بایگانی مطالب نشریه
«پیام ما» از بازار طولانیترین شب سال گزارش می دهد یلدای گرانی
«پیام ما» از بازار طولانیترین شب سال گزارش می دهد
یلدای گرانی
کرمانیها در حالی امشب را به عنوان طولانیترین شب سال جشن میگیرند که با توجه به قیمت اقلام مصرفی در این شب، به نظر میرسد جشنی گران در پیش داشته باشیم.
طولانیترین شب سال، شب چله یا شب یلدا. اسمش هرچه باشد، فرقی نمیکند و ایرانیان این شب را جشن میگیرند. جشنی که از ایران باستان برای ما به یادگار مانده. ایرانیان باستان بر این باور بودند که فردای شب یلدا با دمیدن خورشید، روزها بلندتر میشوند و تابش نور ایزدی افزونی مییابد و به همین دلیل آخر پاییز و اول زمستان را شب زایش مهر یا زایش خورشید میخواندند و برای آن جشن بزرگی برپا میکردند و ازاینرو به دهمین ماه سال دی (دی در دین زرتشتی به معنی دادار و آفریننده) میگفتند که ماه تولد خورشید بود. این جشن باستانی از قدیم تا امروز ادامه داشته و در سراسر ایران خانوادهها دور هم جمع میشوند و این شب را جشن میگیرند. جشنی که البته در سالهای اخیر به دلیل گرانی اقلام مصرفی در شب یلدا ازجمله هندوانه، انار و آجیل، برپاداشتن آن برای همه مردم چندان آسان نیست.
تفاوت محسوس قیمتها
اگرچه مسئولان مختلف از جمله مدیر تنظیم بازار محصولات و نهادههای کشاورزی تأکید کرده که اقلام مصرفی شب یلدا بهاندازه کافی در بازار موجود است و مردم نگران نباشند و دولت هم با تدابیری که اندیشید از افزایش ناگهانی قیمتها جلوگیری کرد، اما قیمتها در شهر کرمان در مناطق مختلف، تفاوت فاحشی دارد. این تفاوت قیمت چه در آجیل و چه در میوه خود را نشان میدهد.
آجیل؛ از 20 تا 64 هزار تومان
قیمت آجیل با توجه به میزان مغز و تخمهای که در آن بهکاررفته متفاوت است. هر کیلو آجیل معمولی در نزدیکی بازار قدمگاه بین 20 تا 30 هزار تومان است. به سمت مرکز شهر، قیمتها بالاتر میرود. آجیل معمولی در میدان آزادی و خیابانهای اطرافش کیلویی 30 تا 35 هزار تومان است. اگر آجیلی میخواهید که تنوع بیشتری در مغز و تخمه داشته باشد، میتوانید آجیل خانگی بخرید که هر کیلوی آن بین 40 تا 42 هزار تومان قیمت دارد. آجیل ممتاز که مغز بیشتری دارد و البته از دور به آن نگاه کنید، برق میزند، بین 45 تا 47 هزار تومان قیمت دارد. آجیل پودر مغزی هم در این منطقه بین 60 تا 65 هزار تومان به ازای هر کیلو برایتان آب میخورد. در خیابانهای امامجمعه، هزارویکشب و شفا هم قیمتها بیشتر است و هم تنوع. آجیل معمولی هر کیلو 39 تا 42 هزار تومان قیمت دارد و هر کیلو آجیل خانگی بین 45 تا 48 هزار تومان است. بهترین آجیل هم که ممتاز نام دارد، کیلویی 58 تا 60 هزار تومان قیمت دارد. آجیل زمستانی و آجیل یلدا هم در این منطقه میتوانید پیدا کنید. آجیل زمستانی که قیمت هر کیلویش 38 هزار تومان است، مخلوطی از گردو و برگه میوه است. آجیل یلدا هم که مخلوطی از گردو، شیرینی، پسته، برگه میوه و شیرینی (مسقطی) است، 44 هزار تومان قیمت دارد.
هندوانه؛ 800 تا 1500 تومان
هندوانه از اصلیترین میوههایی است که شب یلدا مصرف میشود. قیمت هر کیلو هندوانه در خیابان هزارویکشب، بلوار نصر و بلوار شیراز بین یک هزار و 300 تا یک هزار و 500 تومان متغیر است. در مرکز شهر قیمت پایین میآید. اغلب میوهفروشیهای بلوار جهاد هندوانه را کیلویی یک هزار تومان میفروشند. در نزدیکی بازار قدمگاه هم تقریباً هندوانه همین قیمت را دارد اما اگر زمان بگذارید و بگردید، کیلویی 800 تومان هم پیدا میکنید. برخی فروشگاههای زنجیرهای هم به مناسبت شب یلدا هندوانه میفروشند که قیمتش برای هر کیلو 900 تومان است.
انار؛ 3000 تا 6500 تومان
هر کیلو انار در نزدیکی بازار قدمگاه و مرکز شهر سه هزار تومان قیمت دارد. میوه فروشیهای خیابان هزار و یک شب، بلوار نصر و بلوار شیراز بین چهار هزار و 500 تا 6 هزار و 500 تومان به ازای هر کیلو متغیر است.
دیگر میوهها
در مناطق مختلف شهر کرمان قیمت هر کیلو پرتقال معمولی بین دو هزار تا دو هزار و 500 تومان، هر کیلو پرتقال تامسون بین سه تا چهار هزار تومان، هر کیلو نارنگی بین یک هزار و 700 تا دو هزار و 500 تومان و هر کیلو سیب قرمز بین دو هزار و 500 تا سه هزار تومان است.
قیمتها در تهران ارزانتر است؟
درحالیکه معمولاً قیمت در پایتخت بالاتر از شهرستانهاست، قیمتهایی که خبرگزاری ایلنا روز گذشته از بازار تهران منتشر کرد، از مشاهدات خبرنگار «پیام ما» در کرمان کمتر است. این خبرگزاری گزارش داد که هر کیلو هندوانه 600 الی 800 تومان، انار مرغوب چهار هزار و 500 تا پنج هزار تومان، انار معمولی یک هزار و 500 الی دو هزار و 500 تومان، پرتقال تامسون دو هزار و 500 تومان و نارنگی دو هزار و 500 تومان عرضهشده. این در حالی است که در کرمان قیمت انار مرغوب تا 6 هزار و 500 تومان، پرتقال تامسون تا چهار هزار تومان و هندوانه تا یک هزار و 500 تومان است که بالاتر از قیمت در تهران است. همچنین بر اساس گزارش ایلنا، در خیابان مولوی تهران که محل فروش عمده آجیل است قیمت هر کیلو آجیل شب یلدا 20 هزار تومان است. درحالیکه همین آجیل در خیابان ویلای تهران (نجات الهی) 35 هزار تومان عرضه میشود. این در حالی است که آجیل مرغوب شب یلدا کیلویی 50 هزار تومان فروخته میشود. البته این کیفیت آجیل در پارکوی تهران 65 هزار تومان قیمتگذاری شده است.
یک خانواده چهارنفره چقدر خرج دارد؟
با توجه به قیمتهایی که گفته شد، فرض کنید یک خانواده چهارنفره بخواهد برای شب یلدا یک کیلو آجیل، چهار کیلو هندوانه، دو کیلو سیب قرمز، دو کیلو انار، دو کیلو پرتقال و دو کیلو نارنگی بخرد. بدین ترتیب این خانواده باید 42 هزار تومان آجیل (متوسط قیمت هر کیلو 42 هزار تومان)، چهار و هزار و 600 تومان هندوانه (متوسط قیمت هر کیلو یک هزار و 150)، 9 هزار و 500 تومان انار (متوسط قیمت هر کیلو چهار هزار و 750)، هفت هزار تومان پرتقال (متوسط قیمت هر کیلو سه هزار و 500)، پنج هزار تومان نارنگی (متوسط قیمت هر کیلو دو هزار و 500 تومان) و پنج هزار تومان سیب قرمز (متوسط قیمت هر کیلو دو هزار و 500) بخرد که مجموعاً 73 هزار و 100 تومان میشود. اگر برای شیرینی هم این خانواده 30 هزار تومان هزینه کند، باید برای یکشب 103 هزار و 100 تومان خرج کند تا شب یلدا را جشن بگیرد.
ده سال از خاموشی ناصر عبداللهی گذشت مرگ مبهم «ناصریا»
ده سال از خاموشی ناصر عبداللهی گذشت
مرگ مبهم «ناصریا»
زنده یاد ناصر عبداللهی، خالق «ناصریا» در دهم دی ماه ۱۳۴۹ در محله سید کامل شهر بندرعباس زاده شد، در هیجده سالگی با فهیمه غفوری اهل بندرعباس که سه سال از خودش بزرگتر است ازدواج و حاصل آن سه فرزند به نام های نوید، نازنین و نامی شد. نینا فرزند چهارم ناصر حاصل ازدواج او با فاطمه فهیمی است. کار حرفهای را به طور جدی از سال ۱۳۷۴ خورشیدی آغاز کرد و نتیجه دوران کوتاه اما پربارهنری اش، 10 آلبوم مِه گِنوغُ، حکم طاع، در پی خدا، عیدانه، عشق است، دوستت دارم، بوی شرجی، هوای حوا، ماندگار و رخصت بود. آثار او همه ماندگارند اما شاید قطعه ناصریا تحسین برانگیز و ماندنی ترین ترانه او باشد، هرچند پس از ارائه این ترانه منتقدان ناصرعبداللهی گفتند که این کاری اسپانیولی است و از ملودیهای جیپسی کینگ برگرفته شدهاست، اما وی معتقد بود که چنین نیست، و این کار ریتم عربی دارد، ریتمی که بارها با سازهای دیگری نظیر عود، دهل، و دف نواخته شده بود. اما تاکنون هرگز با گیتار نواخته نشده بود، اما عبداللهی این کار را انجام داد.
ملودی ترانه ناصریا سال ۱۳۷۶ ساخته شد. شعر این آهنگ به گویش بندری است و به گفته عبداللهی هدف از ساخت آن اعتراض ضد ظلم در جهان و نیز همدردی با ستمدیدگان جهان بودهاست. بر اساس متن شعر ناصریا اگر کسی قصد یاری مظلومی را داشتهباشد پس از تحمل سختی بسیار و دشواریهای این راه در پایان پیروز خواهد شد.
این خواننده پاپ خطه جنوب، در 3 آذر 1385 به دلایل نامعلومی به کما رفت و 27 روز بعد درگذشت. با این که نزدیک به 10 سال از فوتش می گذرد اما هنوز دلایل مرگش برای همه تقریبا مبهم است.
گمان هایی از دلیل مرگ
باشگاه خبرنگاران جوان در مهر 93 و به نقل از مهدی براتی درباره مرگ ناصر نوشت؛
«هفت سال پیش همسر ناصر عبداللهی، بعد از یک جر و بحث مختصر با وی، به حالت قهر به منزل پدری اش میرود. ظهر همان روز ناصر برای بازگرداندن همسرش، سراغش می رود. مدت هاست که بین خانواده همسر وی و ناصر بحث هایی در مورد دلایل اجرای قطعه «یا فاطمه» رخ داده و دایی های همسر وی به شدت از این موضوع عصبانی اند. ظهر همان روز ناصر که برای بازگزداندن همسرش به محله سنی نشین پدر همسرش می رود، گویی وارد کارزاری شده و به شدت مورد ضرب و شتم قرار می گیرد.
بعد از این درگیری شدید، پیکر خون آلود ناصر به منزل اش برده می شود و در حیاط خانه و روی تخت رها می شود. نوید، پسر خانواده بعد از چند ساعت و بدون اطلاع از ماوقع به خانه می آید و با شنیدن صدای خِر خِر پدر توجه اش جلب می شود. به سمت پدرش می رود و با برگرداندن پدر به سمت خودش، متوجه آثار ضرب و شتم روی صورت پدر می شود. از پدر داستان را می پرسد و ناصر در جواب می گوید که از جایی سقوط کرده و مشکلی نیست».
عقیل برادر ناصر که صدابرداری کارهایی او را هم انجام می داد، 3 آذرماه به خانه ناصر رفت تا کار ترانه و صدابرداری را شروع کنند.
آن روزهمسرش در خانه نبود و به همراه نینا به خانه پدرش رفته بود. نوید و نازنین و نامی هم مدرسه بودند، ناصر در بالکن خوابیده بود.
ناصر بیدار نمی شود
عقیل از آنجا که می دانست ناصر روی خوابش خیلی حساس است و اگر او را از خواب بیدار کند ممکن است بداخلاق شود با دیدن خواب ناصر چند ساعت منتظر می ماند تا او بیدار شود ولی ناصر از خواب بیدار نشد و این مساله عقیل را نگران کرد. نسرین، خواهر ناصراز تماس عقیل می گوید: «عقیل با من تماس گرفت و گفت که چند ساعت است منتظر ناصر مانده اما ناصر بیدار نمی شود و حتی تکان هم نمی خورد، صدایم را هم می شنود ولی عکس العملی نشان نمی دهد، نفس می کشد ولی بی حرکت است، بیا و ببین چرا بیدار نمی شود».
نسرین خودش را به خانه ناصر می رساند و از ثانیه هایی که با بدن نیمه جان ناصر روبرو شد، می گوید: «نفسش را چک کردم، نفس می کشد اما تکان نمی خورد. چشمانش را باز کردم، سیاهی چشمانش به سمت بالا رفته بود، حدس زدم به کما رفته است. با اورژانس تماس گرفتم و ناصر را به بیمارستان خلیج فارس بندر عباس بردیم».
خودکشی در کار نبوده است
نسرین در تمام لحظه ها کنار ناصر بود. ناصر را برای شست و شوی معده به اتاق مخصوص بردند. نسرین ادامه می دهد:. پس از شست و شوی معده دکتر گفت که جز شکلات و کمی تنقلات چیز دیگری در معده ناصر بوده و هیچ دارو یا سمی هم در معده او یافت نشده است و با اطمینان جواب داد که خودکشی در کار نبوده است». دکترها پس از بررسی، کبودی ها و زخم های صورت و دیدن عکس ها و آزمایش های دیگر به او می گوید که ناصر در قسمت جمجمه و کتف و دنده شکستگی دارد.
تنها دختر خانواده عبداللهی تا صبح آن روز در بیمارستان خلیج فارس از طریق دکترها و پرستارها جویای احوال برادرش بود. بعد از انجام نمونه برداری ها و جواب آزمایشات دکتر به نسرین گفت که کلیه او رسوب کرده است و این نمونه فقط در زلزله بم دیده شده است که به خاطر آوار شدید، کلیه فرد رسوب کرده است.
نسرین از دکتر توضیحات بیشتری خواست: «با شنیدن این حرف لرزه به تنم افتاد. ناصر بیماری کلیه نداشت و امروز برگه آزمایشش نشان می داد که کلیه هایش رسوب زیاد و بی سابقه ای داشته است.»
آغاز شایعات عذاب آور
دیگر خبر در روزنامه ها چاپ شده بود و همه از به کما رفتن ناصر عبداللهی خبر داشتند. عده ای از طرفدارانش به بیمارستان زنگ می زدند و خیلی از آنها دم در بیمارستان آمده بودند.
از هر دکتری که می پرسیدم تشخیص نمی داد که برادرم به چه دلیل به کما رفته است. ناصر یک هنرمند مشهور بود و به همین خاطر شایعه ها شروع شده بود. خبرهای کذبی مانند خودکشی و یا دعوای ناصر. همه این شایعات کذب من و خانواده ام را بدجوری عذاب می داد، ما در وضع روحی خوبی نبودیم و این شایعات بیشتر آزارمان می داد. نسرین با صدایی بغض آلود می گوید ناصر حتی سیگار هم نمی کشید و بدترین شایعه ای که خانواده عبداللهی را مورد آزار قرار داد این بود که ناصر از داروهای روانگردان استفاده کرده است.
ناصر را به بیمارستان هاشمی نژاد تهران منتقل کردیم، وضعیت او هر روزبدتر می شد. تا اینکه یک روز که حال روحی ام یسیار به هم ریخته بود دکتر معالج ناصر به من زنگ زد و گفت که محکم باش چون ناصر در وضع مساعدی نیست و بهتر است خانواده را برای شنیدن خبر مرگ او آماده کنم، باورتان نمی شود چه کشیدم اما باید محکم و با درایت رفتار می کردم».
27 روز کما و سرانجام …
زنده یاد ناصر عبداللهی 27 روز در کما ماند و علیرغم تلاش های زیاد پزشکان، سرانجام در سن 36 سالگی در 29 آذر ماه 85 درگذشت و جسد او را دربهشت زهرای بندرعباس به خاک سپردند.
احسان علیخانی دو سال بعد در سالروز فوت این خواننده در برج میلاد با گفتن برخی جملات حاشیههای فراوانی را در رسانهها باعث شد تا گمانه زنیها بیشتر و بیشتر شوند: «نزدیک یک سال است که فهمیدهایم او به قتل رسیده است در صورتی که این موضوع مطرح نشده بود. همیشه دوست داشتیم این موضوع را بگوییم. صحبت کردن از علی (ع) ساده است، اما ناصر عبدالهی در جایی از امیرالمؤمنین صحبت کرد که سخت بود».
سال ها از مرگ مرحوم ناصر عبداللهی می گذرد هر چند این هنرمند برجسته، با هنر و صدای خود بین مردم زنده است اما هنوزدلیل مرگ او در هاله ای از ابهام قرار دارد و هیچ کس دلیل کما رفتن و مرگ او را نمی داند. آیا می توان این ادعا را پذیرفت که آن شب به سر، دنده و کتف هنرمند محبوب ایران ضربه ای وارد شده بود؟ چرا پس از شست و شوی معده اثری از مسمومیت دارویی دیده نشده بود؟ در حالی که در برگه پزشکی قانونی علت مرگ ناصر، مسمومیت دارویی و شکستگی جمجمه عنوان شده بود.
پیام ما صحت یا عدم صحت مطالب ارائه شده را تایید نکرده و تنها اقدام به باز نشر بعضی از مطالب فوق نموده است.
محمد علی علومی؛ مؤسس «خانه فرهنگ مردم بم و نرماشیر»:
بم؛ میراث فرهنگی مشترک بین ایران بزرگ و ملت های همسایه است
فرهنگ عامّه یا فرهنگ مردم اصطلاحی است که در سال ۱۸۴۶ از سوی ویلیام تامس؛ عتیقهشناس انگلیسی ابداع شد و به نحوه زندگی انسانها در طبیعت، رفتارها و همچنین معناهای مشترکی گفته میشود که عامه مردم جامعه در زندگی روزمره با آن سر و کار دارند.
یکی از ویژگی های فرهنگ مردم زنده نگه داشتن خرده فرهنگ ها در دنیایی است که به سمت وحدت فرهنگی پیش می رود.
فرهنگ مردم برآمده از اعماق جامعه و زبان اصلی مردم کوچه و بازار است. در ایران خرده فرهنگ های اصیل نزد روستاییان و عشایری که در دشت ها پراکنده هستند، کمابیش وجود دارد. از قریب یک قرن پیش که ایران وارد دوره مدرن شد، برخی ادبا و مردم شناسان ایرانی از جمله احمد مستوفی، صادق هدایت و پس از آن نیز سید ابوالقاسم انجوی شیرازی به حفظ و نگهداری خرده فرهنگ ها و قصه ها و اشعار و به بندکشیدن این میراث معنوی همت گماشتند.
محمدعلی علومی که خود، یکی از شاگردان انجوی شیرازی است، سال هاست که پژوهش در حوزه فرهنگ مردم را در دستور کار خود قرار داده است. رمان های او سرشار از واژگان، شخصیت ها و آداب و رسوم کهن و اساطیری است.
علومی به تازگی «خانه فرهنگ مردم بم و نرماشیر» را تأسیس کرده است. وی بم را شهری اساطیری می داند و تحقیق در زمینه فرهنگ مردم بم و نرماشیر را به دلیل ارتباط این منطقه با ایران بزرگ و کشورهای همسایه جزو ضرورت های فرهنگی عنوان می کند.
در این شماره پای صحبت ها و دغدغه های علومی نشسته ایم تا از انگیزه او برای تأسیس خانه فرهنگ مردم بم و نرماشیر بشنویم.
شما شاگرد مرحوم انجوی شیرازی بوده اید. در خصوص ارتباط خودتان با ایشان توضیح می دهید؟
مرحوم سید ابوالقاسم انجوی شیرازی به «پدر فرهنگ مردم» معروف بود. آخرین مصاحبه مطبوعاتی را من با او انجام دادم که در ماهنامه«ادبستان» چاپ شد. قرار بود مصاحبه های دیگری نیز انجام شود که به دلیل درگذشت استاد، نا تمام ماند. قضیه هم از این قرار بود که من قصه ها و آداب و رسوم بم را در مجله ادبستان چاپ می کردم. یک روز تلفن زنگ زد. مرحوم انجوی شیرازی بود که گفت مطالب تو را در ادبستان خوانده ام. کارهایت بسیار خوب است. بیا من روش علمی کار را یادت بدهم. مرحوم انجوی شیرازی، ادامه مرحوم صبحی، صادق هدایت و دیگر پیشروانی بود که در زمینه فرهنگ مردم کار کرده بودند و معتقد بودند که حفظ فرهنگ مردم امری ضروری است.
جناب آقای علومی چه شد که به فکر تأسیس خانه فرهنگ مردم بم و نرماشیر افتادید؟
همان طور که گفتم علاقه دیرین من به قصه ها، اشعار و آداب و رسوم من را بر آن داشته بود که در این زمینه کارهایی انجام بدهم. این علاقه شخصی را بگذارید کنار تشویق ها و شاگردی در محضر مرحوم انجوی شیرازی. حالا بمی بودن من و علاقه به شهرم را نیز به آن اضافه کنید. این واقعیت را نیز از یاد نبرید که بم یک شهر معمولی نیست. بلکه شهری است دارای تاریخی عمیق! شهری که میراث فرهنگی مشترک بین ایران بزرگ و ملت های همسایه است. در نتیجه به این فکر افتادم که به طور خاص به فرهنگ مردم بم و نرماشیر پرداخته شود.
گفتید که بم میراث فرهنگی مشترک بین ایران بزرگ و ملت های همسایه است. بیش تر توضیح می دهید؟
بنای شهر بم به روایتی منسوب به بهمن پسر اسفندیار است. در تاریخ اساطیری آمده است که بعد از کشته شدن رستم، بهمن پسر اسفندیار برای خونخواهی پدر به این منطقه لشکرکشی می کند. زال و رودابه را اسیر می کند و به تعقیب فرامرز می پردازد. سرانجام فرامرز پسر رستم را به دام می اندازد. از «دارستان» چوب دار می آورد و فرامرز را در «دارزین» به دار می آویزد. سپس برای تسلط کامل بر منطقه بم «ارگ بهمن» را بنا می کند. ارگ بهمن به دلیل تحولات زبانی به «ارگ بم» تبدیل می شود. نام بم نیز برگرفته از نام بهمن است. یا شهر«نرماشیر» در واقع «نریمان شیر» بوده است. نریمان نیز نیای رستم است. اساطیر ملی نیز دامنه شان تا تاجیکستان و افغانستان کشیده می شود و با کلیت هویت ملی ما مرتبط می شود. پروفسور عدل و پیش از او احمدمستوفی اعتقاد داشته اند که «دارستان» و«نارتیچ» پیش زمینه تمدن سومر بوده اند. بابلی ها پیش زمینه تمدن آشور بوده اند. تا کنون تصور بر این بود که بین النهرین منشأ تمدن جهان است. در حالی که سومری ها می گویند از کوه های شرقی«ارته» به بین النهرین مهاجرت کرده اند. پروفسور عدل و شاگردان او معتقد هستند که ارته حوالی هلیل، دارستان، نارتیچ، بم و شهر سوخته است. بنا بر این، این منطقه اهمیت جهانی دارد. زیرا آغاز تمدن بشری مربوط به فلاتی است که بعد از حضور آریایی ها، ایران نام گرفته است.
بنا بر این جا دارد که خانه مستقلی برای فرهنگ مردم این منطقه تشکیل شود تا آخرین بقایای قصه ها، باورها، ترانه ها، نقالی ها و آداب و رسوم آن که در حال نابودی است، حفظ شود.
آیا در هیچ کجای ایران «خانه فرهنگ» مردم دارد؟
خیر وجود ندارد. این اولین خانه فرهنگ مردم کشور است.
خانه فرهنگ مردم به نهادهای فرهنگی وابستگی دارد؟
خیر، ببینید همه جای دنیا یکی از وظایف شهرداری ها پرداختن به امور فرهنگی است. 2 سال قبل به شهرداری بم پیشنهاد تأسیس خانه فرهنگ مردم را دادم. اما از آن جایی که کشور ما در محاصره انواع بحران های سیاسی و اقتصادی و اجتماعی است، کارهای فرهنگی در حاشیه قرار دارد. در نتیجه پیشنهاد من در پیچ و خم های اداری به چشم نیامد. تا این که امسال پس از دو سال پی گیری به ثمر نشست. تصویب این طرح را نیز مرهون بخشی از اعضای شورای شهر بم هستم که در کسوت روزنامه نگاری، هنر و استادی دانشگاه هستند. دوستان روزنامه نگار بمی و دانشجویان نیز همراهی کردند. اما آن چه که روند کار را تسریع کرد، حمایت فرماندار بم بود که ایشان هم از جمله افراد فرهنگ دوست، کتاب خوان و فرهیخته این شهرستان هستند. امیدوارم فرهنگ ما که در طول سالیان متمادی لطمه خورده است، با تلاش دولتمردانی که شیوه غالب آن ها عقلانیت، تدبیر و ایجاد امید است، جان تازه ای بگیرد.
جناب علومی! در دنیای مدرن امروز، پرداختن به فرهنگ مردم چه ضرورتی دارد؟
مرحوم انجوی شیرازی در جریان مخالفت با رژیم پهلوی به جزیره خارک تبعید شده بود. ایشان بعد از این که از تبعید باز می گردد می گوید که دیدم همه مردم با سرعت در حال غربی شدن هستند. با خودم گفتم پس فرهنگ و هویت ایرانی ما چه می شود؟ هویت؛ ضرورت اصلی جامعه ماست. یکی از افتخارات ما ایرانی ها این است که اشعار انسان گرای سعدی آوازه ای جهانی دارد. «بنی آدم اعضای یکدیگرند…» را بسیاری از ما از حفظ می خوانیم. اما کار فرهنگی برای تبلیغ این میراث انجام نداده ایم. در فرهنگ مردم به خاطر سابقه مدنیت و فرهنگ کهن، بسیاری از قصه ها، شعرها و آداب و رسوم وجود دارد. بخشی از فرهنگ مردم در جهان مدرن خرافه به شمار می آیند. خرافه ها نیز نشان دهنده آیین های بسیار کهن اساطیری هستند. بخش وسیعی از فرهنگ مردم ابلاغ جوان مردی، شجاعت، همدلی با عناصر طبیعت، احترام به موجودات در قالب شعر و قصه است. نیاز بشر امروز که زندگی تعاونی را از دست داده و در یک رقابت کور و بی رحمانه قرار گرفته است، بازخوانی فرهنگ کهن و سرشار از مهر و عطوفت است. کارِ خانه فرهنگ مردم بم و نرماشیر نیز گردآوری، ثبت و تحلیل قصه ها و اشعار کهن می باشد.
خانه فرهنگ مردم تحت مدیریت شما تنها در زمینه فرهنگ مردم شهرستان های بم و نرماشیر فعالیت خواهد کرد یا محدودیت مطالعاتی وجود ندارد؟
بدیهی است که تمرکز بر شهرستان های بم و نرماشیر خواهد بود؛ اما همان گونه که گفتم میراث معنوی در ارتباط با ایران است. مگر اسفندیار پسر کی بود؟ از کجا آمده بود؟ اسفندیار از تاجیکستان کنونی به زابل آمد و در رویارویی با رستم قرار گرفت. او پسر گشتاسب بود که به سراسر ایران مربوط می شود. اما ماجرای قتل فرامرز در بم اتفاق می افتد. این یک میراث معنوی مشترک است. بخشی از وظیفه فرهنگ مردم، حفظ میراث معنوی است. بخشی از آن به دستاوردهای ملموس و محسوس مانند معماری و مهندسی آبیاری، صنایع دستی، پوشاک، خوراک و… می پردازد. کار بسیار وسیع است و از عهده یک نفر هم ساخته نیست. بدون شک کسانی می توانند در این زمینه کار کنند که عاشق و شیفته فرهنگ مردم باشند.
صحبت دیگری باقی مانده است؟
شهرنشینی رواج گسترده ای یافته است. تقریباً هیچ مادری برای کودکش لالایی نمی خواند. هیچ قصه ای بلد نیست که برایش تعریف کند. ما در مرحله بحرانی فرهنگ مردم چند هزار ساله قرار داریم. اگر این میراث معنوی جمع آوری شود برای آیندگان باقی خواهد ماند و اگر در این زمینه سهل انگاری شود، برای همیشه از بین خواهد رفت. زیرا هم نسل کسانی که این میراث را در سینه دارند از بین خواهند رفت و هم شیوه زندگی کهن در حال برچیده شدن است.
شاید من از معدود بقایای نسلی باشم که آرزوهای خوب برای وطن و هموطنانش داشت و در این راه به جان می کوشید.
در اولین روز همایش «دانشگاه، صنعت و کارآفرینی» دانشگاه رفسنجان صورت گرفت
بررسی مشکلات موجود در مسیر ارتباط صنعت و دانشگاه
همایش دو روزه دانشگاه، صنعت و کارآفرینی روز گذشته در محل دانشگاه آزاد اسلامی واحد رفسنجان آغاز به کارکرد.
دانشگاه آزاد اسلامی واحد رفسنجان بهمنظور ایجاد زمینه برای معرفی و عرضه دستاوردهای مختلف در زمینه تعامل دانشگاه با صنعت و در راستای فرمایشات مقام معظم رهبری در نامگذاری سال، به نام اقتصاد مقاومتی اقدام و عمل، اقدام به برگزاری همایش دانشگاه، صنعت و کارآفرینی در تاریخ 29 و 30 آذرماه با حضور اساتید مطرح کشوری، صنعت گران، سرمایهگذاران، دانشجویان صاحب ایدههای برتر، فعالان اقتصادی، متخصصان،کمیسیونهای آموزشی و پژوهشی کرد. فراهم نمودن محیطی برای بازگو نمودن مشکلات سرمایهگذاران، کارخانهداران و کارآفرینان، راهکارهای انتقال تجارب کارآفرینان موفق به دانشگاهها، راهکارهای استفاده از دستاوردهای علمی دانشگاهها در صنعت، بررسی مشکلات موجود در مسیر ارتباط صنعت و دانشگاه، تشویق برای ایجاد کارآفرینی، جمعآوری ایدههای صنعتی مختلف قابل سرمایه گزاری، به عرضه گذاشتن محصولات صنعتی مختلف و برگزاری کارگاههای علمی مختلف موردنیاز صنعت ازجمله اهداف برگزاری این همایش است. همایش دانشگاه، صنعت و کارآفرینی با حمایت شرکت ملی صنایع مس ایران، فرمانداری ویژه شهرستان رفسنجان، انجمن توسعه فرهنگ کارآفرینی شهرستان رفسنجان، شهرداری رفسنجان، آموزشوپرورش شهرستان رفسنجان، اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان کرمان، باشگاه پژوهشگران جوان و نخبگان، جهاد دانشگاهی و پارک علم و فناوری استان در دانشگاه آزاد اسلامی رفسنجان برگزار شد و امروز هم ادامه دارد.
علم و صنعت فرزندان دانشگاه هستند
رییس دانشگاه آزاد اسلامی واحد رفسنجان در این همایش گفت: «علم، دانش، صنعت و کارآفرینی فرزندان خلف پدری هستند که دانشگاه نام دارد. این اصالت تا آنجا دوام و قوام خواهد داشت که این پشتوانه ارثی و ژنتیکی رنگ جدایی به خود نگیرد.» محسن صفریان افزود: «چهار ماه است که تعدادی از اساتید، دانشجویان، مدیران مس و صنایع در خصوص این همایش جلساتی را برگزار کردند و تلاشهای لازم صورت گرفته که این همایش خروجی مفیدی داشته باشد. از همه مسئولان تقاضا دارم در این همایش حضورداشته باشند چراکه حضور این عزیزان موجب نتیجهگیری از این همایش است.» وی اضافه کرد: «همایش صنعت و کارآفرینی در دانشگاه باهدف فراهم کردن محیط برای بازگو کردن مشکلات سرمایهگذاری و راهکار حل آن و انتقال تجارب کارآفرینان موفق و دستاوردهای علمی دانشگاه برگزارشده است.»
یکی از رسالتهای دانشگاه
کارآفرینی است
رییس دانشگاه آزاد اسلامی استان کرمان گفت: «این نوع همایشها و آشنایی با حوزه کارآفرینی یکی از نیازهای اساسی کشور ما است و هر چه در مورد این موضوع صحبت شود بازهم کم است.» بابک آل طه افزود: «کارآفرینی نیاز دانشگاه است و نگاه دانشگاهها را در دهههای اخیر عوض کرده است. درگذشته تعریف دانشگاه به این صورت بوده که دانشگاه محل پژوهش، آموزش و اشاعه فرهنگ است اما الان یکی از رسالتهای دانشگاه، کارآفرینی و ایجاد فضایی است که جوانان بتوانند در آنجا ایدههایشان را به عمل تبدیل کنند و در خدمت صنعت و اقتصاد باشند.» وی بابیان اینکه بر اساس مصوبه ۷۲۱ انقلاب فرهنگی، دانشگاههای آزاد اسلامی بهصورت استانی اداره میشوند، اظهار کرد: «دانشگاه آزاد اسلامی در سطح کلان یک واحد در نظر گرفته میشود و بزرگترین دانشگاه حضوری در سطح کلان است. در استان کرمان ۴۵ هزار دانشجو داریم. حدوداً ۱۷ هزار نفر در دوره تحصیلات تکمیلی تحصیل میکنند. نزدیک به دو هزار عضو هیأت علمی داریم که قریب به یک هزار و 100 نفرشان از رشتههای فنی و علوم پایه هستند. با توجه به اینکه بیشتر رشتههای فنی و علوم پایه در حوزه صنعت ارتباط دارند، معمولاً دانشجویان بیشتر در حوزه پژوهش و کارآفرینی فعال هستند.» رییس دانشگاه آزاد اسلامی استان کرمان عنوان کرد: «یکی دیگر از فرصتهایی که دانشگاه آزاد اسلامی دارد طرحی است بهعنوان طرح ساها (سامانه آزمایشگاههای همکار اسلامی) که دانشگاه در سطح کلان از این پتانسیل استفاده کرده و با توجه به اینکه دانشگاه آزاد اسلامی یک مجموعه واحد است این امکان را دارد که این تجهیزات را بهطور واحد در اختیار درون و برون دانشگاه قرار دهد. بهطور مثال در استان کرمان یک هزار و 400 تجهیزات در کنار هم قرار دادهشده درحالیکه بهطور طبیعی اگر یک دانشگاه بخواهد این مقدار تجهیزات را در کنار هم قرار دهد کار آسانی نیست. این ازجمله فرصتهایی است که دانشگاه آزاد اسلامی دارد تا در حوزه صنعت و کارآفرینی اقدام و همکاری کند، البته اینها شرط لازم است ولی کافی نیست.» آل طه اضافه کرد: «اگر جریان فرهنگی این قضیه در کشور راه نیفتد از این قابلیتها بهطور مطلوب نمیتوان استفاده کرد. همایشهایی ازایندست کمک میکند که دانشجویان و دانشگاهیان درک کنند که مفهوم سنتی دانشگاه باید دستخوش تغییر قرار گیرد. خوشبختانه در کشور ما این جریان شکلگرفته است اما هنوز به نحو مطلوب راه نیفتاده و میطلبد که انرژی بگذاریم و تلاش و همکاری کنیم تا به کشورمان کمک کنیم تا کشور ما توسعه و تعالی پیدا کند. زمانی این اتفاقات میافتد که این جریانها بهصورت مداوم ادامه پیدا کند.»
مسیر کارآفرینی هموار شود
مدیر مس منطقه کرمان گفت: «امیدوارم با رویکرد ورود دانشگاه به کارآفرینی، مشکلات این حوزه برطرف شود.» محمد حسنی اضافه کرد: «برای کارآفرینی و کمک به سرمایهگذاران از دولت، دانشگاهها و مراکز کارآفرینی انتظار این است که مسیر را هموار کنند. متأسفانه اشکالاتی در ساختارهای قانونی وجود دارد که مانع میشوند و انتظار میرود دستگاههای حاکمیتی این مشکل را حل کنند.» وی با اشاره به اینکه سهم صنعت در تولید ناخالص 40 درصد و 25 درصد سهم کشاورزی و مابقی در بخش خدمات است، اظهار کرد: «در حوزه کسبوکارهای کوچک و دانشبنیان پیشرفت کمی داشتیم و آموزشوپرورش باید کارآفرینی را در ذهن کودکان و نوجوانان دانشآموز پرورش دهد.»
مدیر مس منطقه کرمان عنوان کرد: «صنعت مس صنعتی منحصر بهفرد است و 80 درصد آن در استان کرمان در شهر سرچشمه رفسنجان، میدوک شهربابک و خاتونآباد قرار دارد. باید صنایع پاییندستی مس ایجاد شود که ارزشافزوده این محصول بالا برود و با استفاده از تکنولوژی محصولاتی باارزشتر تولید کنیم.» وی از اینکه بخش زیادی از نیازهای صنعت مس از خارج از استان تهیه میشود، ابراز ناراحتی کرد و گفت: «چرا دنبال این موضوع نرفتیم.»
حسنی خاطرنشان کرد: «مس بهعنوان مسؤولیت اجتماعی و شهروندی که احساس میکند، آماده پذیرای کارآفرینان، محققان و صنعتگران است که هم اشتغالزایی شود هم چرخه اقتصادی بچرخد.»
باید به سمت دانشگاههای کارآفرین برویم
احمد انارکی محمدی، نماینده مردم رفسنجان و انار هم از طریق ویدئو کنفرانس پیامی برای این همایش فرستاد.
در پیام وی آمده بود: «صنعت نیاز است که با دانشگاه ارتباط داشته باشد. برای تقویت اقتصادی در بحث دانشبنیان میتوانیم ارتباط بین صنعت و دانشگاه را داشته باشیم. امروزه اقدامات خوبی در بحث پژوهشی محور و آموزش محور شده و باید به سمت نسل سوم دانشگاهها (دانشگاههای کارآفرین) رویم.»
صنعت ما حاضر به استفاده از
نیروی داخلی نیست
مدیر مرکز پژوهشی و فناوری و سبک زندگی دانشگاه شریف گفت: «چند دانشگاه نسل سوم داریم؟ ادعا میشود که دانشگاه شریف اینطور است اما این دانشگاه نیز هنوز به این هدف نرسیده است. ما از اپراتورهای خارجی استفاده میکنیم زیرا دانشگاه ما هنوز یاد نگرفته و صنعت ما نیز، زیرا هنوز حاضر به استفاده از نیروی داخلی نیستیم.»
امیرحسین اسدی افزود: «ارتباط دانشگاه و صنعت خوب نیست. دهه گذشته میگفتیم سرمایه، نیروی کار ماهر و واحدهای تولیدی صنعتی پیشرانهای ما هستند اما امروز پیشرانهای ما نوآوری، نیروی انسانی، کارآفرین و واحدهای تحقیق و توسعه هستند. در مدل کلی نوآوری به دنبال این هستیم که ورودی دانشگاهها بتواند به افزایش صادرات و ارزشافزوده برسد. باید دانشگاه را با صنعت مرتبط کنیم.»
وی عدم تجربه و وجود ضعف در دانشگاهها جهت انجام پروژههای کاربردی و اجرایی، بیانگیزگی اغلب اساتید و پژوهشگران دانشگاهی و افزایش بیرویه حجم تدریس اساتید، عدم ارتباط منطقی بین اهداف اقتصادی صنعت و علمی دانشگاه، عدم فقدان نظارت کافی بر کیفیت خدمات و تولید صنعت، عدم آگاهی صاحبان صنایع از توانمندیهای دانشگاه، مدیریت گاها فاسد در برخی از صنایع، عدم برنامهریزی مناسب و پرهیز از سرمایهگذاریهای درازمدت را ازجمله مواردی دانست که در بحث ارتباط صنعت و دانشگاه مشکل ایجاد میکند.
اسدی بابیان اینکه اجزای اصلی ارتباط بین دانشگاه و صنعت، دانشگاه، صنعت، دولت و مردم هستند، وظایف صنعت در ایجاد ارتباط مؤثر را اینگونه عنوان کرد: «برگزاری دورههای آموزشی برای دانشگاه در صنعت، ایجاد امکان استفاده دانشگاه از آزمایشگاهها و امکانات صنعت، امکان انجام پروژههای مشترک بین صنعت و دانشگاه و برگزاری تورهای مداوم بازدید از صنعت برای دانشگاهها.» به اعتقاد مدیر مرکز پژوهشی و فناوری و سبک زندگی دانشگاه شریف عدم نگاه کاسبکارانه به صنعت، تغییر واحدهای درسی و سیلابس دروس با نظر صنعت، مشارکت صنعت در ایجاد رشتههای جدید و میانرشتهای، معرفی توانمندیهای دانشگاه با صنعت بهصورت رسمی و غیررسمی هم ازجمله وظایف دانشگاه دراینارتباط هستند.
وی گفت: «ایجاد شبکه ارتباطی الکترونیک بین نیاز صنعت، نیاز دستگاه و نیازهای آینده، تسهیل قوانین و ارائه مشوق به صنعت برای همکاری با دانشگاه، تدوین و تصویب قانون جدید و جامع مالکیت معنوی از وظایف دولت است و رسانهها و مردم هم باید بر وجوه اشتراک صنعت و دانشگاه متمرکز شوند.»
دانشگاه آزاد اسلامی
واحد رفسنجان در یک نگاه
دانشگاه آزاد اسلامی واحد رفسنجان در سال 1367 با یکرشته تأسیس شد. این دانشگاه هماکنون سه دانشکده، 72 رشته در مقاطع کاردانی، کارشناسی،کارشناسی ارشد و دکترای تخصصی دارد که چهار هزار و 100 دانشجو در آن تحصیل و 290 استاد در آن تدریس میکنند و تاکنون 10 هزار و 400 فارغالتحصیل داشته است. از بدو تأسیس تاکنون به مساحت 31 هزار و 160 مترمربع ساختمان در کاربریهای آموزشی، پژوهشی، فرهنگی و هنری، ورزشی، اداری و خدماتی و مسکونی و رفاهی احداث و مورد بهرهبرداری قرارگرفته است و سه هزار و 431 مترمربع ساختمان شامل ساختمان پژوهشی، اداری و مسجد در حال احداث است. در حوزه پژوهش و فناوری میتوان به چاپ 483 مقاله علمی توسط اعضای هیأت علمی، 56 طرح درون دانشگاهی در بخشهای بنیادی، کاربردی و توسعهای، امضای تفاهمنامه در خصوص اجرای طرحهای برون دانشگاهی در فرمانداری، نیروی انتظامی استان کرمان، سازمان زندانها، محیطزیست (ریز گردها)، مرکز رشد فناوری شهرستان رفسنجان و انعقاد قرارداد با پارک علم و فناوری استان کرمان باهدف ایجاد و توسعه شرکتهای دانشبنیان و ارتقای فرهنگ کارآفرینی اشاره کرد. کتابخانه این دانشگاه دارای 42 هزار و 619جلد کتاب است. 23 کارگاه و آزمایشگاه فنی و مهندسی و کشاورزی، حدود 1100 پایاننامه ارشد خاتمه یافته و حدود 1950 پایاننامه ارشد در حال انجام در رشتههای مختلف فنی و مهندسی و علوم انسانی و کشاورزی که میتواند با دریافت اولویتهای پژوهشی ادارات و سازمانها در جهت رفع مشکلات و نیازمندیهای ایشان انجام گیرد، ازجمله دیگر موارد در حوزه پژوهشی است. همچنین در بحث سرمایهگذاری و اقتصاد دانشبنیان میتوان به پروژه CHP، پروژه تولید کاغذ از سنگ و پروژه تولید ماشین چندکاره باغ ورز اشاره کرد.
وفای به عهد روحانی منشور حقوق شهروندی رونمایی شد
وفای به عهد روحانی
منشور حقوق شهروندی رونمایی شد
پیش از ظهر دیروز پس امضای حجتالاسلام حسن روحانی، رییس دولت یازدهم، متن منشور حقوقشهروندی منتشر شد. این سند ۱۲۰ ماده اصلی و ۱۲۰ ماده اجرایی دارد.
تدوین منشور حقوق شهروندی از جمله وعده های حسن روحانی در انتخابات ریاست جمهوری 92 بود. او در آیین رونمایی از این منشور گفت: «بسیار خوشحالم و خرسندم که امروز به یکی از وعده های مهم من به ملت ایران جامعه عمل پوشانده می شود و هم به یکی از آرزوهای دیرین خود می رسم، حقوق شهروندی. منشور حقوق شهروندی در ماه ربیع و ماه آذر در ماه رحمت و علم، در ماه آزادی بیان و در ماه قانون اساسی رونمایی می شود.» گزیده صحبت های رییس جمهور کشورمان را در ادامه به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دولت بخوانید:
منشور حقوق شهروندی برنامه و خط مشی دولت یازدهم بر اساس اختیارات منبعث از قانون اساسی است.
هیچکس از قانون مستثی نیست و همه باید در چارچوب قانون حرکت کنیم.
اسلام چیزی جز حکومت قانون نیست و بزرگترین امتیاز پیامبر گرامی اسلام(ص) در حدود 1400 سال پیش برقراری حکومت قانون بود.
هیچکس از قانون مستثنی نیست، همه باید در چارچوب قانون حرکت کنیم و تمام اتباع کشور در برابر اجرای قانون مساوی هستند و این اصل صریح قانون اساسی است.
اگر به دنبال منافع کشور و حکومت قانون هستیم، هیچ فرد، نهاد، گروه و رسانهای نباید حاشیه امنیتی داشته باشد.
همه در برابر قانون مساوی هستند و در قانون استثناء، نورچشمی و فرد و گروه وابسته به این طرف و یا آن طرف وجود ندارد.
تا زمانی که تبعیض، فساد و گردنکشیها وجود دارد، انقلاب اسلامی تمام نشده است، باید به روزی برسیم که شاهد مدینه پیامبر اسلام (ص)و حکومت عدل اسلام در سراسر این سرزمین باشیم.
یکی از وعدههایم به ملت بزرگ ایران از آغاز دولت یازدهم تبیین منشور حقوق شهروندی بود، به مردم وعدههای دیگری هم داده بودم و بر پای همه آنها تا آخرین روز مسئولیتم خواهم ایستاد.
در خصوص حقوق جوانان، بانوان و اقلیتهای دینی، مذهبی و اقوام نیز وعده دادهام و پای آنها ایستادهام. همچنین به مردم وعدهدادهام که اقتصاد ایران را نجات خواهم داد و امروز در آخرین سال دولت یازدهم خوشحالم که مردم هم شاهد تورم تکرقمی و هم رشد اقتصادی هستند به نحوی که رشد اقتصادی 6 ماهه اول امسال، در مقایسه 6 ماهه اول پارسال، 7.4 شده است و از تابستان امسال در مقایسه با تابستان پارسال شاهد اشتغال خالص 700 هزار نفر در کشور هستیم.
منشور حقوق شهروندی قانون اساسی نیست اما راه را برای اجرایی کردن قانون اساسی تسهیل می کند. منشور حقوق شهروندی قانون موضوعه کشور نیست اما تضادی هم با قوانین موضوعه ندارد.
تنها فردی که در کشور با رای عموم مردم در سطح ملی انتخاب می شود فقط رئیس جمهوری کشور است. بسیاری از افراد منتخب با رای حوزه انتخابیه خود منتخب می شوند و برخی منتخبین با رای استان خود مثل خبرگان انتخاب می شوند برخی غیر مستقیم با رای نمایندگان انتخاب می شوند مثل رهبری نظام که با رای خبرگان انتخاب می شوند مثل وزرا که از نمایندگان برای فعالیت رای اعتماد می گیرد اما فقط یک نفر هست که با رای مستقیم و ملی در سراسر کشور برگزیده می شود. لذا قانون اساسی این وظیفه را بر دوش رئیس جمهوری گذاشته است و چقدر وظیفه سختی و چقدر وظیفه سنگینی است. برخی تحمل ندارند بعضی از اصول قانون اساسی را بشنوند و حقوق ملت که از اصل 19 تا 42 است را باید قایم کنیم.
منشور حقوق شهروندی در واقع برنامه و خط مشی دولت یازدهم است.
این منشور چون مقتبس از قانون اساسی است عملا این منشور باید مورد اجرای همگان قرار گیرد لذا ما از دو قوه دیگر هم درخواست می کنیم که دولت را در اجرای حقوق شهروندی کمک کنند.
تمام اتباع این کشور در برابر این حقوق شهروندی مساوی هستند. نژاد، قوم ، جنس ، مذهب، دین ، اعتقاد و وابستگی سیاسی و گروهی به کنار است و این حقوق هر شهروند ایرانی است. اگر هر شهروندی حق دارد از فلان خیابان استفاده کند اگر هر فرد ایرانی لازم دید می تواند به بیمارستانی مراجعه کند اگر هر فرد ایرانی فرزندش در سن دبستان است می تواند ثبت نامه کند و … تفاوتی نیست در راه رفتن و غیره که دین فرد چیست و از چه نژاد است و به کدام حزب و جناح وابسته است که اگر به این جناح وابسته است از چپ برود واگر نبود از راست، همه امکانات و حقوق مساوی طبق قانون اساسی برای همه یکسان است. این حقوق شهروندی ایجاد وحدت می کند.
بند شش فرمان هشت ماده ای امام راحل می گوید که هیچکس حق ندارد که بنام کشف جرم تعقیب و مراقبت نماید و یا نسبت به فردی اهانت نموده و اعمال غیر انسانی و اسلامی مرتکب شود یا به تلفن ، یا نوار ضبط صوت دیگری بنام کشف جرم یا کشف مرکز گناه گوش کند… آیا این مال همین انقلاب اسلامی است؟
یا اینکه برای کشف گناه و جرم هرچند گناه بزرگ باشد شنود بگذارد… و یا دنبال اسرار مردم باشد، و تجسس از گناهان غیر نماید، یا اسراری که از غیر به او رسیده ولو برای یک نفر فاش کند… (سایت و روزنامه ، جلسات جناحی و این ها که هیچ) تمام این ها جرم و گناه است . مرتکبین هرکدام از امور فوق مجرم و بعضی مستوجب حد شرعی هستند. امیدوارم گاهی صداوسیما گاهی روزنامه ها کلمات امام را پخش کنند و بیان کنند. ما پیرو این امام هستیم…
استانداران کرمان از سال 1300 تا 1394 شمسی
استانداران کرمان
از سال 1300 تا 1394 شمسی
مرتضی بانک
1376 ـ 1372 شمسی
«مرتضی بانک، متولد 1334 شمسی، اصفهان.سیاستمدار و کارشناس امور بازرگانی، گردشگری و صنعت، عضو شورای مرکزی حزب اعتدال و توسعه و معاون کل سرپرست نهاد ریاست جمهوری اسلامی ایران است.
مرتضی بانک، همچنین، معاون پژوهشکده و معاون دفتر و مشاور مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام و مشاور حسن روحانی است. وی در دوره ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی، استاندار کرمان و سپس معاون اداری مالی وزارت امور خارجه در دوره اصلاحات بوده است و اکنون نیز معاون کل سرپرست نهاد ریاست جمهوری است» (1).
پی نوشتها:
(1) ـ برگرفته از سایت ویکی پدیا.
مسعود محمودی
1380 ـ 1376 شمسی
وی متولد 1335 شمسی، سیرجان، پس از گذراندن تحصیلات ابتدایی و متوسطه، در سال 1353 شمسی وارد دانشکده مدیریت کرمان گردید. در آنجا به همراه تعدادی از دانشجویان چون: مرتضی بانک، حجت اسدی، علی مصطفوی، سید حسین مرعشی، اسحاق جهانگیری، قائد و … فعالیتهای سیاسی خود را آغاز، و با شروع مبارزات علنی مردم، از فعالین حرکتهای اعتراضی بود. وی چون دارای خطی خوش بود، اغلب پارچه نوشتههای تظاهرات و راهپیماییها توسط او نوشته میشد.
با پیروزی انقلاب، چون تعلق بسیاری به مسایل فرهنگی داشت به صدا و سیمای کرمان رفت، ریاست آنجا منصوب گردید. پس از آن به عنوان رئیس صدا و سیما استان فارس انتخاب گردید و چندین سال در این استان بود.
در سال 1369 به عنوان معاون سیاسی و امنیتی استانداری کرمان انتخاب گردید و در دوره استانداری سید حسین مرعشی و مرتضی بانک، عهدهدار این سمت بود.
در سال 1376 ش. به عنوان استاندار کرمان انتخاب گردید و تا سال 1380 در این سمت انجام وظیفه نمود. پس از استعفا از سمت استانداری کرمان، به تهران عزیمت نمود و به عنوان مشاور صنایع ملی مس مشغول به کار شد و سرانجام در 27 شهریور 1381 فوت و در کرمان دفن گردید.
محمد علی کریمی
1384 ـ 1381 شمسی
وی فرزند محمد ابراهیم، متولد 1337 شمسی در ابرکوه یزد است. تحصیلات ابتدایی را در زادگاهش انجام داد و سپس به شهر شیراز عزیمت نمود و دوره متوسطه را در رشته ریاضی فیزیک (دبیرستان دانشگاه شیراز) به پایان رسانید.
در طول تحصیل همواره جزو دانشآموزان برتر این استان محسوب میگردید. در سال 1356 شمسی با قبولی در رشته فیزیک در دانشگاه کرمان، جهت انجام تحصیلات عالیه به کرمان آمد.
با شروع مبارزات انقلاب اسلامی، وی از فعالین این عرصه بود و پس از پیروزی انقلاب، به عضویت سپاه پاسداران درآمد و چندی در کرمان و سپس به عنوان فرمانده سپاه در سیرجان و بندرعباس خدمت نمود. محمدعلی کریمی پس از چندی به وزارت کشور انتقال یافت و به عنوان معاون سیاسی و امنیتی استانداری کرمان در این وزارت خانه انجام وظیفه نمود. اما پس از چندی به دلیل تعلق و گرایش به فعالیت در عرصههای علمی و فرهنگی، به دانشگاه کرمان رفت و هم زمان موفق به اخذ مدرک کارشناسی ارشد در رشته فیزیک (گرایش لیزر) گردید. وی بار دیگر (در زمان استانداری مرحوم مسعود محمودی) با پذیرش سمت معاون سیاسی و امنیتی به استانداری کرمان بازگشت و سرانجام در سال 1381 ش. به عنوان استاندار کرمان معرفی گردید. مهندس کریمی در طول چهار سال خدمت در این عرصه، به ویژه در پی وقوع دو زلزلهی مهیب بم (1382 ش.) و زرند (1383 ش.) منشاء خدماتیشایان در این دیار گردید. وی در سال 1384 شمسی از حوزه انتخابی کرمان و راور انتخاب و به مدت چهار سال در مجلس شورای اسلامی به عنوان نماینده اول این منطقه انجام وظیفه نمود. شایان ذکر است مهندس محمد علی کریمی با خاندان سادات خوشرو کرمان (دختر مرحوم حجتالاسلام سید محمدرضا خوشرو و نوه مرحوم سیدحسین خوشرو) وصلت نموده است.
محمد رئوفی نژاد
1387 ـ 1384 شمسی
وی متولد مهرماه 1335شمسی، دزفول است. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در زادگاهش انجام داد و پس از اخذ دیپلم در سال 1354 شمسی و انجام خدمت نظام وظیفه، مقارن با شروع مبارزات مردم ایران، از جمله مبارزین فعال خوزستان محسوب میگردید. پس از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی، ابتدا به عضویت کمیته و سپس به سپاه پاسداران پیوست.
با شروع جنگ تحمیلی، دفاع از میهن اسلامی را بر همه چیز ترجیح داده و با حضور در جبههها و تشکیل یگانهای رزمی سپاه به عنوان فرمانده لشکر 7 ولی عصر خوزستان تعیین و به مدت هشت سال در این عرصه مبارزه نمود.
پس از اتمام جنگ تحمیلی، دوره فرماندهی و ستاد را در تهران گذرانید و از سال 1370 به مدت هفت سال فرماندهی لشکر 31 عاشورا را که حوزه فعالیت آن در استانهای آذربایجان شرقی، اردبیل و زنجان بود، عهدهدار گردید.
از خرداد سال 1377 نیز به مدت شش سال با حضور در استان کرمان، به عنوان فرمانده لشکر 41 ثارالله که حوزه فعالیت آن شامل استانهای کرمان، سیستان و بلوچستان بود، ایفای وظیفه نمود.
محمد رئوفینژاد از سال 1384 به عنوان استاندار کرمان انتخاب و تا سال 1384 در این استان منشاء خدمات متعددی بود. وی سپس به استانداری زنجان انتخاب گردید.
شایان ذکر است، وی در جوار پرداختن به فعالیتهای متعدد، پس از پایان جنگ تحمیلی، به ادامه تحصیل پرداخته و موفق به اخذ مدرک کارشناسی جغرافیا، کارشناسی ارشد در رشته امور دفاعی و دکترا در رشته مدیریت استراتژی دفاعی از دانشگاه عالی دفاع گردیده است (1).
پی نوشتها:
(1) ـ برگرفته از: مجموعهی عملکرد دولت نهم در استان کرمان، معاونت برنامهریزی، ص 8.
شهرداری کرمان: قبل از اینکه فیلم را ببینیم، لو رفت «9 شب» جنجالی
شهرداری کرمان: قبل از اینکه فیلم را ببینیم، لو رفت
«9 شب» جنجالی
پیام ما- بازنشر یک کلیپ که در ابتدای آن آرم سازمان مدیریت پسماند شهرداری کرمان به چشم میخورد، جنجالساز شده است.
در این کلیپ پسری جوان در زمانی که به نظر حوالی ظهر میآید، پلاستیک آشغال را سر کوچه میگذارد. در همین هنگام دختر جوانی از مقابل او میگذرد و میگوید: «الان نه، 9 شب.» پسر جوان هم خیال میکند منظور دختر از این صحبت، دیدار در این ساعت است. به همین دلیل کت و شلوار میپوشد و با دستهگل ساعت 9 شب مقابل منزل خود میایستد تا دختر را ببیند. از قضا همان دختر دوباره از آنجا میخواهد رد شود که پسر جوان میگوید: «برویم؟» دختر پاسخ میدهد: «کجا؟» و پسر میگوید: «خودتان گفتید 9 شب.» دختر هم میگوید منظورش آشغال بوده. این کلیپ که 22 شهریور سال گذشته در وبسایت آپارات قرار گرفت مجدداً در شبکههای اجتماعی بازنشر شده است که با واکنش شهرداری کرمان روبرو شد.
این فیلم را تأیید نمیکنیم
آنطور که ایرنا نوشته مسئول روابط عمومی سازمان مدیریت پسماند شهرداری کرمان گفت: «فیلم کوتاه پخششده در فضای مجازی با عنوان ‹تبلیغ 9 شب› مبنی بر تبلیغ شهرداری کرمان برای گذاشتن زباله رأس ساعت 21 مورد تأیید شهرداری کرمان نیست.» زهرا شعایی با اعلام اینکه این فیلم از سوی شهرداری کرمان منتشر نشده است افزود: «هیچگونه مسئولیتی در خصوص انتشار این فیلم متوجه سازمان مدیریت پسماند شهرداری نیست.» وی خاطرنشان کرد: «حدود 2 سال قبل سفارش ساخت یک تیزر تبلیغاتی در راستای فرهنگسازی برای پسماند را به یکی از تهیهکنندهها دادیم که این کار به اتمام نرسید و تهیهکننده هم فیلمی به سازمان مدیریت پسماند تحویل نداد.» وی با بیان اینکه این فیلم قبل از رؤیت و تحویل به ما لو رفته بود ادامه داد: «ظاهراً تهیهکننده رایانه خود را برای تعمیر به یک واحد تعمیراتی تحویل میدهد و فیلم ذکرشده از آن محل و توسط شخص تعمیرکننده منتشر میشود.» مسئول روابط عمومی سازمان مدیریت پسماند شهرداری کرمان گفت: «2 سال قبل نیز در جهت شفافسازی این موضوع پاسخگو بودیم و عجیب است که بعد از گذشت 2 سال مجدد این فیلم کوتاه به شبکههای اجتماعی بازگشته است.»
گزارش «پیام ما» از اجرای نمایش در کرمان «منهای دو»
گزارش «پیام ما» از اجرای نمایش در کرمان
«منهای دو»
نمایش «منهای دو» نوشته «ساموئل بنشتریت» مدتی است که به کارگردانی «ابراهیم اسدی زیدآبادی» از گروه تیاتر نیمای شهرستان سیرجان در سالن همایون صنعتی کرمان به روی صحنه رفته است. ساموئل بنشتریت نویسنده و فیلمساز جوان فرانسوی در نمایشنامه «منهای دو» خاطرات تلخ دو پیرمرد رو به احتضار را در لایهای از امید پیچیده و پیام آرامش را با ترکیبی از حزن و کمدی به مخاطب منتقل میکند.
امیرحسین طاهری، جواد خواجویی، گندم نیکو، افسانه ولدیانلو، علی احمدی زیدآبادی، سجادخلیلی، حکیمه ایران نژاد، صابرسلطان احمدی، الهام الثوره خسروی بازیگران این نمایش هستند. شیوه جدیدی در نمایشنامه نویسی هم در اروپا و هم در آمریکا بوجود آمده که بیشتر متکی بر زبان، دیالوگ و همچنین داستانهای مختلف در یک اثر است که «منهای دو» هم متعلق به آن شیوه است. نکته دیگر این است که «منهای دو» با اینکه داستان دو نفر است که یکی یک هفته و دیگری پانزده روز زنده خواهند ماند، اما این خبر ناگوار مرگ، نمایشنامه را سنگین و تلخ نمیکند. زمانی که در طول این نمایشنامه به هر یک از شخصیتها نگاه میکنیم میبینیم که سرنوشت هر یک از آنها میتواند یک تراژدی باشد، اما در کل، کار یک تراژدی نیست. در واقع این نمایشنامه بر امید تکیه دارد و حتی مرگ را تبدیل به یک شوخی میکند. این ها ویژگی های اصلی متن هستند. اما به نظر می رسد به جای اینکه با پررنگ کردن درست و به جای مایه کمیک اثر تلاش شود نمایشی با قابلیت ارتباط با مخاطب انبوه پذیرش نمایش بنشتریت را برای مخاطب ایرانی تسهیل کنند با برجسته کردن یک سری شوخی های مفرط و تغییرات نادرست کنش صحنه ای را کم کرده تنها بی ربط از مخاطب خنده می گیرند. ویژگی اصلی نوشته بنشتریت این است که اصلاً در طول این اثر مرگی وجود ندارد. مرگ تنها در ابتدای نمایشنامه با گفتن دکتر بوجود میآید، اما تا پایان ما مرگی نمیبینیم. در انتهای نمایشنامه هم که در هر حال اثر باید به یک نتیجه و سرانجامی برسد باز هم مرگی در کار نیست و کار با پیام سونیای دایی وانیای چخوف تمام میشود. اما متاسفانه این نمایش بر روی صحنه در لحظات زیادی میمیرد و از تکاپو می افتد و تنها با شوخی کردن با واژه ها و حرکات جلو می رود.
ما در تاریخ درام با نمایشنامههای زیادی که درباره مرگ هستند روبرو می شویم اما آثار کمی تا این حد سرخوشانه با مرگ مواجه می شوند. دیالوگ در این آثار مهم و البته زیاد است. با اینکه یک روند داستانی و مضمونی خیلی کلی در این آثار است، اما این داستان و مضمون آن با داستانهای کوچک مختلف تعریف میشود. البته مدل آمریکایی این درامها تفاوتهایی با شکل فرانسویاش دارد. در آمریکا این سبک همراه با نگاهی خشن و بدبینانه است که در آثار ممت مشهود است. در مقابل نویسندگان فرانسوی این سبک، دیدی ایدهآلیستیتر دارند. می توان این نگاه را در آثار نویسندگانی مثل همین بنشتریت که «منهای دو» را نوشته و همچنین افرادی چون اشمیت و یاسمینا رضا دید که امید و نگاه مثبت بیشتری در آنها به چشم میآید. صحنهها و مونولوگهایی در متن است که بسیار غمگین و گاهی تلخ هستند، که در اجرا هم فضایی بسیار تلخ دارند و کار را متوقف می کنند . اما نقدهایی که درباره اجرای پاریس این نمایشنامه نوشته شده و مصاحبههای بنشتریت را که می خوانیم متوجه می شویم که آن اجرا هم کمیک بوده. خود بنشتریت در جایی گفته بود که بعضی شبها اجرا به دلیل خنده زیاد تماشاگر خیلی طولانی میشد. پس خود نویسنده هم نگاه مفرح و شادیآوری در اجرای متن خود دارد. اما در لابلای همین موقعیتهای کمیک نکاتی است که باید تماشاگر را به فکر وادارد. یعنی گاهی اوقات وسط نمایش جلوی خنده تماشاگر گرفته شود؛ به این معنا که وقتی تماشاگر مشغول خنده است با دیالوگی این خنده قطع شود و تمرکز تماشاگر از خنده صرف به سوی اصل نمایشنامه رود و این امر باعث هدفمندی اجرا میشود؛ چرا که نمایش در خندیدن خلاصه نمیشود. در انتها با گفتاری که توسط سونیا رو به تماشاگر صورت میگیرد به نظر میرسد ایده اصلی اثر که قرار است به تماشاگر منتقل شود گفته میشود؛ آرامش. مفهوم این نمایش چیزی است که مورد نیاز جامعه ماست. آرامش و امیدی که در طول نمایش بر آن تأکید میشود نیاز اصلی جامعه است. فاصلهها و گسستهایی که الآن در جامعه ما وجود دارد، بیش از هر چیز نیاز به با هم بودن و آشتی را ایجاد کرده است. یکدستی معطوف به هدف، مهمترین مسئله است. رسیدن به این یکدستی در ابتدا بر عهده کارگردان است و البته همکاری خود بازیگران در چنین شرایطی برای ایجاد حس گروهی بسیار مهم است؛ احساس این که یک گروه هستند که هدفی مشترک را دنبال میکنند. مثلاً توازن بین ژول و پل در بازی و تقسیم صحنه بسیار مهم است و حقیقتاً بازیگران هم تعامل خوبی با هم دارند.
اجرا یکنواختی میزانسنی که متن پیشنهاد میکند را دارد. اما تکگوییها که بیشتر گفتن دردها و رنجهای شخصیتها است در حالتی اثرگذارتر بیان نمی شود، تا تماشاگر کمی از فضای خنده فاصله گرفته و تحت تأثیر احساسات درونی شخصیتها قرار گیرد.
دکور مناسب و خوب طراحی شده و بسیار کاربردیست به طوری که در طول کار مدام با جابه جا کردنش صحنه شکل می گیرد و تخت بیمار که به شکل تابوت است تا صحنه آخر در صحنه مورد استفاده قرار می گیرد. این نمایش فضایی کاملا رئالیستی دارد، و شکل اجرایی نمایش هم رئال است که برای مخاطب ایرانی جذابیت بیشتری دارد. اما زمان نمایش چیزی در حدود صد دقیقه با وفاداری به تِم اصلی متن و طی چندین ماه تمرینات می توانست مفیدتر و بدون اتلاف به شکلی اجرا گردد که تماشاچی در فاصله ها داستان را از دست ندهد. در حال حاضر که به دلایلی که همه می دانیم نه کسی حوصله آمدن به تئاتر را دارد و نه کارگردانی حوصله کار کردن ،این چنین آثار نیاز به تامل بیشتری برای اجرا دارند.
«منهای دو» داستان دو پیرمرد بستری در بیمارستان است که یکی به سرطان کلیه و دیگری به سرطان ریه مبتلا هستند و به گفته پزشکان دو هفته بیشتر زنده نخواهند ماند و این دو تصمیم به فرار از بیمارستان میگیرند تا در این مدت اندک به بهترین شکل ممکن زندگی کنند. یکشنبه شب 28 آذر ماه 95 آخرین اجرای این نمایش بود.
15 دسامبر در دبی اتفاق افتاد
محمد گنجعلیخان حاکمی از رهبران کسب وکار خاورمیانه و آفریقا (2016 MENAA) شد
پیام ما- محمد گنجعلیخان حاکمی، مدیر گروه تجاری «دژ پلازا» و رییس اتحادیه صنف خرازان کرمان موفق به کسب جایزه 2016 MENAA (برترین رهبران کسبوکار خاورمیانه و آفریقا) از سوی موسسه جهانی رهبری و مدیریت شد. گنجعلیخان حاکمی که کارشناسی ارشد خود را در رشته EMBA از دانشگاه مطرح UBIS سوئیس اخذ کرده در حال حاضر دانشجوی رشته دکترای کسبوکار DBA در دانشگاه دولتی باسابقه و معروف IPAG پاریس است. وی برای انجام تحقیقات و فعالیتهای گسترده در زمینه «کسب و کار» (نوآوری در عرصههای تجارت، کارآفرینی و ایجاد اشتغال) و همچنین ارائه طرحی با موضوع توسعه و رونق صنعت گردشگری با استفاده از ظرفیتهای بالقوه «بوم گردی» در شهداد، توسط موسسه جهانی مدیریت و رهبری که بیش از 120 سال قدمت دارد به عنوان یکی از بهترین مدیران رهبری و ایجاد کسب و کار در منطقه خاورمیانه و آفریقا برگزیده شد.
جایزهای که در سالهای قبل علاوه بر بسیاری از شخصیتهای بینالمللی به مدیران ایرانی مشهوری همچون محمد حسین پور زرندی، مدیر عامل بانک شهر و مدیران گلدیران، بانک آینده و بیمه کارآفرین تعلق گرفته بود، امسال به محمد گنجعلیخان حاکمی، رسید. جایزه (2016 MENAA) برای اولین بار نصیب یک کرمانی شد. محمد گنجعلیخان حاکمی درباره کسب این جایزه به «پیام ما» میگوید: «پایاننامه من در کارشناسی ارشد به یک طرح جامع گردشگری با تضمین سوددهی در شهداد اختصاص داشت که مورد توجه اساتید دانشگاه قرار گرفت. آقای پروفسور جوزف شرین که استاد راهنمای من بود این طرح را پسندید و آن را به موسسه جهانی مدیریت و رهبری معرفی کرد.»
این فعال اقتصادی کرمانی اضافه میکند: «هیأت ژوری این موسسه طی 6 ماه به بررسی رزومه و سوابق تحصیلی و کاری من پرداختند و از طریق ایمیل سؤالاتی را درباره طرح جامع گردشگری شهداد که شامل پنج هتل پنج ستاره، فرودگاه توریستی، رصدخانه و آشنایی گردشگران با آداب و رسوم منطقه بود پرسیدند.»
وی که به پیشینه تاریخی کرمان و پتانسیلی که این استان در بحث مکانهای ارزشمند تاریخی ازجمله ارگ قدیم بم بهعنوان بزرگترین بنای خشتی جهان، ارگ راین، روستای دست کند میمند، تمدن هلیل به عنوان اولین تمدن کشف شده در جهان و … دارد اشارهکرده پس از پاسخگویی به سؤالات، در جمع نامزدهای نهایی کسب عنوان (2016 MENAA) قرار گرفت. مراسم انتخاب برترین رهبران کسبوکار خاورمیانه و آفریقا شامگاه 25 آذر در برج العرب شهر دبی برگزار شد و تندیس، گواهینامه و مدرک رهبری مدیریت کسبوکار، توسط دکتر Daniel Seelhofer، رییس موسسه جهانی رهبری و مدیریت، به محمد گنجعلیخان حاکمی اعطا شد.
وی در پاسخ به این سؤال که پس از کسب این جایزه ارزشمند، چه احساسی دارید، گفت: «از اینکه توانستم بهعنوان یکی از اصناف کرمانی این عنوان را کسب کنم، خیلی خوشحالم. چراکه برای اولین بار بود یک کرمانی موفق به کسب این جایزه میشد.»
گنجعلیخان حاکمی درباره برنامههای آینده خود میگوید: «خیلی دوست دارم یک SCHOOL BUSINESS (مدرسه کسب و کار) در کرمان تأسیس کنم تا بتوانم قشر جوان و فعال را با متدهای روز مدیریت کسب و کار دنیا آشنا کنم.»
وی از هیأت مدیره اتاق اصناف کرمان خصوصاً حاجآقا جعفری که فردی تحصیل کرده و روشنفکر است، برای همکاری در اعطای مرخصیهای تحصیلی در طول سال تشکر و قدردانی نمود.
یک سال پیش چنین روزی
نام نویسی گزینه های نزدیک به دولت برای انتخابات مجلس دهم تیتر یک پیام ما در این روز بود.
آب پاکی شورای شهر کرمان روی دست مردم پروژه آزادی تا پایان سال هم تمام نمیشود
آب پاکی شورای شهر کرمان روی دست مردم
پروژه آزادی تا پایان سال هم تمام نمیشود
رییس شورای شهر کرمان از تمام نشدن پروژه آزادی تا پایان سال خبر داد.
نشست عمومی شورای شهر کرمان در حالی شب گذشته برگزار شد که بر ابهامات پروژه آزادی افزوده شد. مشرفی، رییس شورا گفت: «با توجه به بازدیدی که از پروژه میدان آزادی داشتم، به نظر نمیرسد این پروژه تا پایان سال به اتمام برسد.» بابایی، شهردار کرمان هم پاسخ داد « در پرداخت چک آخر به قرارگاه خاتم به دلیل یک ماه تاخیر در پرداخت با قرارگاه خاتم دچار مشکل شدیم و نهایتا تا 2 روز دیگر پرداخت می شود. تا ۲۲ بهمن با وضعیتی که آبهای زیرسطحی دارند احتمالاً آماده نمیشود اما در تلاشیم که رینگ بهمنیار باز شود.» این در حالی است که بارها مسئولان کرمانی ازجمله استاندار و شهردار از اتمام این پروژه تا 22 بهمن خبر داده بودند. گزیدهای از آنچه در نشست عمومی شورای شهر کرمان گذشت را در ادامه میتوانید بخوانید:
گیلانی به شهردار: چرا تاریخ دقیق در مورد پروژهها نمیدهید چرا فقط وعده میدهید الان راحت بگویید هنوز ۲۰۰ روز دیگر افتتاح میشود.
بابایی: قرار ما با مردم در خصوص میدان آزادی همان روز شمار است و در خصوص تقاطع ولیعصر اگر قرارگاه خاتم تا 14 دی ماه پروژه را اجرایی نکند باید خسارت را پرداخت کند.
زهرا لری: چرا توجه ویژهای به پل سیدی نمیشود؟ مردم می پرسند آیا به این دلیل است که این پل در منطقه پایینشهر واقعشده است؟
بابایی:در مورد این پل فقط مشکل تأمین مالی نبود و مشکلاتی از قبیل قرارداد وجود داشت.
مشرفی: تا پایان اردیبهشت این پل تمام میشود.
درحالیکه صدیقه زاهدی، عضو شورای شهر از بابایی، شهردار کرمان پرسید «آیا استاندار به تعهداتی که در قالب پروژههای خاتم داده عمل کرده یا خیر؟»، شهردار کرمان به این سؤال پاسخی نداد.
بابایی پس از جلسه در این رابطه به «پیام ما» گفت که هفته آینده و در حضور اعضای شورا به این سؤال پاسخ میدهم.
مؤیدی با اشاره به نرخ آب: پیشنهاد من این است که با توجه به اینکه شرکت آب و فاضلاب مشکل مالی دارد، هرسال یک افزایش نرخ با شیب ملایم داشته باشیم. مصرف آب تا ۱۵ مترمکعب ۱ ریال افزایش قیمت تا ۲۵ مترمکعب ۱.۵ ریال افزایش قیمت و بالای ۲۵ مترمکعب ۲ ریال افزایش قیت داشته باشد.
در پایان مصوب شد بررسی بیشتری شود و نرخهای پایه شهرهای دیگر( مثل یزد، شیراز، بیرجند و …) گرفته شود.
مشرفی: شهرهای دیگر ازجمله یزد از دادن نرخ پایه سرباز زدند. میتوان چند فیش آب مغازه و خانه را گرفت.
تخریب قلعه تاریخی رابر
بخش اعظمی از قلعه تاریخی شهر رابر تخریبشده است. خبرگزاری مهر روز گذشته گزارش داد که کمتر از یک ماه قبل بود که خبری در خصوص وجود قلعهای در شهر عنبرآباد در جنوب استان کرمان منتشر شد که در مالکیت بخش خصوصی قرار داشت و بهشدت تخریبشده بود بعد از گذشت روزها از انتشار این خبر، نهتنها کاری برای بازسازی این بنا انجامنشده است که این روزها خبری جدید از وجود قلعهای دیگر در شهر رابر در مالکیت بخش خصوصی حکایت دارد که این قلعه نیز ۹۰ درصد تخریبشده است. نکته جالب در خصوص هر دو بنا این است که به دلیل عدم نظارت در سالهای گذشته در کنار این آثار خشت و گلی از معماری و مصالح جدید استفادهشده و درب این مکانها نیز آهنی است. تنها اثر تاریخی شهر رابر قلعهای بجا مانده از عصر قجر است که سالها به حال خود رهاشده است و گفته میشود ۹۰ درصد این بنا تخریبشده است. مدیرکل میراث فرهنگی استان کرمان اظهار داشت: «متأسفانه در بازدیدی که از این بنا داشتیم مشخص شد که بخش قابلتوجهی از این بنا در سالهای گذشته از بین رفته است اما سعی میکنیم قسمتهای باقیمانده از این قلعه را مرمت و بازسازی کنیم.»
محمود وفایی افزود: «هماکنون در میراث فرهنگی با کمبود شدید اعتبار مواجه هستیم و از بخش خصوصی برای همکاری در زمینه مرمت بناهای تاریخی دعوت میکنیم و امیدواریم در سال آینده با افزایش اعتبار بتوانیم طرحهای مرمت و بازسازی را نیز گسترش دهیم.»
وی ادامه داد: «هماکنون در شهر کرمان با ورود بخش خصوصی بسیاری از بناهای تاریخی ازجمله باغ فتحآباد، حمام باغ لـله، باغ بیرم آباد در حال بازسازی هستند و یا بازسازیشدهاند که این الگو باید در شهرستانها نیز اجرا شود.» مدیرکل میراث فرهنگی استان کرمان همچنین از همکاری فرمانداری رابر برای اختصاص اعتبار برای مرمت این بنا قدردانی کرد و گفت: «در این مرحله ۲۰۰ میلیون ریال اعتبار اختصاصیافته و کارشناسان میراث فرهنگی بهزودی مرحله نخست بازسازی قلعه رابر را آغاز میکنند.» وی گفت: «قلعه رابر مربوط به دوران قاجاریه است و هماکنون در مالکیت بخش خصوصی قرار دارد که امیدواریم بهزودی این قلعه از وضعیت کنونی خارج شود و به قطب گردشگری شهرستان تبدیل شود.»
وفایی ادامه داد: «درواقع یکی از مشکلات موجود در استان کرمان مالکیت خصوصی برخی از بناهای تاریخی است، ما درواقع انتظار داریم بخش خصوصی با جدیدت بیشتری با میراث فرهنگی همراهی کنند.» وی افزود: «هماکنون سرمایهگذاران در کرمان با عقد قراردادهایی بناهای تاریخی را مرمت و بهرهبرداری میکنند و انتظار داریم بخش خصوصی که این بناها را در اختیاردارند خودشان در این خصوص فعال باشند و کسب درآمد کنند و میراث فرهنگی نیز نهایت همکاری را در این خصوص انجام میدهند.»
وی با اشاره به تخصیص اعتبار شهرستانی برای مرمت بنا گفت: «تلاش میکنیم از اعتبارات استانی نیز در راستای مرمت این بنا استفاده کنیم تا شهر رابر بتواند در زمینه جذب گردشگر تاریخی نیز همچون طبیعتگردی موفق عمل کند.» وفایی گفت: «کاربری چنین بناهایی باید متناسب با گردشگری باشد و در این زمینه از صاحبان بناهای تاریخی انتظار داریم همکاری کنند و در حریم چنین بناهای ساختوساز نکنند و کاربری متناسب با بناهای تاریخی را نیز تعریف کنند.»
