روایت چگونه امکان تجربه آینده‌های نیامده را فراهم می‌کند؟

انسان، پناهنده داستان است





انسان، پناهنده داستان است

30 شهریور 1405، 22:50

دستیابی به آینده دلخواه، از مسیر دست‌کاری اکنون می‌گذرد. انسان برای آنکه بتواند آینده را تغییر دهد، گریز و گزیری ندارد جز اینکه روزگار نیامده را در ذهن خود تصور کند. هرگونه برنامه‌ریزی، تصمیم‌گیری و کنش آگاهانه نسبت به واقعیت‌های اکنون، مستلزم ساختن تصویر و تصوری از آینده است؛ دورنمایی که امکان سنجش و پایش پیامدهای انتخاب‌های متنوع و متکثر را فراهم می‌آورد.

«داستان» را می‌توان یکی از کهن‌ترین فناوری‌های شناختی بشر دانست؛ سازه‌ای که انسان به کمک آن توانسته است موقعیت‌های ممکن را پیش از وقوع و نزول، تجربه کند و نسبت خود را با جهان ناشناخته و نیامده بیازماید.

اگر داستان را به شکل و گونه‌ای از سرگرمی تقلیل دهیم، تداوم و توارث حضور آن در همه فرهنگ‌ها و دوره‌های تاریخی، به‌دشواری قابل‌توضیح خواهد بود. روایت، از اسطوره، حکایات و حماسه گرفته تا رمان، نمایش و سینما، همواره بخشی جدایی‌ناپذیر از تجربه انسانی بوده است و به نظر می‌رسد تا ابدِ انسان نیز چنین خواهد بود. این استمرار تاریخی نشان می‌دهد که داستان، پاسخی به یکی از نیازهای بنیادین بشر است؛ نیاز به فهم موقعیت‌هایی که هنوز رخ نداده‌اند و آمادگی برای مواجهه با آن‌ها.

انسان جهان را از بسط و بستر تجربه‌های پیشین، انتظارات و پیش‌بینی‌های خود تفسیر می‌کند. بخش مهمی از فعالیت ذهنی ما به شبیه‌سازی آینده اختصاص دارد؛ اینکه اگر تصمیمی گرفته شود، اگر به فردی اعتماد شود یا اگر با خطری روبه‌رو شویم، چه پیامدهایی در پی خواهد داشت. این فرایندهای ذهنی که اغلب ناآگاهانه رخ می‌دهند، نقش مهمی در سازگاری انسان با محیط ایفا می‌کنند و عامل اصلی بقای اویند.

داستان امتداد همین ظرفیت شناختی است. روایت، فضایی فراهم می‌آورد که در آن می‌توان موقعیت‌های پیچیده را بدون تحمل هزینه‌های دردناک و سنگین تجربه کرد. خواننده یا مخاطب، همراه با شخصیت‌های داستان به دل حوادث می‌زند، انتخاب می‌کند، شکست می‌خورد، تردید را تجربه می‌کند و در نتیجه، عواقب و نتایج تصمیم‌ها را مشاهده می‌کند، بی‌آنکه خودش در معرض آن موقعیت قرار گرفته باشد. به همین دلیل، داستان را می‌توان محیطی امن برای آزمودن امکان‌های مختلف زندگی دانست.

بخش قابل‌توجهی از آثار ماندگار ادبیات بر محور لحظه‌هایی شکل گرفته‌اند که شخصیت یا شخصیت‌ها در آزمون انتخاب قرار دارند؛ لحظاتی که انسان میان خواسته‌ها، نیازها، مسئولیت‌ها، آرزوها، ترس‌ها، برزخ انتخاب‌ها و عواقب تصمیم‌های خود قرار می‌گیرد. شخصیت‌های داستانی معمولاً با پاسخ‌های ساده مواجه نیستند. آن‌ها ناچارند تصمیم بگیرند، خطا کنند، از تجربه خود بیاموزند و گاه هزینه گران و گزاف انتخاب‌هایشان را بپردازند. مخاطب نیز در این فرایند، همراه و همگام با شخصیت، مجموعه‌ای از امکان‌های رفتاری را در ذهن خود مرور می‌کند و پیش از مواجهه با موقعیت‌های مشابه، فرصت اندیشیدن به آن‌ها را به دست می‌آورد.

داستان، پناه و پناهگاه انسان است؛ آزمایشگاهی ارزان برای تجربه‌هایی که گاه می‌توانند هزینه‌ای به قیمت جان آدمی و جهانِ آدمیان داشته باشند. همان‌گونه که پژوهش علمی، از طریق آزمون فرضیه‌ها به شناخت پدیده‌ها نزدیک می‌شود، روایت نیز امکان بررسی موقعیت‌های پیچیده، متوازی، متباعد و متداخل انسانی را فراهم می‌کند. موضوع این آزمایش، قوانین طبیعی نیست. در فرایند خواندن و خوانش داستان، روابط انسانی، اعتماد، مسئولیت، اخلاق، ترس، امید و نتایج انتخاب‌هاست که موضوع آزمایش و آزمون‌اند؛ عناصری که کیفیت زندگی فردی و اجتماعی ما را شکل می‌دهند.

داستان، آینه انتخاب‌های فردی و جمعی است. بیش و پیش از «تاریخ»، حامل و راوی «حقیقت» است؛ منشی سرنوشت و سرگذشت جوامع و انسان‌هاست. به ما می‌گوید که «چگونه‌بودن»، چطور و چگونه به «چگونه‌شدن» منتج می‌شود.

داستان، ناقل و بستر تجربه است. هیچ فردی فرصت تجربه‌کردن همه مسیرهای ممکن زندگی را ندارد. روایت، این محدودیت را جبران می‌کند و امکان بهره‌گیری از تجربه‌های دیگران را فراهم می‌آورد. داستان، دانش را از قالب گزاره‌های انتزاعی خارج می‌کند و آن را در قالب شخصیت، کنش و موقعیت عینیت می‌بخشد؛ بنابراین، تجربه‌ای که از راهروی روایت منتقل می‌شود، معمولاً ماندگارتر از حمالی و انتقال صرف اطلاعات است. داستان، جهان انسان‌های غایب است برای بقا و بیانِ دنیای حاضر. به ما می‌گوید و می‌آموزد که خودمان را از کدام در، به کدام آینده برسانیم.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *