«پدرام رفیعی»، زمین‌شناس، از پیامدهای برداشت بی‌رویه آب‌های زیرزمینی می‌گوید

فرونشست؛ مرگ بی‌صدای آبخوان‌ها

تراکم لایه‌های زیرزمینی در بسیاری از دشت‌های ایران برگشت‌ناپذیر شده و هر سال تأخیر در مهار برداشت آب، بخشی از ظرفیت ذخیره آبخوان‌ها را برای همیشه از بین می‌برد





فرونشست؛ مرگ بی‌صدای آبخوان‌ها

۱۴ مرداد ۱۴۰۵، ۲۰:۵۲

| پیام ما | فرونشست در بسیاری از دشت‌های ایران از آستانه‌های بحرانی عبور کرده است؛ پدیده‌ای که به گفته پدرام رفیعی، دکترای تخصصی زمین‌شناسی و مدرس دانشگاه، بیش از هر چیز نتیجه برداشت بی‌رویه از آبخوان‌ها و مدیریت ناپایدار منابع آب است. او هشدار می‌دهد تراکم رسوبات ریزدانه و از دست رفتن ظرفیت ذخیره آبخوان‌ها در بسیاری از مناطق برگشت‌ناپذیر شده و هر سال تأخیر در کنترل برداشت، بخشی از منابع آب زیرزمینی کشور را به‌صورت دائمی از بین می‌برد.

از نظر زمین‌شناسی، فرونشست دقیقاً چیست و چرا در برخی مناطق ایران به مرحله بحرانی رسیده است؟

از منظر زمین‌شناسی، فرونشست زمین (Land Subsidence) به کاهش تدریجی یا ناگهانی تراز سطح زمین در اثر تراکم لایه‌های زیرسطحی اطلاق می‌شود. این پدیده زمانی رخ می‌دهد که تعادل تنش و فشار در محیط متخلخل زیرزمین بر هم بخورد و فضای خالی میان ذرات خاک یا سنگ کاهش یابد. در دشت‌های آبرفتی ایران، مکانیسم غالب فرونشست، تراکم تحکیمی (Consolidation) رسوبات ریزدانه در پی افت سطح آب‌های زیرزمینی است. با کاهش فشار آب منفذی، تنش مؤثر بر اسکلت خاک افزایش یافته و در نتیجه، تخلخل و ضخامت لایه‌های آبرفتی کاهش می‌یابد؛ فرآیندی که در بسیاری از موارد برگشت‌ناپذیر است.

بحرانی شدن این پدیده در ایران ناشی از برهم خوردن تعادل هیدروژئولوژیکی آبخوان‌ها بر اثر برداشت مستمر و بیش از ظرفیت تجدیدپذیر منابع آب زیرزمینی، همراه با کاهش تغذیه طبیعی آبخوان‌ها در نتیجه خشکسالی‌های متوالی و تغییرات اقلیمی است. از سوی دیگر، استقرار بخش قابل‌توجهی از جمعیت، فعالیت‌های کشاورزی و زیرساخت‌های حیاتی بر روی دشت‌های آبرفتی، پیامدهای فرونشست را تشدید کرده است.

بنابراین، فرونشست در ایران صرفاً یک پدیده ژئومورفولوژیکی نیست، بلکه شاخصی از تخریب عملکرد آبخوان‌ها و ناپایداری مدیریت منابع آب محسوب می‌شود که آثار آن بر امنیت آبی، زیرساخت‌های عمرانی و توسعه پایدار کاملاً مشهود است.

چقدر از فرونشست ایران نتیجه عوامل طبیعی است و چه میزان به برداشت بی‌رویه آب‌های زیرزمینی، کشاورزی و توسعه شهری برمی‌گردد؟ آیا می‌توان گفت این بحران عمدتاً ساخته دست انسان است؟

اگرچه فرونشست می‌تواند در اثر فرآیندهای طبیعی مانند تحکیم تدریجی رسوبات، فعالیت‌های تکتونیکی یا انحلال سازندهای تبخیری نیز رخ دهد، اما سهم این عوامل در دشت‌های ایران بسیار محدود است. شواهد هیدروژئولوژیکی، داده‌های ژئودزی ماهواره‌ای (InSAR) و مطالعات آبخوان‌ها نشان می‌دهد که عامل غالب فرونشست در ایران، افت شدید سطح آب‌های زیرزمینی ناشی از برداشت بی‌رویه از آبخوان‌ها است.

برداشت بیش از ظرفیت تجدیدپذیر منابع آب، به‌ویژه در بخش کشاورزی که بزرگ‌ترین مصرف‌کننده آب زیرزمینی است، موجب کاهش فشار آب منفذی و افزایش تنش مؤثر بر رسوبات ریزدانه شده و در نهایت به تحکیم و تراکم برگشت‌ناپذیر آبخوان‌ها منجر می‌شود. توسعه شهری، گسترش صنایع و افزایش تقاضای آب نیز این روند را تشدید کرده‌اند.

بنابراین، می‌توان با پشتوانه شواهد علمی گفت که بحران فرونشست در ایران عمدتاً منشأ انسان‌زاد (Anthropogenic) دارد. عوامل طبیعی ممکن است در شدت یا الگوی محلی این پدیده نقش داشته باشند، اما گستردگی و نرخ بالای فرونشست در بسیاری از دشت‌های کشور، بیش از هر چیز نتیجه مدیریت ناپایدار منابع آب و بهره‌برداری فراتر از ظرفیت اکولوژیک آبخوان‌ها است.

امروز کدام استان‌ها یا دشت‌های ایران در خطرناک‌ترین وضعیت فرونشست قرار دارند و اگر روند فعلی ادامه پیدا کند، در پنج تا ده سال آینده چه اتفاقی برای این مناطق خواهد افتاد؟

بر اساس داده‌های سنجش از دور، اندازه‌گیری‌های ژئودتیکی و مطالعات سازمان زمین‌شناسی، بحرانی‌ترین کانون‌های فرونشست ایران در دشت‌های استان‌های تهران، اصفهان، کرمان، خراسان رضوی، فارس، البرز، قزوین، سمنان و یزد قرار دارند. دشت‌هایی مانند تهران‌ـ‌شهریار، ورامین، مهیار اصفهان، رفسنجان، مشهد، نیشابور و دشت‌های جنوب فارس، در برخی نقاط نرخ فرونشستی به‌مراتب بالاتر از آستانه‌های بحرانی جهانی را تجربه می‌کنند.

در صورت تداوم روند کنونی برداشت از آب‌های زیرزمینی، انتظار می‌رود طی ۵ تا ۱۰ سال آینده، علاوه بر افزایش نرخ فرونشست، شاهد کاهش دائمی ظرفیت ذخیره آبخوان‌ها، گسترش شکاف‌های زمین، آسیب به زیرساخت‌های حیاتی، تخریب شبکه‌های حمل‌ونقل و تأسیسات انتقال آب و انرژی و افزایش مخاطرات برای مناطق شهری و کشاورزی باشیم. از منظر زمین‌شناسی، مهم‌ترین پیامد این روند، تراکم غیرقابل‌بازگشت رسوبات ریزدانه و از دست رفتن بخشی از ظرفیت آبخوان‌هاست؛ پدیده‌ای که حتی با ترمیم منابع آب نیز قابل جبران نخواهد بود.

فرونشست چه تأثیری بر زیرساخت‌های کشور دارد؟

فرونشست از پرهزینه‌ترین مخاطرات زمین‌شناسی است، زیرا به‌صورت تدریجی اما مستمر، پایداری زیرساخت‌های حیاتی را تحت تأثیر قرار می‌دهد. نشست نامتقارن زمین موجب ایجاد ترک، تغییرشکل و گسیختگی در راه‌آهن، جاده‌ها، خطوط مترو، باند فرودگاه‌ها، ساختمان‌ها، خطوط انتقال آب، فاضلاب، نفت و گاز و شبکه‌های برق می‌شود. این تغییرشکل‌ها علاوه بر افزایش هزینه‌های نگهداری، می‌توانند ایمنی و عملکرد این زیرساخت‌ها را نیز با مخاطره مواجه کنند.

در حوزه میراث فرهنگی نیز، بناهای تاریخی که عمدتاً بر روی دشت‌های آبرفتی احداث شده‌اند، در برابر نشست‌های غیریکنواخت بسیار آسیب‌پذیر هستند و ایجاد ترک‌های سازه‌ای یا تغییرشکل در پی و شالوده آن‌ها می‌تواند خسارت‌های جبران‌ناپذیری به همراه داشته باشد.

نکته مهم این است که در بسیاری از موارد، خسارت‌های سازه‌ای ممکن است قابل ترمیم باشند، اما خود فرونشست و تراکم آبخوان‌ها عموماً برگشت‌ناپذیر است. با فشرده شدن رسوبات ریزدانه، بخشی از ظرفیت ذخیره‌سازی آب زیرزمینی برای همیشه از بین می‌رود. بنابراین، مدیریت فرونشست باید بر پیشگیری و کنترل عوامل ایجادکننده متمرکز باشد، زیرا پس از وقوع، امکان بازگرداندن شرایط زمین به وضعیت اولیه عملاً وجود ندارد.

اگر امروز برداشت از سفره‌های آب زیرزمینی متوقف یا به‌شدت محدود شود، آیا امکان توقف یا بازگشت فرونشست وجود دارد یا این پدیده در بسیاری از مناطق برگشت‌ناپذیر شده است؟

توقف یا کاهش چشمگیر برداشت از آب‌های زیرزمینی می‌تواند سرعت فرونشست را کاهش داده یا در برخی مناطق متوقف کند، اما به معنای بازگشت زمین به وضعیت اولیه نیست. از دیدگاه مکانیک خاک، زمانی که لایه‌های ریزدانه مانند رس و سیلت تحت اثر افزایش تنش مؤثر دچار تحکیم (Consolidation) می‌شوند، بخش قابل‌توجهی از تراکم ایجادشده ماهیتی غیرالاستیک و برگشت‌ناپذیر دارد. در نتیجه، حتی با احیای سطح آب زیرزمینی، ساختار متخلخل آبخوان و ظرفیت اولیه ذخیره‌سازی آن به‌طور کامل بازیابی نخواهد شد.

البته اگر مدیریت آبخوان‌ها پیش از عبور از آستانه‌های بحرانی انجام شود، می‌توان از ادامه تراکم و گسترش فرونشست جلوگیری کرد. این امر مستلزم اجرای هم‌زمان برنامه‌های تعادل‌بخشی آبخوان‌ها، تغذیه مصنوعی، کنترل برداشت، افزایش بهره‌وری مصرف آب و اصلاح الگوی کشت است.

بنابراین، رویکرد علمی در مدیریت فرونشست، نه بازگرداندن زمین به شرایط گذشته، بلکه پیشگیری از تشدید پدیده و حفظ ظرفیت باقی‌مانده آبخوان‌ها است؛ زیرا در بسیاری از دشت‌های ایران، بخش عمده تغییرات ژئوتکنیکی ایجادشده، ماهیتی دائمی و غیرقابل‌جبران دارد.

به نظر شما بزرگ‌ترین خطای سیاست‌گذاری در مدیریت آب ایران که ما را به این نقطه رسانده چیست و اگر قرار باشد فقط سه اقدام فوری برای مهار فرونشست انجام شود، آن اقدامات چه خواهند بود؟

به اعتقاد بنده، بزرگ‌ترین خطای سیاست‌گذاری در مدیریت منابع آب ایران، عدم انطباق میزان برداشت با ظرفیت تجدیدپذیر آبخوان‌ها و نگاه عرضه‌محور به تأمین آب بوده است. طی چند دهه گذشته، توسعه کشاورزی، صنعت و شهرنشینی بدون توجه کافی به توان اکولوژیک حوضه‌های آبریز و بیلان آب زیرزمینی انجام شده و این مسئله به برداشت مزمن از ذخایر استراتژیک آبخوان‌ها انجامیده است. فرونشست، در واقع، پیامد مستقیم این ناترازی و نشانه تخریب تدریجی سامانه‌های هیدروژئولوژیکی کشور است.

اگر قرار باشد تنها سه اقدام فوری برای مهار فرونشست انجام شود، نخست کنترل مؤثر برداشت از آبخوان‌ها از طریق انسداد چاه‌های غیرمجاز، مدیریت برداشت چاه‌های مجاز و برقراری تعادل بین تغذیه و تخلیه آبخوان‌ها ضروری است. دوم، اصلاح الگوی مصرف آب، به‌ویژه در بخش کشاورزی از طریق افزایش بهره‌وری، توسعه آبیاری نوین و جایگزینی محصولات کم‌آب‌بر در مناطق بحرانی است. سوم، استقرار نظام پایش و مدیریت یکپارچه فرونشست با استفاده از داده‌های سنجش از دور، شبکه‌های ژئودزی و مطالعات هیدروژئولوژیکی است تا تصمیم‌گیری‌ها بر مبنای داده‌های دقیق و به‌روز انجام شود.

مهار فرونشست نیازمند تغییر رویکرد از مدیریت بحران به مدیریت پیشگیرانه و مبتنی بر ظرفیت اکولوژیک آبخوان‌ها است؛ زیرا هر سال تأخیر، بخشی از ظرفیت ذخیره آب زیرزمینی را به‌صورت دائمی از بین می‌برد.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *