تأملی بر «قالی ضد جنگ»
هبــــوط خیـــــــال
30 تیر 1405، 23:36
قالی در ایران فرهنگی، هیچگاه فقط یک زیرانداز نبوده، بلکه بهمثابه بیانیهای از جهانبینی ایرانی بوده است. قالی، رویش دوباره باغ در خانه است؛ باغی که نه باد خزان آن را میخشکاند و نه زمستان آن را از میان میبرد. شاید به همین دلیل است که در بسیاری از زبانهای جهان، واژه ایرانی «پردیس» (ریشه واژه Paradise) به معنای بهشت بهکار میرود. قالی ایرانی نیز از همین اندیشه زاده شده است؛ باغی آرمانی که انسان آن را به خانه میآورد تا خاطره بهشت را زیر پای خود بگستراند. در متن قالی، درخت زندگی میروید، جویهای آب جاریاند، پرندگان آواز میخوانند، شکارگاهها سرشار از حرکتاند و گلها هرگز پژمرده نمیشوند. قالی، حافظه باغ است؛ باغی که انسان، پس از هبوط، همواره در آرزوی بازگشت به آن بوده است. جنگ، نخست باغ را از انسان نمیگیرد؛ بلکه تصویر باغ را از ذهن او میگیرد. فرشهایی که امروز با نام «فرش جنگ افغانستان» شناخته میشوند، به زعم نگارنده، شایستهتر است «فرشهای ضد جنگ» نامیده شوند؛ زیرا این قالیها نه ستایش اسلحه، بلکه سوگواره غیبت گلستان و بوستاناند.
در این فرشها، تانکها رژه میروند، جویبارها جای خود را به لولههای تفنگ دادهاند، پرندگان به هلیکوپتر بدل شدهاند و شکارگاههای باشکوه جای خود را به میدانهای مین دادهاند. این فقط تغییر طرح و نقش نیست؛ این، هبوط یک جهانبینی است.
در روایت ادیان ابراهیمی، آدم و حوا پس از خروج از بهشت، وارد جهانی شدند که در آن رنج، کار، ترس و مرگ وجود داشت. شاید بتوان گفت قالیهای ضد جنگ افغانستان، تصویری از همان هبوطاند؛ گویی قالیباف، به جای آنکه باغ گمشده را ببافد، جهانی را میبافد که پس از راندهشدن از باغ بر او تحمیل شده است.
از همین رو، این قالیها سندی نظامی نیستند، بلکه سندی انسانشناختیاند. کارشناس فرش امروز از روی نوع تانک، هلیکوپتر یا سلاحِ بافتهشده، تاریخ تقریبی بافت را تشخیص میدهد؛ گویی تاریخ جنگ، به جای آنکه در آرشیوهای نظامی ثبت شود، در گرههای قالی حفظ شده است.
قالیبافی که نسلها گل شاهعباسی، بته، سرو، شکارگاه، محراب و درخت زندگی میبافت، اکنون تانک، کلاشینکف و نارنجک را از حفظ میبافد؛ نه به این دلیل که به اسلحه عشق میورزد، بلکه چون اسلحه هر روز پیش چشم اوست.
آنجا که تسلیحات جای گلزار را در حافظه بصری هنرمند میگیرد، باید فهمید که ویرانی از مرز خانهها گذشته و به درون فرهنگ رسیده است.
امروز که بار دیگر سایه جنگ بر منطقه ما گسترده شده است، آیا هنرمندان قالیباف ایرانی نیز روزی بهجای باغ فین، باغ شاهزاده، سروهای کاشان، گلستانهای اصفهان و باغهای خیالی قالی ایرانی، اعتراض تاریخی خود به جنگ را در دستبافتههایشان بیان خواهند کرد؟
اگر چنین روزی فرا برسد، آنچه از دست رفته، تنها امنیت نیست؛ پردیس ایرانی است. زیرا جنگ، پیش از آنکه انسان را از خانهاش براند، او را از باغ خیال خویش بیرون میکند.
برچسب ها:
جهانبینی ایرانی، شکارگاه، قالی در ایران فرهنگی، قالیبافی، گل شاهعباسی، یادداشت
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
میان آنچه به ما داده شده و آنچه میتوانیم از آن بسازیم
جهانی که انتخابمان نبوده است
«آلبلاغ»؛ روایتی از یک حادثه و پرسشهایی که هنوز بیپاسخ ماندهاند
از مدیریت بحران تا حکمرانی پیشگیرانه
تأملی بر چالشهای هماهنگی نهادی در مدیریت مسائل سرزمینی ایران
تصویر بوعلیسینا چگونه از روایتهای تاریخی به قالی ایرانی راه پیدا کرد؟
ســرای بوعلــــــــی
وقتی آسمان بسته میشود، چرا زمین ایران آماده نیست؟
از واقعگرایی سخت تا عملگرایی انعطافپذیر
تهران؛ میان سکوت و گسل
وقف آب در حکمرانی نوین
حذف ایران از جشنواره موسیقی قونیه
بوشهر در حافظه شعر
وب گردی
- معرفی طرح های بیمه تکمیلی انفرادی سامان | پوششها و شرایط خرید
- مطالبه گنجاندن حداقل حقوق ۷۰ میلیونی معلمان در بودجه ۱۴۰۶
- درخواست معافیت دانشجویان ممتاز دکتری دانشگاه آزاد اسلامی از آزمون جامع
- درخواست افزودن درس موسیقی در مدارس
- حذف شرط: کد تخفیف اسنپ فود کد تخفیف اسنپ فود
- مطالبه عمومی برای اجرای مصوبات انتقال معادن شیراز
- شناسنامه دار بودن ظروف صنعتی چه نقشی در مدیریت مسئولانه آن ها دارد؟
- قیمت بلیط اتوبوس به مرزهای غربی کشور مشخص شد
- کمک به تأمین مالی یا واردات داروی ELAHERE برای بیماران مقاوم به شیمیدرمانی در سرطان تخمدان
- آیا با کپی مدارک می توان سوار قطار شد؟ بیشتر
بیشترین نظر کاربران
در روزهای جنگ، جامعه را تنها نگذاریم
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید