قانونی منطبق کنند تا از بخشودگی‌های عنوان‌شده استفاده نمایند.» سرپرست سازمان صنعت، معدن و تجارت استان کرمان تصریح کرد: «واحدها می‌توانند در زمینه معافیت پرداخت حقوق دولتی تا سقف پنج میلیارد تومان استفاده کنند.» وی در بخش دیگری از سخنان خود به صنعت ذغالسنگ استان کرمان اشاره‌کرده و گفت: «واحدهای ذغالسنگ با مشکلاتی مواجه هستند و تاکنون در بیش از ۲۰ جلسه با مقامات کشوری در تهران شرکت کرده‌ام و پیگیر مشکلات هستیم و متأسفانه مشکلات ذغالسنگ در شهرستان‌هایی ازجمله راور بیشتر است.» وی تأکید کرد: «باید واحدهای صنعتی و معدنی کارشناسانی را داشته باشند تا بتوانند هر چه بهتر از ظرفیت‌هایی ازجمله ماده ۳۱ و ۳۵ و کارگروه رفع موانع تولید برای رونق بخشیدن به کار خود استفاده کنند و مطمئناً ندانستن برخی مواد قانونی مشکلاتی را برای واحدها به وجود می‌آورد.» حسینی نژاد تصریح کرد: «نباید زمینه را برای مشکلات فراهم کنیم و یکی از راه‌های جلوگیری مشکلات استفاده از همین موارد قانونی است.» وی با تأکید بر اینکه احداث صنایع فرآوری یک اصل مهم در رونق بخشی به واحدها و ایجاد اشتغال و درآمد است، عنوان کرد: «استفاده از مواد قانونی درزمینه معافیت مالیاتی و پرداخت حقوق دولتی که مورد تصویب قرارگرفته است می‌تواند در جهت رونق بخشی به صنایع فرآوری مورداستفاده قرار گیرد.» وی ارتباط صنعت و دانشگاه را یک امر حیاتی در تحقق اهداف برای رسیدن به یک صنعت پیشرفته و کارآمد و به‌دوراز هرگونه مشکلات دانست و ادامه داد: «متأسفانه طی سال‌های گذشته به دلایل مختلفی ارتباط بین صنعت و دانشگاه کمرنگ شده است و باید این ارتباط را ایجاد و شکل دهیم و تلاش مضاعف را در این راستا می‌طلبد.» سرپرست سازمان صنعت، معدن و تجارت استان کرمان تصریح کرد: «اگر اقبال و رغبتی از سوی واحدها برای استفاده از ظرفیت ماده ۳۱ و ۳۵ صورت نگیرد اجبار به کارخواهیم برد.» وی با اشاره به اینکه سالانه ۶۰ میلیون تن مواد معدنی از معادن استان کرمان استخراج می‌شود، گفت: «۳۶ درصد وصول حقوق دولتی از استان کرمان پرداخت می‌شود و بر اساس قانون ۱۵ درصد آن باید به استان کرمان برگردد که این کار صورت نگرفته و مبلغ بسیار ناچیزی از این درصد به استان کرمان برگشته است و این قانون امکانی را ایجاد کرده تا بخشی از این پول در کرمان بماند و توسط خود واحدها هزینه شود.»

افتتاح معدن مس راور بستر مناسبی برای رسیدن به اهداف نظام است
حبیب رحمانی-پیام ما/ راور: سید حسن میر صادقی، فرماندار راور بابیان اینکه افتتاح معدن مس در راور از افتخارات دولت اسلامی است، گفت: «در جهت جلوگیری از خام فروشی‌ها، معدن مس راور بستر مناسبی برای رسیدن به اهداف عالی نظام است.» وی افزود: «معدن مس راور متعلق به شرکت مس راور در فاصله ۲۵ کیلومتری شهرستان بعد از روستای ده علی در محدوده کوه مارکشته قرارگرفته است.» فرماندار راور گفت: «وسعت آبی معدن ۱۸ کیلومتر مربع است که از کشور ترکیه سرمایه جذب کرد و پیمانکار داخلی آن را انجام داد.»

دستگیری عاملان آتش‌سوزی
خرمن گندم
حبیب رحمانی- پیام ما/ راور: حجت‌الاسلام‌والمسلمین اسماعیل بلوچ زاده، دادستان عمومی و انقلاب راور گفت: «یکی از عوامل آتش زدن دو خرمن گندم که چندی قبل در روستای جلال‌آباد راور صورت گرفت توسط نیروهای آگاهی راور شناسایی گردید که پس از دستگیری مورد بازجویی قرار گرفت و با دلایل و مستندات کشف‌شده متهم اصلی به هویت د – ج که از اهالی همان روستای جلال‌آباد راور است به اتهام آتش زدن دو خرمن گندم، با قرار بازداشت موقت روانه زندان کرمان شد و سه نفر دیگر از متهمان این پرونده با قید ضمانت تا زمان تکمیل تحقیقات آزاد می‌باشند.» نخعی کشاورز خسارت‌دیده گفته است حاصل دسترنج زحمت کشی یک سال شبانه‌روزی آبیاری و بیدارخوابی او از ماحصل ۱۰هکتار زیر کشت، مقدار ۱۰ تن -2خرمن گندم بالغ‌بر قیمت تقریبی ۶۰ میلیون تومان خسارت‌دیده که متهم معلوم با به آتش کشیدن دو خرمن گندم، رزق و روزی او را تلی از خاکستر تبدیل نموده است.

سرما در راه است
کرمان نو نوشت: درحالی‌که کشاورزان از گرمای هوا و سبز شدن دوباره درختان خود ناراحت هستند مدیرکل پیش‌بینی هوای استان کرمان می‌گوید به‌تدریج از امروز دمای هوای استان کرمان کاهش پیدا می‌کند. به گفته «حمیده حبیبی» رییس مرکز پیش‌بینی هوای استان کرمان در مناطقی مانند کرمان حتی دمای هوا به صفر درجه و یا زیر صفر هم خواهد رسید. این در حالی است که بعضی از کشاورزان به علت گرمای هوا در مناطقی مانند «قریه العرب» از شکوفه زدن بعضی درختان مانند «زردآلو» خبر دادند. وی در جواب به سؤال خبرنگار «کرمان نو» مبنی بر صحت افزایش دمای دوماهه اول پاییز سال جاری نسبت به سال گذشته می‌گوید به‌صورت میانگین حدوداً دو درجه دمای هوای پاییز امسال (آبان و مهر) نسبت به سال گذشته گرم‌تر بوده است. او می‌گوید بر اساس نقشه‌ها تا هفته آینده بارندگی نخواهیم داشت. بر اساس پیگیری انجام‌شده از جهاد کشاورزی شمال استان کرمان مسئول روابط عمومی این اداره نسبت این گرمای نسبی و تأثیرات آن بر درختان اظهار بی‌اطلاعی کرده و می‌گوید تاکنون موردی مبنی این‌که گرمای هوا باعث شکوفه زدن درختان شده است گزارش نشده.

استان کرمان دارای پایین‌ترین نرخ مشارکت اقتصادی در کشور
ایسنا نوشت: مدیرکل تعاون، کار و رفاه اجتماعی استان کرمان گفت: «یکی از معضلات استان کرمان نرخ پایین مشارکت اقتصادی مردم به میزان 32 درصد است که پایین‌ترین رتبه را در کشور داریم.» رضا اسماعیلی پیش از ظهر دیروز در همایش تجلیل از کارآفرینان برتر شهرستان‎های منطقه شش استان کرمان در رفسنجان اظهار کرد: «کانون کارآفرینی استان پس از 5 سال تعطیلی راه‌اندازی کردیم و انتخابات داخلی آن انجام شد و انتخابات هیئت‌امنای آن که مهندس فتوت به‌عنوان رئیس هیأت امنای این مجموعه هستند پنجشنبه برگزار می‌شود.» وی بابیان اینکه 77 درصد جمعیت کشور در سن کار قرار دارند، تصریح کرد: «با پدیده پنجره جمعیتی مواجه هستیم که در طی چند صدسال یک‌بار این موضوع رخ می‌دهد.» وی تأکید کرد: «منابع انسانی اگر خوب هدایت نشوند علاوه بر فرصت یک تهدید به شمار می‌روند اگر درست هدایت شوند کارآفرینان و کسانی که تولید ثروت کردند به شمار می‌روند.» مدیرکل تعاون، کار و رفاه اجتماعی استان کرمان خاطرنشان کرد: «یکی از معضلات استان کرمان نرخ پایین مشارکت اقتصادی مردم به میزان 32 درصد است که پایین‌ترین رتبه را در کشور داریم.»

راه‌های کاهش وابستگی اقتصادی به نفت خام

راه‌های کاهش وابستگی اقتصادی به نفت خام
امین محمدی افشار*

همان‌طور که از قبل می‌دانیم ما برای کاهش آلودگی‌ها می‌توانیم از انرژی‌های تجزیه‌پذیر استفاده کنیم. ولی امروز درباره‌ی کاهش وابستگی اقتصادی به نفت صحبت می‌کنیم. همان‌طور که در سریال شب‌های برره دیدیم در یکی از قسمت‌هایش تک‌محصولی بودن در آن روستا موردتوجه قرار گرفت و در آخر با آفتی (آمدن بیماری در نخودها) قیمت محصولات آن‌ها پایین آمد و ضرری جبران‌ناپذیر یقه‌ی مردم آن روستا را گرفت. در آنجا مردی به نام کولی با فروختن اجناس بنجل توانست سود زیادی ببرد و بالعکس فردی به نام کیانوش که شخصی تحصیل‌کرده و بافرهنگ بود با آینده‌نگری و سرمایه‌گذاری پولش (افتتاح دفتر روزنامه جدید و غیره) باعث شد اقتصاد آن روستا به هم نخورد و بتواند از آن پول استفاده کند.در اینجا داستان ما نیز همین است ما با آینده‌نگری و سرمایه‌گذاری پولمان را در کارهای مختلف اعم از گردشگری، انرژی‌های نو، صنعت خودروسازی، انرژی اتمی که باعث تولید برق و در مقابل از سوختن مقدار زیادی نفت که باعث آلودگی هوا شود جلوگیری می‌کند. علاوه بر این باید به فکر جایگزین کردن انرژی‌های ارزان‌تر به‌جای نفت و گاز و بنزین باشیم مثل انرژی خورشیدی.البته کشور ما فقط دارای منابع پایان‌پذیری چون نفت و گاز که میلیون‌ها سال طول می‌کشد تا ساخته شوند نیست، بلکه کشور ما دارای منابع عظیم مس، طلا، نقره، فیروزه و … نیز است که ما باید برای این منابع برنامه‌ریزی و سرمایه‌گذاری کنیم. البته با صادر کردن محصولات صنایع خودروسازی،صنایع بافندگی و فرش‌بافی و صنایع‌دستی به کشورهای دیگر می‌توانیم از صدمه اقتصادی به کشورمان جلوگیری کنیم. البته نباید نقش مدیریت و برنامه‌ریزی را در این اهداف فراموش کرد. می‌توان با تبدیل نفت خام به فرآورده‌های نفتی (پلاستیک، پلیمر و بنزین) باکیفیت بالا و تولید زیاد از خارج شدن پول از کشورمان جلوگیری کنیم که موجب محکم نگه‌داشتن اقتصاد کشور و رشد آن می‌شود.می‌پرسید چه طور؟ وقتی بخواهیم نفت خام را به مشتقات و محصولات نفتی تبدیل کنیم به تعداد زیادی کارگر یا تکنیسین نیازمندیم و این عمل باعث ایجاد شغل و درآمد و خارج نشدن پول و سرمایه کشور می‌شود.کشور ما آب ‌و هوایی چهارفصل دارد و انواع میوه‌ها به‌خوبی در آن رشد می‌کند به‌ویژه در نقاطی که آب فراوانی وجود دارد. وجود آفتاب خوب از دیگر نعمت‌هایی است که در کنار آب‌وهوای مساعد زمینه پیشرفت کشاورزی را فراهم می آورد و میزان صادرات را بالا می‌برد و باعث شکوفایی و رشد اقتصادی کشورمان می‌شود.
* دانش‌آموز سال نهم دبیرستان نمونه دولتی امام علی(ع)شهر کرمان/ با کمک مهدی قاضی‌زاده، دبیر

فرمانده انتظامی استان کرمان خبر داد دستگیری باند 6 نفره سرقت مسلحانه

فرمانده انتظامی استان کرمان خبر داد
دستگیری باند 6 نفره سرقت مسلحانه

فرمانده انتظامی استان کرمان با اشاره به دستگیری چندین باند مؤثر سرقت در استان کرمان گفت: «نیروهای انتظامی این استان در روزهای اخیر باند شش‌نفره‌ای را دستگیر کرده که سرقت‌های مسلحانه‌ای را انجام می‌داده‌اند.» به گزارش ایرنا سردار رضا بنی اسدی دیروز در نشست شورای پیشگیری از وقوع جرم دادگستری استان کرمان گفت: «کشف سرقت در این استان طی سال جاری نسبت به مدت مشابه سال گذشته 59 درصد افزایش داشته است. این استان طی سال جاری در وقوع سرقت‌ها نیز نسبت به سال قبل 2 درصد افزایش داشته است.» وی اظهار کرد: «سرقت به عنف نیز طی سال جاری نسبت به مدت مشابه سال قبل در استان کرمان 14 درصد افزایش داشته است.» وی با اشاره به اینکه نیروی انتظامی تمام توان خود را برای شناسایی و دستگیری سارقان به کار می‌گیرد ادامه داد: «67 درصد سرقت‌های استان کرمان در حال حاضر کشف می‌شود که میانگین کشوری آن 60 درصد است.»
سردار بنی اسدی فر افزود: «در حوزه پیشگیری از سرقت علاوه بر اقدامات اجرایی و عملیاتی، چهار فیلم آموزش 100 ثانیه‌ای تهیه و در فضای مجازی منتشرشده است.» وی خاطرنشان کرد: «روش صحیح استفاده از عابر بانک، راه پیشگیری از کیف‌قاپی، راه پیشگیری از سرقت خودرو و راه پیشگیری از سرقت وسایل داخل خودرو از موضوعات فیلم‌های 100 ثانیه‌ای به شمار می‌رود.» وی به توزیع چهار هزار لوح فشرده حاوی فیلم‌های پیشگیری از سرقت نیز اشاره و بیان کرد: «چاپ و توزیع 20 هزار بروشور پیشگیری از سرقت نیز از سوی نیروی انتظامی استان کرمان انجام‌شده است.» فرمانده انتظامی استان کرمان گفت: «سعی می‌شود با رصد وقایع به‌صورت هفتگی برای مناطقی که افزایش آمار سرقت دارند کمسیون سرقت برگزار و علت‌های افزایش این جرم و راه‌های کنترل آن را بررسی کنیم.»
وی تأکید کرد: «سعی می‌شود از تمام توان داخلی نیروی انتظامی برای پیشگیری از وقوع جرم استفاده کنیم.» سردار بنی اسدی فر با اشاره به اینکه اقدامات نیروی انتظامی حول محور پیشگیری تدوین می‌شود ادامه داد: «معتقدیم هر چه در حوزه پیشگیری کار شود از هزینه‌های حوزه مقابله کاسته می‌شود.» وی خاطرنشان کرد: «در راستای کنترل خشم در جامعه اقداماتی در رده‌های تخصصی نیروی انتظامی با حضور اساتید کشوری برگزارشده است.» وی افزود: «در راستای اصلاح رفتار کارکنان و ارتقای سعه‌صدر نیروها متناسب با حوزه‌های مأموریتی آن‌ها نیز اقدامات مؤثری انجام‌شده است.»
وی گفت: «کارشناسان اجتماعی نیروی انتظامی در شهرستان‌های جیرفت، عنبرآباد، فاریاب، رودبار جنوب و قلعه گنج حضور یافته و راه‌های کنترل خشم و اصول گفت‌وگو را در قالب کارگاه‌های آموزشی به مخاطبان موردنظر ارائه کرده‌اند.» فرمانده انتظامی استان کرمان گفت: «برگزاری بیش از 70 کلاس آموزشی برای سه هزار و 500 نفر از کارکنان ادارات، دانش آموزان و اولیای دانش آموزان این استان ازجمله اقدامات نیروی انتظامی در راستای پیشگیری از وقوع جرم بوده است.»

اخبار

به صفر رساندن کنتورهای خراب از اهداف ماست
طی نیمه نخست سال جاری ،10107 دستگاه کنتور خراب در استان کرمان تعویض شد. محمد طاهری رئیس هیئت‌مدیره و مدیرعامل شرکت آب و فاضلاب استان کرمان گفت: «به‌منظور جلوگیری از هدر رفت آب و کاهش آب بدون درآمد، طی شش ماه نخست سال جاری، 10107 کنتور در شهرستان‌های بافت (306)، بردسیر (146)، بم (790)، جیرفت (412)،راور (96)، رفسنجان (1222)، زرند (360)، سیرجان (1430)، شهربابک (265)،عنبرآباد (515)، کرمان (3720) و کهنوج (845) دستگاه تعویض شد.» وی افزود: «به صفر رساندن کنتورهای خراب در استان از اهداف اصلی شرکت است اما چون در هر دوره از قرائت کنتورها بر تعداد کنتورهای خراب افزوده می‌شود بنابراین کار تعویض کنتور کاری مستمر و دائمی است.»

تقدیر مسئولین محلی از رییس اداره آبفای شهرستان ریگان و شهر گنبکی
امین باقری فرماندار شهرستان ریگان، سیف ا… رنجبران رئیس شورای اسلامی شهر گنبکی و رضا وحید زاده شهردار این شهر با ارسال لوح تقدیر از زحمات حسین پیدایش رئیس اداره آبفای شهرستان ریگان و شهر گنبکی در تأمین آب شرب شهروندان قدردانی کردند.در قسمتی از این لوح آمده است: جناب آقای مهندس حسین پیدایش بدین‌وسیله مراتب تقدیر و تشکر خویش را از زحمات شما در راستای پیشبرد پروژه آب و فاضلاب شهر گنبکی اعلام داشته و از خداوند متعال سعادت، سلامتی و توفیق تداوم در خدمتگزاری را برایتان مسئلت می‌نمایم.امید است در ظل توجهات حضرت ولی‌عصر (عج) همواره پرصلابت و مصمم در پیشبرد اهداف عالی ایران اسلامی موفق و مؤید باشید.

دستگیری سارق سیم برق در کرمان
پایگاه خبری کرمان نو نوشت: سارق سیم‌ها و کابل‌های برق هوایی شهرستان کرمان در حال انجام سرقت در دام مأموران انتظامی افتاد. سرهنگ علی کشاورزی گفته است در پی وقوع چندین فقره سرقت سیم برق هوایی در سطح شهر کرمان مأموران انتظامی این فرماندهی ویژه دستگیری عامل یا عاملان وقوع جرم را در دستور کار خود قراردادند. مأموران انتظامی کلانتری ۲۱ شهر کرمان با انجام یکسری اقدامات اطلاعاتی و گشت زنی‌های هدفمند در نقاط جرم خیز یک نفر که در حال سرقت سیم برق هوایی بود را مشاهده کردند. سارق به‌محض رؤیت مأموران انتظامی با یک دستگاه خودرو پیکان وانت بدون توجه به دستور ایست پلیس اقدام به فرار کرد که پس از تعقیب و گریز کوتاه مأمورین انتظامی موفق شدند خودرو را متوقف و راننده آن را دستگیر کنند. سرهنگ علی کشاورزی خاطرنشان کرده است سارق که در بازجویی‌های تخصصی مأموران انتظامی با شواهد موجود چاره‌ای جز بیان حقیقت نداشت، به ۶ فقره سرقت سیم، کابل و تجهیزات برق اعتراف کرد و جهت سیر مراحل قانونی، تحویل مرجع قضایی شد. سرقت کابل و تجهیزات شبکه‌های توزیع برق یکی از مصادیق سرقت اموال دولتی است که تقریباً از سال ۷۷شروع و در حال حاضر نیز به سبب گران شدن فلزاتی چون مس و آلومینیوم، در حال افزایش است. سرقت کابل‌های برق و تجهیزات برق‌رسانی به علت اهمیت موضوع و گسترش و وسعت آن، می‌تواند امنیت و آسایش عمومی جامعه را به مخاطره اندازد.

دفتر ارتباط مردمی نماینده شرق استان افتتاح شد
دفتر ارتباط مردمی حبیب‌الله نیکزادی، نماینده مردم بم، نرماشیر، فهرج و ریگان در مجلس شورای اسلامی روز گذشته با حضور اشک فرماندار بم،حجهالاسلام دانشی امام‌جمعه و حجهالاسلام دهقان امام‌جمعه بروات افتتاح شد.