عثمان محمدپرست، استاد موسیقی مقامی خراسان در بیمارستان بستری است
احوال ناخوش دوتارنواز خواف
بیمارستان امام رضا(ع) مشهد: موضوع به کما رفتن استاد عثمان محمدپرست صحت ندارد. حال عمومیشان خوب است و هوشیار هستند
۶ اسفند ۱۳۹۹، ۰:۰۰
تنها ستون موسیقی مقامی خراسان بزرگ در بستر بیماری خفته و دوستداران میراث ملموس نگران احوال او شدهاند. عثمان محمدپرست، که در تمام عمر دوتار نواخته و آواز سرداده و «نوایی» خواندنش به گوشها آشنا شده، از بهار 96 تن به جراحی ستون فقرات داد و گرفتار صندلی چرخدار شد و اکنون سه روز است بر بستر بیماری خفته. او را به دلیل خونریزی معده در بیمارستانی در خواف بستری کردند و به دنبال وخامت اوضاع جسمانی، به بیمارستانی در مشهد. دیروز در خبرها گفتند او که چهره ماندگار موسیقی مقامی است، به کما رفته و خبر تلخ، خیلی زود تکذیب شد. نگرانی دوستدارن او درباره سلامتش ادامه دارد، هرچند بیمارستان امام رضا (ع) اعلام کرده که «عثمان خوافی» هوشیار است و تحت درمان.نام عثمان محمدپرست، بیشتر از سه سال پیش وقتی به زبانها افتاد که عدهای کاشی ماندگار نصبشده بر سر در خانهاش در خواف را شکستند. نصب این کاشی به دنبال اجرای یکی از طرحهای سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری (وزارتخانه امروزی) برای حفظ و معرفی میراث معنوی و فرهنگی در شهریور 96 انجام شد. عثمان محمدپرست خود آن روز گفته بود: «90 سال سن دارم و از زمانی که بهیاد دارم تار میزدم. پدرم در خواف دامدار بود اما من دوتارنوازی را انتخاب کردم و بههمین خاطر به بسیاری از کشورهای دنیا دعوت شدم و در آن کشورها دوتارنوازی کردهام. هرچه دارم از لطف و کرم خداوند است و گرنه لیاقت این همه الطاف و بزرگواری را ندارم؛ من خدمتگزار تمام مردم ایران زمین هستم. امروز صدایم پر از گریه است از مردم میخواهم ما هنرمندان را فراموش نکنند.» در مهر ماه همان سال فرد یا افرادی احتمالا در مخالفت با موسیقی آن کاشی ماندگار را شکستند. همان وقت روابط عمومی سازمان در واکنش اعلام کرد که «کاشی ماندگار استاد عثمان محمدپرست بر دلهای مردم فرهنگدوست ایرانزمین به ویژه خراسانیها، نصب است و کسی قادر به آسیب رساندن به آن نیست.» عثمان محمدپرست پیش از این در دلهای دوستدارانش ماندگار شده؛ با زنده نگهداشتن موسیقی مقامی و حفظ فرهنگ و البته فعالیتهای خیرخواهانه در «جامعه یاوری فرهنگی» و ساخت صدها مدرسه در این سالها.
حالا در خبرها گفتهاند که احوال جسمانی «عثمان خوافی» خوب نیست. حمید طباطبایی، مدیر روابط عمومی بیمارستان امام رضا(ع) مشهد گزارشها درباره به کما رفتن را تکذیب کرده و به ایسنا گفته است: «موضوع به کما رفتن استاد عثمان محمدپرست که ۹۱ ساله هستند و با بیماری گوارشی و داخلی از بیمارستان ۲۲ بهمن شهرستان خواف به بیمارستان امام رضا(ع) مشهد منتقل شدهاند، صحت ندارد. بیمار مربوطه به کرونا هم مبتلا نبود. وضعیت ایشان به گونهای نبود که حتی نیاز باشد به بخش مراقبتهای ویژه منتقل شوند و پس از حضور و درمان در بخش اورژانس، به داخل بخش منتقل شدند. حال عمومیشان خوب است و هوشیار هستند. اکسیژن خونشان بالای ۹۶ قرار دارد و تحت درمان و معالجهاند.»
محمدرضا محمدی، معاون هنری اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی خراسان رضوی هم با اشاره به پیگیری درمان او از وضعیت سلامتی او خبر داده است. «خوشبختانه در حال حاضر جلوی خونریزی معده گرفته شده و اقدامات درمانی برای ایشان در حال انجام است. استاد محمدپرست در هوشیاری کامل بودند و قرار است آندوسکوپی معده انجام شود. انشاءالله با دعای خیر مردم عزیز به زودی از بیمارستان مرخص شوند.»
عشق و دوتار
عثمان محمدپرست را که زاده ۱۳۰۷ در خواف است، به نام «عثمان خوافی» هم میشناسند. از طایفه «بای» است، طایفهای دامدار و چادرنشین. شش پسر و سه دختر دارد و از زمانی که کودکی خرد بود با ساز آشنا شد. «از ده، دوازده سالگی با دوتار همنوا شدم و هیچ گاه استادی نداشتم.» این همه، یعنی تمام عمر. اکنون او از استادان و بزرگان دوتار نوازی خراسان و نخستین خنیاگرانی است که «نوایی» را اجرا کرده. چنان که در این سالها «مقام نوایی» از اشعار طبیب اصفهانی از مطرحترین آثار او بوده است. پنجههای سحرآمیز او چاوشی و سرحدی و تمام مقامهای این دیار را بارها نواخته است.
از آنجا که انس گرفتن استاد محمدپرست با دوتار از کودکی آغاز شده، او خود این ساز را در عشق و آرامش توصیف میکند. «دوتار یعنی عشق، دوتار، ساز آرام و ملایمی است که هم نوازنده را آرامش میدهد و هم مردمی را که علاقمند به این ساز هستند.» عثمان خوافی که دکترای افتخاری در این هنر دارد، درباره منشا دوتار نوازی هم، چنین میگوید: «خاستگاه “دوتار” سه شهر خواف، تایباد و تربت جام است که بیشتر آهنگهای فارسی و محلی میپردازند و بعد از آن هم در قوچان، شیروان و بجنورد دوتار رایج است که با آن آهنگهای کردی و ترکی میزدند، از آنجا هم به ترکمنها در گنبد کاووس رسید که با دوتار آهنگهای ترکمنی مینواختند.»
استادِ مدرسهساز
«تا حالا ریالی برای دوتار نوازی دریافت نکردهام اما با همین دوتار صدها مدرسه ساختهام.» محمدپرست در گفتوگویی که در خبرآنلاین منتشر شده چنین گفته است. او دیر زمانی است که در فعالیتهای خیرخواهانه مشارکت دارد. عثمان محمدپرست، زندهیاد مجتبی کاشانی و زندهیاد نیکول فریدنی در سال ۱۳۶۲ همراه با هم جامعه یاوری فرهنگی را بنیان گذاشتند. هدف آنها مدرسهسازی و کمک به تحصیل کودکان در مناطق محروم بود و این موسسه تا امروز بیش از ۹۰۰ مدرسه در سراسر کشور ساخته است.
غروب تا طلوع، بر تپههای خواف
استاد نامآشنای دوتار خراسان در چند فیلم هم حضور داشته است. «زیرسلطه من آیید»، یکی از آنهاست، محصول سال ۱۳۶۲ به نویسندگی و کارگردانی داریوش ارجمند. ارجمند سال 91، در مراسم بزرگداشت عثمان محمدپرست با عنوان «نهانخانه دل» از تجربه این همراهی و شناخت او گفته بود: «عثمان موسیقیدان بسیار بزرگی است که با سازش توانسته محدودیتها را شکسته و انسان را به وسعت کائنات بکشاند. من روزگار درازی را با عثمان زیستهام و شاهد بودهام که با یک کیسه خشک نان بر تپههای خواف مینشست و به خورشیدی که در حال غروب بود مینگریست و با سازش شروع به نواختن میکرد و تا دوباره بالا آمدن خورشید در صبح فردا همچنان دوتار مینواخت. من سالها قبل فیلمی درباره عثمان ساختم و مدت زمان بسیاری در کنار او بودم؛ هر کس او را نمیشناسد میداند عثمان هرگز از سازش امرار معاش نکرده و تنها برای دل خودش نواخته است. هرگز برای خوشامد کسی ساز نزده است. از این رو او روزگار درازی را به عنوان کشاورز، راننده اتوبوس و راننده کامیون برای کسب هزینههای زندگی روزمرهاش فعالیت کرده است.»از عثمان محمدپرست که بارها برای دوتار نوازی و آواز به سراسر دنیا دعوت شده، اجراهای بسیاری بهجای مانده است. آشناترین آنها، اجراهایی است با استاد محمدرضا شجریان. به وقت درگذشت خسرو آواز ایران، فیلمی از عثمان خوافی پخش شده بود که عکسی از شجریان در دست داشت و اشک میریخت. «دارم برایش گریه میکنم. آدم با محبتی بود. آدم درستی بود. همه مردم را دوست داشت. مملکتش را دوست داشت.»استاد دوتار نواز خراسان بعد از جراحی پیشین گفته بود: «با خودم عهد کردم تا زندهام دوتارم را بر زمین نگذارم.» حالا دوستدارانش در انتظار بازگشت او هستند.
برچسب ها:
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
بلاتکلیفی دانشآموزان در سایه جنگ
کنکوریها در انتظار یک تاریخ قطعی
به بهانه برگزاری دادگاه پژمان جمشیدی؛ چرا درک فرد آزاردیده از تجاوز و همراهی با او برای ما مشکل است؟
سمت درست تاریخ
«پیام ما» از وضعیت درمانی بیماران تالاسمی در بیمارستانهای تهران گزارش میدهد
کاغذبازی برای درمـــــــان
گفتوگو با «سید فؤاد توحیدی»، پژوهشگر موسیقی نواحی درباره ریشههای جغرافیایی و فرهنگی نغمههای جنوب
نغمههایی که از دریا میآینــــــد
رمزگشایی از «کتابخانه پنهان» در استخوانهای کهن
میـــــــــراث بیولوژیک
«محیطزیست از نگاه هنرمندان» منتشر شد
نگاهی به دغدغههای محیطزیستــی از دریچه تصاویر
در گفتوگو با «مهرداد زوارهمحمدی» معمار و پژوهشگر مطرح شد
خیابان؛ عرصه مشترک یا میدان تقابل؟
بنبست آموزش
دراما در زمینِ سوخته
سینمای ایران و لکنت در روایت بحرانهای اقلیمی
شهرکرد؛ از شهر ملی تا قطب جهانی نمد
وب گردی
- مسابقه ملی ایدهپردازی «ایدانو» به آنتن شبکه دو رسید
- «سهم ما از قدردانی»؛ حمایت ویژه هتلهای دُنسه از قهرمانان امداد
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک
- حضور فعال شرکت کرچنر سولار گروپ ایرانیان در نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر بیشتر
بیشترین نظر کاربران
خیابان؛ عرصه مشترک یا میدان تقابل؟
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید