در کرمان زمین خواری نکردم

دوشنبه 30 آذر 1394

در کرمان زمین خواری نکردم

مثلا همین اخیراً یک کمپینی تشکیل شد درباره خودرو، چقدر آن مقام مسئول عزیز که اتفاقاً فرد نابغه ای است، کم حوصلگی کرد و جریان طبیعی جامعه را که همه جای دنیا وجود دارد ، تخطئه نمود . همه جای دنیا از این انجمن ها و ساختارها هست که فریاد ميزنند ما ازتولید ملی خسته ایم، چون پاسخ نیازهای ما را نمی دهد و با اعتراضهايشان تا یک مقطعی هم خريد اين نوع توليدات را تحريم کردند. چه طور يک مقام دولتی به خودش اجازه ميدهد که این حرکت اجتماعی را تحمل نکند؟ باید صبوری مي کرد. این نوع رفتارها به دليل همان حاکميت دولت در حوزه اقتصاد است. اقتصاد باید دست بخش خصوصی باشد .
يکي از مشکلات، همين واگذاري هاست. چون بنا بر گزارش هاي دیوان محاسبات، به جاي واگذاري به بخش خصوصي، برخي امور خصولتي شده است!
من هم به همين موضوع انتقاد دارم. بگذاريد یک خاطره بگویم. عزیز بزرگواری بود که سال ها به همراه هم به ديگران مشورت می دادیم مبنی بر این که اقتصاد باید خصوصی شود و بايد خصوصی سازی را حمایت کرد. این عزیز بعدها مسئول یک وزارت خانه شد و من بعد از شش ماه او را در یک محفلی دیدم و احوال پرسی کردم و گفتم فلانی چه خبر؟ فلان جا را خصوصی سازی کردی؟، فلان شرکت و فلان مجموعه را که خصوصی کردی حتماً. او پاسخ جالبی داد و گفت: آن حرف ها برای زمانی بود که من هنوز وزیر نشده بودم! حالا اگر در وزارت خانه این چند تا صندوق را خصوصی سازی کنم، دیگر چیزی تحت تصدی من نمی ماند! جسارتاً دعوا سر همين جورموضوعات است!
متأسفانه صرف نظر از افکار و درگیری های سیاسی، کمتر پیش می آید کسانی که حکم تصدی دولتي می گیرند واقعاً به فکر خصوصی سازی باشند. در بهترین شرایط مکانیسم های خصولتی ایجاد می کنند که نظارت های دولتی را برداشته و کنترل ودخالتهاي خودشان را بیشتر کنند. براي همين است که الان 377 شرکت فعال بازار سرمایه کشور، با حدود 350 میلیارد تومان ثروت و دارایی، کاملا در ید خصولتی هاست و به تبع آن دولتی ها با کمترین نظارت ،به سرمایه های عامه مردم، بيشترين آسيبها را مي زنند. آیا شما تا حالا شنیده اید که فلان شخص یا اشخاص به خاطر ضرر به اموال عمومی حاصل از امتناع ازخصوصي سازي ، محاکمه شده باشند؟ اما تا يک نفر 4 میلیارد تومان وام می گيرد، با اينکه اشتغالزايي هم ميکند اما به اتهام عدم بازپرداخت سود بانکي می گیرند و می برندش! در حالی که مقادیر معتنابهی از اموال و دارایی هاي بيت المال در شرکت های خصولتی به هدر مي رود و سرمایه مردم در بازار سرمایه، نابود مي شود. حرف هم که می زنیم، می گویند، تحریم هستيم! حال آنکه به نظر من تحریم اتفاقاً براي ايجاد اقتصاد مقاومتی، مي تواند فرصت بزرگی باشد.
تا اينجا که فقط انتقاد کرديد و نگفتيد نسخه شفابخش شما براي اين اقتصاد بيمار چيست؟
ما حدود 240 تا٣٠٠ هزار میلیارد تومان پول و سرمایه دست عامه مردم داریم که نه در بانک هاست و نه جايي سرمایه گذاري شده است. اين ضعف دولتی بودن و ضعف مدیریت ها و مقامات بازار سرمایه، بورس و اوراق بهادار و وزارت خانه هاي مربوطه است که بلد نیستند ونمي توانند اين پولها را جذب کنند. کسانی که در این سازمان ها کنترل امور را در دست دارند، با سلایق شخصی شان بنگاه های خصوصی و بنگاه های بدون حمایت دولتی را نابود می کنند.من كاملا محكم وقاطانه تعهد مي دم اگر اجازه بدهند ،حاضرم تحت كنترل ومراقبتهاي شديد دستگاههاي نظارتي نظام، حدود سيصدهزارتومن پول وسرمايه راكد بازارطلاوارز را متقاعدكنم كه به سمت بنگاههاي اقتصادي بخش خصوصي هدايت بشوند ومشكل اقتصادكشور را حل كنم تاجوانهاي عزيزمان ازاين بيكاري وفلاكت تجات پيداكنند زيرا اين مهم دقيقا حكم حكومتي رهبري ست ولي دولتمردان عزيز ثابت كرده اند ، برغم حسن نيتشان علم دانش وتجربه كافي براي تحقق اينكارراندارند! جالب اینجاست که غيرموثق شنيده ام برخي مسئولين این سازمان ها در محافل خصوصی اقرار و اعتراف می کنند که حالا ما می دانیم تخلفاتی می شود اما اجازه بدهید در فرصت مقتضی رسیدگی می کنیم! این یعنی چه؟ معنی اش چیست؟
حالا من این حرف ها را نمی زنم که سر و صدا راه بیندازد و مصادیق چی و چی و چی و …. چرا فردي که فرق بین اوتوبوس و دوچرخه را هم نمي داند بايد در مسند يکي از نهادهاي تصميم گير اقتصادي کشور قرار بگيرد تا از هر کسي که خوشش نيامد نماد معاملاتی اش را ببندد، يا اگر از شما خوشش آمد، مجوز افزايش سرمایه موردنظرتان را بدهد! در همه جای دنیا، بورس و اوراق بهادار مکلف به کنترل سرمايه گذاري هاست، یعنی به سازمان شما یا هر کسی که می خواهد در بازار سرمایه ورود کند، بر اساس مقررات اجازه ورود می دهد و کنترلت می کند تا استانداردها را رعایت کني و مورد حسابرسی قرار بگيري و بايد اطلاعاتت شفاف باشد. اما واقعا مديران بورس و اوراق بهادار ما چنین نگرشی دارند؟ متاسفانه به طورغيرموثق شنيده ام مديران مافوق آنها هم جسارت جا به جایی و پوست اندازی ندارند که افراد متخلف وسليقه كار را برکنار کنند!
پس به زعم شما براي جذب پول هاي سرگردان در دست مردم، بايد مديران کاربلدي در راس کار قرار بگيرند. اين تز شما براي بهبود اقتصاد کشور است؟
بله. من مي دانم که مثلا در فلان استان 5 هزار ميليارد تومان پول راکد در دست مردم است که در بانک نمي گذارند. همين ميزان هم طرح و پروژه با موافقت اصولي وجود دارد که بودجه لازم براي اجرايشان در دست بانکها نيست. 5 ميليارد دلار فاينانس چيني هم داريم که بلد نيستند، جذبش کنند. در حاليکه ابزارحقوقي وقانوني استفاده از پول هاي سرگردان هم تشکيل شرکت هاي سهامي عام و افزايش سرمايه آن ها ست. متاسفانه متصديان امر علم و توانايي اين کار را ندارند ومن انتقاد شدیدی که به دولت محترم جدید دارم این است که برخي مديران جسارت كافي و شجاعت لازم براي تصمیم گیری ندارد، به رغم این که اشراف دارند. اتفاقاً دولت قبلی صرف نظر از این که ممكن است اقداماتش کارشناسانه نبوده، اما جسارت و قاطعیت داشت.
احتمالا پاسخ دولتمردان فعلي اين است که تا کنون درگیر توافق هسته اي بوده اند. كه خوب ، دليل موجه و قابل استماعي است. اخيرا چهار تن از وزراء نامه ای به ريیس جمهور محترم در خصوی بازار سرمایه نوشتند. برای من خیلی جالب بود، تمام مطالبی که درآن نامه انتقاد کرده بودند در حدود اختیارات خود آنها بود! من اگر جای رئیس جمهور محترم بودم، فورا هر چهارتای آن وزرا را توبیخ می کردم و ميگفتم حالا که فهمیدید مشکل کجاست، چرا خودتان راهکار برای آن پیدا نمی کنید؟ مگرنه آن است كه وزیر محترم اقتصاد ناظر بر امور بازار سرمایه است و طبق قانون هم دستش خیلی باز است و می تواند عندالزوم لوايح خوبی را به مجلس ببرد تا مسائل را حل کند. براي من سوال است که چطور وزير محترم اقتصاد و رئيس سازمان بورس نتوانستند پيش بيني کنند جرياناتي که نمي خواهند شيريني توافق به دل مردم بنشيند، فرداي توافق، شاخص بورس را منفي كرد؟ آنها بايد ترتيبي مي دادند تا حقوقي هاي بازارسرمايه فردای توافق، خريدار سهام مي شدند نه فروشنده سهم
مقامات دولت قبلي اتفاقا اهميت بازار سرمایه را می فهمیدند ، هرچند كه درعمده موارد ازآن به نادرست استفاده مي نموند که تا قبل از معرفي وزرا ، ابتدا مدیریت شرکت هاي اقتصادي كلان راتصرف کردند. هنوز هم اكثراهمان منصوبان قبلي سوار این شرکت ها هستند که بازار مالی ما این طوری است.
در صحبت هايتان گفتيد که تحريم براي ما مي تواند يک فرصت خوب جهت اجراي اقتصاد مقاومتي باشد. چه پيشنهادي در اين زمينه داريد؟
بند اول همين سياست هاي اقتصاد مقاومتي موضوع حكم حكومتي مقام رهبري را بروند عملي کنند و مشارکت آحاد مردم در امر اقتصاد را به حداکثر برسانند. اما آيا بنگاه هاي اقتصادي فعلي را مي توان خصوصي کرد؟ دست به هر کدامشان بزني، زد و بندها شروع مي شود.
شما از يک طرف مي گوييد در راستاي اجراي سياست هاي اقتصاد مقاومتي بايد خصوصي سازي کرد، از يک طرف هم مي گوييد نمي شود! اين ديگر چه نسخه اي است؟
به جاي دست اندازي به بنگاه هاي اقتصادي موجود که دولتي هستند، ٤٠٠ ساختار اقتصادي جديد در کشور تشکيل دهيم. اما مساله اين است که حتي اجازه تشکيل ساختار جديد هم نمي دهند و تادلتان بخواهدسنگ اندازي مي کنند. به نظر من براي پياده سازي بند يک سياست هاي اقتصاد مقاومتي بايد دو کار کمي و کيفي کرد. يکي همين ايجاد ٤٠٠ساختار جديد ،(معادل ساختارهايي که هم اکنون در بورس وجود دارد) کار ديگر هم بايد اين باشد که به بنگاه هاي اقتصادي موفق موجود در کشور کمک کنيم، آنها را ساپورت مالي کنيم و يادشان بدهيم که چطور بروند مجوز بگيرند و وارد بازار سرمايه شوند. براي اين کار همه دستگاه ها بايد وارد عمل شوند. اين کار را دولت بايد انجام دهد. اما آيا اصلا بلد است که اين کار را بکند؟ دولتمردان ما در حوزه ستادي اين کارها را بلدند؟ آنها هم که در حوزه اجرايي، امور را در دست دارند، هر کدام يک طرفي هستند و کسي نيست که به همه انها اشراف داشته باشد.
يکي از دولتمرداني که ادعا مي کند اطلاعات کافي از بدنه و ساختار اقتصادي کشور دارد، بيايد تا من از او سوال کنم و معلوم شود که درست مي گويد يا نه! من حاضرم با پنج تن از دولتمردان فعال اقتصادي کشور مناظره کنم.
مثلا چه کساني؟
وزير محترم اقتصاد، رئيس محترم سازمان برنامه و بودجه، رئيس کل بانک مرکزي، مديران عامل بانک ها . رييس سازمان بورس من در اين مناظره ضمن احترام وافر به آنها، خواهم گفت که هر کدامشان چه قدرت و اختياراتي دارند، اما از آن استفاده نمي کنند. چون درگير كارهاي ستادي وعمدتا سياسي هستند به جاي کار اجرايي. چطور چهار وزير که اختيارات کافي براي اصلاح امور دارند، براي رئيس جمهور نامه مي نويسند که چنين است و چنان است؟ در اين مناظره آنها بگويند که چه برنامه اي از نظر کمي و کيفي براي اجرايي کردن بند اول سياست هاي اقتصاد مقاومتي دارند اصلا مي داند که تحت چه پروسه اي مي توان مردم را در بنگاه هاي اقتصادي، مشارکت واقعي داد؟
نسخه شما براي اقتصاد کشور، تا اينجاي گفت و گو شامل چند مورد شد. يکي جمع آوري پول مردم و در اختيار گذاشتن آن نزد بنگاه هاي اقتصادي. يکي اجراي بند يک سياست هاي اقتصاد مقاومتي با ايجاد بنگاه هاي اقتصادي جديد به جاي خصوصي کردن فرسايشي بنگاه هاي موجود، يکي جذب فاينانس هاي خارجي. ديگر چه مواردي در ذهنتان است؟
پول و سرمايه، مثل گنجشک مي ماند. فشارش بدهي، له مي شود و بترسانيش، فرار مي کند. وظيفه دولت، حاکميتي است و نه تصدي گري. دولت بايد امنيت و آرامش را براي جذب وتوسعه پول و ثروت ايجاد کنند و اقتصاد را خود مردم بايد مديريت کنند. دولت و حاکميت بايد از مديريت اقتصاد فاصله بگيرد وگرنه فساد دولتي بودن، صدها هزار ميليارد تومان به بيت المال آسيب زده و مي زند. من مي توانم در همان مناظره آن را ثابت کنم. به مراتب اين مفسده، بزرگ تر از اختلاس هاي متداولي است که رسانه اي مي شود، حال آنکه اين مفسده بزرگ پنهان مانده و کسي از آن ياد نمي کند.
خودتان مي توانيد نسخه اي که پيچيديد را اجرايي کنيد؟
بله قبلا گفتم من حاضرم تحت كنترلهاي شديد امنيتي و نظارتي، به سادگي اين موضوع را برايتان عملياتي کنم. به سادگي يک ليوان آب خوردن! کاري ميکنم که خيل عظيمي از عموم مردم متقاعد به سرمايه گذاري در بنگاه هاي اقتصادي بخش خصوصي شوند که صرفا توسط بخش خصوصي موفق و مستعد اداره مي شود. همانطوركه اشاره كردم اين خيل عظيم مردم، حدود 300 هزار ميليارد تومان منابع مالي در اختيار دارند که متاسفانه الان در سفته بازي ارز و طلا و پول هاي راکد، تضييع و تلف مي شود. آن هم به دليل ناتوانی مديران و مطالبه نکردن مردم و عدم اشراف و دانش کافي بنگاه هاي اقتصادي خصوصي. علي القاعده دولت بايد اين دانش را در اختيار آنها قرار بدهد که اتفاقا خودش هم اين دانش را ندارد.
آنوقت شهرام جزايري، اين دانش را از کجا کسب کرده؟ آن هم در 40 سالگي؟
با کار کردن، گذراندن اين همه محاکمات، تشکيل 50 شرکت، جلسات پياپي و آزمون و خطاهاي متعدد. من گاهي به اندازه کار مفيد 100 نفر کار مي كردم . شما يک بنگاه ويران را به من بدهيد و بعد ببينيد چطور آبادش مي کنم.
به نظر شما سکان اقتصاد کشور در دست کيست و چه کسي بايد اين پيشنهادات را اجرايي کند؟
دست آنها که بايد باشد! اقتصاد ما دولتي است و آنطور که از رسانه ها شنيدم عنوان شده كه اخيرا نهادهاي امنيتي هم به فضاي اقتصادي کشور ورود پيدا کرده اند.
منظورتان چيست؟
من اين را از زبان رئيس جمهور محترم شنيدم که به ورود نهادهاي امنيتي به اقتصاد، انتقاد مي کردند. اما من چون سالهاست از اين فضا، دورم نمي توانم قضاوت سنجيده اي بکنم. انتظار هم از من اين است که سنجيده و مستند حرف بزنم لذا خيلي محکم نمي توانم به اين سوال پاسخ دهم که اقتصاد کشور دست چه کسي است.
اخيرا گفت و گويي داشتيم با آقاي آل اسحاق. از ايشان هم همين سوال را پرسيديم که در جواب به برخي افراد زيرزميني اشاره کردند. نظرشان اين بود که اگر کسي از هاروارد هم به ايران بيايد، نمي تواند مشکلات اقتصادي ما را حل کند. بايد کسي بيايد که تيمچه و بازار و … ما را بشناسد.
به نظر من اقتصاد کشور در مقطعي دست خود آقاي آل اسحاق و همکاران ايشان بوده و هنوز هم هست. من به او و نظرش احترام مي گذارم اما به هر حال کشور ما هم اينقدر ويرانه نيست که بتوان سياه نمايي کرد. افراد زيرزميني استثناهايي هستند. کشور ما دچار تحريم و بحران است و در اين سختي بين المللي تا حالا خوب مقاومت کرده ايم. برنده اين کارزار هم مردم عزيز ما با صبر و استقامتشان بوده اند اما آنها مستحق و شايسته بهتر از اين ها هستند. به نظر مي رسد امثال جناب آل اسحاق ها که سالهاست بخشي از حاکميت اقتصادي کشور را در دست داشتند بايد با هوش و نبوغشان موجبات خدمت بيشتر به مردم را فراهم کنند.
عاقبت 50 شرکتي که داشتيد چه شد؟ همه اشان در ماجراي رد اموالتان واگذار شد؟
ساختارهاي اين شرکتها هست ولي کليه اموال و دارايي شرکتهاي من توقيف ويا تضييع شد. مقادير معتنابهي را طبق گزارشات مقام قضايي موجود، تضييع، نابود و از کار انداختند.
اگر فعاليتشان ادامه مي يافت، مي توانستند همچنان يک بنگاه اقتصادي موفق باشند؟
بله. قطعا.
دلتان نمي خواست آنها را به شما برگردانند؟
چرا اگر امکانش بود، خوشحال مي شدم که در قالب آن شرکتها فعاليت کنم، اما واقعيت اين است كه نه توان مالي اش را دارم و نه حوصله اش را.
وقتي زندان بوديد، حسرت نمي خورديد که اي کاش در اين دوره طلايي که خيلي ها را پولدار کرد، بيرون بوديد؟
دوره دولت قبل طلايي بود؟! البته براي کساني که روش هاي غيرشفاف اقتصادي را دوست دارند، قبول دارم كه آن دوره طلايي بود. اما روش من هميشه شفاف و کاملا باز است . بدون زد و بندهاي اقتصادي غيرشفاف.
در مجموع احکامي که در سال هاي 85 و 89 براي شما صادر شد، شما به پرداخت٩٨ ميليون دلار جريمه نقدي و ٥٠ ميليون دلار رد مال محکوم شديد که به نرخ امروزه دلار معادل پنج هزارميليارد تومان مي شود. مگر شما چقدر پول داشتيد؟
به نظرم اعدادتان اشتباه است. شهرام جزايري طبق بند 11 حکم بالاترين مرجع قضايي کشور يعني شعبه 20 ديوان عالي؛ خوش حسابيش نزد بانک ها احراز شد. کسي که از نظر اعتباري ، خوش حساب بوده يعني معوقه قابل تعقيب نداشته است. صلاح مي دانم که پاسخ اين سوال را عينا از گزارشات قضايي پروندهایم بدهم که نشان مي دهد هيچ يک از اموال دولتي وغيره را تضييع نکرده ام و تمام اصل اموال دولتي و سود آن را برگردانده ام.
پس چرا محکوم به پرداخت جزاي نقدي شديد؟
بعدها دادگاه تالي تجديد نظر به لحاظ شرايط خاص پرونده، بدون حبس، اتهام تحصيل مال نامشروع به مبلغ 48 ميليون دلار در حق بانک ملي و صندوق ضمانت صادرات ايران به من زدند. در حالي که من حتي يک سنت از اين مبلغ را تحصيل نکرده بودم که بخواهد مشروع باشد يا نامشروع. شرکت هاي وابسته به من، اين مبالغ و تسهيلات اعتباري براي فاينانس را از منابع ارزي خارج از کشور به داخل کشورآورده و در اقتصاد کشور گردش داده بودند. در مقابل اموال و دارايي هايي هم داشتند. به رغم اينکه طي دوران توقيف، توقف، تعطيلي و بيکار شدن شرکت ها، مستندا به گفته مقام قضايي موجود، هيات امناي منتخب دادگاه، مقادير زيادي از اين اموال را تضييع و نابود کردند، ليکن باقي مانده اموال به حدود يک سوم کارشناسي، ارزيابي و بابت همين رد مال ها تسويه حساب شد.
فکر نمي کنيد با اين حرفتان، سيستم قضايي کشور را زير سوال برديد.
اتفاقا برعكس ، شرح مذاکرات دادگاه و دفاعيات من موجود است.
برخي لبخندهاي شما در جلسات دادگاه را نوعي تمسخر ميدانستند. نظر خودتان چيست؟
{خنده} کارکتر من يک آدم پر انرژي و با نشاط است که در شرايط سخت و عادي، هميشه لبخند روي لبانم هست. معتقدم که اگر به عالم هستي، يک گل ببخشيم، جهان به ما هزارن گل خواهد بخشيد. من هرگز قصد تمسخر ديگران را نداشته و ندارم و مخلص همه هم هستم.
پس با اين حساب، شما هم هميشه لبخند به لب داريد!
من هميشه از لبخند ديگران لذت مي برم، بويژه از لبخند آقاي کفاشيان.
حال که صحبت به برخي چهره هاي سياسي رسيد، اجازه بدهيد نظرتان را درباره چند چهره سياسي بپرسم. شايع شده بود که مهدي هاشمي را به همان سوئيتي برده اند که شما در آن به سر مي برديد. اگر دوره حبستان مشترک بود، به نظرتان چه مواجه هاي با هم داشتيد؟
بله مهدي هاشمي، همان جايي به سر مي برد که من بودم. اما سوئيتي در کار نيست. محوطه اي است که حدود 20 زنداني در آن هستند که جدا از بندهاي 400 است. بالاخره تامين امنيت برخي زندانيان حساس مهم است تا براي دستگاه قضايي دردسر نشود.
اما در مورد نوع مواجهه احتمالي بايد به آيه اي از قرآن اشاره کنم که خداوند ميفرمايد «نيکوکاران کساني هستند که در برابر بدي ديگران، خوبي کنند». دوست و دشمن، همفکر و مخالف در ماجراي من، به من تاختند. مشخصا از کسي نام نمي برم. خيلي ها همفکر سياسي و نزديک من بودند، اما براي برائت به من تاختند. ولي من بعدها به آنها خوبي کردم. البته اين در مورد شخصي که شما نام برديد، صدق نمي کند. چون اصلا او را نديده و نمي شناختم. لازمه حبس کشيدن ، صرف نظر از سلايق سياسي و اقتصادي و اختلافات طبقاتي، تحمل کردن است. کما اينکه در بدو ورودم به زندان يک کارگر افغاني به من فحش داد و سيلي زد، اما من تحملش کردم و بعدها همين آدم مريد من شد. خيلي ها به من در زندان توهين و بدي کردند و وقتي من متقابلا به آنها خوبي کردم، از مدافعان من شدند.
اگر من درزندان کنار مهدي هاشمي، يا آقاي رحيمي و يا حتي احمدي نژاد ، حتما با کمال عزت و احترام با آنها رفتار مي کردم. چون صرف نظر از وضعيت فعليشان، انها در گذشته در «عرشي» از جايگاه سياسي بودند و انصاف اين است که وقتي به «فرش» مي نشينند، عزت و احترامشان با رعايت موازين تحمل جزاي کيفري حفظ شود.
در دوره اي که در زندان بوديد با مه آفريد خسروي هم ديداري داشتيد؟
آن مرحوم در طي دوره حبسش در سلول انفرداي بود. ولي دو سه بار وي را در بهداري ملاقات کردم. مطالبي هم بينمان رد و بدل شد که چون او مرحوم شده، صلاح نيست آن را مطرح کنم.
نظرتان درباره پرونده بابک زنجاني چيست؟
قبلا هم گفته ام که پرونده او يک پرونده ساده کيفري است. البته با حجم بالايي از اتهامات مالي. بنده به کيفر خواست دادستان محترم احترام مي گذارم. اما به گمانه زني هاي رسانه اي انتقاد شديد دارم زيرا طبق قانون حفظ حقوق شهروندي او تا اين لحظه «متهم» است و بر اساس قانون، اصل بر برائت متهم بوده و متهم حق دارد در پناه قانون از امنيت لازم برخوردار باشد. به عنوان يک شهروند عادي به رسيدگي هاي دستگاه قضايي اعتماد کامل دارم. بهتر است اجازه دهيم حکم قطعي دستگاه قضايي صادر شود و پس از آن اظهارنظر كنيم .
اگر قرار باشد به بابک زنجاني مشاوره بدهيد، چه مي گوييد؟
ميگويم صادق باشد که النجات في صدق.
بهترين هم بندي تان در 13 سال دوره حبس چه کسي بود؟
كارگران افغاني ها!
ماجراي آن 300 ميليوني که آقاي احمدي نژاد به آقاي کروبي در مناظره هاي سال 88 گفت، چه بود؟
آقاي کروبي مرد خوش طينتي بود و هر کسي را که براي دريافت وام به من معرفي مي کرد، پس ازتحقيق به فردمستحق پول مي دادم. جمع مبالغي که در سرفصل اينگونه موارد خيريه مرتبط با نامه هاي به نام آقاي کروبي كه به افراد داده ام، خيلي بيش از اين مبالغ ست. الحمداللهآقاي کروبي که خودش وضعش خوب بود و نيازي به اين پولها نداشت..
در زندان به نقل از برخي ازنزديكان آقاي احمدي نژاد به من خبر رسيد که ايشان قصد دارد در مناظره با کروبي، سؤال كند ماجراي سيصدميليون شهرام جزايري چيست ؟ من هم گفتم که اگر چنين بحثي مطرح شد، حتما در پاسخ بگويند که بنا به حکم بالاترين مرجع قضايي يعني ديوان عالي کشور، اولا شهرام جزايري هيچ يك ازاموال دولتي وغيره را تضييع نكرده لذا پول اين آدم سالم بوده و گرفتن و دادنش به نيازمندان هيچ مشکلي نداشته است، آقاي كروبي هم واسطه بوده براي کار خير. ثانيا ليست افرادي كه اين پولها را دريافت كرده بودند را به ايشان دادم، امابه نظرمن آقاي کروبي در آن مناظره ازاين موضوع درست و مناسب دفاع نكرد .
از چه کسي بدتان مي آيد؟
ازهيچ کس!
حتي کساني که در جريان پرونده تان نقش آفرين بودند؟
به هيچ وجه. من ياد گرفته ام که همه را دوست داشته باشم و حتي عاشق دشمنانم باشم. دشمنانم براي من ارزش قائل بودهوهستند كه براي دشمني، مرا قابل مي دانند، پس بهمين دليلمن آنها را دوست دارم و به آنها احترام ميگذارم.
گفته بوديد که خوشبختانه در دوره حبس دچار هيچ گرفتاري اي اعم از دود و دم و … نشديد. اما اينها فقط در حوزه سلامت جسم است. معمولا زندانيان براي تامين سلامت روان و تمديد روحيه، بعد از پايان حبس، يک دوره ريکاوري مشاوره و روانکاوي مي گذرانند. شما چطور؟
من همين الان هم در دوره ريکاوري هستم. در طول دوران محاکماتم و 13 سالي که زندان بودم، مدام براي من پرونده هاي جديدي باز مي شد و من درگير مدافعات حقوقي درباره اتهامات جديدي بودم که وارد مي شد. در آن مقطع از مشاوره هاي روانشناسي کمک مي گرفتم که به من مي گفتند بعد از آزادي دوره اي پيش مي آيد که شايد سختي اش بيش از حالا باشد. الان در همان زماني به سر مي برم که آنها مي گفتند. از وقتي آزاد شده ام تا حالا، بيشتر موهايم سفيد شده است. زماني که زندان بودم، تا اين حد موهايم سفيد نشده بود.
يکي از اين پرونده هايي که در طول زندان براي شما باز شد، راجع به زمين خواري در کرمان بود. عاقبتش چه شد؟
من در آن پرونده، حکم برائت گرفتم كه اگرخواستيد به شمانشان مي دم ، باحساسيت تمام 8 قاضي آن موضوع پرونده را در طول مدت بيش ازيکسال بررسي کردند. ودرنهايت مراازهمه اتهامات تبرئه نمودند.
يک بار آقاي عليزاده به عنوان وکيلتان گفته بود که «ايران براي شهرام کوچک است». تا کنون به رفتن از ايران فکر کرده ايد؟
من يک ايراني هستم وکشورم را دوست دارم و به هيچ وجه به قصد اقامت دائم، ايران را ترک نمي کنم. اما اگر قرار باشد فعاليت اقتصاديم را از سال 96 به بعد آغاز کنم، تصميم دارم از فضاي بين المللي شروع کنم که آن مهم حتماسفرهاي موقت خارجي را مي طلبد اما هيچ گاه خواسته من،رفتن از کشور عزيزم ايران نبوده، نيست ، انشالله وحتما نخواهد بود.

دادگستریزلزلهکرمان
مطالب مرتبط

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.