«پیام ما» نامهٔ یکسال پیش «عیسی کلانتری» به رئیسجمهوری دربارهٔ وضعیت دریاچهٔ ارومیه را منتشر میکند
عدهای به قلب دریاچه خنجر زدهاند
۲۸ آذر ۱۴۰۲، ۲۱:۱۵
|پیام ما| دریاچهٔ ارومیه جانی برایش باقی نمانده است. در سالهای اخیر رسانهها دربارهٔ احتمال مرگ دریاچهٔ ارومیه بارها تیترهایی زدهاند و هر بار مسئولی پا پیش گذاشته و با عدد و رقم و وعده اوضاع را آرام کرده است. در برخی از سالها بخشی از این وعدهها عملی شده و برخی سالهای دیگر دریاچه بهکلی به حال خودش رها شده. درست مثل یک سال اخیر که بهرغم ذخایر خوب سدهای بالادست، حقابهٔ دریاچه رهاسازی نشد یا خیلی دیر و خارج از زمان مناسب رهاسازی شد. اکنون دیگر میتوان با قطعیت بیشتری گفت جانی برای دریاچهٔ ارومیه باقی نمانده است. تصاویر ماهوارهای گواهی میدهند که ۹۶ درصد دریاچه خشک شده و فقط ۱۷۰ کیلومتر مربع از دریاچه باقی مانده است؛ یعنی چیزی حدود چهار درصد. در این شرایط دو اتفاق رخ داده که بغرنجبودن شرایط نظام تصمیمگیری دربارهٔ دریاچه را بیش از پیش هویدا میکند. دیروز ۴۳ نماینده استانهای غربی کشور در مجلس شورای اسلامی به رئیس جمهوری نامه نوشتهاند و از او خواستهاند که طرح انتقال آب خلیج فارس به دریاچهٔ ارومیه اجرا شود. پیشنهادی عجیب که مبنای علمی و فنی آن روشن نیست. در روزی که این نامه منتشر شده، نامهٔ دیگری به دست روزنامهٔ «پیام ما» رسیده که پرده از واقعیتهای بیشتری برمیدارد. نامهٔ یک سال پیش «عیسی کلانتری» دبیر وقت کارگروه ملی احیای دریاچهٔ ارومیه به رئیس جمهوری هشدار داده که شماری «ظاهرالصلاح» به اسم «احیای دریاچه» طرحهایی را دنبال میکنند که به سدسازی بیشتر و توسعه اراضی کشاورزی منجر میشود. مرور نامهٔ کلانتری بهخوبی نشان میدهد که چرا نمایندگان مجلس چند ماه مانده به انتخابات چنین پیشنهاد گرانقیمتی را پیش روی دولت گذاشتهاند.
خنجر در قلب دریاچه
عیسی کلانتری، دبیر سابق کارگروه ملّی و مجری طرح نجات دریاچه ارومیه در نامهای به تاریخ ۲۱ خردادماه سال ۱۴۰۱ خطاب به سیدابراهیم رئیسی دربارهٔ وضعیت بغرنج دریاچه هشدار داده بود: «آقای رئیسجمهور، اوضاع مدیریت دریاچهٔ ارومیه نگرانکننده است. استدعا دارم به گزارشهایی که از دستگاهها به حضورتان واصل میگردد، بسنده نکنید، با حلواحلوا کردن دهان شیرین نمیشود!… دستگاههای اجرایی در موضوعی که اولین پیششرط آن هماهنگی است، هر یک ساز خود را نواختهاند. به زبان، دوست دریاچه بودهاند و در عمل، خنجر به قلب دریاچه فرو کردهاند. کارشکنیهایی که از اواخر دولت قبل آغاز شد و تاکنون نیز ادامه یافته و خواهد یافت، حقابه قانونی دریاچه را از آن دریغ داشته است.»
انتقاد از نفوذیهای منفعتطلب
کلانتری در بخش دیگری از این نامه از خطر فعالیت «منفعتطلبانی ظاهرالصلاح» سخن به میان آورده که «با نفوذ نامیمون خود در دستگاههای اجرایی» در پی تشدید بحران هستند: «به نام دریاچه و به کام عدهای قلیل! پروژههای احیای دریاچه را به بهانههای واهی به تأخیر میاندازند و اهدافش را تخطئه میکنند. به دنبال مجوز احداث سدهای جدیدند و به توسعهٔ بیرویهٔ اراضی میاندیشند تا دوباره نفس دریاچه را بگیرند.» احتمالاً اشارهٔ کلانتری به کوشش مسئولانی است که پس از روی کار آمدن دولت سیزدهم کوشیدهاند بادورزدن مصوبهٔ توقف ساخت سدهای جدید، طرحهای نیمهتمام سدسازی در بالادست دریاچه را زیر نام تأمین آب شرب از سر گیرند.
کلانتری در فراز پایانی این نامه به ابراهیم رئیسی یادآوری کرده بود که وقت برای تأمین حقابهٔ دریاچه بسیار تنگ است: «آقای رئیسجمهور، در این برههٔ زمانی، دستور مؤکد حضرتعالی جهت تعیین تکلیف وضعیت ساختار مدیریتی دریاچه در ضربالاجلی محدود و الزام دستگاههای اجرایی به عمل به تعهداتشان در قبال دریاچهٔ ارومیه میتواند نقطهٔ عطف مجددی برای دریاچهٔ ارومیه باشد و سیر قهقرایی آن را متوقف نموده و آن را به ریل احیاء بازگرداند.» او در بخش پایانی نامهاش خطاب به رئیسی نوشته است: «دریاچه تنها چند ماه با وقوع بدترین شرایط تاریخی آن فاصله دارد و بیشک اگر مختصر رمق باقیمانده در پیکر دریاچه ارومیه از دست رود، پیکر بیجان آن دیگر قابلیت احیاء نخواهد داشت و آنگاه هر اقدامی، نوشداروی بعد از مرگ سهراب خواهد بود.»
تقاضای انتقال آب از جنوب به شمالغرب
اما در روزهایی که دریاچهٔ ارومیه بحرانیترین وضعیتش را از سر میگذارند، ۴۳ نماینده مجلس در نامه به رئیس جمهوری خواستار انتقال آب خلیج فارس به دریاچهٔ ارومیه شدهاند. به گزارش فارس، «سیدمحمدرضا میرتاجالدینی»، نماینده مردم تبریز، آذرشهر و اسکو و رئیس مجمع نمایندگان شمال غرب کشور با دفاع از این ایده گفته است: «با بررسیهای انجام شده توسط کارشناسان، بهترین راهکار برای احیای دریاچه و توسعهٔ کشاورزی و صنعت شمال غربی کشور و حتی استانهای همجوار اجرای خط انتقال آب از خلیج فارس به دریاچه ارومیه است.» میرتاجالدینی گفته است که پروژههای انتقال آب از دریاها به شهرها امروزه بسیار رواج یافتهاند، کشورها برای تأمین آب مورد استفاده در معادن، شهرکهای صنعتی، کشاورزی و حتی آب شهری، در این زمینه سرمایهگذاریهای کلانی میکنند.
او گفته است «از این دست پروژهها در کشور نیز در حال ساخت یا بهرهبرداری است و از نمونههای بارز این پروژهها میتوان به انتقال آب دریای عمان به استانهای فارس، اصفهان، یزد، سیستانوبلوچستان و خراسان رضوی اشاره کرد که از برکات این پروژه گسترش کشاورزی در این مناطق بوده است.» طرحهایی که همین حالا با انتقاد بسیاری از کارشناسان مواجه هستند از نظر این نمایندهٔ مجلس قابل تکرارند.
میرتاجالدینی دربارهٔ افزایش سطح زیرکشت اراضی کشاورزی در حاشیهٔ دریاچه ارومیه هم گفته است: «دولت برای کنترل کوچ از روستاها به شهرها و به حداقل رساندن وابستگی کشور در زمینهٔ کشاورزی به خارج، همچنین ایجاد اشتغال برای نیروی کار جدید در مناطق کمدرآمد با ایجاد سدها و تشویق مردم برای کشاورزی و صادر کردن مجوز چاههای عمیق در حوزه دریاچه ارومیه سبب بستهشدن رودهای منتهی به دریاچه شد.» او با بیان اینکه این پروژه در حد یک راهکار پیشنهادی است و همه موارد آن مطالعه نشده، گفته است: «شنیدهها حاکی از این است که دولت هم در حال مطالعه است با توجه به اینکه چند ابر طرح خط انتقال آب از دریای عمان و خلیج فارس اجرا شده یا در حال اجرا است، با توجه به بحران دریاچه ارومیه، پروژه خط انتقال آب از خلیج فارس به دریاچه ارومیه بهعنوان یک مسئلهٔ ملی، میتواند یکی از این ابرطرحها باشد.»
نمایندهٔ تبریز پیشنهاد اجرای خط انتقال آب از خلیج فارس به دریاچهٔ ارومیه را یک مطالبهٔ عمومی و راهکار دستیافتنی دانسته و گفته این طرح قطعاً از سوی مجمع نمایندگان پیگیری خواهد شد: «تلاش میکنیم ردیف اعتبار مطالعه خط انتقال آب از خلیج فارس را در لایحهٔ بودجهٔ ۱۴۰۳ قرار داده شود.»
در شرایطی که دولت هنوز نتوانسته حقابهٔ قانونی دریاچه را تأمین کند، گویی حوصلهٔ نمایندگان هم در آستانهٔ انتخابات مجلس به سر آمده و قصد دارند با پیشنهاد طرحی عجیب، مسئلهٔ دریاچه را به سمت و سویی دیگر بکشانند. بنابر سخنان استاندار آذربایجان غربی، دریاچهٔ ارومیه سالانه به ۳۴۰۰ میلیون مترمکعب آب نیاز دارد. حداقل فاصلهٔ دریاچهٔ ارومیه بدون فرض هرگونه انحراف مسیر عبور از زاگرس، ۱۲۰۰ کیلومتر برآورد شده است. محاسبات مشاوران علمی «پیام ما» در بخش آب نشان میدهد با احتساب تلفات مسیر این انتقال آب نیازمند نزدیک به ۴۵۰۰ متر پمپاژ، ۱۷ شاخه لوله قطر دو متر خواهد بود. بهعبارتی اجرای چنین طرحی به بیش از ۲۰ هزار کیلومتر لوله و ۴۶۰۰ مگاوات برق نیاز است. همین اعداد بهخوبی نشان میدهند که این طرح چقدر دور از واقعیت است. اکنون پرسش اصلی شاید این باشد که در شرایط کنونی آیا کسی در بدنهٔ کارشناسی وزارت نیرو و سازمان حفاظت محیط زیست میکوشد سیاستگذاری برای احیای دریاچهٔ ارومیه را سامان دهد؟ یا چنان که دبیر سابق کارگروه ملی نجات دریاچه هشدار داده است همچنان عده ای با حلوا حلوا گفتن دهان را شیرین نگه میدارند؟

برچسب ها:
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
فناوریهای نوین و همکاریهای منطقهای در نقشه راه تالابهای ایران
«پارک ملی صیدوا» بهشت پلنگ ایرانی و مرال در سمنان
رئیس اداره حفاظت تالابهای محیطزیست گلستان:
تالاب آلاگل همچنان در تنش آبی است
هشدار رئیس سازمان هواشناسی:
تنش آبی در تهران و مشهد محسوس است
تخریب گسترده اراضی توسط برخی معادن/چالش پسماندهای صنعتی در ساوه و زرندیه استان مرکزی
چگونه حال دریاچه ارومیه «خوب» خواهد ماند؟
جانی دوباره بر پیکره تالاب قوریگل
گزارش «پیام ما» از وضعیت بازار برنج در گفتوگو با سفیر ایران در فائو و منابع آگاه
برنج گـــــــران میشـــــود؟
پسماندهایی که هنـــــوز میجنگند
کارشناسان نسبت به پیامد تخریبی و آلودگی پایدار پسماندهای جنگی در منابع آبوخاک هشدار دادند
شبیخون نخالههای جنگی
وب گردی
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک
- حضور فعال شرکت کرچنر سولار گروپ ایرانیان در نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر
- جدیدترین تغییرات قیمت ارزهای دیجیتال و تحلیل رفتار بازار جهانی
- موارد استفاده و کاربردهای فلز پلاتین بیشتر
بیشترین نظر کاربران
حضور پلنگ ایرانی در ارتفاعات رودبار تأیید شد؛+ فیلم
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید