ساخت بزرگترین سد برقآبی عراق، ساکنان روستاهای اطراف آن را بیخانمان کرد
۴۰ سال آوارگی
خانواده تا امروز پس از چندین و چند بار آوارگی اجباری در خاک خودشان، اول با ساخت سد موصل بعد با حمله آمریکا و داعش و حالا از طرف دولت عراق محکوم به جابهجاییهای اجباری شدهاند
۱۶ تیر ۱۴۰۲، ۲۲:۳۳
در خانههایمان را زدند و گفتند: «تا خرداد بیشتر وقت ندارید که اینجا را تخلیه کنید، ولی ما جایی نداشتیم که برویم…» روستای الجیساری که در زمان ساخت سد موصل یعنی همان حوالی سال 1364 دقیقاً کنار این دریاچه بود. سیل بهار سال 1363 که نتیجه ساختن سد موصل بود، این روستا را بهطور کامل غرق کرد و از آن سال تاکنون حدود 40 سال است که مردم این روستا بین شهرکها آواره شدهاند و حالا ممکن است دوباره سرپناهشان را از دست بدهند. گاردین از 40 سال آوارگی خانوادههای عراقی پس از ساختهشدن این سد نوشته است که داستان این بیسرپناهی را در ادامه میخوانید:
«ما نمیتوانیم اینطور زندگی کنیم. من بیشتر وقتها با خود فکر میکنم که کاش خود را در سیلی که روستا را غرق کرد، غرق میکردم…» این حرفهای عایشه حسین همسر طالب محمود است که 37 سال پس از به چشم دیدن غرق شدن روستای الجیساری برای ساخت بزرگترین سد برق آبی عراق، هنوز نتوانستهاند سر پناه قرص و محکمی برای خود دست و پا کنند. هنوز که هنوز است این تلاش طاقتفرسا برای پیدا کردن سقفی که بشود زیر آن زندگی کرد برای او و خانوادهاش، ادامه دارد. این خانواده و 600 خانواده دیگر تا امروز پس از چندین و چند بار آوارگی اجباری در خاک خودشان، اول با ساخت سد موصل بعد با حمله آمریکا و داعش و حالا از طرف دولت عراق محکوم به جابهجاییهای اجباری شدهاند.
طالب که از تکرار این سرنوشت محتوم خسته شده، روی زمین سفت و سردی که روزگاری تمام داروندار او بود، مینشیند و به گاردین میگوید که: «آمدند و گفتند بروید! مگر ما جایی را داریم؟ اما اصلا مهم نبود که چه بر سر ما میآید!» به پیرمرد 68 ساله نامهای دادند که اخطاریه تخلیه خانه بود. او تعریف میکند که بعضی از همسایههای او حاضر به امضای این اخطاریه نشدهاند و حاضرند تا پای جان برای حفظ داروندارشان مبارزه کنند. اما طالب برگه را از سر ناچاری امضا کرده است.
سد موصل که برق 1.7 میلیون نفر را در شهرهای شمالی تامین میکند، روی کارست متخلخل ساخته شده و کارشناسان هشدار دادهاند که هر لحظه ممکن است منفجر شود
طالب در آستانه 70 سالگی و دیگر ساکنان سابق الجیساری باهم در یک مجتمع نظامی متروکه در روستای دومیز در استان نینوا در شمال عراق زندگی میکنند. این مجتمع نظامی در روستای دومیز در شمال عراق به محل زندگی ساکنان سابق جیسری تبدیل شده است. محوطهای که به بلوکهایی تقسیم شده و با دیوارهای آجری احاطه شده و به هر خانواده یک اتاق برای زندگی، خواب و پخت و پز داده است. زمینهای خاکی اطراف محوطه را احاطه کرده و بارانهای بهاری آنها را سبز کرده است. با اینکه منطقه فعلی فاصله زیادی با مزارع سرسبز الجیساری و زمینهای کشاورزی وسیع ساکنان دارد، اما روستاییان که جایی را نداشتند، در این سالها تصمیم گرفتهاند که همین جا ساکن شوند. اما دولت عراق که همه این سالها از آنها حمایتی نکرده، حالا میخواهد این مجتمع را از آنها پس بگیرد: «ما 40 سال است که با هزار بدبختی دنبال یک چهار دیواری هستیم که مجبور نباشیم آن را ترک کنیم اما با این فشارهایی که دولت میآورد، دوباره بیخانمان میشویم.»
سد قاتل
خانواده طالب اولین بار در سال 1985، زمانی که صدام حسین، روستای آنها را برای ساخت سد موصل که بزرگترین و در عین حال خطرناکترین سد این کشور به حساب میآید، انتخاب کرد. در حالی که این سد برق 1.7 میلیون نفر را در شهرهای شمالی تامین میکند، بر روی کارست متخلخل ساخته شده و کارشناسان هشدار دادهاند که هر لحظه ممکن است منفجر شود. این یعنی اگر چنین اتفاقی بیفتد، سیل احتمالی ناشی از انفجار این سد می تواند تا بغداد 402 کیلومتری جنوب این کشور برسد. در این صورت صدها هزار نفر کشته و میلیونها نفر را آواره میشوند. عایشه حسین زن 64 سالهای که مادر 11 بچه و همسر طالب است، میگوید: «همه چیز با تکمیل سد در سال 1985 آغاز شد. از آن زمان تاکنون بارها مجبور به جابهجایی شدهایم.آب میراث ما را غرق کرد و همه چیزمان را گرفت.»
خانواده تا امروز پس از چندین و چند بار آوارگی اجباری در خاک خودشان، اول با ساخت سد موصل بعد با حمله آمریکا و داعش و حالا از طرف دولت عراق محکوم به جابهجاییهای اجباری شدهاند
از اینجا مانده و از آنجا رانده، سرنوشت روستاییان الجیساری
در سال 1985، دولت عراق به ساکنان الجیساری خانههای جدیدی در شهری نزدیک بدریه یکی از شهرهای کردنشین این کشور، جا داد. اما چون این زمینها قصبی بود، بین صاحبان این زمینها و مستاجران جدید آن تنشهایی شکل گرفت. در سال 2003 با حمله آمریکا به عراق، مالکان کرد زمینهایی که حالا روستاییان الجیساری در آن زندگی میکردند، بازگشتند. طالب میگوید: «آنها زمینی را که دولت به ما داده بود، میخواستند. با وجود اینکه جایی برای رفتن نداشتیم و در در بدریه خوشحال بودیم، مجبور شدیم آنجا را ترک کنیم.» طالب میگوید که بعد از این جابهجایی در بحبوحه جنگ و آشفتگی زمان حمله آمریکا به عراق، وارد محوطه متروکه نظامی شدند و تصمیم گرفتند همان جا زندگی کنند: «نه کسی مسئولیتی قبول میکرد نه دولتی بود که به ما خدمتی دهد. با این حال بعدها ما بارها از دولت خواستیم به ما خانه و سرپناه بدهد. از ما حمایت کند. آخر آنها به ما مدیون هستند اما هیچ کس به ما کمکی نکرد و اصلا کسی صدای ما را نشنید.» پس از این دوره با حمله داعش در به این منطقه در سال 2014 همه چیز بدتر شد: «آنها به خانههایمان حمله کردند، در و پنجرهها را شکستند. تا سال 2017 ما دوباره دسته جمعی راهی دومیز شدیم شاید به این امید که خانهای دائمی برای خودمان پیدا کنیم.»
خشونت در انتظار آوارگان سد موصل
پس از همه این فراز و فرودها، حالا یک سال و نیم است که دولت عراق قصد دارد تنها سرپناه این آوارگان روستایی که همان محوطه متروکه نظامی است، از آنها پس بگیرد. حیدر الموسوی یکی از فعالانی که در سازمان پارادایمهای صلح در نینوا کار میکند و واسطه ساکنان سابق الجیساری با دولت شده است، میگوید: «در این سالها بارها گفته بودند که بروید ولی این اولین بار است که اخطاریههایی با این جدیت صادر میکنند.» او میگوید که مردم حاضرند کار به خشونت برسد: «من میترسم آخر این بازی، خشونت شدید باشد و مردم دست به اسلحه ببرند. از آنجایی که تا بدریه نیم ساعت با ماشین فاصله است، بعضیها میگویند که به آنجا برمیگردند. این هم انتخاب هوشمندانهای نیست. آنجا منطقه کردنشینی است که محل مناقشه دولت عراق است و این بازگشت ممکن است به به قیمت تنش با جامعه کرد تمام شود. این فعال همچنین در توضیح فعالیتهایش میگوید که همه تلاشش این است که کمپینی راه بیندازد که دولت عراق را مجبور کند قید دومیز را بزند. هرچند مسئولیت اسکان این مردم به طور کامل به گردن دولت است اما او به دنبال خیرانی میگردد که تلاش کنند دوباره الجیساری را بسازند.
برچسب ها:
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
بلاتکلیفی دانشآموزان در سایه جنگ
کنکوریها در انتظار یک تاریخ قطعی
به بهانه برگزاری دادگاه پژمان جمشیدی؛ چرا درک فرد آزاردیده از تجاوز و همراهی با او برای ما مشکل است؟
سمت درست تاریخ
گفتوگو با «سید فؤاد توحیدی»، پژوهشگر موسیقی نواحی درباره ریشههای جغرافیایی و فرهنگی نغمههای جنوب
نغمههایی که از دریا میآینــــــد
«محیطزیست از نگاه هنرمندان» منتشر شد
نگاهی به دغدغههای محیطزیستــی از دریچه تصاویر
در گفتوگو با «مهرداد زوارهمحمدی» معمار و پژوهشگر مطرح شد
خیابان؛ عرصه مشترک یا میدان تقابل؟
بنبست آموزش
«نیمه پر سدهای ایران: ۵۹درصد پر، اما ۱۹درصدخالیتر از پارسال؛ نگرانی از میانگین ۱۰ ساله»+ همراه با نمودار
دراما در زمینِ سوخته
سینمای ایران و لکنت در روایت بحرانهای اقلیمی
شهرکرد؛ از شهر ملی تا قطب جهانی نمد
بازگشت ناتمام به زندگی
وب گردی
- مسابقه ملی ایدهپردازی «ایدانو» به آنتن شبکه دو رسید
- «سهم ما از قدردانی»؛ حمایت ویژه هتلهای دُنسه از قهرمانان امداد
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک
- حضور فعال شرکت کرچنر سولار گروپ ایرانیان در نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر بیشتر
بیشترین نظر کاربران
خیابان؛ عرصه مشترک یا میدان تقابل؟
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید