بایگانی مطالب نشریه
محمدرضا عارف امروز به کرمان میآید
محمدرضا عارف امروز به کرمان میآید
محمدرضا عارف، نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی و رییس فراکسیون امید امروز به کرمان سفر میکند. او قرار است در دانشگاه آزاد اسلامی سخنرانی کند. دیدار با اصلاحطلبان کرمان برنامه دیگر وی در سفر به کرمان است.
توصیه وزارت خارجه ایران: به ترکیه سفر نکنید
توصیه وزارت خارجه ایران: به ترکیه سفر نکنید
عصر ایران نوشت: وزارت امور خارجه ایران در بیانیه ای اعلام کرد: نظر به شرایط خاص در کشور ترکیه طی روزهای اخیر ، به کلیه هموطنانی که قصد مسافرت به این کشور را دارند ، توصیه اکید می گردد تا اطلاع ثانوی، از انجام مسافرت های غیر ضروری به این کشور اجتناب نمایند. این اطلاعیه در سایت اینترنتی وزارت خارجه ایران منتشر شده است. سفیر روسیه در آنکارا روز دوشنبه در حمله تروریستی مورد هدف قرار گرفت و درگذشت. به دنبال این اتفاق، شرایط امنیتی ترکیه به شدت تنش آلود شده است. ترکیه در روزهای اخیر شاهد حوادث حوادث مسلحانه، حملات به پلیس، انفجارها و درگیری هایی میان پلیس و کردهای مسلح بود. سفارت جمهوری اسلامی ایران در آنکارا دوشنبه شب به دنبال ترور سفیر فدراسیون روسیه در آنکارا با صدور اطلاعیه ای اعلام کرد که فعالیت سرکنسولگری ایران در استانبول، ترابوزان و ارزروم روز سه شنبه(دیروز) تعطیل است.
کتیبه کاروانسرای آقا ابراهیم سیرجان سندی برای تجارت
کتیبه کاروانسرای آقا ابراهیم سیرجان سندی برای تجارت
علی اکبر وثوقی رهبری
وقتی که وارد بازار آقا ابراهیم در سیرجان می شویم در قسمت جنوبی آن یک در بزرگ چوبی با گل میخ های بزرگ آهنی جلب توجه میکند، این در به دالانی نسبتاً طولانی متصل است که مدخل کاروانسرای آقا ابراهیم است. در همین راهرو، بر روی دیوار شرقی آن کتبیه ای از سنگ، به طول یک متر و عرض 45 سانتیمتر با زمینه آبی و خطوط حجاری شده به رنگ سیاه به چشم می خورد. تاریخ این کتبیه در پایان آن «فی شهر رمضان المبارک سال 1322» نوشته شده و مربوط به نودسال پیش است از روی تاریخ آن معلوم می شود که در زمان سلطنت مظفرالدین شاه نگارش یافته است.
در سال 1321 هجری قمری، حکومت کرمان راطفرالسلطنه به عهده داشت، درسال 1322 طفرالسلطنه به تهران احضار، و به جای او رکن الدوله را به حکومتی کرمان فرستادند.
در زمان رکن الدوله، مشروطه خواهان درخواست های خود را عنوان نموده و مهاجرت هایی به شهر قم و حضرت عبدالعظیم صورت گرفت. عین الدوله، مجبور می شود پیشنهاد آقایان را به نظر مظفرالدین شاه برساند و به این ترتیب رکن الدوله، اولین حاکم مشروطه خواهی بود که به کرمان آمد.
زمانی که این کتبیه نوشته شده، رستم خان، حاکم سیرجان بوده مضون این کتیبه این است: چندی قبل از نوشتن کتیبه مالیات قپانداری و سیوروساتی(مجموع غله و خوراک لشگریان و علوفه اسب ها و دیگر حیوانات که از روستاهای سر راه گرد می آوردند) را تخفیف داده و موقف داشته اند و با آوردن این سنگ نوشته به سیرجان، و نصب آن در یک مرکز تجاری، مالیات دلالی و راهداری را تخفیف داده و موقوف داشته اند و «امیرالامرا رستم خان حاکم سیرجان دیگر چیزی به این اسم ور سم مطالبه نمی کند».
و اما متن کتبیه به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم- عمده الامرالعظم، حاجی مفاخرالممالک، تاکنون ما به هر نقطه و محلی ماموریت داشته ایم، اسباب اجر امورات خیر، جهت رعایت و مذاکره دعای خیر، برای دولت ابد مدت بوده ایم و تاممکن و میسر شده است در تکالیفات مردم، تخفیف داده و جانب رعایت رعیت را فریضه وقت و طاعت حضرت پروردگار دانسته، چند فقره رسوم و معاملات مالیاتی از قدیم در سیرجان بجا و معمول است، که تحمیل آنها خیلی به اهالی و رعیت آنجا مشکل و دشوار است وآنها این است که به اسم قپانداری و سیورساتی و دلالی و راهداری عمال سیرجان مبلغی معافی کنند وبرعمل مالیاتی آنجاست و چندی قبل قپانداری و وسیورساتی را تخفیف داده و موقوف داشتیم و نوشتیم دیناری به این اسم و رسم از رعیت گرفته نشود و مخصوصاً شرحی در روی سنگ، نوشته شود که سال های سال از ما یادگار بماند و بعدها اهالی سیرجان از این دو فقره بدهی معاف ابدی باشند و بحمدالله این امر خیر، در ثواب کاملات صور یافته و تشکر داریم که از این رهگذر اسباب آسودگی و معافی بندگان خدا ما واقع شدیم و سنگ هم از طرف دولت امر شده و خود ما هم بالطوع الرقبه و دلالی و راهداری را باالمر موقوف نموده و با آنکه مبلغی ضرر آن بر ما وارد است کلی تخفیف دادیم و مقصود از نگارش این مرقومه این است که به همراهی جناب رستم خان در سیرجان، و رود و به عموم اهالی از تجار و رعیت و سایر طبقات مردم اعلان کنند و همه بدانند چنانچه قپانداری و سیورساتی را مرتفع داشتیم و دلالی و راهداری را نیز برحسب این حکم، موقوف نموده، تخفیف داده ایم و والیه الامیرالامرالعظام رستم خانم حاکم سیرجان دیگر چیزی به این اسم و رسم مطالبه نمی کنند و ما این فقره خیرات را هم در سنگی مخصوص منقور داشته و عامه اهالی به شکرانه این رعایت از صمیم قلب، ذات الکثیرالبرکات بندگان اعلیحضرت… اسلام پناه ارواحنافداه را دعاگو باشیم.
«اللهم وقفنا بالخیرات فی شهر رمضان المبارک سنه 1322»
ازشرح کتیبه فوق معلوم است که هرساله مبلغ زیادی به اسم قپانداری و سیورساتی و دلالی و راهداری دریافت می گردیده، که خود نشانه اهمیت تجاری این شهراست که برسر راه های بازرگانی جنوب قرار داشته، تخفیف این مالیات، درست موقعی است که فریاد مشروطه خواهی در سراسر کشور بلند شده، و احتمالاً این تخفیف امتیازی بوده که به رعیت داده شده؛ و آنجا که می نویسد «و با آنکه مبلغی ضررآن بر ما وارد است کلی تخفیف داده ایم» معلوم می شود که از طرف حکومت مرکزی، حکومت ایالات و ولایات به فروش می رسیده و از جمله «چند فقره رسوم و معاملات مالیاتی از قدیم الایام در سیرجان بجا و معمول است که تحمیل آنها خیلی بر اهالی و رعیت آنجا مشکل است و دشوار است» مشخص می شود که دریافت این مالیات به میزانی بوده که برای اهالی مشکلاتی فراهم می کرده است.
اماواگرهای بالا بردن سن قانونی ازدواج دختران
اماواگرهای بالا بردن سن قانونی ازدواج دختران
شهروند نوشت: آغاز تلاشهای تازه برای افزایش سن قانونی ازدواج کودکان در ایران را شاید باید مربوط به معاونت امور زنان رئیسجمهوری و در صدر آن «شهین دخت مولاوردی»، دانست. او در سه سال گذشته بارها اعلام کرده است که پایین بودن سن ازدواج قانونی برای دختران و مجاز دانسته شدن ازدواج آنها در سن زیر ۱۳سال و با اجازه پدر، آسیب زیادی را به بعضی دختران ایرانی زده است. غیر از او، جامعهشناسان و فعالان حقوق کودکان در چند سال گذشته آمارهایی را که به اعتقاد آنها نگرانکننده است، دراینباره اعلام کردهاند؛ نمونهاش همین ۱۰ روز پیش که پژوهشگران در سمینار ازدواج کودکان در محلات حاشیهنشین گفتند که در حال حاضر ۴۳هزار ازدواج دختران ۱۰ تا ۱۵ ساله در کشور داریم که از این تعداد ۲هزار کودک از همسر خود جداشده یا بیوه شدهاند؛ آماری که واکنش تعدادی از مسئولان را برانگیخت. بر اساس ماده ۱۰۴۱ قانون مدنی، عقد نکاح دختر قبل از رسیدن به ۱۳سال تمام شمسی و پسر قبل از رسیدن به سن ۱۵سال تمام شمسی منوط به اذن ولی و بهشرط رعایت مصلحت با تشخیص دادگاه صالح است. اما از هفته پیش و بعد از دیدار اعضای کمیسیون فرهنگی مجلس با آیتالله مکارم شیرازی و اعلام نظر او درباره ازدواج دختران در سن زیر ۱۳ سال، مخالفان افزایش سن قانونی ازدواج دختران هم دراینباره صحبت کردهاند؛ نمونهاش «مینو اصلانی»، رئیس بسیج جامعه زنان که هفته گذشته به «فارس» گفت که «این افراد با مطرح کردن این موضوعات به جنگ خدا رفتهاند و در حالی عدهای در تلاش هستند اذن پدر را از شرایط لازم برای ازدواج حذف کنند که در غرب جنبشی با عنوان احیای پدرسالاری به راه افتاده است. تا زمانی که پدران از ما مراقبت میکردند و ازدواج ما را تدبیر میکردند، عزت داشتیم و بعد هم ما را به کسی میسپردند که در مورد او تحقیق کرده بودند، اما هماکنون ما مانند دستمالیشدهایم که دستبهدست میشویم.» او حذف شرط سنی از ازدواج دختران زیر ۱۳سال را مخالف «آموزههای دینی» و در تضاد با «فطرت انسانی» و تنها رسیدن به «بلوغ شرعی» را برای ازدواج کافی دانست. غیر از او هم هستند کسانی که میگویند تغییر این قانون به این آسانی ممکن نیست چراکه قانون مدنی ایران بر اساس فقه نوشتهشده و اگر این طرح در مجلس هم رأی بیاورد، شورای نگهبان آن را رد خواهد کرد.« بهمن کشاورز»، حقوقدان اما میگوید در این صورت این مجمع تشخیص مصلحت نظام است که میتواند به کمک تصویب این قانون بیاید: «فراموش نکنیم که مقید کردن سن نکاح برای دختران به ۱۳ سال، آن هم شمسی نیز با دخالت مجمع محترم تشخیص تحقق یافت؛ لذا تکرار چنین حالتی با توجه به تغییر شرایط غیرممکن نیست. موضوع سن دختران برای ازدواج، یکی از مسائلی است که در زیر عنوان قابلیت صحی برای ازدواج قابلبررسی است و با مراجعه به تحولات تاریخی، ملاحظه میشود. این مسأله مکرر تغییر کرده است.» او ادامه میدهد: «در سال ۱۳۵۸، شورای انقلاب در مادهواحدهای، بقای ماده ۱۰۴۱ قانون مدنی را تصویب کرده و گفته مقررات مخالف با آن ملغی است. ماده ۱۰۴۱ که موردنظر شورای انقلاب بوده، ظاهراً همان ماده ۱۰۴۱ مصوب ۱۳۱۳ بوده که ازدواج دختران را قبل از رسیدن به ۱۵سال تمام و ازدواج پسران را قبل از رسیدن به ۱۸سال تمام، ممنوع کرده بود و درعینحال این اجازه را داده بود که با پیشنهاد دادستان و تصویب دادگاه، درصورتیکه مصالحی اقتضا کند، معافیت از شرط سن به دختران و پسران برای ازدواج داده شود اما درعینحال مقرر کرده بود این معافیت در هیچ حالتی به پسران کمتر از ۱۵سال و دختران کمتر از ۱۳سال داده نخواهد شد. بهطوریکه ملاحظه شد، بعداً مجلس شورای اسلامی، مصوبه شورای انقلاب را تغییر داد و مبنا را بلوغ تعیین کرد.» او معتقد است: «گمان میرود حرکتی که در قوه مقننه در این خصوص آغازشده، میتواند به افزایش سن ازدواج، بهنحویکه با شرایط اقلیمی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی ما تناسب داشته باشد، منتهی شود. چهبسا نظریات مراجع محترم تقلید، چنان باشد که موضوع احتمال مخالف شورای محترم نگهبان و ایجاد نیاز به ارجاع امر به مجمع محترم تشخیص مصلحت را منتفی کند اما اگر این اتفاق حادث نشود، بههرحال راه مراجعه به مجمع مذکور بازخواهد بود که مصلحت جامعه را تشخیص دهد.»
وفای به عهد روحانی منشور حقوق شهروندی رونمایی شد
وفای به عهد روحانی
منشور حقوق شهروندی رونمایی شد
پیش از ظهر دیروز پس امضای حجتالاسلام حسن روحانی، رییس دولت یازدهم، متن منشور حقوقشهروندی منتشر شد. این سند ۱۲۰ ماده اصلی و ۱۲۰ ماده اجرایی دارد.
تدوین منشور حقوق شهروندی از جمله وعده های حسن روحانی در انتخابات ریاست جمهوری 92 بود. او در آیین رونمایی از این منشور گفت: «بسیار خوشحالم و خرسندم که امروز به یکی از وعده های مهم من به ملت ایران جامعه عمل پوشانده می شود و هم به یکی از آرزوهای دیرین خود می رسم، حقوق شهروندی. منشور حقوق شهروندی در ماه ربیع و ماه آذر در ماه رحمت و علم، در ماه آزادی بیان و در ماه قانون اساسی رونمایی می شود.» گزیده صحبت های رییس جمهور کشورمان را در ادامه به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دولت بخوانید:
منشور حقوق شهروندی برنامه و خط مشی دولت یازدهم بر اساس اختیارات منبعث از قانون اساسی است.
هیچکس از قانون مستثی نیست و همه باید در چارچوب قانون حرکت کنیم.
اسلام چیزی جز حکومت قانون نیست و بزرگترین امتیاز پیامبر گرامی اسلام(ص) در حدود 1400 سال پیش برقراری حکومت قانون بود.
هیچکس از قانون مستثنی نیست، همه باید در چارچوب قانون حرکت کنیم و تمام اتباع کشور در برابر اجرای قانون مساوی هستند و این اصل صریح قانون اساسی است.
اگر به دنبال منافع کشور و حکومت قانون هستیم، هیچ فرد، نهاد، گروه و رسانهای نباید حاشیه امنیتی داشته باشد.
همه در برابر قانون مساوی هستند و در قانون استثناء، نورچشمی و فرد و گروه وابسته به این طرف و یا آن طرف وجود ندارد.
تا زمانی که تبعیض، فساد و گردنکشیها وجود دارد، انقلاب اسلامی تمام نشده است، باید به روزی برسیم که شاهد مدینه پیامبر اسلام (ص)و حکومت عدل اسلام در سراسر این سرزمین باشیم.
یکی از وعدههایم به ملت بزرگ ایران از آغاز دولت یازدهم تبیین منشور حقوق شهروندی بود، به مردم وعدههای دیگری هم داده بودم و بر پای همه آنها تا آخرین روز مسئولیتم خواهم ایستاد.
در خصوص حقوق جوانان، بانوان و اقلیتهای دینی، مذهبی و اقوام نیز وعده دادهام و پای آنها ایستادهام. همچنین به مردم وعدهدادهام که اقتصاد ایران را نجات خواهم داد و امروز در آخرین سال دولت یازدهم خوشحالم که مردم هم شاهد تورم تکرقمی و هم رشد اقتصادی هستند به نحوی که رشد اقتصادی 6 ماهه اول امسال، در مقایسه 6 ماهه اول پارسال، 7.4 شده است و از تابستان امسال در مقایسه با تابستان پارسال شاهد اشتغال خالص 700 هزار نفر در کشور هستیم.
منشور حقوق شهروندی قانون اساسی نیست اما راه را برای اجرایی کردن قانون اساسی تسهیل می کند. منشور حقوق شهروندی قانون موضوعه کشور نیست اما تضادی هم با قوانین موضوعه ندارد.
تنها فردی که در کشور با رای عموم مردم در سطح ملی انتخاب می شود فقط رئیس جمهوری کشور است. بسیاری از افراد منتخب با رای حوزه انتخابیه خود منتخب می شوند و برخی منتخبین با رای استان خود مثل خبرگان انتخاب می شوند برخی غیر مستقیم با رای نمایندگان انتخاب می شوند مثل رهبری نظام که با رای خبرگان انتخاب می شوند مثل وزرا که از نمایندگان برای فعالیت رای اعتماد می گیرد اما فقط یک نفر هست که با رای مستقیم و ملی در سراسر کشور برگزیده می شود. لذا قانون اساسی این وظیفه را بر دوش رئیس جمهوری گذاشته است و چقدر وظیفه سختی و چقدر وظیفه سنگینی است. برخی تحمل ندارند بعضی از اصول قانون اساسی را بشنوند و حقوق ملت که از اصل 19 تا 42 است را باید قایم کنیم.
منشور حقوق شهروندی در واقع برنامه و خط مشی دولت یازدهم است.
این منشور چون مقتبس از قانون اساسی است عملا این منشور باید مورد اجرای همگان قرار گیرد لذا ما از دو قوه دیگر هم درخواست می کنیم که دولت را در اجرای حقوق شهروندی کمک کنند.
تمام اتباع این کشور در برابر این حقوق شهروندی مساوی هستند. نژاد، قوم ، جنس ، مذهب، دین ، اعتقاد و وابستگی سیاسی و گروهی به کنار است و این حقوق هر شهروند ایرانی است. اگر هر شهروندی حق دارد از فلان خیابان استفاده کند اگر هر فرد ایرانی لازم دید می تواند به بیمارستانی مراجعه کند اگر هر فرد ایرانی فرزندش در سن دبستان است می تواند ثبت نامه کند و … تفاوتی نیست در راه رفتن و غیره که دین فرد چیست و از چه نژاد است و به کدام حزب و جناح وابسته است که اگر به این جناح وابسته است از چپ برود واگر نبود از راست، همه امکانات و حقوق مساوی طبق قانون اساسی برای همه یکسان است. این حقوق شهروندی ایجاد وحدت می کند.
بند شش فرمان هشت ماده ای امام راحل می گوید که هیچکس حق ندارد که بنام کشف جرم تعقیب و مراقبت نماید و یا نسبت به فردی اهانت نموده و اعمال غیر انسانی و اسلامی مرتکب شود یا به تلفن ، یا نوار ضبط صوت دیگری بنام کشف جرم یا کشف مرکز گناه گوش کند… آیا این مال همین انقلاب اسلامی است؟
یا اینکه برای کشف گناه و جرم هرچند گناه بزرگ باشد شنود بگذارد… و یا دنبال اسرار مردم باشد، و تجسس از گناهان غیر نماید، یا اسراری که از غیر به او رسیده ولو برای یک نفر فاش کند… (سایت و روزنامه ، جلسات جناحی و این ها که هیچ) تمام این ها جرم و گناه است . مرتکبین هرکدام از امور فوق مجرم و بعضی مستوجب حد شرعی هستند. امیدوارم گاهی صداوسیما گاهی روزنامه ها کلمات امام را پخش کنند و بیان کنند. ما پیرو این امام هستیم…
ماجراجویی در آب های هرمز جوان سیرجانی را به کام مرگ کشید
ماجراجویی در آب های هرمز جوان سیرجانی را به کام مرگ کشید
یک جوان گردشگر که برای تعطیلات به شهرستان قشم سفر کرده بود، بر اثر بی احتیاطی و شنا در منطقه ممنوعه جزیره هرمز جان خود را از دست داد.
به گزارش خبرنگار ایرنا، جوانی حدودا 25 ساله به نام شهریار سعیدی که برای تفریح به شهرستان قشم سفر کرده بود به همراه 2 تن از دوستان خود ساعت 23 روز جمعه گذشته برای آب تنی وارد منطقه ساحلی معدن گلک (خاک سرخ) جزیره هرمز شد. به گفته شاهدان اندکی پس از ورود به دریا با توجه به نبود دید کافی و آغاز جزر آب در نیمه شب، این سه جوان اسیر امواج ناآرام خلیج فارس شدند که 2 تن از آنها به سختی خود را به ساحل رساندند اما نفر سوم هرگز به ساحل بازنگشت. به دنبال وقوع این حادثه و اطلاع ماموران انتظامی، تلاش ها برای یافتن این جوان سیرجانی (استان کرمان) آغاز و پس از سه روز جست و جوی ساحل و دریا، در نهایت متوفی شب گذشته توسط تیمی از غواصان در میان سخره های ساحلی جزیره هرمز کشف شد و پرونده این حادثه برای تحقیقات بیشتر در پزشکی قانونی قشم در دست بررسی است. زمان و مکان نامناسب برای شنا در منطقه ای حفاظت نشده در بررسی های نخستین به عنوان علت اصلی این حادثه عنوان شده است.
مراسم رونمایی
مراسم رونمایی از کتاب دختری با پیراهن صورتی
زمان : 2 دی ماه/ساعت : 16:30 الی 18:30
مکان : بلوار امیرکبیر4 مجتمع پذیرایی باغ بهرامی
نمایش زن همشو
از دوشنبه 23 اذر ماه
در فرهنگسرای کوثر
تلفن جهت اطلاعات بیشتر : 09130628679
گزارش «پیام ما» از اجرای نمایش در کرمان «منهای دو»
گزارش «پیام ما» از اجرای نمایش در کرمان
«منهای دو»
نمایش «منهای دو» نوشته «ساموئل بنشتریت» مدتی است که به کارگردانی «ابراهیم اسدی زیدآبادی» از گروه تیاتر نیمای شهرستان سیرجان در سالن همایون صنعتی کرمان به روی صحنه رفته است. ساموئل بنشتریت نویسنده و فیلمساز جوان فرانسوی در نمایشنامه «منهای دو» خاطرات تلخ دو پیرمرد رو به احتضار را در لایهای از امید پیچیده و پیام آرامش را با ترکیبی از حزن و کمدی به مخاطب منتقل میکند.
امیرحسین طاهری، جواد خواجویی، گندم نیکو، افسانه ولدیانلو، علی احمدی زیدآبادی، سجادخلیلی، حکیمه ایران نژاد، صابرسلطان احمدی، الهام الثوره خسروی بازیگران این نمایش هستند. شیوه جدیدی در نمایشنامه نویسی هم در اروپا و هم در آمریکا بوجود آمده که بیشتر متکی بر زبان، دیالوگ و همچنین داستانهای مختلف در یک اثر است که «منهای دو» هم متعلق به آن شیوه است. نکته دیگر این است که «منهای دو» با اینکه داستان دو نفر است که یکی یک هفته و دیگری پانزده روز زنده خواهند ماند، اما این خبر ناگوار مرگ، نمایشنامه را سنگین و تلخ نمیکند. زمانی که در طول این نمایشنامه به هر یک از شخصیتها نگاه میکنیم میبینیم که سرنوشت هر یک از آنها میتواند یک تراژدی باشد، اما در کل، کار یک تراژدی نیست. در واقع این نمایشنامه بر امید تکیه دارد و حتی مرگ را تبدیل به یک شوخی میکند. این ها ویژگی های اصلی متن هستند. اما به نظر می رسد به جای اینکه با پررنگ کردن درست و به جای مایه کمیک اثر تلاش شود نمایشی با قابلیت ارتباط با مخاطب انبوه پذیرش نمایش بنشتریت را برای مخاطب ایرانی تسهیل کنند با برجسته کردن یک سری شوخی های مفرط و تغییرات نادرست کنش صحنه ای را کم کرده تنها بی ربط از مخاطب خنده می گیرند. ویژگی اصلی نوشته بنشتریت این است که اصلاً در طول این اثر مرگی وجود ندارد. مرگ تنها در ابتدای نمایشنامه با گفتن دکتر بوجود میآید، اما تا پایان ما مرگی نمیبینیم. در انتهای نمایشنامه هم که در هر حال اثر باید به یک نتیجه و سرانجامی برسد باز هم مرگی در کار نیست و کار با پیام سونیای دایی وانیای چخوف تمام میشود. اما متاسفانه این نمایش بر روی صحنه در لحظات زیادی میمیرد و از تکاپو می افتد و تنها با شوخی کردن با واژه ها و حرکات جلو می رود.
ما در تاریخ درام با نمایشنامههای زیادی که درباره مرگ هستند روبرو می شویم اما آثار کمی تا این حد سرخوشانه با مرگ مواجه می شوند. دیالوگ در این آثار مهم و البته زیاد است. با اینکه یک روند داستانی و مضمونی خیلی کلی در این آثار است، اما این داستان و مضمون آن با داستانهای کوچک مختلف تعریف میشود. البته مدل آمریکایی این درامها تفاوتهایی با شکل فرانسویاش دارد. در آمریکا این سبک همراه با نگاهی خشن و بدبینانه است که در آثار ممت مشهود است. در مقابل نویسندگان فرانسوی این سبک، دیدی ایدهآلیستیتر دارند. می توان این نگاه را در آثار نویسندگانی مثل همین بنشتریت که «منهای دو» را نوشته و همچنین افرادی چون اشمیت و یاسمینا رضا دید که امید و نگاه مثبت بیشتری در آنها به چشم میآید. صحنهها و مونولوگهایی در متن است که بسیار غمگین و گاهی تلخ هستند، که در اجرا هم فضایی بسیار تلخ دارند و کار را متوقف می کنند . اما نقدهایی که درباره اجرای پاریس این نمایشنامه نوشته شده و مصاحبههای بنشتریت را که می خوانیم متوجه می شویم که آن اجرا هم کمیک بوده. خود بنشتریت در جایی گفته بود که بعضی شبها اجرا به دلیل خنده زیاد تماشاگر خیلی طولانی میشد. پس خود نویسنده هم نگاه مفرح و شادیآوری در اجرای متن خود دارد. اما در لابلای همین موقعیتهای کمیک نکاتی است که باید تماشاگر را به فکر وادارد. یعنی گاهی اوقات وسط نمایش جلوی خنده تماشاگر گرفته شود؛ به این معنا که وقتی تماشاگر مشغول خنده است با دیالوگی این خنده قطع شود و تمرکز تماشاگر از خنده صرف به سوی اصل نمایشنامه رود و این امر باعث هدفمندی اجرا میشود؛ چرا که نمایش در خندیدن خلاصه نمیشود. در انتها با گفتاری که توسط سونیا رو به تماشاگر صورت میگیرد به نظر میرسد ایده اصلی اثر که قرار است به تماشاگر منتقل شود گفته میشود؛ آرامش. مفهوم این نمایش چیزی است که مورد نیاز جامعه ماست. آرامش و امیدی که در طول نمایش بر آن تأکید میشود نیاز اصلی جامعه است. فاصلهها و گسستهایی که الآن در جامعه ما وجود دارد، بیش از هر چیز نیاز به با هم بودن و آشتی را ایجاد کرده است. یکدستی معطوف به هدف، مهمترین مسئله است. رسیدن به این یکدستی در ابتدا بر عهده کارگردان است و البته همکاری خود بازیگران در چنین شرایطی برای ایجاد حس گروهی بسیار مهم است؛ احساس این که یک گروه هستند که هدفی مشترک را دنبال میکنند. مثلاً توازن بین ژول و پل در بازی و تقسیم صحنه بسیار مهم است و حقیقتاً بازیگران هم تعامل خوبی با هم دارند.
اجرا یکنواختی میزانسنی که متن پیشنهاد میکند را دارد. اما تکگوییها که بیشتر گفتن دردها و رنجهای شخصیتها است در حالتی اثرگذارتر بیان نمی شود، تا تماشاگر کمی از فضای خنده فاصله گرفته و تحت تأثیر احساسات درونی شخصیتها قرار گیرد.
دکور مناسب و خوب طراحی شده و بسیار کاربردیست به طوری که در طول کار مدام با جابه جا کردنش صحنه شکل می گیرد و تخت بیمار که به شکل تابوت است تا صحنه آخر در صحنه مورد استفاده قرار می گیرد. این نمایش فضایی کاملا رئالیستی دارد، و شکل اجرایی نمایش هم رئال است که برای مخاطب ایرانی جذابیت بیشتری دارد. اما زمان نمایش چیزی در حدود صد دقیقه با وفاداری به تِم اصلی متن و طی چندین ماه تمرینات می توانست مفیدتر و بدون اتلاف به شکلی اجرا گردد که تماشاچی در فاصله ها داستان را از دست ندهد. در حال حاضر که به دلایلی که همه می دانیم نه کسی حوصله آمدن به تئاتر را دارد و نه کارگردانی حوصله کار کردن ،این چنین آثار نیاز به تامل بیشتری برای اجرا دارند.
«منهای دو» داستان دو پیرمرد بستری در بیمارستان است که یکی به سرطان کلیه و دیگری به سرطان ریه مبتلا هستند و به گفته پزشکان دو هفته بیشتر زنده نخواهند ماند و این دو تصمیم به فرار از بیمارستان میگیرند تا در این مدت اندک به بهترین شکل ممکن زندگی کنند. یکشنبه شب 28 آذر ماه 95 آخرین اجرای این نمایش بود.
رتبه هنرمند ایرانی بالاترین جایزه فستیوال تئاتر کلن را ربود من یک بدبین خوش بین هستم
رتبه هنرمند ایرانی بالاترین جایزه فستیوال تئاتر کلن را ربود
من یک بدبین خوش بین هستم
روز پنجم دسامبر (۱۵ آذر) سال جاری ۲۰۱۶ بیست وهفتمین فستیوال تئاتر کلن در هفت رشته تئاتر عمومی، تئاتر سیاسی، کودکان و نوجوانان، بازیگر امید، بهترین بازیگر و همچنین شخصیت تئاتری برجسته سال برگزار شد.
شخصیت ممتاز امسال فستیوال رقص و تئاتر شهر کلن علیرضا کوشک جلالى، نویسنده، کارگردان، مترجم و پژوهشگر حوزه تئاتر ایران بود.
هیئت داوران این جایزه ۲۶۰۰ یورویی را به پاس فعالیت های بیش از بیست ساله علیرضا کوشک جلالى در تبادل فرهنگی و هنری به او اهدا کردند. در این مراسم فرنلی بوسمن، بازیگر و نخستین معلم کوشک جلالى در آلمان و همسرش پتر بوسمن که یکی از معماران برجسته این کشور است و طراحی صحنه بسیاری از نمایشنامههای جلالی را به عهده داشته، از دوستی و کار با او از ساله ای میانی دهه ۱۹۸۰ تاکنون گفتند.
نمایش «من نفرت نمی ورزم» با بازیگری درخشان میشائیل مورگن اشترن، آخرین کارگردانی کوشک جلالی در آلمان است که نامزد جایزه بهترین نمایش سیاسی سال ۲۰۱۶ در شهر کلن بود. «من نفرت نمیورزم» نمایشی قدرتمند و پرهیجان درباره وضعیت کنونی نوار غزه است.
این نمایش درباره دکتر عزالدین ابوالعیش فلسطینی (نویسنده) است که قربانی تنفر و خشونت در این منطقه جنگ زده شده است. روزنامه پراعتبار «کلنیشه روند شاو» درباره اجرای این اثر تاثیرگذار نوشت: «اشکهای زیادی در شب اول اجرا ریخته شدند. اشکهایی از سر همدردی، خشم و استیصال. اشکهایی که نمیشد جلویشان را در برابر پیام فوق بشری و صلحخواهانه ابوالعیش گرفت. با کارگردانی دقیق کوشک جلالی، مورگن اشترن، بازیگر نمایش، با چنان قدرتی به آفرینش نقش میپردازد که به سرعت بازیگر بودنش را فراموش میکنیم. طراحی مینیمال صحنه بوسمن، استفاده دقیق و به جا از ویدئو پروژکشن، سکوتی طولانی در انتها و سپس تشویق بیامان تماشاگران از دیگر ویژگی های تحسین برانگیز این نمایش است.»
جلالی تاکنون ۴۳ نمایش را در کشور آلمان و ۱۷ اثر نمایشى را در ایران به روى صحنه برده است. از اواخر سال ۲۰۱۵ تاکنون، با کارگردانی یا نویسندگی او ۹ نمایش در آلمان، ایران، روسیه و ترکیه به صحنه رفتهاند و اجرای بسیاری از آنها هنوز ادامه دارد. موضوع بیشتر فعالیتهای جلالى گفتوگوی فرهنگها، صلح و دوستی و درک متقابل فرهنگی است.
جلالی سالها است در ایران نیز فعالیتهای تئاتریاش را ادامه میدهد و در کنار اجرای نمایشنامههای پربیننده و دریافت جوایز فراوان با تشکیل سمینارها، کارگاه های آموزشی به پرورش هنرجویان جوان شهرستانها میپردازد.
کوشک جلالی اما درباره سهم هنر و هنرمند در رسیدن به جهانی آرام بدبین است و آن گونه که خود میگوید «یک بدبین خوشبین» است. او در این باره میگوید: «من برای دل خودم مینویسم و خوب میدانم که هیچ تاثیری ندارد و چون یک بدبین خوشبین هستم، باز مینویسم و باز کارگردانی میکنم و امیدوارم که هنرم نجاتبخش باشد، اما در خفا به این حماقت از ته دل میخندم.»
علیرضا کوشک جلالی در زمینه شعر نیز دو دفتر «آنگاه که درآمدی خورشید زانو زد» و «نیلوفری در قلب مرداب» را منتشر کرده است.
نیما طباطبایی مستندساز جوان
درگذشت
نیما طباطبایی مستندساز جوان که مدتی درگیر بیماری بود و در بیمارستان بستری بود صبح امروز یکشنبه ۲۸ آذرماه درگذشت.
رویا تیموریان که نیما طباطبایی خواهرزاده وی بود ضمن تایید این خبر به مهر گفت: خواهرزادهام صبح امروز ساعت ۷:۴۵ و پس از ۵ ماه که در بیمارستان بستری بود، درگذشت.
نیما طباطبایی ساخت مستند «من ناصر حجازی هستم» را در کارنامه خود داشت. این اثر مستند آذر ماه سال ۹۴ در گروه سینمایی «هنر و تجربه» به نمایش در آمد. این اثر مستند درباره زنده یاد ناصر حجازی دروازه بان و مربی فوتبال ایران و تیم استقلال بود که در پنج فصل «من رویایی دارم»، «آخرین مرد مقاوم»، «سهراب کشی»، «استقلال تا استقلال» و «پرواز عقاب» ساخته شد.
درگذشت این سینماگر جوان را به خانواده وی و جامعه سینمایی کشور تسلیت میگوییم.
آثار راه یافته به
سی و پنجمین جشنواره بینالمللی تئاتر فجر
به گزارش ایران تئاتر، گروه انتخاب آثار برگزیده جشنوارههای تئاتر استانهای کشور، متشکل از افسانه ماهیان، ایرج راد، یونس آبسالان، محسن قصابیان و اتابک نادری، پس از ارزیابی آثار متقاضی این بخش، برگزیدگان خود را در ۲ بخش آثار راه یافته به بخش مرور تئاتر ایران و همچنین آثار معرفی شده به فجر استانی انتخاب کردند.
نام نمایش «دو به دل» از گروه «شهر ایران» از شهر جیرفت در بین آثار راه یافته به بخش مرور تئاتر ایران (جشنواره فجر) به چشم می خورد.
بر اساس اعلام این خبر، ۶۰ اثر برگزیده جشنوارههای تئاتر استانها که شهریور و مهر ماه در ۳۲ استان کشور برگزار شد، به همایش استانی راه یافتند. آثار شرکت کننده در این همایش توسط گروه انتخاب کننده با حضور کارگردان ها در تالار مشاهیر تئاتر شهر مورد ارزیابی قرار گرفت و در نهایت بر اساس کیفیت آثار از بین این ۶۰ اثر، ۱۲ نمایش برای حضور قطعی و ۳ اثر به منظور ایجاد فرصت اجرایی در بخش مرور فجر انتخاب شدند.
ضمن اینکه ۱۴ اثر نامبرده دیگر هم به بخش فجر استانی که در استان های میزبان جشنواره برگزار میشود، راه پیدا کردهاند که از میان آنها ۱۲ اثر به طور قطعی و ۲ اثر هم مشروط پذیرفته شدهاند. سی و پنجمین جشنواره بینالمللی تئاتر فجر به دبیری سعید اسدی از اول تا دوازدهم بهمن ماه برگزار میشود.
ده سال از خاموشی ناصر عبداللهی گذشت مرگ مبهم «ناصریا»
ده سال از خاموشی ناصر عبداللهی گذشت
مرگ مبهم «ناصریا»
زنده یاد ناصر عبداللهی، خالق «ناصریا» در دهم دی ماه ۱۳۴۹ در محله سید کامل شهر بندرعباس زاده شد، در هیجده سالگی با فهیمه غفوری اهل بندرعباس که سه سال از خودش بزرگتر است ازدواج و حاصل آن سه فرزند به نام های نوید، نازنین و نامی شد. نینا فرزند چهارم ناصر حاصل ازدواج او با فاطمه فهیمی است. کار حرفهای را به طور جدی از سال ۱۳۷۴ خورشیدی آغاز کرد و نتیجه دوران کوتاه اما پربارهنری اش، 10 آلبوم مِه گِنوغُ، حکم طاع، در پی خدا، عیدانه، عشق است، دوستت دارم، بوی شرجی، هوای حوا، ماندگار و رخصت بود. آثار او همه ماندگارند اما شاید قطعه ناصریا تحسین برانگیز و ماندنی ترین ترانه او باشد، هرچند پس از ارائه این ترانه منتقدان ناصرعبداللهی گفتند که این کاری اسپانیولی است و از ملودیهای جیپسی کینگ برگرفته شدهاست، اما وی معتقد بود که چنین نیست، و این کار ریتم عربی دارد، ریتمی که بارها با سازهای دیگری نظیر عود، دهل، و دف نواخته شده بود. اما تاکنون هرگز با گیتار نواخته نشده بود، اما عبداللهی این کار را انجام داد.
ملودی ترانه ناصریا سال ۱۳۷۶ ساخته شد. شعر این آهنگ به گویش بندری است و به گفته عبداللهی هدف از ساخت آن اعتراض ضد ظلم در جهان و نیز همدردی با ستمدیدگان جهان بودهاست. بر اساس متن شعر ناصریا اگر کسی قصد یاری مظلومی را داشتهباشد پس از تحمل سختی بسیار و دشواریهای این راه در پایان پیروز خواهد شد.
این خواننده پاپ خطه جنوب، در 3 آذر 1385 به دلایل نامعلومی به کما رفت و 27 روز بعد درگذشت. با این که نزدیک به 10 سال از فوتش می گذرد اما هنوز دلایل مرگش برای همه تقریبا مبهم است.
گمان هایی از دلیل مرگ
باشگاه خبرنگاران جوان در مهر 93 و به نقل از مهدی براتی درباره مرگ ناصر نوشت؛
«هفت سال پیش همسر ناصر عبداللهی، بعد از یک جر و بحث مختصر با وی، به حالت قهر به منزل پدری اش میرود. ظهر همان روز ناصر برای بازگرداندن همسرش، سراغش می رود. مدت هاست که بین خانواده همسر وی و ناصر بحث هایی در مورد دلایل اجرای قطعه «یا فاطمه» رخ داده و دایی های همسر وی به شدت از این موضوع عصبانی اند. ظهر همان روز ناصر که برای بازگزداندن همسرش به محله سنی نشین پدر همسرش می رود، گویی وارد کارزاری شده و به شدت مورد ضرب و شتم قرار می گیرد.
بعد از این درگیری شدید، پیکر خون آلود ناصر به منزل اش برده می شود و در حیاط خانه و روی تخت رها می شود. نوید، پسر خانواده بعد از چند ساعت و بدون اطلاع از ماوقع به خانه می آید و با شنیدن صدای خِر خِر پدر توجه اش جلب می شود. به سمت پدرش می رود و با برگرداندن پدر به سمت خودش، متوجه آثار ضرب و شتم روی صورت پدر می شود. از پدر داستان را می پرسد و ناصر در جواب می گوید که از جایی سقوط کرده و مشکلی نیست».
عقیل برادر ناصر که صدابرداری کارهایی او را هم انجام می داد، 3 آذرماه به خانه ناصر رفت تا کار ترانه و صدابرداری را شروع کنند.
آن روزهمسرش در خانه نبود و به همراه نینا به خانه پدرش رفته بود. نوید و نازنین و نامی هم مدرسه بودند، ناصر در بالکن خوابیده بود.
ناصر بیدار نمی شود
عقیل از آنجا که می دانست ناصر روی خوابش خیلی حساس است و اگر او را از خواب بیدار کند ممکن است بداخلاق شود با دیدن خواب ناصر چند ساعت منتظر می ماند تا او بیدار شود ولی ناصر از خواب بیدار نشد و این مساله عقیل را نگران کرد. نسرین، خواهر ناصراز تماس عقیل می گوید: «عقیل با من تماس گرفت و گفت که چند ساعت است منتظر ناصر مانده اما ناصر بیدار نمی شود و حتی تکان هم نمی خورد، صدایم را هم می شنود ولی عکس العملی نشان نمی دهد، نفس می کشد ولی بی حرکت است، بیا و ببین چرا بیدار نمی شود».
نسرین خودش را به خانه ناصر می رساند و از ثانیه هایی که با بدن نیمه جان ناصر روبرو شد، می گوید: «نفسش را چک کردم، نفس می کشد اما تکان نمی خورد. چشمانش را باز کردم، سیاهی چشمانش به سمت بالا رفته بود، حدس زدم به کما رفته است. با اورژانس تماس گرفتم و ناصر را به بیمارستان خلیج فارس بندر عباس بردیم».
خودکشی در کار نبوده است
نسرین در تمام لحظه ها کنار ناصر بود. ناصر را برای شست و شوی معده به اتاق مخصوص بردند. نسرین ادامه می دهد:. پس از شست و شوی معده دکتر گفت که جز شکلات و کمی تنقلات چیز دیگری در معده ناصر بوده و هیچ دارو یا سمی هم در معده او یافت نشده است و با اطمینان جواب داد که خودکشی در کار نبوده است». دکترها پس از بررسی، کبودی ها و زخم های صورت و دیدن عکس ها و آزمایش های دیگر به او می گوید که ناصر در قسمت جمجمه و کتف و دنده شکستگی دارد.
تنها دختر خانواده عبداللهی تا صبح آن روز در بیمارستان خلیج فارس از طریق دکترها و پرستارها جویای احوال برادرش بود. بعد از انجام نمونه برداری ها و جواب آزمایشات دکتر به نسرین گفت که کلیه او رسوب کرده است و این نمونه فقط در زلزله بم دیده شده است که به خاطر آوار شدید، کلیه فرد رسوب کرده است.
نسرین از دکتر توضیحات بیشتری خواست: «با شنیدن این حرف لرزه به تنم افتاد. ناصر بیماری کلیه نداشت و امروز برگه آزمایشش نشان می داد که کلیه هایش رسوب زیاد و بی سابقه ای داشته است.»
آغاز شایعات عذاب آور
دیگر خبر در روزنامه ها چاپ شده بود و همه از به کما رفتن ناصر عبداللهی خبر داشتند. عده ای از طرفدارانش به بیمارستان زنگ می زدند و خیلی از آنها دم در بیمارستان آمده بودند.
از هر دکتری که می پرسیدم تشخیص نمی داد که برادرم به چه دلیل به کما رفته است. ناصر یک هنرمند مشهور بود و به همین خاطر شایعه ها شروع شده بود. خبرهای کذبی مانند خودکشی و یا دعوای ناصر. همه این شایعات کذب من و خانواده ام را بدجوری عذاب می داد، ما در وضع روحی خوبی نبودیم و این شایعات بیشتر آزارمان می داد. نسرین با صدایی بغض آلود می گوید ناصر حتی سیگار هم نمی کشید و بدترین شایعه ای که خانواده عبداللهی را مورد آزار قرار داد این بود که ناصر از داروهای روانگردان استفاده کرده است.
ناصر را به بیمارستان هاشمی نژاد تهران منتقل کردیم، وضعیت او هر روزبدتر می شد. تا اینکه یک روز که حال روحی ام یسیار به هم ریخته بود دکتر معالج ناصر به من زنگ زد و گفت که محکم باش چون ناصر در وضع مساعدی نیست و بهتر است خانواده را برای شنیدن خبر مرگ او آماده کنم، باورتان نمی شود چه کشیدم اما باید محکم و با درایت رفتار می کردم».
27 روز کما و سرانجام …
زنده یاد ناصر عبداللهی 27 روز در کما ماند و علیرغم تلاش های زیاد پزشکان، سرانجام در سن 36 سالگی در 29 آذر ماه 85 درگذشت و جسد او را دربهشت زهرای بندرعباس به خاک سپردند.
احسان علیخانی دو سال بعد در سالروز فوت این خواننده در برج میلاد با گفتن برخی جملات حاشیههای فراوانی را در رسانهها باعث شد تا گمانه زنیها بیشتر و بیشتر شوند: «نزدیک یک سال است که فهمیدهایم او به قتل رسیده است در صورتی که این موضوع مطرح نشده بود. همیشه دوست داشتیم این موضوع را بگوییم. صحبت کردن از علی (ع) ساده است، اما ناصر عبدالهی در جایی از امیرالمؤمنین صحبت کرد که سخت بود».
سال ها از مرگ مرحوم ناصر عبداللهی می گذرد هر چند این هنرمند برجسته، با هنر و صدای خود بین مردم زنده است اما هنوزدلیل مرگ او در هاله ای از ابهام قرار دارد و هیچ کس دلیل کما رفتن و مرگ او را نمی داند. آیا می توان این ادعا را پذیرفت که آن شب به سر، دنده و کتف هنرمند محبوب ایران ضربه ای وارد شده بود؟ چرا پس از شست و شوی معده اثری از مسمومیت دارویی دیده نشده بود؟ در حالی که در برگه پزشکی قانونی علت مرگ ناصر، مسمومیت دارویی و شکستگی جمجمه عنوان شده بود.
پیام ما صحت یا عدم صحت مطالب ارائه شده را تایید نکرده و تنها اقدام به باز نشر بعضی از مطالب فوق نموده است.
