گفت‌وگو با باقر نظامی، مشاور سابق پروژه بین‌المللی حفاظت از یوزپلنگ آسیاییزیستگاه‌های یوز کمترین سطح حفاظت را دارندگستره زیستگاه‌های یوز یک سوم مناطق تحت مدیریت سازمان محیط زیست است اما سهم آنها فقط سه درصد از محیط‌بانان کشور است سازمان حفاظت محیط زیست در دو سال گذشته پروژه را بلاتکلیف گذاشته است و به همین دلیل دفتر عمران سازمان ملل دلسرد شده وحاضربه ادامه همکاری نیست

سه شنبه 30 آذر 1400

کارشناسان می‌گویند برای حفاظت از یوز وقت اضافه را هم رد کرده‌ایم و شرایط نه تنها بهبود نیافته بلکه همچنان به سمت بدتر شدن میل می‌کند. چرا این اتفاق افتاده است؟ گروهی در این زمینه تیر انتقاد را به سمت پروژه بین‌المللی حفاظت از یوز آسیایی می‌گیرند و می‌گویند این موضوع به واسطه ناموفق بودن پروژه اتفاق افتاده، آیا این انتقادها درست است؟ و چرا در این شرایط بحرانی شاهد تعلیق این پروژه هستیم؟ در گفت‌وگو با دکتر باقر نظامی مدرس دانشگاه و از مشاوران سابق پروژه یوز از او در‌این‌باره پرسیدیم.

آقای نظامی، پروژه یوز دو سالی است که بلاتکلیف است،‌ چه دلایلی باعث این بلاتکلیفی شده است؟
متاسفانه معاونت محیط طبیعی سازمان حفاظت محیط زیست در دو سال گذشته پروژه را بلاتکلیف گذاشته و به نوعی می‌توان گفت پروژه در این بازه زمانی تعطیل بوده است. استدلال آنها برای این تعلیق و بلاتکلیفی هم به اعتقادشان به موفق نبودن پروژه برمی‌گردد. همین موضوع هم باعث شده دفتر عمران سازمان ملل (UNDP) دلسرد شده و حاضر به ادامه همکاری نباشد.
یکی از انتقاداتی که به پروژه یوز وارد شده این است که تعداد یوزها با وجود پروژه کاهش پیدا کرده است، شما در این ارتباط چه می‌گویید؟
در اینکه جمعیت یوز کاهش قابل توجهی داشته و حتی در برخی استان‌ها و زیستگاه‌ها به طور کامل حذف شده و اینکه عملکرد ما در حفاظت از یوز اصلا خوب نبوده تردیدی نیست. درباره این موضوع می‌توان دلایل زیادی را ذکر کرد. به عنوان مثال ما یزد را یکی از زیستگاه‌های با مطلوبیت بالا برای یوز می‌دانیم. با این حال احتمالا در زیستگاه‌های این استان دیگر یوز نداریم چرا؟ در زیستگاه‌های یوز در این استان ما شاهد فعالیت معادن مختلفی هستیم، به طوری که باعث شده حتی جاده چهاربانده هم برای رسیدن به آنها ایجاد شود. وجود جاده و معدن باعث حضور افراد زیاد در منطقه، سرو‌صدا و ناامنی می‌‌شود و حتی شاهد تلف شدن چندین یوز در جاده در این مناطق بوده‌ایم. متاسفانه صاحبان معادن استدلال‌شان آن زمان این بود که در مقابل احداث معدن به کارهای حفاظتی مانند تاسیس آبشخور می‌پردازند. تصاویر و ویدیوهای زیادی هم از سوی آنها منتشر شده که نشان می‌داد قوچ‌ و میش‌ها،‌ کل و بزها و گونه‌های دیگر سر آبشخور احداثی آنها آمده و با انفجار دینامیت هم از جایشان تکان نمی‌خوردند. پرسش این است اگر این فعالیت‌ها روی سم‌داران اثر نداشته، آیا روی یوز و سایر گوشتخواران هم اثری نداشته است؟!
این موضوع را می‌توان به عنوان توجیه‌‌ مشکلات یوز در یزد در نظر بگیریم اما در عمل شاهدیم در کرمان و خراسان جنوبی هم شرایط یوز نه تنها بهبود نیافته بلکه بدتر شده است،‌ توضیح شما درباره این مناطق چیست؟
مناطقی که جزو زیستگا‌ه‌های یوز به حساب می‌آیند عملا از کمترین سطح حفاظت برخوردار هستند. شاید بین زیستگاه‌ها وضعیت توران بهتر باشد اما حتی به توران هم توجه آنچنان نمی‌شود. توران هم مانند مناطقی مثل پارک ملی گلستان یا میانکاله جزو مناطق قدیمی سازمان حفاظت محیط زیست هستند که سال‌هاست ساختار تشکیلاتی آنها شکل گرفته و پاسگاه‌هایش تاسیس و فعال هستند. تعداد محیط‌بانان این پارک بالای 20 نفر است.
آیا پروژه یوز در این زمینه مسئولیتی ندارد؟
مسئله حفاظت هیچگاه به عهده و در شرح وظایف پروژه نبوده است. مدیریت این اقدامات و حفاظت از این عرصه‌ها وظیفه ذاتی ادارات کل استانی و سازمان حفاظت محیط زیست است و قرار نبود که پروژه یوز این اقدامات را انجام دهد. نیازمندی‌ها و کاستی‌ها بارها توسط پروژه به سازمان و ادارات کل اعلام شد، اما متاسفانه چندان اثرگذار نبودند. نایبندان طبس به عنوان وسیع‌ترین منطقه تحت مدیریت کشور، فقط با 11 محیط‌بان حفاظت می‌شود که این تعداد اندک نیز در دو شیفت کاری تقسیم می‌شوند. راور کرمان با یک میلیون و 350 هزار هکتار وسعت حتی یک پاسگاه هم ندارد و تنها با 5 نیرو حفاظت می‌شود. این در حالی است که پارک ملی «خبر» در همان استان با مساحتی بالغ بر یک پنجم راور 30 تا 40 نیرو دارد. مصرف سالانه بنزین در توران پیش از سهمیه‌بندی بنزین 200 هزار لیتر است و این میزان در حال حاضر به 12 هزار لیتر رسیده است. در مجموع گستره زیستگاه‌های یوز یک سوم مناطق تحت مدیریت سازمان محیط زیست است اما سهم آنها فقط سه درصد از محیط‌بانان کشور است. انتظار اداره کل این بوده که پروژه حفاظت از یوز خودش باید نیروی حفاظتی و تجهیزات مهیا کند. با همین استدلال آنها هزینه‌هایشان را در این مناطق به حداقل رساندند. این در حالی است که پروژه یوز یک دفتر مشاوره‌ای و تسهیل‌کننده است. تسهیل همکاری متخصصان داخلی و به ویژه خارجی، ورود تجهیزات، جلب همکاری ذینفعان دولتی و خصوصی، شناسایی نقاط قوت و ضعف، تدوین برنامه‌های سالانه برای حفاظت از زیستگاه‌ها، اولویت‌بندی اقدامات، جلب همکاری مردم محلی حاشیه زیستگاه‌ها، آموزش پیوسته پرسنل و محیط‌بانان، تنویر افکار عمومی، تدوین دستورالعمل‌ها، جذب منابع مالی و سایر اقدامات بر اساس برنامه عمل، شرح وظایف پروژه‌های بین‌المللی است.
استدلالی که معمولا بر این موضوع مطرح می‌شود این است که پروژه به منابع دلاری دسترسی داشته،‌ در حالی که ادارات کل چنین منابعی نداشته‌اند. آیا این استدلال درست است؟
درباره پروژه همیشه گفته شده که به منابع دلاری دسترسی داشته است. اول اینکه بودجه پروژه یوز میلیارد دلاری نبوده و به نسبت سایر پروژه‌های بین‌المللی منابع محدودی داشته است. منابع مالی پروژه به اندازه امور جاری، حقوق پرسنل، فعالیت‌های تدوین‌شده در برنامه عمل‌ها مانند آموزش، تجهیزات پایش و کارگاه‌ها با بودجه مشخص است.
یکی از انتقادها به پروژه شفاف نبوده و نبود گزارش‌دهی است،‌ آیا این نقد را قبول دارید؟
عملکرد پروژه در زمینه گزارش‌دهی، گردآوری و نگهداری اطلاعات مناطق و گونه‌ها چندان رضایت‌بخش نیست. پروژه یوز در ابتدای هر فاز یک سند و برنامه عمل سالانه مشخص می‌کرد ولی متاسفانه چندان پایبند به این برنامه عمل نبوده و نتوانست گزارش‌های دوره‌ای خود را به طور منظم ارائه دهد. یکی از مشکلات پروژه آن بود که تغییرات معاونان محیط طبیعی سازمان به شدت بر سیاست‌ها و اهداف آن اثرگذار بود. سیاست بیشتر مدیران پروژه انجام فعالیت‌هایی بود که در شرح وظایف استان‌ها به شکل سنتی قرار داشت نه اینکه پروژه موظف به انجام آنها باشد. همین باعث شد پروژه نتواند از برنامه عمل خود پیروی کند.
تغییر در مدیران بالادستی چه تاثیری بر پروژه داشت؟
در فاز اول از سال 80 تا 88 و در فاز سوم از 1397 این موضوع بسیار اثرگذار بوده است. در این بازه‌های زمانی هر وقت معاون محیط‌ طبیعی تغییر می‌کرد به تبع آن مدیر پروژه هم عوض می‌شد. در فاز اول یعنی در یک بازه زمانی 8 ساله سه بار معاون محیط طبیعی تغییر کرد و همراه با آن شاهد بودیم مدیر پروژه هم عوض شده و سیاست‌ها تغییر می‌یافت. در سال 97 هم پس از تنها سه ماه از آغاز به کار فاز سوم پروژه و در اولویت قرار گرفتن حفاظت از یوز و زیستگاه‌های آن، شاهد تغییر در معاونت محیط طبیعی سازمان بودیم. از همین رو بار دیگر فعالیت‌های پروژه به طور کامل متوقف، حفاظت در زیستگاه‌های اولویت‌دار از اولویت خارج، همکاری با سازمان ملل قطع و فقط بخش تکثیر در اسارت یوز در دستور کار قرار گرفت.

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.