بایگانی مطالب نشریه

پسر بزرگ «ناصر عبداللهی»: چه خوب که بابا حرف های پشت سرش را نشنید

پسر بزرگ «ناصر عبداللهی»:
چه خوب که بابا حرف های پشت سرش را نشنید
موسیقی ما – این گفتگو نیازی به مقدمه ندارد. یعنی راستش را بخواهید خیلی سخت است بشود فضایش را در چند جمله کوتاه توضیح داد. فقط اینکه «نوید» به قدری صریح، راحت و رک حرف می‌زد که هیچ نیازی به سوال نبود و خودش همین طور مصاحبه را جلو می‌برد و حرف‌هایش را مطرح می‌کرد. به مناسبت سالگرد فوت یکی از هنرمندان سر‌شناس این سرزمین؛ «ناصر عبداللهی»، با پسرش «نوید» همکلام شدیم و چند ساعتی گلایه‌ها و صحبت‌هایش را گوش کردیم. از هر دری سخن گفتیم و دست آخر کار بالاخره به جایی رسید که نوید از شدت ناراحتی فرو ریخت و صدایش لرزید و…. بگذریم! او لفظ «بابای من» را به قدری شیرین و تلخ ادا می‌کرد که واقعا می‌شد حسرت و اندوه‌اش را حس کرد و با نگاه عمیق تری جمله‌هایش را مورد کنکاش قرار داد. حالا شاید با ذهنیت باز تری سراغ این مصاحبه بروید. «یادش بخیر» لفظ کوچک و کم توانی برای یاد کردن این صدای ماندگار موسیقی کشور است. ولی افسوس که هر آمدنی را رفتنی ست و هر طلوعی را غروبی و از آنجا که حتی «آدم خوب»‌های قصه‌ها هم می‌میرند، ناصر هم رفت تا این قصه هنوز با‌‌ همان قوانین زمخت و خشن‌اش، جلو برود…
دور‌ترین تصویری که از پدر در ذهنت باقی مانده را به من می‌گویی؟ چیزی که در همه این ۵ سال همیشه جلوی چشم توست و اذیت‌ات می‌کند؟
دور‌ترین تصویر… قطعا‌‌ همان لحظه‌ای که بابا را داشتیم به بیمارستان می‌بردیم. لحظه خیلی سختی بود و هیچوقت از ذهن‌ام پاک نخواهد شد.
نوید خود تو کدام یک از ترانه‌های بابا را بیشتر از بقیه دوست داری و در تنهایی‌هایت آنرا گوش می‌کنی؟
من آلبوم «بوی شرجی» بابا را خیلی دوست دارم. چون خود بابا هم علاقه زیادی به این آلبوم داشت و همیشه نسبت به آن ابراز علاقه زیادی می‌کرد. کار خیلی «دلی»‌ای بود و به خاطر همین نسبت به آن آلبوم احساس عجیبی داشته و دارم. شاید بواسطه علاقه خود بابا به این آلبوم بوده که من هم این طور درگیر آن شده‌ام.
اگر قرار باشد از خاطراتی که با مرحوم عبداللهی داشته‌اید برای ما چیزی تعریف کنی، انتخابت کدام لحظه هاست؟
من همیشه از برخی لحظاتی که با بابا بودم خیلی احساس غرور می‌کردم. مثلا همیشه عکسبرداری و فیلم برداری همه برنامه‌هایش را در پشت صحنه به من واگذار می‌کرد و فقط من می‌توانستم آن لحظه‌ها را ثبت کنم. خاطرات شیرینی از آن روز‌ها دارم. با بچه‌های گروه بابا و شوخی‌ها و جدیت‌های کاری خاص بابا که برای همه محترم بود و همه به آن احترام می‌گذاشتند. در ضبط بعضی کار‌ها که در خانه انجام می‌شد بابا از من می‌خواست که کمک‌اش کنم و آن لحظه‌ها را که حس می‌کردم بابا به نوعی به من اعتماد کرده، را خیلی دوست داشتم. تلخ‌ترین خاطره‌ای هم که از بابا در ذهن من مانده هم حواشی تلخی بود که پس از فوت‌اش در جامعه پیچید و ضربه بدی به من و خانواده‌ام زد. همیشه با خودم می‌گفتم که چقدر خوب شد که بابا بلند نشد و این حرف‌ها را که پشت سرش زدند را نشنید و در آرامش رفت وگرنه زود‌تر دق می‌کرد. واقعا اگر بابا آن حرف‌ها را می‌شنید زود‌تر دق می‌کرد.

توضیحات زنده یاد ناصر عبداللهی راجع به شعر ترانه ناصریا

توضیحات زنده یاد ناصر عبداللهی راجع به شعر ترانه ناصریا

ملودی ترانه «ناصریا» سال ۱۳۷۶ ساخته شد و در آلبوم «دوستت دارم» سال 1379 به علاقمندان موسیقی پاپ ارائه شد. شعر و آهنگسازی این ترانه که با دکلمه ای از پرویز پرستویی همراه بود، توسط خود زنده یاد ناصر عبداللهی ساخته و اجرا شد. ناصر عبداللهی در باره این قطعه می گوید:
ناصریا حکایت از این داره که هر کسی که می خواد ناصر باشه ، معنی ناصر رو که می دونید یعنی یاور، یاری رسان . کسی که می خواد ناصر باشه باید که اول خودش رو بسازه ؛ وگرنه نمی تونه به خودش هم کمک کنه. اول باید خودش رو شناخته باشه در محضر عزیز حضرت حق بفهمه کیه، چیه، برای چی اومده روی این زمین. بعد این رو بدونه که کسی که می خواد یاوری بکنه، تو این عصر کار سختیه . این بدت دی، بدت دی یا از همه کس خوشی ندیده، از همه کس بدت دیده یعنی بد دیده ای و بد خواهی دید، منتظر خوشی نباش.
گر عشق تو حقه این رو باید بدونی که دنیا سرشار از ناحقه
از همه کس بدت دیده، از همه کس خوشی ندیده
ناصریا از عشق دنیا خو بارم کن یعنی عشق این دنیا، جاه، مقام، منزلت، پول، همه رو استفاده بکن ولی چون گفته ی اون عزیز شاعر مولا شاه نعمت الله ولی که فرمایش می کنه ما میخ طلا را بر گل کوفته ایم بر گل کوفته باشیم. از هر چیزی در جایگاه خودش استفاده کنیم مسافر باشیم، مسافر زندگی کنیم. مسافری که داره در مسیری حرکت می کنه، خیلی چیزها رو می بینه؛ ولی نباید دل ببنده چون هر لحظه احتمال داره اونا رو از دست بده. اگر روزی انسانی ناصر بود و موفق شد که حب دنیا ، جاه ، مقام ، منزلت ، همه رو از دل بشوره ، آرزوهای دور و دراز رو از قلبش پاک بکنه ، باید به خدا توکل بکنه و سختی ها رو به جان خودش با کمال میل خریدار باشه و به خدا توکل کنه . اون زمان خداوند لحظه هایی رو در اختیار او قرار خواهد داد تا چهار عنصر آب ، باد ، خاک و آتش او را همراهی بکنند و پیروز و موفق بشه .
اون للا للا .. هم لله هست . یعنی هر چه هست از سوی خداست … لا اله الا الله.
یکی بود یکی نبود غیر از خدا هیچکس نبود ! اگر کسی صدای ناصر عبداللهی رو از ناصر عبداللهی می دونه؛ بچه ها این که رو سن هست داره با شما حرف میزنه ناصر عبداللهی نیست. هر چه داره از خدا داره . ممنون خدا باشید.

متن دو ترانه از زنده یاد ناصر عبداللهی

متن دو ترانه از زنده یاد ناصر عبداللهی

راز
یه زخم کهنه روی بالم
یه آسمون که چشم به رام نیست
به غیر واژه غریبی
چیزی توی ترانه هام نیست
حتی یه آینه پیش روم نیست
که اسممو یادم بیاره
تنها ترین مسافر شب
تو خلوتم پا نمیزاره
ازم نخوا با تو بمونم
تو هیچی از من نمی دونی
اگه بگم راز دلم رو
تو هم کنارم نمی مونی
ازم نخوا با تو بمونم
تو هیچی از من نمی دونی
اگه بگم راز دلم رو
تو هم کنارم نمی مونی
تو هم کنارم نمی مونی
دل من از نژاد عشقه
از تو و از ترانه لبریز
یه دنیا غم توی صدامه
مثل سکوت تلخ پاییز
رنگ پرنده غریبم
من از نژاد آسمونم
میون این همه ستاره
من یه شهاب بی نشونم
ازم نخوا با تو بمونم
تو هیچی از من نمی دونی
اگه بگم راز دلم رو
تو هم کنارم نمی مونی
ازم نخوا با تو بمونم
تو هیچی از من نمی دونی
اگه بگم راز دلم رو
تو هم کنارم نمی مونی
تو هم کنارم نمی مونی
تو هم کنارم نمی مونی
تو هم کنارم نمی مونی
ازم نخوا با تو بمونم
تو هیچی از من نمی دونی
اگه بگم راز دلم رو
تو هم کنارم نمی مونی
ازم نخوا با تو بمونم
تو هیچی از من نمی دونی
اگه بگم راز دلم رو
تو هم کنارم نمی مونی

طعنه ناشنیده
این شفق است یا فلق . مغرب و مشرقم بگو
من به کجا رسیده ام . جان دقایقم بگو
این شفق است یا فلق . مغرب و مشرقم بگو
من به کجا رسیده ام . جان دقایقم بگو
آینه در جواب من باز سکوت میکند
باز مرا چه میشود . ای تو حقایقم بگو
جان همه شوق گشته ام
طعنه نا شنیده را
در همه حال خوب من
با تو موافقم بگو
پاک کن از حافظه ات شور غزل های مرا
شاعر مرده ام بخوان . گور علائقم بگو
جان همه شوق گشته ام
طعنه نا شنیده را
در همه حال خوب من
با تو موافقم بگو
با من کور و کر ولی واژه به تصویر مکش
منظره های عقل را با من و سابقم بگو
من که هر آنچه داشتم
اول ره گذاشتم
حال برای چون تویی
اگر که لایقم بگو
من که هر آنچه داشتم
اول ره گذاشتم
حال برای چون تویی
اگر که لایقم بگو
یا به زوال میروم یا به کمال می رسم
یکسره کن کار مرا.بگو که عاشقم بگو
یا به زوال میروم یا به کمال می رسم
یکسره کن کار مرا . بگو که عاشقم بگو
من به کجا رسیده ام . جان دقایقم بگو
من به کجا رسیده ام . جان دقایقم بگو

استانداران کرمان از سال 1300 تا 1394 شمسی برگرفته از کتاب رهگذار عمر/خاطرات و فعالیت های محمد صنعتی

استانداران کرمان از سال 1300 تا 1394 شمسی
برگرفته از کتاب رهگذار عمر/خاطرات و فعالیت های محمد صنعتی

مرتضی بانک
1376 ـ 1372 شمسی
«مرتضی بانک، متولد 1334 شمسی، اصفهان.سیاست‌مدار و کارشناس امور بازرگانی، گردشگری و صنعت، عضو شورای مرکزی حزب اعتدال و توسعه و معاون کل سرپرست نهاد ریاست جمهوری اسلامی ایران است.
مرتضی بانک، همچنین، معاون پژوهشکده و معاون دفتر و مشاور مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام و مشاور حسن روحانی است. وی در دوره ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی، استاندار کرمان و سپس معاون اداری مالی وزارت امور خارجه در دوره اصلاحات بوده است و اکنون نیز معاون کل سرپرست نهاد ریاست جمهوری است» (1).
پی نوشت‌ها:
(1) ـ برگرفته از سایت ویکی پدیا.

مسعود محمودی
1380 ـ 1376 شمسی
وی متولد 1335 شمسی، سیرجان، پس از گذراندن تحصیلات ابتدایی و متوسطه، در سال 1353 شمسی وارد دانشکده مدیریت کرمان گردید. در آنجا به همراه تعدادی از دانشجویان چون: مرتضی بانک، حجت اسدی، علی مصطفوی، سید حسین مرعشی، اسحاق جهانگیری، قائد و … فعالیت‌های سیاسی خود را آغاز، و با شروع مبارزات علنی مردم، از فعالین حرکت‌های اعتراضی بود. وی چون دارای خطی خوش بود، اغلب پارچه نوشته‌های تظاهرات و راهپیمایی‌ها توسط او نوشته می‌شد.
با پیروزی انقلاب، چون تعلق بسیاری به مسایل فرهنگی داشت به صدا و سیمای کرمان رفت، ریاست آنجا منصوب گردید. پس از آن به عنوان رئیس صدا و سیما استان فارس انتخاب گردید و چندین سال در این استان بود.
در سال 1369 به عنوان معاون سیاسی و امنیتی استانداری کرمان انتخاب گردید و در دوره استانداری سید حسین مرعشی و مرتضی بانک، عهده‌دار این سمت بود.
در سال 1376 ش. به عنوان استاندار کرمان انتخاب گردید و تا سال 1380 در این سمت انجام وظیفه نمود. پس از استعفا از سمت استانداری کرمان، به تهران عزیمت نمود و به عنوان مشاور صنایع ملی مس مشغول به کار شد و سرانجام در 27 شهریور 1381 فوت و در کرمان دفن گردید.

محمد علی کریمی
1384 ـ 1381 شمسی
وی فرزند محمد ابراهیم، متولد 1337 شمسی در ابرکوه یزد است. تحصیلات ابتدایی را در زادگاهش انجام داد و سپس به شهر شیراز عزیمت نمود و دوره متوسطه را در رشته ریاضی فیزیک (دبیرستان دانشگاه شیراز) به پایان رسانید.
در طول تحصیل همواره جزو دانش‌آموزان برتر این استان محسوب می‌گردید. در سال 1356 شمسی با قبولی در رشته فیزیک در دانشگاه کرمان، جهت انجام تحصیلات عالیه به کرمان آمد.
با شروع مبارزات انقلاب اسلامی، وی از فعالین این عرصه بود و پس از پیروزی انقلاب، به عضویت سپاه پاسداران درآمد و چندی در کرمان و سپس به عنوان فرمانده سپاه در سیرجان و بندرعباس خدمت نمود. محمدعلی کریمی پس از چندی به وزارت کشور انتقال یافت و به عنوان معاون سیاسی و امنیتی استانداری کرمان در این وزارت‌ خانه انجام وظیفه نمود. اما پس از چندی به دلیل تعلق و گرایش به فعالیت در عرصه‌های علمی و فرهنگی، به دانشگاه کرمان رفت و هم زمان موفق به اخذ مدرک کارشناسی ارشد در رشته فیزیک (گرایش لیزر) گردید. وی بار دیگر (در زمان استانداری مرحوم مسعود محمودی) با پذیرش سمت معاون سیاسی و امنیتی به استانداری کرمان بازگشت و سرانجام در سال 1381 ش. به عنوان استاندار کرمان معرفی گردید. مهندس کریمی در طول چهار سال خدمت در این عرصه، به ویژه در پی وقوع دو زلزله‌ی مهیب بم (1382 ش.) و زرند (1383 ش.) منشاء خدماتیشایان در این دیار گردید. وی در سال 1384 شمسی از حوزه انتخابی کرمان و راور انتخاب و به مدت چهار سال در مجلس شورای اسلامی به عنوان نماینده اول این منطقه انجام وظیفه نمود. شایان ذکر است مهندس محمد علی کریمی با خاندان سادات خوشرو کرمان (دختر مرحوم حجت‌الاسلام سید محمدرضا خوشرو و نوه مرحوم سیدحسین خوشرو) وصلت نموده است.
محمد رئوفی نژاد
1387 ـ 1384 شمسی
وی متولد مهرماه 1335شمسی، دزفول است. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در زادگاهش انجام داد و پس از اخذ دیپلم در سال 1354 شمسی و انجام خدمت نظام وظیفه، مقارن با شروع مبارزات مردم ایران، از جمله مبارزین فعال خوزستان محسوب می‌گردید. پس از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی، ابتدا به عضویت کمیته و سپس به سپاه پاسداران پیوست.
با شروع جنگ تحمیلی، دفاع از میهن اسلامی را بر همه چیز ترجیح داده و با حضور در جبهه‌ها و تشکیل یگان‌های رزمی سپاه به عنوان فرمانده لشکر 7 ولی عصر خوزستان تعیین و به مدت هشت سال در این عرصه مبارزه نمود.
پس از اتمام جنگ تحمیلی، دوره فرماندهی و ستاد را در تهران گذرانید و از سال 1370 به مدت هفت سال فرماندهی لشکر 31 عاشورا را که حوزه فعالیت آن در استان‌های آذربایجان شرقی، اردبیل و زنجان بود، عهده‌دار گردید.
از خرداد سال 1377 نیز به مدت شش سال با حضور در استان کرمان، به عنوان فرمانده لشکر 41 ثارالله که حوزه فعالیت آن شامل استان‌های کرمان، سیستان و بلوچستان بود، ایفای وظیفه نمود.
محمد رئوفی‌نژاد از سال 1384 به عنوان استاندار کرمان انتخاب و تا سال 1384 در این استان منشاء خدمات متعددی بود. وی سپس به استانداری زنجان انتخاب گردید.
شایان ذکر است، وی در جوار پرداختن به فعالیت‌های متعدد، پس از پایان جنگ تحمیلی، به ادامه تحصیل پرداخته و موفق به اخذ مدرک کارشناسی جغرافیا، کارشناسی ارشد در رشته امور دفاعی و دکترا در رشته مدیریت استراتژی دفاعی از دانشگاه عالی دفاع گردیده است (1).
پی نوشت‌ها:
(1) ـ برگرفته از: مجموعه‌ی عملکرد دولت نهم در استان کرمان، معاونت برنامه‌ریزی، ص 8.

محمد علی علومی؛ مؤسس «خانه فرهنگ مردم بم و نرماشیر»: بم؛ میراث فرهنگی مشترک بین ایران بزرگ و ملت های همسایه است

محمد علی علومی؛ مؤسس «خانه فرهنگ مردم بم و نرماشیر»:
بم؛ میراث فرهنگی مشترک بین ایران بزرگ و ملت های همسایه است

فرهنگ عامّه یا فرهنگ مردم اصطلاحی است که در سال ۱۸۴۶ از سوی ویلیام تامس؛ عتیقه‌شناس انگلیسی ابداع شد و به نحوه زندگی انسان‌ها در طبیعت، رفتارها و همچنین معناهای مشترکی گفته می‌شود که عامه مردم جامعه در زندگی روزمره با آن سر و کار دارند.
یکی از ویژگی های فرهنگ مردم زنده نگه داشتن خرده فرهنگ ها در دنیایی است که به سمت وحدت فرهنگی پیش می رود.
فرهنگ مردم برآمده از اعماق جامعه و زبان اصلی مردم کوچه و بازار است. در ایران خرده فرهنگ های اصیل نزد روستاییان و عشایری که در دشت ها پراکنده هستند، کمابیش وجود دارد. از قریب یک قرن پیش که ایران وارد دوره مدرن شد، برخی ادبا و مردم شناسان ایرانی از جمله احمد مستوفی، صادق هدایت و پس از آن نیز سید ابوالقاسم انجوی شیرازی به حفظ و نگهداری خرده فرهنگ ها و قصه ها و اشعار و به بندکشیدن این میراث معنوی همت گماشتند.
محمدعلی علومی که خود، یکی از شاگردان انجوی شیرازی است، سال هاست که پژوهش در حوزه فرهنگ مردم را در دستور کار خود قرار داده است. رمان های او سرشار از واژگان، شخصیت ها و آداب و رسوم کهن و اساطیری است.
علومی به تازگی «خانه فرهنگ مردم بم و نرماشیر» را تأسیس کرده است. وی بم را شهری اساطیری می داند و تحقیق در زمینه فرهنگ مردم بم و نرماشیر را به دلیل ارتباط این منطقه با ایران بزرگ و کشورهای همسایه جزو ضرورت های فرهنگی عنوان می کند.
در این شماره پای صحبت ها و دغدغه های علومی نشسته ایم تا از انگیزه او برای تأسیس خانه فرهنگ مردم بم و نرماشیر بشنویم.

شما شاگرد مرحوم انجوی شیرازی بوده اید. در خصوص ارتباط خودتان با ایشان توضیح می دهید؟
مرحوم سید ابوالقاسم انجوی شیرازی به «پدر فرهنگ مردم» معروف بود. آخرین مصاحبه مطبوعاتی را من با او انجام دادم که در ماهنامه«ادبستان» چاپ شد. قرار بود مصاحبه های دیگری نیز انجام شود که به دلیل درگذشت استاد، نا تمام ماند. قضیه هم از این قرار بود که من قصه ها و آداب و رسوم بم را در مجله ادبستان چاپ می کردم. یک روز تلفن زنگ زد. مرحوم انجوی شیرازی بود که گفت مطالب تو را در ادبستان خوانده ام. کارهایت بسیار خوب است. بیا من روش علمی کار را یادت بدهم. مرحوم انجوی شیرازی، ادامه مرحوم صبحی، صادق هدایت و دیگر پیشروانی بود که در زمینه فرهنگ مردم کار کرده بودند و معتقد بودند که حفظ فرهنگ مردم امری ضروری است.
جناب آقای علومی چه شد که به فکر تأسیس خانه فرهنگ مردم بم و نرماشیر افتادید؟
همان طور که گفتم علاقه دیرین من به قصه ها، اشعار و آداب و رسوم من را بر آن داشته بود که در این زمینه کارهایی انجام بدهم. این علاقه شخصی را بگذارید کنار تشویق ها و شاگردی در محضر مرحوم انجوی شیرازی. حالا بمی بودن من و علاقه به شهرم را نیز به آن اضافه کنید. این واقعیت را نیز از یاد نبرید که بم یک شهر معمولی نیست. بلکه شهری است دارای تاریخی عمیق! شهری که میراث فرهنگی مشترک بین ایران بزرگ و ملت های همسایه است. در نتیجه به این فکر افتادم که به طور خاص به فرهنگ مردم بم و نرماشیر پرداخته شود.
گفتید که بم میراث فرهنگی مشترک بین ایران بزرگ و ملت های همسایه است. بیش تر توضیح می دهید؟
بنای شهر بم به روایتی منسوب به بهمن پسر اسفندیار است. در تاریخ اساطیری آمده است که بعد از کشته شدن رستم، بهمن پسر اسفندیار برای خونخواهی پدر به این منطقه لشکرکشی می کند. زال و رودابه را اسیر می کند و به تعقیب فرامرز می پردازد. سرانجام فرامرز پسر رستم را به دام می اندازد. از «دارستان» چوب دار می آورد و فرامرز را در «دارزین» به دار می آویزد. سپس برای تسلط کامل بر منطقه بم «ارگ بهمن» را بنا می کند. ارگ بهمن به دلیل تحولات زبانی به «ارگ بم» تبدیل می شود. نام بم نیز برگرفته از نام بهمن است. یا شهر«نرماشیر» در واقع «نریمان شیر» بوده است. نریمان نیز نیای رستم است. اساطیر ملی نیز دامنه شان تا تاجیکستان و افغانستان کشیده می شود و با کلیت هویت ملی ما مرتبط می شود. پروفسور عدل و پیش از او احمدمستوفی اعتقاد داشته اند که «دارستان» و«نارتیچ» پیش زمینه تمدن سومر بوده اند. بابلی ها پیش زمینه تمدن آشور بوده اند. تا کنون تصور بر این بود که بین النهرین منشأ تمدن جهان است. در حالی که سومری ها می گویند از کوه های شرقی«ارته» به بین النهرین مهاجرت کرده اند. پروفسور عدل و شاگردان او معتقد هستند که ارته حوالی هلیل، دارستان، نارتیچ، بم و شهر سوخته است. بنا بر این، این منطقه اهمیت جهانی دارد. زیرا آغاز تمدن بشری مربوط به فلاتی است که بعد از حضور آریایی ها، ایران نام گرفته است.
بنا بر این جا دارد که خانه مستقلی برای فرهنگ مردم این منطقه تشکیل شود تا آخرین بقایای قصه ها، باورها، ترانه ها، نقالی ها و آداب و رسوم آن که در حال نابودی است، حفظ شود.
آیا در هیچ کجای ایران «خانه فرهنگ» مردم دارد؟
خیر وجود ندارد. این اولین خانه فرهنگ مردم کشور است.
خانه فرهنگ مردم به نهادهای فرهنگی وابستگی دارد؟
خیر، ببینید همه جای دنیا یکی از وظایف شهرداری ها پرداختن به امور فرهنگی است. 2 سال قبل به شهرداری بم پیشنهاد تأسیس خانه فرهنگ مردم را دادم. اما از آن جایی که کشور ما در محاصره انواع بحران های سیاسی و اقتصادی و اجتماعی است، کارهای فرهنگی در حاشیه قرار دارد. در نتیجه پیشنهاد من در پیچ و خم های اداری به چشم نیامد. تا این که امسال پس از دو سال پی گیری به ثمر نشست. تصویب این طرح را نیز مرهون بخشی از اعضای شورای شهر بم هستم که در کسوت روزنامه نگاری، هنر و استادی دانشگاه هستند. دوستان روزنامه نگار بمی و دانشجویان نیز همراهی کردند. اما آن چه که روند کار را تسریع کرد، حمایت فرماندار بم بود که ایشان هم از جمله افراد فرهنگ دوست، کتاب خوان و فرهیخته این شهرستان هستند. امیدوارم فرهنگ ما که در طول سالیان متمادی لطمه خورده است، با تلاش دولتمردانی که شیوه غالب آن ها عقلانیت، تدبیر و ایجاد امید است، جان تازه ای بگیرد.
جناب علومی! در دنیای مدرن امروز، پرداختن به فرهنگ مردم چه ضرورتی دارد؟
مرحوم انجوی شیرازی در جریان مخالفت با رژیم پهلوی به جزیره خارک تبعید شده بود. ایشان بعد از این که از تبعید باز می گردد می گوید که دیدم همه مردم با سرعت در حال غربی شدن هستند. با خودم گفتم پس فرهنگ و هویت ایرانی ما چه می شود؟ هویت؛ ضرورت اصلی جامعه ماست. یکی از افتخارات ما ایرانی ها این است که اشعار انسان گرای سعدی آوازه ای جهانی دارد. «بنی آدم اعضای یکدیگرند…» را بسیاری از ما از حفظ می خوانیم. اما کار فرهنگی برای تبلیغ این میراث انجام نداده ایم. در فرهنگ مردم به خاطر سابقه مدنیت و فرهنگ کهن، بسیاری از قصه ها، شعرها و آداب و رسوم وجود دارد. بخشی از فرهنگ مردم در جهان مدرن خرافه به شمار می آیند. خرافه ها نیز نشان دهنده آیین های بسیار کهن اساطیری هستند. بخش وسیعی از فرهنگ مردم ابلاغ جوان مردی، شجاعت، همدلی با عناصر طبیعت، احترام به موجودات در قالب شعر و قصه است. نیاز بشر امروز که زندگی تعاونی را از دست داده و در یک رقابت کور و بی رحمانه قرار گرفته است، بازخوانی فرهنگ کهن و سرشار از مهر و عطوفت است. کارِ خانه فرهنگ مردم بم و نرماشیر نیز گردآوری، ثبت و تحلیل قصه ها و اشعار کهن می باشد.
خانه فرهنگ مردم تحت مدیریت شما تنها در زمینه فرهنگ مردم شهرستان های بم و نرماشیر فعالیت خواهد کرد یا محدودیت مطالعاتی وجود ندارد؟
بدیهی است که تمرکز بر شهرستان های بم و نرماشیر خواهد بود؛ اما همان گونه که گفتم میراث معنوی در ارتباط با ایران است. مگر اسفندیار پسر کی بود؟ از کجا آمده بود؟ اسفندیار از تاجیکستان کنونی به زابل آمد و در رویارویی با رستم قرار گرفت. او پسر گشتاسب بود که به سراسر ایران مربوط می شود. اما ماجرای قتل فرامرز در بم اتفاق می افتد. این یک میراث معنوی مشترک است. بخشی از وظیفه فرهنگ مردم، حفظ میراث معنوی است. بخشی از آن به دستاوردهای ملموس و محسوس مانند معماری و مهندسی آبیاری، صنایع دستی، پوشاک، خوراک و… می پردازد. کار بسیار وسیع است و از عهده یک نفر هم ساخته نیست. بدون شک کسانی می توانند در این زمینه کار کنند که عاشق و شیفته فرهنگ مردم باشند.
صحبت دیگری باقی مانده است؟
شهرنشینی رواج گسترده ای یافته است. تقریباً هیچ مادری برای کودکش لالایی نمی خواند. هیچ قصه ای بلد نیست که برایش تعریف کند. ما در مرحله بحرانی فرهنگ مردم چند هزار ساله قرار داریم. اگر این میراث معنوی جمع آوری شود برای آیندگان باقی خواهد ماند و اگر در این زمینه سهل انگاری شود، برای همیشه از بین خواهد رفت. زیرا هم نسل کسانی که این میراث را در سینه دارند از بین خواهند رفت و هم شیوه زندگی کهن در حال برچیده شدن است.
شاید من از معدود بقایای نسلی باشم که آرزوهای خوب برای وطن و هموطنانش داشت و در این راه به جان می کوشید.

آیین ها و رسم های شب یلدا

آیین ها و رسم های شب یلدا

دکتر محمود روح الامینی با بیان این که پژوهش و مطالعات درباره برگزاری آیین ها و رسم هایی همگانی حاکی است رسم ها و آیین های شب یلدا (چله بزرگ) به جز دور کرسی نشستن- که به اصطلاح نتوانسته است حرف خود را بر کرسی بنشاند، – در همه شهرها و آبادی های سرزمین کهنسال ما و در میان همه قشرها و خانواده ها برگزار می شود و نمود برگزاری آئین و رسم شب یلدا را امروزه می توان در روزهای بیست و نهم و سی ام آذرماه، در بازارها و فروشگاه های میوه و آجیل فروشی ها دید و این خرید ها تا پاسی از شب یلدا ادامه دارد. چنان که در آخرین لحظه ها نیز کسانی را می بینیم که از سر کار برگشته و میوه هایی چون خربزه، و هندوانه و انار را، که به آسانی نمی توان در یخچال نگهداری کرد، می خرند. یلدا را جشن گردهمایی خانوادگی می داند و گوید:«… در سرمای آغازین زمستان، دور کرسی نشستن و تا نیمه شب میوه و آجیل و غذا خوردن و به فال حافظ گوش کردن از ویژگی های شب یلدا است…(در گذشته) در زمستان ها، استفاده از کرسی برای گرم کردن خانه و دور کرسی نشینی معمولاً از شب یلدا، نخستین شب زمستان، شروع می شد و تا پایان چله بزرگ و در برخی خانوده ها تا پایان چله کوچک- ادامه داشت. اعضای خانواده از کوچک و بزرگ، دور کرسی، که روی آن را میوه و آجیل پوشانده بود، می نشستند.
برای شب یلدا، خوراک ویژه ای نمی شناسیم و تهیه شام بستگی به وضع اقتصادی و روند تغذیه خانواده دارد. خوردنی های ویژه شب یلدا، میوه های فصل تابستان چون خربزه، هندوانه، انگور، انار، سیب، خیار، به و مانند آن است که می بایستی در این شب تمامی آن ها به جز سیب و به خورده شود و چیزی برای فردا یعنی فردای زمستان باقی نماند و میوه هایی را که شب یلدا بر آن می گذشت نمی خوردند.» همو گوید:«… به یاد دارم تا سال 1323 که در کوهبنان « از بخش های کرمان» بودم، در خانه روستای ما، خربزه و هندوانه و انار را در انبار گندم می گذاشتند یا همچنان که بر درخت بود، در کیسه می کردند و یا در جایی خنک به بند می آویختند و در شب یلدا تمام آن ها می بایستی خورده شود.» و ادامه می دهد: «… آجیل و شب چره که شامل دانه هایی چون گندم و نخود برشته، تخمه هندوانه و کدو، بادام، پسته، فندق، کشمش، انجیر و توت خشک است، در بسیاری از شب نشینی ها، مهمانی ها و گردش ها فراموش نمی شد. ولی در شب یلدا می بایست (و می باید) بر سر سفره باشد. خوردنی های شب یلدا میوه و آجیل است نه غذا. برخی از خانواده ها در شب یلدا، پس از خوردن شام، برای شب نشینی شب یلدا به خانه خویشاوند بزرگتر می روند.»
وی درباره رسم تفأل به حافظ می گوید:«یکی از رسم های شب یلدا، فال حافظ گرفتن است. اگر رسم و آئین های دیگر یلدا را میراثی از فرهنگ چند هزار ساله بدانیم (که بایستی چنین باشد)، ولی فال حافظ گرفتن در شب یلدا و نیز در تیر ما سیزه شو (جشن تیرگان در مازندران) – در سده های اخیر به رسم های شب یلدا افزوده شده است.

کرمان بر پشت اسب

کرمان بر پشت اسب

بخش 17
سفرنامه«سراسر ایران بر پشت اسب» نوشته الا سایکس خواهر «سرپرسی سایکس» است. ترجمه این سفرنامه محمد علی مختاری اردکانی است، الا به همراه برادرش به جهانگردی پرداخت و اوقات زیادی را در ایران گذراند. یکی از مقاصد این سفر کرمان بود و صفحات قابل ملاحظه ای از این سفرنامه به کرمان گزیده ای از اختصاص یافته است. صفحه کرمون خلاصه این بخش را با عنوان «کرمان بر پشت اسب» به صورت دنباله دار به شما علاقه مندان تقدیم می کند؛
وقتی راکوفسزکی یک روز صبح به عنوان جالب ترین خبر به من گفت که نوکرش یک تکه صابون خانواده انگلیسی از مغازه ای که چند قالب از همان کالا را داشته، در بازار برای او خریده، گفت می داند که می شود صابون روسی یا حتی هندی در کرمان خرید، اما صابون انگلیسی هرگز. برای این که خیالم را راحت کنم، خواهش کردم این قالب صابون را ببینم و فوراً از حروف روی آن، آن را شناختم چون از یکی قالب های بلند من بریده شده بود. از این رو روز بعد که ابوطالب و هاشم تقاضای طوطی وار خود را برای صابون شروع کردند، با لحنی طعنه آمیز گفتم که می توانید قسمتی از همان مارک را از بازار بخرید که هر دو عصبی خندیدند. بعداً فهمیدم که ده کبریت مومی در کرمان یک پنی می ارزد و این موضوع این راز را گشود که چرا وقتی این همه کبریت می دادیم، هیچ نوکری، وقتی به او می گفتیم چراغی یا شمعی را روشن کند، نمی توانست یک دانه کبریت پیدا کند و چرا قوطی های کبریت در اتاق نشیمن و خواب همیشه به سرقت می رفت. مگر آن که با دقت آن ها را پنهان می کردیم. شاه سوار نبوغی برای آهار زدن و اطوکشی داشت، استعدادی که چنان در ایران نادر است که احساس می کرد یک سر و گردن از سایر خدمه بالاتر است و اول، طول تمام روز مرا با نمونه های مهارتش دنبال می کرد، گرچه من لباس زیر خوب درست شده را ارزش می گذارم با این وجود فشار زیادی بر قدرت تحسین من می آمد که هر یقه، سر دست و پیراهن به نوبت برای تایید نزد من بیاورد. قیمت واقعی رختشویی در کرمان پنج تکه یک پنی است و به اندازه تکه اهمیت نمی دهند. یک دستمال و یک ملحفه به قیمت واحد می شویند. قیمت، شامل صابون، آهارزدن یا اطو کردن نمی شد و پارچه ارزان، من خیال نمی کنم شستشو در کرمان مستحق اجرت بیشتری بود. چون لباس های پشمی ما تا نصف اندازه اصلی چروک می شد و همه لباس های زیر رنگ قهوه ای می گرفت. متاسفانه شاه سوار عادت پیدا کرد بعد از روز اتوکشی غایب شود و فقط پنج روز دیگر برگردد تا ترتیب رختشویی بعدی را بدهد. تهدید و اعتراض راه به جایی نبرد و یک بار که از پیک نیک برگشتیم، دیدیم مست و لایعقل در حیاط افتاده است. سلطان سوکرو مأمور شد او را تنبیه کند و روز بعد آمد و گفت وقتی اطوکش حسابی به او فحش داده، جواب داده «صاحب» من به من دستور داده تو را کتک بزنم و زدم و اگر دستور می داد ترا بکشم، می کشتم که با این حرف اطوکش ساکت گشت و به حیرتی خفه بازگشت. این موضوع خیلی مرا خنداند. اما هیچ چیز بر او تأثیر نداشت و بدتر از بدتر شد و دوره های باده گساریش با جملات ندامت رقت انگیزی تناوب داشت که از برادرم خواهش می کرد اگر دیگر فحش داد زبان او را ببرد. از بخت بد احساس می کرد که هر کار می کند، خاطر جمع است. چون نمی توانستیم بدون او سر کنیم و بعد از حدود شش ماه بد رفتاری یک روز بی خبر ما را ترک کرد و به خدمه گفته بود می خواهد لباسشویی پررونقی در کرمان باز کند.

در اولین روز همایش «دانشگاه، صنعت و کارآفرینی» دانشگاه رفسنجان صورت گرفت بررسی مشکلات موجود در مسیر ارتباط صنعت و دانشگاه

در اولین روز همایش «دانشگاه، صنعت و کارآفرینی» دانشگاه رفسنجان صورت گرفت
بررسی مشکلات موجود در مسیر ارتباط صنعت و دانشگاه

همایش دو روزه دانشگاه، صنعت و کارآفرینی روز گذشته در محل دانشگاه آزاد اسلامی واحد رفسنجان آغاز به کارکرد.
دانشگاه آزاد اسلامی واحد رفسنجان به‌منظور ایجاد زمینه برای معرفی و عرضه دستاوردهای مختلف در زمینه تعامل دانشگاه با صنعت و در راستای فرمایشات مقام معظم رهبری در نام‌گذاری سال، به نام اقتصاد مقاومتی اقدام و عمل، اقدام به برگزاری همایش دانشگاه، صنعت و کارآفرینی در تاریخ 29 و 30 آذرماه با حضور اساتید مطرح کشوری، صنعت گران، سرمایه‌گذاران، دانشجویان صاحب ایده‌های برتر، فعالان اقتصادی، متخصصان،کمیسیون‌های آموزشی و پژوهشی کرد. فراهم نمودن محیطی برای بازگو نمودن مشکلات سرمایه‌گذاران، کارخانه‌داران و کارآفرینان، راهکارهای انتقال تجارب کارآفرینان موفق به دانشگاه‌ها، راهکارهای استفاده از دستاوردهای علمی دانشگاه‌ها در صنعت، بررسی مشکلات موجود در مسیر ارتباط صنعت و دانشگاه، تشویق برای ایجاد کارآفرینی، جمع‌آوری ایده‌های صنعتی مختلف قابل سرمایه گزاری، به عرضه گذاشتن محصولات صنعتی مختلف و برگزاری کارگاه‌های علمی مختلف موردنیاز صنعت ازجمله اهداف برگزاری این همایش است. همایش دانشگاه، صنعت و کارآفرینی با حمایت شرکت ملی صنایع مس ایران، فرمانداری ویژه شهرستان رفسنجان، انجمن توسعه فرهنگ کارآفرینی شهرستان رفسنجان، شهرداری رفسنجان، آموزش‌وپرورش شهرستان رفسنجان، اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان کرمان، باشگاه پژوهشگران جوان و نخبگان، جهاد دانشگاهی و پارک علم و فناوری استان در دانشگاه آزاد اسلامی رفسنجان برگزار شد و امروز هم ادامه دارد.
علم و صنعت فرزندان دانشگاه هستند
رییس دانشگاه آزاد اسلامی واحد رفسنجان در این همایش گفت: «علم، دانش، صنعت و کارآفرینی فرزندان خلف پدری هستند که دانشگاه نام دارد. این اصالت تا آنجا دوام و قوام خواهد داشت که این پشتوانه ارثی و ژنتیکی رنگ جدایی به خود نگیرد.» محسن صفریان افزود: «چهار ماه است که تعدادی از اساتید، دانشجویان، مدیران مس و صنایع در خصوص این همایش جلساتی را برگزار کردند و تلاش‌های لازم صورت گرفته که این همایش خروجی مفیدی داشته باشد. از همه مسئولان تقاضا دارم در این همایش حضورداشته باشند چراکه حضور این عزیزان موجب نتیجه‌گیری از این همایش است.» وی اضافه کرد: «همایش صنعت و کارآفرینی در دانشگاه باهدف فراهم کردن محیط برای بازگو کردن مشکلات سرمایه‌گذاری و راهکار حل آن و انتقال تجارب کارآفرینان موفق و دستاوردهای علمی دانشگاه برگزارشده است.»
یکی از رسالت‌های دانشگاه
کارآفرینی است
رییس دانشگاه آزاد اسلامی استان کرمان گفت: «این نوع همایش‌ها و آشنایی با حوزه کارآفرینی یکی از نیازهای اساسی کشور ما است و هر چه در مورد این موضوع صحبت شود بازهم کم است.» بابک آل طه افزود: «کارآفرینی نیاز دانشگاه است و نگاه دانشگاه‌ها را در دهه‌های اخیر عوض کرده است. درگذشته تعریف دانشگاه به این صورت بوده که دانشگاه محل پژوهش، آموزش و اشاعه فرهنگ است اما الان یکی از رسالت‌های دانشگاه، کارآفرینی و ایجاد فضایی است که جوانان بتوانند در آنجا ایده‌هایشان را به عمل تبدیل کنند و در خدمت صنعت و اقتصاد باشند.» وی بابیان اینکه بر اساس مصوبه ۷۲۱ انقلاب فرهنگی، دانشگاه‌های آزاد اسلامی به‌صورت استانی اداره می‌شوند، اظهار کرد: «دانشگاه آزاد اسلامی در سطح کلان یک واحد در نظر گرفته می‌شود و بزرگ‌ترین دانشگاه حضوری در سطح کلان است. در استان کرمان ۴۵ هزار دانشجو داریم. حدوداً ۱۷ هزار نفر در دوره تحصیلات تکمیلی تحصیل می‌کنند. نزدیک به دو هزار عضو هیأت علمی داریم که قریب به یک هزار و 100 نفرشان از رشته‌های فنی و علوم پایه هستند. با توجه به اینکه بیشتر رشته‌های فنی و علوم پایه در حوزه صنعت ارتباط دارند، معمولاً دانشجویان بیشتر در حوزه پژوهش و کارآفرینی فعال هستند.» رییس دانشگاه آزاد اسلامی استان کرمان عنوان کرد: «یکی دیگر از فرصت‌هایی که دانشگاه آزاد اسلامی دارد طرحی است به‌عنوان طرح ساها (سامانه آزمایشگاه‌های همکار اسلامی) که دانشگاه در سطح کلان از این پتانسیل استفاده کرده و با توجه به اینکه دانشگاه آزاد اسلامی یک مجموعه واحد است این امکان را دارد که این تجهیزات را به‌طور واحد در اختیار درون و برون دانشگاه قرار دهد. به‌طور مثال در استان کرمان یک هزار و 400 تجهیزات در کنار هم قرار داده‌شده درحالی‌که به‌طور طبیعی اگر یک دانشگاه بخواهد این مقدار تجهیزات را در کنار هم قرار دهد کار آسانی نیست. این ازجمله فرصت‌هایی است که دانشگاه آزاد اسلامی دارد تا در حوزه صنعت و کارآفرینی اقدام و همکاری کند، البته این‌ها شرط لازم است ولی کافی نیست.» آل طه اضافه کرد: «اگر جریان فرهنگی این قضیه در کشور راه نیفتد از این قابلیت‌ها به‌طور مطلوب نمی‌توان استفاده کرد. همایش‌هایی ازاین‌دست کمک می‌کند که دانشجویان و دانشگاهیان درک کنند که مفهوم سنتی دانشگاه باید دست‌خوش تغییر قرار گیرد. خوشبختانه در کشور ما این جریان شکل‌گرفته است اما هنوز به نحو مطلوب راه نیفتاده و می‌طلبد که انرژی بگذاریم و تلاش و همکاری کنیم تا به کشورمان کمک کنیم تا کشور ما توسعه و تعالی پیدا کند. زمانی این اتفاقات می‌افتد که این جریان‌ها به‌صورت مداوم ادامه پیدا کند.»
مسیر کارآفرینی هموار شود
مدیر مس منطقه کرمان گفت: «امیدوارم با رویکرد ورود دانشگاه به کارآفرینی، مشکلات این حوزه برطرف شود.» محمد حسنی اضافه کرد: «برای کارآفرینی و کمک به سرمایه‌گذاران از دولت، دانشگاه‌ها و مراکز کارآفرینی انتظار این است که مسیر را هموار کنند. متأسفانه اشکالاتی در ساختارهای قانونی وجود دارد که مانع می‌شوند و انتظار می‌رود دستگاه‌های حاکمیتی این مشکل را حل کنند.» وی با اشاره به اینکه سهم صنعت در تولید ناخالص 40 درصد و 25 درصد سهم کشاورزی و مابقی در بخش خدمات است، اظهار کرد: «در حوزه کسب‌وکارهای کوچک و دانش‌بنیان پیشرفت کمی داشتیم و آموزش‌وپرورش باید کارآفرینی را در ذهن کودکان و نوجوانان دانش‌آموز پرورش دهد.»
مدیر مس منطقه کرمان عنوان کرد: «صنعت مس صنعتی منحصر به‌فرد است و 80 درصد آن در استان کرمان در شهر سرچشمه رفسنجان، میدوک شهربابک و خاتون‌آباد قرار دارد. باید صنایع پایین‌دستی مس ایجاد شود که ارزش‌افزوده این محصول بالا برود و با استفاده از تکنولوژی محصولاتی باارزش‌تر تولید کنیم.» وی از اینکه بخش زیادی از نیازهای صنعت مس از خارج از استان تهیه می‌شود، ابراز ناراحتی کرد و گفت: «چرا دنبال این موضوع نرفتیم.»
حسنی خاطرنشان کرد: «مس به‌عنوان مسؤولیت اجتماعی و شهروندی که احساس می‌کند، آماده پذیرای کارآفرینان، محققان و صنعتگران است که هم اشتغال‌زایی شود هم چرخه اقتصادی بچرخد.»
باید به سمت دانشگاه‌های کارآفرین برویم
احمد انارکی محمدی، نماینده مردم رفسنجان و انار هم از طریق ویدئو کنفرانس پیامی برای این همایش فرستاد.
در پیام وی آمده بود: «صنعت نیاز است که با دانشگاه ارتباط داشته باشد. برای تقویت اقتصادی در بحث دانش‌بنیان می‌توانیم ارتباط بین صنعت و دانشگاه را داشته باشیم. امروزه اقدامات خوبی در بحث پژوهشی محور و آموزش محور شده و باید به سمت نسل سوم دانشگاه‌ها (دانشگاه‌های کارآفرین) رویم.»
صنعت ما حاضر به استفاده از
نیروی داخلی نیست
مدیر مرکز پژوهشی و فناوری و سبک زندگی دانشگاه شریف گفت: «چند دانشگاه نسل سوم داریم؟ ادعا می‌شود که دانشگاه شریف این‌طور است اما این دانشگاه نیز هنوز به این هدف نرسیده است. ما از اپراتورهای خارجی استفاده می‌کنیم زیرا دانشگاه ما هنوز یاد نگرفته و صنعت ما نیز، زیرا هنوز حاضر به استفاده از نیروی داخلی نیستیم.»
امیرحسین اسدی افزود: «ارتباط دانشگاه و صنعت خوب نیست. دهه گذشته می‌گفتیم سرمایه، نیروی کار ماهر و واحدهای تولیدی صنعتی پیشران‌های ما هستند اما امروز پیشران‌های ما نوآوری، نیروی انسانی، کارآفرین و واحدهای تحقیق و توسعه هستند. در مدل کلی نوآوری به دنبال این هستیم که ورودی دانشگاه‌ها بتواند به افزایش صادرات و ارزش‌افزوده برسد. باید دانشگاه را با صنعت مرتبط کنیم.»
وی عدم تجربه و وجود ضعف در دانشگاه‌ها جهت انجام پروژه‌های کاربردی و اجرایی، بی‌انگیزگی اغلب اساتید و پژوهشگران دانشگاهی و افزایش بی‌رویه حجم تدریس اساتید، عدم ارتباط منطقی بین اهداف اقتصادی صنعت و علمی دانشگاه، عدم فقدان نظارت کافی بر کیفیت خدمات و تولید صنعت، عدم آگاهی صاحبان صنایع از توانمندی‌های دانشگاه، مدیریت گاها فاسد در برخی از صنایع، عدم برنامه‌ریزی مناسب و پرهیز از سرمایه‌گذاری‌های درازمدت را ازجمله مواردی دانست که در بحث ارتباط صنعت و دانشگاه مشکل ایجاد می‌کند.
اسدی بابیان اینکه اجزای اصلی ارتباط بین دانشگاه و صنعت، دانشگاه، صنعت، دولت و مردم هستند، وظایف صنعت در ایجاد ارتباط مؤثر را این‌گونه عنوان کرد: «برگزاری دوره‌های آموزشی برای دانشگاه در صنعت، ایجاد امکان استفاده دانشگاه از آزمایشگاه‌ها و امکانات صنعت، امکان انجام پروژه‌های مشترک بین صنعت و دانشگاه و برگزاری تورهای مداوم بازدید از صنعت برای دانشگاه‌ها.» به اعتقاد مدیر مرکز پژوهشی و فناوری و سبک زندگی دانشگاه شریف عدم نگاه کاسب‌کارانه به صنعت، تغییر واحدهای درسی و سیلابس دروس با نظر صنعت، مشارکت صنعت در ایجاد رشته‌های جدید و میان‌رشته‌ای، معرفی توانمندی‌های دانشگاه با صنعت به‌صورت رسمی و غیررسمی هم ازجمله وظایف دانشگاه دراین‌ارتباط هستند.
وی گفت: «ایجاد شبکه ارتباطی الکترونیک بین نیاز صنعت، نیاز دستگاه و نیازهای آینده، تسهیل قوانین و ارائه مشوق به صنعت برای همکاری با دانشگاه، تدوین و تصویب قانون جدید و جامع مالکیت معنوی از وظایف دولت است و رسانه‌ها و مردم هم باید بر وجوه اشتراک صنعت و دانشگاه متمرکز شوند.»

دانشگاه آزاد اسلامی
واحد رفسنجان در یک نگاه
دانشگاه آزاد اسلامی واحد رفسنجان در سال 1367 با یک‌رشته تأسیس شد. این دانشگاه هم‌اکنون سه دانشکده، 72 رشته در مقاطع کاردانی، کارشناسی،کارشناسی ارشد و دکترای تخصصی دارد که چهار هزار و 100 دانشجو در آن تحصیل و 290 استاد در آن تدریس می‌کنند و تاکنون 10 هزار و 400 فارغ‌التحصیل داشته است. از بدو تأسیس تاکنون به مساحت 31 هزار و 160 مترمربع ساختمان در کاربری‌های آموزشی، پژوهشی، فرهنگی و هنری، ورزشی، اداری و خدماتی و مسکونی و رفاهی احداث و مورد بهره‌برداری قرارگرفته است و سه هزار و 431 مترمربع ساختمان شامل ساختمان پژوهشی، اداری و مسجد در حال احداث است. در حوزه پژوهش و فناوری می‌توان به چاپ 483 مقاله علمی توسط اعضای هیأت علمی، 56 طرح درون دانشگاهی در بخش‌های بنیادی، کاربردی و توسعه‌ای، امضای تفاهم‌نامه در خصوص اجرای طرح‌های برون دانشگاهی در فرمانداری، نیروی انتظامی استان کرمان، سازمان زندان‌ها، محیط‌زیست (ریز گردها)، مرکز رشد فناوری شهرستان رفسنجان و انعقاد قرارداد با پارک علم و فناوری استان کرمان باهدف ایجاد و توسعه شرکت‌های دانش‌بنیان و ارتقای فرهنگ کارآفرینی اشاره کرد. کتابخانه این دانشگاه دارای 42 هزار و 619جلد کتاب است. 23 کارگاه و آزمایشگاه فنی و مهندسی و کشاورزی، حدود 1100 پایان‌نامه ارشد خاتمه یافته و حدود 1950 پایان‌نامه ارشد در حال انجام در رشته‌های مختلف فنی و مهندسی و علوم انسانی و کشاورزی که می‌تواند با دریافت اولویت‌های پژوهشی ادارات و سازمان‌ها در جهت رفع مشکلات و نیازمندی‌های ایشان انجام گیرد، ازجمله دیگر موارد در حوزه پژوهشی است. همچنین در بحث سرمایه‌گذاری و اقتصاد دانش‌بنیان می‌توان به پروژه CHP، پروژه تولید کاغذ از سنگ و پروژه تولید ماشین چندکاره باغ ورز اشاره کرد.

«پیام ما» از بازار طولانی‌ترین شب سال گزارش می دهد یلدای گرانی

«پیام ما» از بازار طولانی‌ترین شب سال گزارش می دهد
یلدای گرانی

کرمانی‌ها در حالی امشب را به‌ عنوان طولانی‌ترین شب سال جشن می‌گیرند که با توجه به قیمت اقلام مصرفی در این شب، به نظر می‌رسد جشنی گران در پیش داشته باشیم.
طولانی‌ترین شب سال، شب چله یا شب یلدا. اسمش هرچه باشد، فرقی نمی‌کند و ایرانیان این شب را جشن می‌گیرند. جشنی که از ایران باستان برای ما به یادگار مانده. ایرانیان باستان بر این باور بودند که فردای شب یلدا با دمیدن خورشید، روزها بلندتر می‌شوند و تابش نور ایزدی افزونی می‌یابد و به همین دلیل آخر پاییز و اول زمستان را شب زایش مهر یا زایش خورشید می‌خواندند و برای آن جشن بزرگی برپا می‌کردند و ازاین‌رو به دهمین ماه سال دی (دی در دین زرتشتی به معنی دادار و آفریننده) می‌گفتند که ماه تولد خورشید بود. این جشن باستانی از قدیم تا امروز ادامه داشته و در سراسر ایران خانواده‌ها دور هم جمع می‌شوند و این شب را جشن می‌گیرند. جشنی که البته در سال‌های اخیر به دلیل گرانی اقلام مصرفی در شب یلدا ازجمله هندوانه، انار و آجیل، برپاداشتن آن برای همه مردم چندان آسان نیست.
تفاوت محسوس قیمت‌ها
اگرچه مسئولان مختلف از جمله مدیر تنظیم بازار محصولات و نهاده‌های کشاورزی تأکید کرده که اقلام مصرفی شب یلدا به‌اندازه کافی در بازار موجود است و مردم نگران نباشند و دولت هم با تدابیری که اندیشید از افزایش ناگهانی قیمت‌ها جلوگیری کرد، اما قیمت‌ها در شهر کرمان در مناطق مختلف، تفاوت فاحشی دارد. این تفاوت قیمت چه در آجیل و چه در میوه خود را نشان می‌دهد.
آجیل؛ از 20 تا 64 هزار تومان
قیمت آجیل با توجه به میزان مغز و تخمه‌ای که در آن به‌کاررفته متفاوت است. هر کیلو آجیل معمولی در نزدیکی بازار قدمگاه بین 20 تا 30 هزار تومان است. به سمت مرکز شهر، قیمت‌ها بالاتر می‌رود. آجیل معمولی در میدان آزادی و خیابان‌های اطرافش کیلویی 30 تا 35 هزار تومان است. اگر آجیلی می‌خواهید که تنوع بیشتری در مغز و تخمه داشته باشد، می‌توانید آجیل خانگی بخرید که هر کیلوی آن بین 40 تا 42 هزار تومان قیمت دارد. آجیل ممتاز که مغز بیشتری دارد و البته از دور به آن نگاه کنید، برق می‌زند، بین 45 تا 47 هزار تومان قیمت دارد. آجیل پودر مغزی هم در این منطقه بین 60 تا 65 هزار تومان به ازای هر کیلو برایتان آب می‌خورد. در خیابان‌های امام‌جمعه، هزارویک‌شب و شفا هم قیمت‌ها بیشتر است و هم تنوع. آجیل معمولی هر کیلو 39 تا 42 هزار تومان قیمت دارد و هر کیلو آجیل خانگی بین 45 تا 48 هزار تومان است. بهترین آجیل هم که ممتاز نام دارد، کیلویی 58 تا 60 هزار تومان قیمت دارد. آجیل زمستانی و آجیل یلدا هم در این منطقه می‌توانید پیدا کنید. آجیل زمستانی که قیمت هر کیلویش 38 هزار تومان است، مخلوطی از گردو و برگه میوه است. آجیل یلدا هم که مخلوطی از گردو، شیرینی، پسته، برگه میوه و شیرینی (مسقطی) است، 44 هزار تومان قیمت دارد.
هندوانه؛ 800 تا 1500 تومان
هندوانه از اصلی‌ترین میوه‌هایی است که شب یلدا مصرف می‌شود. قیمت هر کیلو هندوانه در خیابان هزارویک‌شب، بلوار نصر و بلوار شیراز بین یک هزار و 300 تا یک هزار و 500 تومان متغیر است. در مرکز شهر قیمت پایین می‌آید. اغلب میوه‌فروشی‌های بلوار جهاد هندوانه را کیلویی یک هزار تومان می‌فروشند. در نزدیکی بازار قدمگاه هم تقریباً هندوانه همین قیمت را دارد اما اگر زمان بگذارید و بگردید، کیلویی 800 تومان هم پیدا می‌کنید. برخی فروشگاه‌های زنجیره‌ای هم به مناسبت شب یلدا هندوانه می‌فروشند که قیمتش برای هر کیلو 900 تومان است.
انار؛ 3000 تا 6500 تومان
هر کیلو انار در نزدیکی بازار قدمگاه و مرکز شهر سه هزار تومان قیمت دارد. میوه ‌فروشی‌های خیابان هزار و یک ‌شب، بلوار نصر و بلوار شیراز بین چهار هزار و 500 تا 6 هزار و 500 تومان به ازای هر کیلو متغیر است.
دیگر میوه‌ها
در مناطق مختلف شهر کرمان قیمت هر کیلو پرتقال معمولی بین دو هزار تا دو هزار و 500 تومان، هر کیلو پرتقال تامسون بین سه تا چهار هزار تومان، هر کیلو نارنگی بین یک هزار و 700 تا دو هزار و 500 تومان و هر کیلو سیب قرمز بین دو هزار و 500 تا سه هزار تومان است.

قیمت‌ها در تهران ارزان‌تر است؟
درحالی‌که معمولاً قیمت در پایتخت بالاتر از شهرستان‌هاست، قیمت‌هایی که خبرگزاری ایلنا روز گذشته از بازار تهران منتشر کرد، از مشاهدات خبرنگار «پیام ما» در کرمان کمتر است. این خبرگزاری گزارش داد که هر کیلو هندوانه 600 الی 800 تومان، انار مرغوب چهار هزار و 500 تا پنج هزار تومان، انار معمولی یک هزار و 500 الی دو هزار و 500 تومان، پرتقال تامسون دو هزار و 500 تومان و نارنگی دو هزار و 500 تومان عرضه‌شده. این در حالی است که در کرمان قیمت انار مرغوب تا 6 هزار و 500 تومان، پرتقال تامسون تا چهار هزار تومان و هندوانه تا یک هزار و 500 تومان است که بالاتر از قیمت در تهران است. همچنین بر اساس گزارش ایلنا، در خیابان مولوی تهران که محل فروش عمده آجیل است قیمت هر کیلو آجیل شب یلدا 20 هزار تومان است. درحالی‌که همین آجیل در خیابان ویلای تهران (نجات الهی) 35 هزار تومان عرضه می‌شود. این در حالی است که آجیل مرغوب شب یلدا کیلویی 50 هزار تومان فروخته می‌شود. البته این کیفیت آجیل در پارک‌وی تهران 65 هزار تومان قیمت‌گذاری شده است.

یک خانواده چهارنفره چقدر خرج دارد؟
با توجه به قیمت‌هایی که گفته شد، فرض کنید یک خانواده چهارنفره بخواهد برای شب یلدا یک کیلو آجیل، چهار کیلو هندوانه، دو کیلو سیب قرمز، دو کیلو انار، دو کیلو پرتقال و دو کیلو نارنگی بخرد. بدین ترتیب این خانواده باید 42 هزار تومان آجیل (متوسط قیمت هر کیلو 42 هزار تومان)، چهار و هزار و 600 تومان هندوانه (متوسط قیمت هر کیلو یک هزار و 150)، 9 هزار و 500 تومان انار (متوسط قیمت هر کیلو چهار هزار و 750)، هفت هزار تومان پرتقال (متوسط قیمت هر کیلو سه هزار و 500)، پنج هزار تومان نارنگی (متوسط قیمت هر کیلو دو هزار و 500 تومان) و پنج هزار تومان سیب قرمز (متوسط قیمت هر کیلو دو هزار و 500) بخرد که مجموعاً 73 هزار و 100 تومان می‌شود. اگر برای شیرینی هم این خانواده 30 هزار تومان هزینه کند، باید برای یک‌شب 103 هزار و 100 تومان خرج کند تا شب یلدا را جشن بگیرد.

«پته کرمان» در کاخ نیاوران می‌درخشد

«پته کرمان» در کاخ نیاوران می‌درخشد
تعدادی از آثار موجود در مخزن کاخ اختصاصی نیاوران با معرفی موضوعی سفره شب یلدا و کرسی رونمایی شد که «پته کرمان» هم در این آثار به چشم می‌خورد.
به گزارش خبرگزاری تسنیم ظروف نقره قلم‌زنی با روکش طلا مزین به آرم سلطنتی متعلق به دوره پهلوی، سماور نقره قلم‌زنی متعلق به اواخر دوره قاجار، پارچه روی کرسی با تزئینات قلاب‌دوزی متعلق به دوره پهلوی ازجمله این آثار هستند.
صندوقچه چوبی متعلق به اواخر دوره قاجار، بافت پته‌دوزی کرمان متعلق به دوره پهلوی، مخده های زیبا و لاله کریستال دیگر آثاری هستند که به مناسبت شب یلدا برای نخستین بار در معرض دید عموم قرار گرفته‌اند.
پته (یا پته‌دوزی) نوعی از رودوزی‌های کرمان است. پارچه زمینه پته پارچه‌ای ضخیم و پشمی است که عریض نامیده می‌شود. هنرمندان پته دوز که اکثراً نیز از زنان و دختران خانه‌دار هستند با کمک سوزن نقوشی ذهنی را که ملهم از پندارها و بینش‌های شخصی‌شان است، به وسیله بخیه‌های نخی رنگین بر زمینه ‌پارچه پشمی ضخیمی (عریض) می‌نشانند. متأسفانه تاریخ دقیقی از پیدایش این هنر زیبا در دست نیست زیرا در برابر عوامل جوی آسیب‌پذیر بوده اما در سفرنامه شاردن به دوره صفوی در کرمان اشاره‌شده است که کاربردهای مختلفی داشته است. در کتاب‌های گوناگون هنری قدیمی‌ترین نمونه از پته‌دوزی در دنیا را متعلق به سال ۱۲۸۵هجری قمری دانسته‌اند. در مورد این نمونه قدیمی باید اشاره کرد که به‌صورت سوزنی بوده و همه زمینه‌اش با گل‌های ریز افشان به‌صورت محرمات و جناغی کج با استفاده از نخ‌های ابریشمی رنگین و روی پارچه‌ای از جنس پشم کرم‌رنگ انجام‌شده است و متعلق به سده ۱۲ هجری قمری است دورش با پتک دوزی و حاشیه‌اش به‌صورت پته‌دوزی و با نقش بته جقه‌ای قهر و آشتی است.
یک نمونه دیگر که ازنظر تاریخی بر روانداز قبر شاه نعمت اله ولی تقدم دارد بقچه پته‌دوزی و سلسله دوزی فرج اله کرمانی است و تاریخ آن به سال ۱۲۸۰هجری قمری اشاره دارد. حالا پته کرمان به مناسبت شب یلدا از مخزن آثار کاخ نیاوران بیرون آمده و در معرض دید عموم قرار می‌گیرد. شب یلدا یا شب چله بلندترین شب سال در نیم‌کره شمالی زمین است. این شب به زمان بین غروب آفتاب از 30 آذر (آخرین روز پاییز) تا طلوع آفتاب در اول ماه دی (نخستین روز زمستان) اطلاق می‌شود. واژه «یلدا» ریشه سریانی دارد و به معنای «ولادت» و «تولد» است. منظور از تولد، ولادت خورشید (مهر/میترا) است.
ایرانیان نزدیک به چند هزار سال است که شب یلدا -آخرین شب پاییز- را که بلندترین و تاریک‌ترین شب در طول سال است تا سپیده‌دم بیدار می‌مانند و در کنار یکدیگر خود را سرگرم می‌دارند تا اندوه غیبت خورشید و تاریکی و سردی، روحیه آنان را تضعیف نکند و به همین مناسبت این آثار رونمایی شده‌اند.

شهرداری کرمان: قبل از اینکه فیلم را ببینیم، لو رفت «9 شب» جنجالی

شهرداری کرمان: قبل از اینکه فیلم را ببینیم، لو رفت
«9 شب» جنجالی

پیام ما- بازنشر یک کلیپ که در ابتدای آن آرم سازمان مدیریت پسماند شهرداری کرمان به چشم می‌خورد، جنجال‌ساز شده است.
در این کلیپ پسری جوان در زمانی که به نظر حوالی ظهر می‌آید، پلاستیک آشغال را سر کوچه می‌گذارد. در همین هنگام دختر جوانی از مقابل او می‌گذرد و می‌گوید: «الان نه، 9 شب.» پسر جوان هم خیال می‌کند منظور دختر از این صحبت، دیدار در این ساعت است. به همین دلیل کت و شلوار می‌پوشد و با دسته‌گل ساعت 9 شب مقابل منزل خود می‌ایستد تا دختر را ببیند. از قضا همان دختر دوباره از آنجا می‌خواهد رد شود که پسر جوان می‌گوید: «برویم؟» دختر پاسخ می‌دهد: «کجا؟» و پسر می‌گوید: «خودتان گفتید 9 شب.» دختر هم می‌گوید منظورش آشغال بوده. این کلیپ که 22 شهریور سال گذشته در وب‌سایت آپارات قرار گرفت مجدداً در شبکه‌های اجتماعی بازنشر شده است که با واکنش شهرداری کرمان روبرو شد.
این فیلم را تأیید نمی‌کنیم
آن‌طور که ایرنا نوشته مسئول روابط عمومی سازمان مدیریت پسماند شهرداری کرمان گفت: «فیلم کوتاه پخش‌شده در فضای مجازی با عنوان ‹تبلیغ 9 شب› مبنی بر تبلیغ شهرداری کرمان برای گذاشتن زباله رأس ساعت 21 مورد تأیید شهرداری کرمان نیست.» زهرا شعایی با اعلام اینکه این فیلم از سوی شهرداری کرمان منتشر نشده است افزود: «هیچ‌گونه مسئولیتی در خصوص انتشار این فیلم متوجه سازمان مدیریت پسماند شهرداری نیست.» وی خاطرنشان کرد: «حدود 2 سال قبل سفارش ساخت یک تیزر تبلیغاتی در راستای فرهنگ‌سازی برای پسماند را به یکی از تهیه‌کننده‌ها دادیم که این کار به اتمام نرسید و تهیه‌کننده هم فیلمی به سازمان مدیریت پسماند تحویل نداد.» وی با بیان اینکه این فیلم قبل از رؤیت و تحویل به ما لو رفته بود ادامه داد: «ظاهراً تهیه‌کننده رایانه خود را برای تعمیر به یک واحد تعمیراتی تحویل می‌دهد و فیلم ذکرشده از آن محل و توسط شخص تعمیرکننده منتشر می‌شود.» مسئول روابط عمومی سازمان مدیریت پسماند شهرداری کرمان گفت: «2 سال قبل نیز در جهت شفاف‌سازی این موضوع پاسخگو بودیم و عجیب است که بعد از گذشت 2 سال مجدد این فیلم کوتاه به شبکه‌های اجتماعی بازگشته است.»

خبر

روایت نماینده سیرجان از برخورد دوگانه وزارت کشاورزی با کرمان
ایسنا نوشت: نماینده مردم سیرجان و بردسیر در مجلس شورای اسلامی ضمن گلایه از برخورد دوگانه وزارت جهاد کشاورزی با استان کرمان، گفت: «وزارت جهاد کشاورزی همه توان خود را برای خرید گندم، چای و برنج گذاشته است.» شهباز حسن‌پور ادامه داد: «با توجه به اینکه استان کرمان به دلیل خشک‌سالی‌های متوالی و کم‌آبی، باقیمانده کشاورزی آن در حال نابودی است، برای مثال کرم خراط گردو بیش از 3 هزار هکتار درختان گردو با قدمت چند دهه ساله در حال نابودی و خشک شدن است اما وزارت جهاد کشاورزی با بی‌اهمیتی از کنار آن می‌گذرد.» نماینده مردم سیرجان و بردسیر در مجلس شورای اسلامی خطاب به وزارت جهاد کشاورزی، اظهار کرد: «وزارت جهاد کشاورزی در قبال چنین مشکلاتی مسئولیت دارد.» وی به وضعیت نابسامان پسته و ارزآوری آن اشاره و ابراز کرد: «متأسفانه هیچ برنامه مشخصی در وزارتخانه در این زمینه وجود ندارد و به این موضوع هیچ توجهی نشده است و چنانچه این روال ادامه یابد، در آینده‌این محصول ارزآور سرنوشتی همچون فرش کرمان پیدا خواهد کرد.» حسن‌پور از بی‌توجهی به وضعیت آب مصرفی در بخش کشاورزی اشاره و تصریح کرد: «بخش مهمی از سرمایه و دسترنج سالیان کشاورزان و روستاییان زحمت‌کش استان کرمان، قنوات بوده است.» وی افزود: «دولت درحالی‌که به‌تمامی بخش‌ها یارانه پرداخت و هزینه می‌نماید، متأسفانه قنوات به‌طورکلی به فراموشی سپرده‌شده و برای این سرمایه ملی هیچ‌گونه کمکی نمی‌نماید؛ بطوریکه سال‌هاست که قنوات لایه روبی نگردیده و در آینده‌ای نه‌چندان دور این سرمایه ملی نیز رو به نابودی خواهد رفت.» عضو کمیسیون برنامه‌وبودجه در مجلس شورای اسلامی به وضعیت سد خاکی زین‌الدین واقع در شهرستان بردسیر اشاره و عنوان کرد: «متأسفانه این سد بیش از 3 سال تعطیل است و کسی در این رابطه پاسخگو نبوده است.» وی ضمن درخواست از وزارت جهاد کشاورزی، اعلام کرد: «عدالت ایجاب می‌کند، به همه مناطق به‌صورت یکسان امکانات و تسهیلات اعطا شود.»

امضای تفاهم‌نامه اولیه ایجاد منطقه ویژه انرژی‌های تجدید پذیر
روابط عمومی شرکت توزیع نیروی برق شمال استان کرمان نوشت: در جلسه هم‌اندیشی ایجاد منطقه ویژه فناوری انرژی‌های تجدید پذیر که با حضور استاندار کرمان، معاون عمرانی استانداری، مدیرکل راه و شهرسازی استان کرمان، عضو هیئت‌مدیره و معاون فنی و اجرایی سانا، معاون ستاد توسعه فناوری انرژی‌های تجدید پذیر و معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری، مدیر دفتر برق و انرژی روستایی- فتوولتائیک سانا، دستیار جوان دبیرخانه شورای عالی مناطق آزاد کشور و مدیرعامل شرکت توزیع نیروی برق شمال و تعدادی از مدیران شرکت برگزار شد، تفاهم‌نامه ایجاد منطقه ویژه فناوری انرژی‌های تجدید پذیر به امضا رسید.

یک کاسه گل سرخ در بیست و چهارمین نشست یک مؤلف، یک کتاب
روابط عمومی مس منطقه کرمان نوشت: بیست و چهارمین نشست یک مؤلف، یک کتاب با حضور مرجان عالیشاهی نویسنده رمان «یک کاسه گل سرخ « روز یکشنبه 5 دی‌ماه در فرهنگسرای مس سرچشمه برگزار خواهد شد. بنا به این گزارش منتقد مهمان بیست و چهارمین نشست یک مؤلف، یک کتاب محمدرضا گودرزی است که درباره رمان یک کاسه گل سرخ با حاضرین سخن خواهد گفت و در پایان جلسه پرسش و پاسخ با حضور مؤلف برگزار می‌شود. یادآور می‌شود که این نشست از ساعت 16:30 روز 5 دی‌ماه در سالن اجتماعات فرهنگسرای مس در شهر سرچشمه آغاز می‌شود.