وقف آب در حکمرانی نوین





وقف آب در حکمرانی نوین

28 شهریور 1405، 20:09

وقف در فرهنگ و تاریخ ایران، فراتر از یک کنش خیریه، نهادی راهبردی برای مدیریت منابع حیاتی، عدالت اجتماعی و سامان‌دهی حیات جمعی بوده است. در سرزمینی که بخش مهمی از پهنه آن با محدودیت منابع آب مواجه است، آب هیچ‌گاه صرفاً یک کالای اقتصادی نبوده، بلکه سرمایه‌ای تمدنی و در بسیاری از دوره‌ها «امانت عمومی» تلقی شده است. از همین رو، بخشی از مهم‌ترین موقوفات ایران نه‌فقط مسجد و مدرسه، بلکه قنات، آب‌انبار، نهر و چشمه را دربرگرفته‌اند.

بازخوانی این میراث تاریخی در شرایط امروز اهمیت دوچندان دارد. ایران با چالش‌هایی همچون کاهش منابع آب زیرزمینی، افت کمی و کیفی آب، تغییرات اقلیمی و افزایش تقاضای شرب روبه‌روست. در چنین شرایطی، احیای ظرفیت وقف آب می‌تواند پیوندی میان حکمت گذشتگان، سرمایه اجتماعی و نیازهای فناورانه و زیرساختی عصر حاضر ایجاد کند. به بیان دیگر، مسئله امروز تنها حفظ وقف سنتی نیست، بلکه باید اندیشید چگونه می‌توان «وقف پویا» را به ابزاری برای تأمین امنیت آب، توسعه پایدار و مشارکت مردم در حکمرانی منابع آبی تبدیل کرد.

خدمت به تمدن و حیات اجتماعی

وقف از برترین مصادیق احسان و نیکوکاری و نهادی برآمده از حس نوع‌دوستی انسان است. در فرهنگ اسلامی، وقف با مفهوم «صدقه جاریه» پیوند خورده و از آن به‌عنوان عملی صالح، ماندگار و برخوردار از منافع مستمر یاد شده است. در نظام حقوقی ایران نیز مطابق ماده ۵۵ «قانون مدنی»، وقف عبارت است از «حبس عین مال و تسبیل منافع آن». بنابراین، اصل دارایی حفظ می‌شود و منافع آن در مسیر خیر و منفعت عمومی قرار می‌گیرد.

کارکرد تاریخی وقف نشان می‌دهد که این نهاد چگونه از سطح کمک فردی فراتر رفته و به یکی از سازوکارهای تمدن‌سازی تبدیل شده است؛ از تأسیس مدرسه و کتابخانه و مراکز علمی تا ساخت درمانگاه، بیمارستان، مسجد، استراحتگاه و تأمین خدمات عمومی. در این میان، وقف آب جایگاهی ممتاز دارد، زیرا آب مستقیماً با اصل حیات انسانی پیوند دارد.
در ایران، فرهنگ آب‌رسانی و آب‌انبارسازی سابقه‌ای بسیار طولانی دارد. پاکنه، یخدان، چشمه، نهر، سنگاب، کاریز، جوی، آب‌انبار، چاه، برکه، سقاخانه و پایاب، تنها تأسیسات فنی نبوده‌اند، بلکه نمودهای عینی فرهنگ نیکوکاری و مسئولیت اجتماعی بوده‌اند. در وقف‌نامه‌های تاریخی حتی برای سقاها، خرید کوزه، روشنایی آب‌انبار، لایروبی، نگهداری و تأمین نمک برای ضدعفونی آب نیز منابع مالی پیش‌بینی می‌شده است. این جزئیات نشان می‌دهد که واقفان، آب را یک «خدمت عمومی مستمر» می‌دیدند.

از آب‌انبار تا حکمرانی مشارکتی

وقف آب در گذشته دست‌کم سه کارکرد مهم داشت: عدالت در دسترسی، پایداری مدیریت و مشارکت مردم. مردم سرمایه را تأمین می‌کردند، جامعه از منافع آن بهره‌مند می‌شد و متولی موظف بود از موقوفه نگهداری کند. از این منظر، وقف آب را می‌توان نمونه‌ای تاریخی از حکمرانی مشارکتی منابع آب دانست.

آب‌انبارهای یزد و قزوین نمونه برجسته این تجربه‌اند. در سرزمین خشک و کویری یزد و شهر کم‌آب قزوین، آب‌انبارها به همت واقفان و با مشارکت گروه‌های مختلف اجتماعی ایجاد می‌شدند و بسیاری از آن‌ها موقوفه بودند. برخی واقفان تمام یا بخشی از حقابه قنات خود را وقف می‌کردند و برخی دیگر خانه، باغ، زمین، محصولات کشاورزی یا درآمد دکان‌ها را برای تأمین هزینه‌های آب‌انبار اختصاص می‌دادند. حتی مشارکت‌ها به ساخت بنا محدود نمی‌شد. آب‌رسانی، پاک‌سازی مسیر و جوی آب، حفر زمین، تهیه مصالح، لایروبی،لجن‌کشی و تخلیه آب‌انبار نیز بخشی از این مشارکت عمومی بود. بنابراین، فرهنگ وقف آب توانسته بود سرمایه مالی، سرمایه اجتماعی و مسئولیت جمعی را در یک سازوکار واحد گرد هم آورد. یکی از جلوه‌های مهم این سنت، کارکرد فراگیر و فرادینی آن بود. در یزد، نمونه‌هایی از آب‌انبارهای مشترک مسلمانان، زرتشتیان و یهودیان وجود داشته و حتی مواردی ثبت شده که مسلمانان برای استفاده زرتشتیان آب‌انبار وقف کرده‌اند. این تجربه تاریخی نشان می‌دهد که آب می‌تواند بستری برای همزیستی اجتماعی و تقویت هویت مشترک باشد، زیرا خشکسالی و تشنگی، انسان‌ها را فارغ از تفاوت‌های مذهبی و اجتماعی با یک مسئله مشترک روبه‌رو می‌کند.

احساس تعلق مکانی و جغرافیای وقف

یکی از عوامل مهم در شکل‌گیری فرهنگ وقف، «احساس تعلق مکانی» است. مکان تنها یک موقعیت جغرافیایی نیست، بلکه با خاطره، هویت، تجربه زیسته و احساس مسئولیت انسان پیوند می‌خورد. فردی که نسبت به زادبوم خود احساس تعلق دارد، معمولاً تمایل بیشتری برای حفظ، آبادانی و ارتقای آن نشان می‌دهد. از این منظر، بخش مهمی از موقوفات به مکان تولد، محل زندگی یا سرزمین مادری واقف اختصاص یافته است. احساس دین نسبت به زادبوم، میل به ماندگاری نام، تلاش برای توسعه محل و فراهم کردن آینده بهتر برای نسل‌های بعد، از عواملی هستند که می‌توانند جغرافیای وقف را توضیح دهند. در حوزه وقف آب، این رابطه حتی آشکارتر است. ساخت آب‌انبار در یک محله، حفر قنات یا وقف حقابه، مستقیماً به تجربه زیسته مردم از کم‌آبی و نیازهای محل مربوط می‌شده است. بنابراین، می‌توان گفت «جغرافیای وقف» در ایران تا حد زیادی بازتاب جغرافیای نیاز، تعلق و مسئولیت اجتماعی بوده است.

زنان و جایگاه آنان در فرهنگ وقف

زنان به‌عنوان نیمی از جمعیت مؤثر جامعه، در تاریخ وقف حضوری قابل‌توجه داشته‌اند، هرچند این نقش در پژوهش‌های تاریخی کمتر از سایر ابعاد وقف مورد توجه قرار گرفته است. شواهد تاریخی از دوره صفویه و پس از آن، از وقف اموال و املاک زنان برای امور عام‌المنفعه حکایت دارد؛ حضوری که افزون بر خیرخواهی، می‌تواند بیانگر برخورداری آنان از موقعیت و استقلال مالی باشد. در پژوهش‌های انجام‌شده درباره خراسان جنوبی نیز نمونه‌های متعددی از واقفان زن شناسایی شده و دوره قاجار از دوره‌های مهم حضور زنان در عرصه وقف معرفی شده است. در حوزه آب نیز موقوفات زنان مرتبط با آب‌انبارها نشان می‌دهد که نقش آنان تنها به مصرف و بهره‌برداری از منابع آب محدود نبوده، بلکه در ایجاد و پشتیبانی از زیرساخت‌های عمومی آب نیز امتداد داشته است. از نمونه‌های قابل‌تأمل در این زمینه، «قنات آخوند قزوین» است که بانی آن «خدیجه‌خانم، دختر خواجه بدیعاء» معرفی شده و برای آن وقف‌نامه‌ای نیز گزارش شده است. بااین‌حال، از نظر تاریخی و نسخه‌شناختی درباره تاریخ و اصالت این وقف‌نامه ملاحظاتی وجود دارد. نسخه‌ای که در «مینودر یا باب‌الجنه» از آن برداشت شده، تاریخ وقف را سال ۴۵۴ هجری ذکر می‌کند، اما سبک انشا و اصطلاحات آن با متون شناخته‌شده قرن پنجم همخوانی کامل ندارد. بنابراین، با رعایت احتیاط علمی، نمی‌توان وقف‌نامه را عاری از تردید دانست. بااین‌همه، اصل گزارش درباره انتساب قنات به یک واقف زن برای مطالعه تاریخ وقف آب اهمیت دارد. قنات آخوند نشان می‌دهد که زنان می‌توانستند از جایگاه بانی و واقف در ایجاد زیرساخت‌های حیاتی و عام‌المنفعه جامعه نقش‌آفرین باشند، به‌ویژه آنکه قنات مستقیماً با حیات اقتصادی و اجتماعی شهر و تأمین آب ارتباط داشته است. این تجربه تاریخی می‌تواند در بازخوانی نقش زنان در وقف آب معاصر نیز الهام‌بخش باشد؛ از آموزش فرهنگ مصرف آب و حمایت از فناوری‌های کاهش مصرف تا مشارکت در احیای قنوات و آبخوان‌ها، تأمین مالی طرح‌های آب‌رسانی و شکل‌دهی به «وقف پویا». بدین‌ترتیب، میراث تاریخی زنان در وقف آب می‌تواند به الگویی برای تقویت مشارکت آنان در حکمرانی مشارکتی و پایدار منابع آب تبدیل شود.

صدر وقف، تجربه تاریخی مدیریت و حکمرانی موقوفات

گستردگی موقوفات در ایران به‌تدریج نیاز به ساختارهای تخصصی مدیریت را پدید آورد. در عصر صفوی، با گسترش موقوفات، مقام «صدر» جایگاه مهمی در ساختار حکمرانی داشت و علاوه بر امور مذهبی، بر موقوفات و عملکرد ناظران آن‌ها نظارت می‌کرد. منابع تاریخی، از جمله گزارش‌های «ژان شاردن»، سفرنامه‌نویس فرانسوی، نشان می‌دهند که صدر مسئولیت مهمی در نظارت بر موقوفات داشت و ساختارهای اداری دیگری مانند مستوفی موقوفات و دیوان محاسبات نیز در مدیریت این دارایی‌ها نقش ایفا می‌کردند. بعدها با پیچیده‌تر شدن ساختار موقوفات، حوزه مسئولیت «صدر خاصه» و «صدر عامه» تفکیک شد. تجربه صدر وقف یک درس مهم برای حکمرانی امروز دارد: هرگاه سرمایه‌های وقفی گسترده و متنوع شوند، مدیریت آن‌ها نیز به دانش تخصصی، شفافیت، نظارت، ثبت دقیق و ساختارهای حرفه‌ای نیاز دارد. از این منظر، گذار از وقف سنتی به وقف پویا بدون ایجاد نظام مدیریتی هوشمند و تخصصی امکان‌پذیر نیست.

گذار از وقف سنتی به وقف پویا

وقف سنتی عمدتاً بر حفظ فیزیکی املاک و تأمین هزینه‌های امور مشخصی مانند اطعام و خدمات مذهبی تمرکز داشت. در مقابل، «وقف پویا» تلاش می‌کند مال‌الوقف و نیت واقف را با فناوری، تولید، دانش و نیازهای راهبردی کشور، به‌خصوص در حوزه توسعه پایدار، پیوند دهد.

در این الگو، موقوفه صرفاً دارایی‌ای برای اجاره دادن و دریافت درآمد نیست، بلکه می‌تواند سرمایه‌ای برای مشارکت در تولید، پروژه‌های دانش‌بنیان، امنیت غذایی، تأمین آب، فناوری‌های نوین و زیرساخت‌های حیاتی باشد. بنابراین، وقف پویا می‌تواند سرمایه اجتماعی را به پیشران توسعه و اقتدار ملی تبدیل کند.

در حوزه آب، این تحول اهمیت بیشتری دارد. اگر واقفان گذشته قنات حفر می‌کردند، امروز می‌توانند در احیای قنوات، آبخیزداری، تغذیه مصنوعی آبخوان‌ها، تصفیه و بازچرخانی آب، تأمین آب شرب، فناوری‌های کاهش مصرف و آموزش فرهنگ مصرف آب مشارکت کنند.

در چنین الگویی، وقف آب از یک اقدام خیریه محدود به یک ابزار سیاست عمومی و مشارکت اجتماعی در تأمین امنیت آبی تبدیل می‌شود.

طرح آب‌رسانی از سد طالقان، نمونه‌ای از وقف در حکمرانی نوین آب

یکی از مهم‌ترین نمونه‌های معاصر این تحول، مشارکت «سازمان اوقاف و امور خیریه» در طرح آب‌رسانی از «سد طالقان» به شهرها و روستاهای شمال استان قزوین است.

استان قزوین به‌دلیل موقعیت راهبردی، قرار گرفتن در مسیر کریدورهای ارتباطی و برخورداری از دشت حاصلخیز قزوین، با افزایش جمعیت و تقاضای آب مواجه است. در مقابل، منابع آب زیرزمینی منطقه، که تنها منبع تأمین آب شرب آن است، با افت کمی و کیفی قابل‌توجه روبه‌رو شده‌اند. در چنین شرایطی، انتقال آب از سد طالقان به‌عنوان یکی از پروژه‌های مهم تأمین آب شرب مطرح شده است. مطالعات جامع این طرح از سال ۱۳۹۵ انجام شد و پس از تصویب در «وزارت نیرو»، عملیات اجرایی آغاز شد. هدف طرح، انتقال ۶۰ میلیون مترمکعب آب در سال از سهم آب کشاورزی دشت قزوین برای تأمین آب شرب ۱۴ شهر و ۱۹۴ روستا تا افق ۱۴۲۵ است.

اجرای طرح آب‌رسانی از سد طالقان به شهرها و روستاهای قزوین از سال ۱۳۹۶ شروع شده و در طول سال‌های اجرا با محدودیت اعتباری روبه‌رو بوده است. با توجه به شرایط کمی و کیفی آب شرب شهرستان آبیک، اجرای عملیات آب‌رسانی به این شهرستان به‌عنوان اولویت طرح مورد اشاره، مشتمل بر لوله‌گذاری به میزان ۱۸ کیلومتر به‌همراه تأسیسات، تجهیزات و شیرآلات مربوطه، از طریق منابع عمومی دولت انجام و در مردادماه ۱۴۰۱ تکمیل و در مدار بهره‌برداری قرار گرفت. برای احداث فازهای بعدی این طرح، شامل تصفیه‌خانه با ظرفیت ۳ مترمکعب بر ثانیه و آب‌رسانی به مراکز جمعیتی مانند شهر قزوین (مرکز استان)، شهر جدید مهرگان و شهرهای محمدیه، تاکستان و… که بالغ بر ۳۰۰ کیلومتر خط انتقال است، «شرکت آب منطقه‌ای قزوین» در راستای مصوبه «شورای عالی شهرسازی و معماری ایران»، مقدمات تأمین مالی باقیمانده طرح را از طریق تغییر کاربری اراضی «شهرک گردشگری رزجرد» فراهم کرد. سازمان اوقاف و امور خیریه با بهره‌گیری از اراضی «موقوفه حاجیه بیگم قوامی» (۱۴۱۰ هکتار) و با نیت خیرات و مبرات (تأمین آب شرب)، به‌عنوان سرمایه‌گذار بخشی از خطوط انتقال و تکمیل تصفیه‌خانه وارد عمل شد.

برای تحقق این مشارکت، تفاهم‌نامه پنج‌جانبه میان «استانداری قزوین»، شرکت آب منطقه‌ای، «اداره کل اوقاف و امور خیریه»، «سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی» و «اداره کل راه و شهرسازی استان قزوین» منعقد شد. در ادامه، قرارداد اجرای بخشی از طرح انتقال آب به ۱۴ شهر شمالی استان قزوین و روستاهای مسیر، شامل ۵٫۵ کیلومتر از خط آب‌رسانی به مهرگان و قزوین، منعقد شد. همچنین فاز دوم طرح، شامل آب‌رسانی به شهر جدید مهرگان و محمدیه به طول ۳۵ کیلومتر، با همکاری «گروه مشارکت مدنی جهاد نصر کرمان ـ عمراب» و «قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبیاء(ص)» در دست اجرا قرار گرفته است.

اهمیت این تجربه در آن است که موقوفه از یک دارایی ایستا به یک ابزار سرمایه‌گذاری در زیرساخت حیاتی تبدیل شده است. این همان نقطه‌ای است که «وقف سنتی» به «وقف پویا» گذر می‌کند: نیت واقف حفظ می‌شود، اما شیوه تحقق آن با نیازهای جامعه، فناوری و ساختارهای اقتصادی امروز متناسب می‌شود.

جمع‌بندی

وقف آب در ایران تجربه‌ای تاریخی از پیوند ایمان، خیر عمومی، سرمایه اجتماعی و مدیریت منابع طبیعی است. قنات‌ها، آب‌انبارها، سقاخانه‌ها، حقابه‌ها و دیگر تأسیسات آبی نشان می‌دهند که ایرانیان در دوره‌های مختلف، آب را نه صرفاً یک منبع اقتصادی، بلکه سرمایه‌ای تمدنی و امانتی عمومی تلقی کرده‌اند. این میراث تاریخی امروز می‌تواند مبنایی برای بازاندیشی در حکمرانی منابع آب باشد. همان‌گونه که در گذشته مردم سرمایه را تأمین می‌کردند، از آب بهره می‌بردند و در نگهداری آن مشارکت داشتند، امروز نیز می‌توان از ظرفیت موقوفات برای احیای قنوات، حفاظت از آبخوان‌ها، آبخیزداری، بازچرخانی آب، فناوری‌های کاهش مصرف و پروژه‌های بزرگ آب‌رسانی بهره گرفت. پروژه آب‌رسانی از سد طالقان نمونه‌ای مهم از این تحول است؛ تجربه‌ای که در آن سازمان اوقاف و امور خیریه، با استفاده از ظرفیت یک موقوفه و در قالب مشارکت با دستگاه‌های اجرایی و نهادهای تخصصی، در توسعه یک زیرساخت حیاتی نقش‌آفرینی کرده است. از این منظر، آینده وقف آب را باید در «بازآفرینی سنت» جست‌وجو کرد، نه در تکرار صرف الگوهای گذشته. وقف پویا می‌تواند پیوندی میان نیت واقف، فناوری، سرمایه‌گذاری، مشارکت مردمی و نیازهای راهبردی کشور ایجاد کند. اگر این ظرفیت با مدیریت شفاف، تخصصی و آینده‌نگر همراه شود، وقف آب قادر خواهد بود بار دیگر همان نقشی را ایفا کند که در گذشته در آبادانی شهرها و روستاها بر عهده داشت: تبدیل خیر فردی به منفعت عمومی و تبدیل سرمایه خصوصی به زیرساخت تمدنی. در نهایت، مسئله آب تنها مسئله تأمین یک نیاز حیاتی نیست؛ مسئله‌ای مربوط به عدالت، توسعه، امنیت و آینده تمدنی ایران است. در چنین افقی، بازآفرینی وقف آب می‌تواند یکی از بومی‌ترین و ریشه‌دارترین الگوهای مشارکت اجتماعی در حکمرانی نوین منابع آبی کشور باشد.

منابع
چراغی، زهره (۱۳۸۸)، «تحلیل نقش قنات در حیات تاریخی یزد از دوره ایلخانان تا دوران پهلوی اول». رساله دکتری، دانشگاه اصفهان.
خزائی، شیرزاد (۱۳۹۸)، «نقش صدر در اداره موقوفات عصر صفوی». پژوهشی با رویکرد توصیفی ـ تحلیلی درباره ساختار مدیریت موقوفات و جایگاه مقام صدر در عصر صفوی.
شاطری، مفید؛ آرزومندان، راضیه (۱۳۹۱)، «نقش و جایگاه موقوفات زنان»، نشریه زن در فرهنگ و هنر (پژوهش زنان).
کیانی، وحید (۱۳۹۸)، «نقش و تأثیر احساس تعلق مکانی انسان‌ها بر فرهنگ وقف».
گلریز، سیدمحمدعلی (۱۳۳۷)، «مینودر یا باب‌الجنه قزوین». تهران: انتشارات دانشگاه تهران.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *