چیزی که زیر خشم خانهها له میشود
2 شهریور 1405، 22:31
زنی در میانه جلسه از دعوای شب قبل میگفت؛ نه از فریادها، از سکوتی که پس از آن بر خانه افتاده بود. شوهرش بخشی از پول قسط را صرف خرید وسیلهای کوچک برای بچه کرده بود و او، بهجای خوشحال شدن، فریاد زده بود. میان حرفهایش ناگهان مکث کرد و گفت: «من دیگه نمیشناسمش. یا شاید خودمو نمیشناسم.»
این روزها در اتاق درمان، دعواهای خانوادگی کمتر بر سر همان چیزی است که بهظاهر آغازگر اختلاف بوده است. ظرفهای نشسته فقط ظرف نیستند و سکوت، تنها حرف نزدن نیست. زیر بسیاری از این دعواها، خستگیِ آدمی پنهان شده که مدتهاست در جایی نامرئی میجنگد؛ بیآنکه کسی این جنگ را دیده باشد.
فشار مالی فقط بهدلیل اعداد و رقمها آدم را عصبانی نمیکند. آنچه آزار میدهد، یادآوری مداومِ ناتوانی است؛ اینکه هرقدر تلاش کنی، باز هم از پس بعضی چیزها برنیایی. ناتوانی نیز وقتی راهی برای بیان شدن پیدا نمیکند، اغلب لباس خشم میپوشد و به سراغ نزدیکترین آدم میرود. خشم در خانه بیرون میریزد، چون خانه امنتر از روبهرو شدن با عامل واقعی آن است.
فاصله طبقاتی نیز از درون خانه، آنطور که در نمودارها و گزارشهای آماری دیده میشود، به چشم نمیآید. در خانه، شکل دیگری دارد: پدری که دیگر به پرسش فرزندش درباره تعطیلات پاسخ نمیدهد؛ مادری که حساب میکند به کدام قرار دوستانه برود و کدام را با بهانهای رد کند؛ زوجی که یاد گرفتهاند درباره پول حرف نزنند، چون گفتوگو درباره آن هر بار به زخمی دیگر میرسد.
در چنین وضعی، فشار اقتصادی فقط سفره خانواده را کوچک نمیکند؛ آرامآرام گفتوگو، صمیمیت و احساس امنیت را هم از خانه میگیرد. آدمها را مقابل یکدیگر قرار میدهد، درحالیکه ریشه خشمشان جایی بیرون از رابطه است. مسئله دیگر فقط نداشتن پول نیست؛ احساس مداومِ عقب ماندن، شرمندگی و ناتوانی در تأمین چیزهایی است که زمانی بخشی عادی از زندگی به شمار میآمدند.
روانکاوی این وضعیت را الزاماً نشانه بیماری فرد نمیداند، بلکه آن را حاصل فرسودگی در سیستمی میبیند که مدام از آدمها میخواهد بهجای شرایط، خودشان را سرزنش کنند. کسی که پیدرپی کم میآورد، اگر نتواند دلیل آن را بفهمد، کمکم باور میکند مشکل از خود اوست: درست پسانداز نکرده، انتخابهای خوبی نداشته یا بهاندازه کافی نجنگیده است. این باور، با همه تلخیاش، گاهی تحملپذیرتر از پذیرفتن این واقعیت است که بخش بزرگی از رنج، بیرون از اختیار فرد شکل گرفته است.
شاید کاری که از دست رواندرمانگر برمیآید، نه حل مشکل مالی باشد و نه توصیهای ساده برای آرام ماندن. شاید نخستین کار این باشد که به خانوادهای در آستانه فروپاشی یادآوری کند خشمی که میان اعضای آن دستبهدست میشود، لزوماً متعلق به آنها نیست. خانه گاهی فقط نزدیکترین و امنترین جایی است که این خشم میتواند در آن بیرون بریزد؛ اما آنچه زیر این خشم له میشود، همان رابطهای است که قرار بود پناه آدمها باشد.
برچسب ها:
تعارضات زناشویی، خانوادهدرمانی، سلامت روان، فرسودگی روانی، فشار اقتصادی، یادداشت
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
وام اشتغالزایی ۲ میلیاردی برای جوانان بیکار +فیلم
انسان در آینه زمین
امنیت غذایی ایران در گرو سه تصمیم
چرا «یادداشتهای زیرزمینی» همچنان پرفروش است؟
در زیرزمینِ ذهن یک انسان
مروری بر چالشهای سیاستگذاری محیطزیستی در ایران
چرا حملونقل عمومی تهران بدون دوچرخهاشتراکی کامل نیست؟
دانشگاهها و توسعه دوچرخههای اشتراکی
حملونقل فعال؛ کلید تعاملات اجتماعی و کاهش انزوای شهری
سلامت جسم و پایداری اقتصادی با ایفای کامل نقش مدیریت شهری
دوچرخهاشتراکی؛ حق دسترسی عادلانه به فرصتهای شهری
وب گردی
- معرفی طرح های بیمه تکمیلی انفرادی سامان | پوششها و شرایط خرید
- مطالبه گنجاندن حداقل حقوق ۷۰ میلیونی معلمان در بودجه ۱۴۰۶
- درخواست معافیت دانشجویان ممتاز دکتری دانشگاه آزاد اسلامی از آزمون جامع
- درخواست افزودن درس موسیقی در مدارس
- حذف شرط: کد تخفیف اسنپ فود کد تخفیف اسنپ فود
- مطالبه عمومی برای اجرای مصوبات انتقال معادن شیراز
- شناسنامه دار بودن ظروف صنعتی چه نقشی در مدیریت مسئولانه آن ها دارد؟
- قیمت بلیط اتوبوس به مرزهای غربی کشور مشخص شد
- کمک به تأمین مالی یا واردات داروی ELAHERE برای بیماران مقاوم به شیمیدرمانی در سرطان تخمدان
- آیا با کپی مدارک می توان سوار قطار شد؟ بیشتر
بیشترین نظر کاربران
در روزهای جنگ، جامعه را تنها نگذاریم
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید