مورخ پاریزی؛ روایتگر قصه های آشنا

منتشر شده در صفحه کرمون | شماره 598

مورخ پاریزی؛ روایتگر قصه های آشنا

علیجان غضنفری

کرمون- بهار ۱۳۹۳ نوروز داشت اما باستانی نداشت. نوروز آن سال نیامده، تبدیل به عزا شد و ایرانی ها به خصوص ما کرمانی ها غمناک از دست دادن مورخ شیرین بیان و شیرین قلم مان شدیم. هر سال سالگرد درگذشت استاد باستانی پاریزی در نوروز اتفاق می افتد و اگر مراسمی هم باشد در سکوت خبری، یارای خودنمایی ندارد. و همه چیز در مورد باستانی می ماند برای بعد از عید و دید و بازدیدهای نوروزی. استاد باستانی پاریزی به کرمان و کرمانی عشق می ورزید و البته آن هایی هم که دل در گرو کرمان و تاریخ و فرهنگ کرمان دارند هنوز نتوانسته اند از او و آثارش دل ببُرند.
استاد باستانی پاریزی اولین تاریخ نویس داخلی است که با آثارش ارتباط بر قرار کردم. تا قبل از او کتاب‌های تاریخی با نگاهی خشک و ویژه نوشته می‌شد که تنها پژوهشگران تاریخ را راضی می‌کرد. باستانی؛ تاریخ را ادیبانه کرد. تبدیل به رمان نمود. مردمی اش کرد و تحویل جامعه داد. به طوری که مثلاً «پیغمبر دزدان» را که باز می‌کنی، یکی از نامه‌های شیخ محمد حسن قارانی را جلوی رویت می‌گذارد. نام ها، قصبات، کوه ها، رودخانه ها و گردنه‌ها، اصطلاحات دزدان و راهزنان را که در قصه‌ها و سرگذشت‌های پدرانت بارها به آن‌ها اشاره شده را برایت می‌گشاید. معنا می‌کند و تو می‌بینی با همه‌ی این نام ها آشنایی داری و هی نوشته ها برایت زیبا و زیبا تر می‌شود مثلاً «بیا به قریه‌ی تیتو/ ببین جلالت مطو/ نشسته بر زبر سنگ/ شاهوار چوگتو»
تیتو یکی روستاهای معروف پاریز و مطو همان ملا مطهر علی کدخدای تیتو است که پدر بزرگت از او داستان ها می‌گفته و گتو حشره‌ای است که بارها در دهاتت دیده ای و شاعر، ملا مطهر علی را به این حشره تشبیه کرده است.
یا داستان حسین خان بچاقچی، حاجی رشید و دیگر سلاطین عشره چنان برایت با سادگی و زیبایی روایت می‌شوند که تا می‌خواهی چشم از کتاب برداری می‌بینی نزدیک به اتمام است.
استاد اولین مقاله اش را با عنوان «تقصیر با مردان است نه زنان» در سال ۱۳۲۱ در روزنامه‌ی بیداری کرمان چاپ کرد. نخستین کتابش «پیغمبر دزدان» نیز در سال ۱۳۲۴در چاپخانه‌ اندیشه کرمان چاپ و به نوبت شانزدهم رسید. پس از آن وی بیش از ۶۰ عنوان کتاب تألیف یا ترجمه کرده و همه‌ آثارش سرشار از داستان‌ها، ضرب المثل‌ها و اشعار خواندنی است. در بیشتر آثار وی پاورقی از اصل کتاب بیشتر است و این بر شیرینی وقایع تاریخی می‌افزاید. باستانی مانند سلف ارجمندش ابوالفضل بیهقی، تاریخ را «بیهقی وار» می‌نوشت. در هیچ یک از آثارش حقیقت را به پای مصلحت قربانی نکرده است.
در مصاحبه ای از او سوال شده بود که:« در بیشتر ممالک بزرگ دنیا، شما چهره‌ شناخته شده ای هستید. آیا قصد مهاجرت ندارید؟ استاد پاسخ داده بود که اگر در کشوری همه‌ چهره های فرهنگی یک مملکت مجبور به مهاجرت بشوند، تاریخ نویس می‌ماند و باید هم بماند. من اگر دکترتاریخم، دکتر تاریخ این ملت و این سرزمین هستم.»
هرگز نمیرد آن که دلش زنده شد به عشق

38

نوشته های مرتبط


پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

از «پیام ما» بیشتر بدانید :

آمار سایت

  • کاربران آنلاین : 7
  • امروز: 229
  • دیروز: 338
  • هفته: 2,859
  • ماه: 15,618
  • سال: 76,534