هفتمین نشست «کنوانسیون تهران» در شرایطی برگزار می‌شود که تراز خزر همچنان روبه‌کاهش است

خزر زیر موج بحران‌ها

مدیرکل دفتر حفاظت از زیست‌بوم‌ها: کاهش تراز خزر می‌تواند در سال‌های آینده بخش بزرگی از زیستگاه‌های ساحلی را دستخوش تغییر کند





خزر زیر موج بحران‌ها

30 شهریور 1405، 21:58

«کاپ ۷» در حالی با سه سال تأخیر در تهران برگزار می‌شود که حالا دریای خزر، بزرگ‌ترین دریاچه جهان که پنج کشور پهناور آن را احاطه کرده‌اند، با چالش‌های متعددی روبه‌رو شده است؛ چالش‌هایی که هر یک به‌تنهایی می‌تواند نفس‌های این پهنه آبی را بند بیاورد و نه‌تنها برای کشورهای همسایه خود، که برای اکوسیستم جهانی، آسیبی غیرقابل‌جبران ایجاد کند. کاهش تراز آب دریا، به‌خطر افتادن زیستگاه‌های وابسته به آن، آلودگی‌های مختلف، مرگ‌ومیر زیستمندان و البته تغییر اقلیم، جزو چالش‌هایی است که دریای کاسپین با آن روبه‌روست. مدیرکل دفتر حفاظت از زیست‌بوم‌ها و سواحل دریایی «سازمان حفاظت محیط‌زیست» به «پیام ما» می‌گوید کاهش تراز آب می‌تواند در سال‌های آینده بخش بزرگی از زیستگاه‌های ساحلی دریای خزر را دستخوش تغییر کند.

سه سال پس از آخرین اجلاس کنوانسیون تهران در جمهوری آذربایجان، هفتمین نشست کنفرانس اعضای این کنوانسیون (COP7) در تهران برگزار می‌شود. کنوانسیون تهران چارچوب همکاری ایران، روسیه، جمهوری آذربایجان، قزاقستان و ترکمنستان برای حفاظت از محیط‌زیست دریای خزر است. در نشست قبلی در باکو، علاوه بر بررسی وضعیت محیط‌زیست خزر، بر ادامه همکاری این کشورها برای مقابله با آلودگی نفتی، زباله‌های دریایی و پیامدهای تغییر اقلیم و همچنین تکمیل سازوکارهای پایش و تبادل اطلاعات محیط‌زیستی تأکید شد. پس از آن اما، برگزاری این اجلاس سه سال به تعویق افتاد. حالا نمایندگان پنج کشور ساحلی خزر بار دیگر در تهران گرد هم آمده‌اند تا درباره مهم‌ترین چالش‌های محیط‌زیستی این دریا و راه‌های همکاری برای مقابله با آنها گفت‌وگو کنند.

در طول توقف سه‌ساله گفت‌وگوها، مشکلات دریای خزر عمیق و عمیق‌تر شد. در حال حاضر، این پهنه بزرگ آبی با چالش‌های مختلفی روبه‌روست که اگر به‌زودی راهی برای حل آنها پیدا نشود، می‌تواند موجودیت خزر، زیستمندان و اکوسیستم‌های وابسته به آن را به خطر اندازد. در مردادماه بود که «روح‌الله اسماعیلی»، معاون محیط‌زیست طبیعی اداره‌کل حفاظت محیط‌زیست مازندران، به خبرگزاری «ایسنا» گفت که کاهش تراز آب دریای خزر به بیشترین حد خود در ۲۰۰ سال گذشته رسیده است و کاهش میزان آب ورودی و تبخیر را از مهم‌ترین دلایل آن نام برد. «افزایش دما و تبخیر سبب بیلان منفی دریای خزر شده است. اما این کاهش تراز فقط موجودیت دریای کاسپین را تهدید نمی‌کند، بلکه زیستگاه‌ها و تالاب‌های وابسته به آن را نیز به‌شدت در معرض خطر قرار می‌دهد.»

تالاب میانکاله و انزلی بیشترین اثر را از خزر می‌گیرند

همین موضوع باعث شد که در حاشیه اجلاس کاپ ۷ از «شهرام فداکار»، مدیرکل دفتر حفاظت از زیست‌بوم‌ها و سواحل دریایی سازمان حفاظت محیط‌زیست، درباره تأثیرات کاهش تراز آب دریای خزر بر زیستگاه‌های ساحلی بپرسیم. او درباره این موضوع به پیام ما می‌گوید: «دو تالاب بین‌المللی میانکاله و انزلی مهم‌ترین تالاب‌های ما هستند که با دریای خزر مرتبطند و از آن تأثیر می‌پذیرند. البته رفتار این دو تالاب با هم متفاوت است. تالاب انزلی آب مورد نیاز خود را بیشتر از ارتفاعات البرز شمالی دریافت می‌کند. میانکاله نیز بخشی از آب مورد نیازش را از حوزه بالادست خود دریافت می‌کند اما نسبت به انزلی وابستگی بیشتری به دریای خزر دارد.»

او درباره تالاب انزلی توضیح می‌دهد: «برای این تالاب مطالعات خوبی انجام شده و دارای طرح جامعی است که از سال ۱۳۹۹ به تصویب رسیده و از آن زمان در حال اجراست. همچنین اقدامات مناسبی مانند لایروبی مناطق بالادست و کاهش میزان آلاینده‌های ورودی به تالاب انجام شده است. حتی در آخرین نشست مرتبط با تالاب انزلی قرار شد تا مصب‌ها هم برای ارتباط بهتر لایروبی شوند.»

مدیرکل دفتر حفاظت از زیست‌بوم‌ها و سواحل دریایی از میانکاله نیز می‌گوید: «در طرحی که ارائه شده است برای میانکاله انتقال آب از دریای خزر و یا منابع دیگر در حوضه این تالاب در نظر گرفته شده است تا تالاب احیا شده و زنده بماند اما با توجه به روند کاهشی تراز دریای خزر قطعاً این کار بسیار مشکل خواهد بود.»

زیستگاه‌های وابسته به خزر دچار بحران خواهند شد

به گفته فداکار، روند کاهش تراز آب بزرگ‌ترین دریاچه جهان در دو سه سال اخیر به بیش از ۲۰ سانتی‌متر در سال رسیده و پیش‌بینی می‌شود تا سال ۲۰۵۰ میلادی این کاهش به‌شدت خزر را تحت‌تأثیر قرار دهد. «قطعاً زیستگاه‌هایی که به این پهنه آبی وابسته‌اند، دچار بحران شدیدی خواهند شد. این اتفاق منحصر به کشور ما نیست و برآورد می‌شود که احتمالاً حدود ۹۰ درصد زیستگاه‌های ساحلی‌دریایی کیفیت خود را از دست می‌دهند و دیگر شبیه به گذشته نباشند.»

با وجود همه این پیش‌بینی‌های ناگوار، مدیرکل دفتر حفاظت از زیست‌بوم‌ها و سواحل دریایی سازمان حفاظت محیط‌زیست امیدوار است که با تلاش، برنامه‌ریزی و حتی وقوع پدیده‌های اقلیمی مناسب بتوان تغییراتی مثبت و غیرقابل‌پیش‌بینی به وجود آورد. «این روند از سالیان پیش آغاز شده بود و کارشناسان مدام اهمیت تصمیم‌گیری برای آن را گوشزد می‌کردند حالا به ناگهان با آن روبه‌رو شدیم. در حال حاضر طرح مدیریت تراز حدی دریای خزر برنامه‌ریزی و اعتبارات مورد نیاز به آن داده شده است و تمام دستگاه‌های ذی‌ربط در آن مشارکت دارند.»

مرگ در پی تنها پستاندار دریای خزر

علاوه‌بر تراز آب خزر و مشکل از دست رفتن زیستگاه‌ها، یکی دیگر از چالش‌ها مرگ فوک‌های خزری است. مرگ این فوک‌ها دیگر انگار به روندی عادی تبدیل شده است که هرسال تکرار می‌شود و فقط هم بخشی از لاشه‌ها به سواحل ایران می‌رسند. طبق آخرین آمار، در ۲۴ آذر ۱۴۰۱ لاشه ۲۵۰۰ فک خزری در سواحل داغستان روسیه و دو سال بعد، در ۲۸ آبان ۱۴۰۳، لاشه ۱۰۳۴ فک در قزاقستان مشاهده شد. ۲۴ شهریور همین ماه بود که معاون محیط‌زیست طبیعی اداره‌کل حفاظت محیط‌زیست مازندران از پیدا شدن لاشه ۲۹ فوک خزری از ابتدای سال تا آن زمان در سواحل استان خبر داد. هم در میانه این دو تاریخ و هم پس از آن نیز تلفات فک‌ها ادامه داشته و دارد.

به گفته فداکار، زیستگاه عمده فوک خزری در شمال و شمال‌شرق دریای خزر، یعنی در سواحل روسیه و قزاقستان قرار دارد و هرچه به‌سمت جنوب می‌رویم، پراکندگی این گونه کم و کمتر می‌شود. هنگامی‌که هوا گرم‌تر می‌شود، این گونه به پایین‌دست مهاجرت کرده و در سواحل ایران نیز دیده می‌شود.

او مدعی است که طبق بررسی‌های انجام‌شده، این مرگ‌ومیرها در سواحل ایران اتفاق نمی‌افتند و لاشه‌ها عمدتاً به‌وسیله جریان‌های دریایی به ما می‌رسند. فداکار از سوی دیگر می‌گوید: «در گذشته گاهی بین صیادان و این گونه تعارضاتی بر سر منابع غذایی وجود داشت. اما به دلیل دوره‌های آموزشی و آگاه نمودن بهره‌برداران دریایی باعث شد که تعامل خوبی بین محیط‌زیست و بهره‌برداران، از جوامع صیادی گرفته تا قایق‌رانی و فعالیت‌های تفریحی و گردشگری شکل بگیرد. در واقع افراد به ارزش این گونه پی بردند و در حال حاضر ما هیچ تقابلی با جوامع محلی نداریم و آنها هم به محض رؤیت گونه ما را مطلع می‌کنند.»

او از پروتکل‌ها و دستورالعمل‌های تعیین‌شده برای پایش، ارزیابی، نمونه‌برداری، پایش و مطالعه می‌گوید: «کارشناسان بر اساس این پروتکل‌ها کار می‌کنند و با مشاهده لاشه‌ها هربار نمونه‌برداری صورت می‌گیرد. برای آنکه بتوان نتیجه دلخواه را از نمونه‌برداری به دست آورد، نمونه باید شرایط مناسبی داشته باشد. اما اکثر گونه‌هایی که به سواحل ما می‌رسند به‌حدی از تجزیه بافت رسیده‌اند که کیفیت نمونه‌برداری را پایین آورده و تشخیص را دشوار می‌کنند. البته در نمونه‌های تازه‌تر هم ما بیماری یا مشکل خاصی پیدا نکردیم.»

فداکار ادامه می‌دهد: «پیش‌بینی می‌شود که بیشتر این مرگ‌ومیرها از شمال دریای خزر به پایین می‌آیند اما در مرگ‌ومیرهای دسته‌جمعی که در روسیه و قزاقستان رخ داد، بیماری دیستمپر و آنفولانزای این گونه دیده شد، اما در سواحل ما خیر. حدس زده می‌شود که این مرگ‌ومیرها ممکن است به‌دلیل کاهش مواد غذایی ناشی از کم شدن جمعیت ماهیان کیلکا باشد. همین امر موجب تضعیف این گونه و ابتلای آن به بیماری‌های مختلف شود.»

چالش‌ها و خطرات تهدیدکننده دریای خزر به همین دو موضوع محدود نمی‌شود و دامنه آن بسیار گسترده‌تر است؛ حل آن نه‌فقط اراده یک کشور، بلکه اراده جمعی کشورهای همسایه و بهره‌بر از دریای خزر را می‌طلبد.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *