از واقعگرایی سخت تا عملگرایی انعطافپذیر
28 شهریور 1405، 21:18
پذیرش واقعگرایی سخت بهمعنای پذیرش انفعال نیست. برعکس، اگر واقعیت مسئله را همانگونه که هست بپذیریم، میتوانیم بهجای جستوجوی راهحلهای ساده، قطعی و نهایی، به نوع دیگری از عملگرایی برسیم که با ماهیت پیچیده، فرگشتی و چندمقیاسی رژیم رابطه سازگار باشد.
در مسائل بغرنجی مانند بحران اقلیمی و رابطه انسان با سامانه زمین، نمیتوان انتظار داشت که یک راهحل جامع و نهایی وجود داشته باشد. مسئلهای که خود در حال تغییر است، با مجموعهای از مداخلات ثابت و ازپیشتعیینشده نیز قابل مواجهه نیست. حتی مداخلات ما میتوانند خود بخشی از مسیر تحول مسئله شوند و پیامدهایی ایجاد کنند که از ابتدا قابل پیشبینی نبودهاند.
بنابراین، آنچه در این بخش بهعنوان «اقدامات» مطرح میشود، نه یک نسخه نهایی است، نه فهرستی جامع و نه مجموعهای از اصول تغییرناپذیر. این اقدامات ادعا نمیکنند که بهتنهایی قادر به حل مسئلهاند و حتی ممکن است در جریان تجربه و یادگیری، برخی از آنها کنار گذاشته شوند، برخی تغییر کنند و اقدامات تازهای جایگزین آنها شوند.
آنچه در اینجا ارائه میشود، صرفاً گشودن باب گفتوگو و پیشنهاد چند جهتگیری اولیه است؛ جهتگیریهایی که باید در عمل آزموده شوند و براساس بازخوردهای حاصل از آنها اصلاح شوند.
چندمقیاسی بودن مسئله
یکی از ملاحظات اساسی در طراحی اقدامات این است که سیستمهای پیچیده، چندمقیاسیاند.
رژیم رابطه انسان و سامانه زمین نیز تنها در یک سطح شکل نمیگیرد. فرد، خانواده، اجتماع، شهر، منطقه، کشور و نظام جهانی، همگی در شکلگیری و بازتولید این رابطه نقش دارند. اما این سطوح صرفاً نسخههای کوچکتر یا بزرگتر یکدیگر نیستند. در هر مقیاس، روابط، سازوکارها، محدودیتها و حتی صورت مسئله میتواند متفاوت باشد.
بنابراین، نمیتوان یک ابزار تحلیلی یا یک نوع مداخله را برای همه مقیاسها مناسب دانست. همانگونه که در ساختارهای چندمقیاسی، مشاهده یک پدیده در مقیاسهای مختلف میتواند ویژگیهای متفاوتی از آن را آشکار کند، در اینجا نیز لازم است هم سطح تحلیل و هم ابزار مداخله متناسب با مقیاس تغییر کند. از این رو، بهجای جستوجوی یک نقطه مداخله واحد، باید مجموعهای از نقاط مداخله را در مقیاسهای مختلف در نظر گرفت؛ نقاطی که البته خود نیز با یکدیگر در ارتباطاند و میتوانند بر هم اثر بگذارند.
بر این اساس، چند جهتگیری اولیه را میتوان پیشنهاد کرد:
۱- مداخله در شرایط عدم قطعیت؛ هدایت براساس روندها، نه پیشبینی قطعی:
ما نمیتوانیم انتظار داشته باشیم که برای یک رژیم رابطهای پیچیده، مسیر آینده را با دقت و قطعیت پیشبینی کنیم. اما این محدودیت بهمعنای ناتوانی در عمل نیست. برعکس، باید بتوانیم از شناخت روندها، گرایشها، نقاط حساس و فضاهای امکان استفاده کنیم و براساس آنها مداخله کنیم.
در چنین شرایطی، اقدام مؤثر اقدامی است که احتمال قرار گرفتن سامانه در مسیر مطلوبتر را افزایش دهد و امکان یادگیری از پیامدهای آن را فراهم کند.
به تعبیر دیگر، در مواجهه با یک سامانه پیچیده، بهجای طراحی یک مسیر قطعی برای آینده، باید مجموعهای از مسیرهای محتمل را در نظر گرفت، در آنها مداخله کرد، پیامدها را مشاهده کرد و براساس بازخورد، مداخله بعدی را اصلاح کرد.
اینجا همان تفاوت بنیادین میان پیشبینی دقیق و جهتدهی هوشمندانه اهمیت پیدا میکند: ما ممکن است نتوانیم بگوییم دقیقاً چه رخ خواهد داد، اما میتوانیم بکوشیم شرایطی ایجاد کنیم که برخی پیامدها محتملتر و برخی دیگر نامحتملتر شوند.
۲- تغییر از کنترل به هدایت:
در مواجهه با یک سیستم پیچیده، هدف نمیتواند کنترل کامل مسیر آن باشد. کنترل مستلزم آن است که بتوانیم روابط علّی و پیامدهای مداخلات را تا حد قابلقبولی پیشبینی کنیم؛ درحالیکه در رژیم رابطه با سیستمی مواجهیم که دارای تعاملات غیرخطی، بازخوردهای متعدد، وابستگی به مسیر و پویاییهای ظهوریافته است.
بنابراین، بهجای تلاش برای کنترل رژیم رابطه، باید بهدنبال هدایت آن باشیم.
هدایت به این معناست که شرایط را بهگونهای تغییر دهیم که برخی مسیرها و وضعیتها امکان بیشتری برای ظهور و تثبیت پیدا کنند و برخی مسیرهای ناپایدار یا مخرب، دشوارتر شوند.
به بیان دیگر، ما قرار نیست آینده را طراحی کنیم؛ قرار است گرایشهای فضای امکان را تغییر دهیم.
۳- بازطراحی فضای امکان:
هر رژیم رابطه درون یک فضای امکان خاص عمل میکند. قوانین، سیاستها، ساختارهای اقتصادی، فناوریها، ارزشها، مشوقها و محدودیتها تعیین میکنند که چه رفتارهایی آسان، سودآور، مشروع یا حتی بدیهی باشند و چه رفتارهایی دشوار، پرهزینه یا ناممکن شوند.
بنابراین، شاید مهمترین مداخله نه تغییر مستقیم تکتک رفتارها، بلکه تغییر خودِ فضای امکانی باشد که این رفتارها در آن تولید و بازتولید میشوند.
اگر ساختارهای اقتصادی، قوانین، سیاستها و نظامهای تشویق و تنبیه بهگونهای باشند که الگوهای ناپایدار را تقویت کنند، حتی اگر افراد و نهادها به ضرورت تغییر آگاه باشند، رژیم رابطه همچنان میتواند همان مسیر قبلی را بازتولید کند.
از این رو، مداخله میتواند معطوف به تغییر قوانین، سیاستها، مشوقها، ارزشها، فناوریها و سایر عواملی باشد که فضای امکان را شکل میدهند؛ با این هدف که مسیرهای سازگارتر با سامانه زمین، امکان بیشتری برای ظهور و تثبیت پیدا کنند.
۴- هوشیاری نسبت به بازتولید رژیم رابطه:
هر اقدام جدید الزاماً بهمعنای تغییر رژیم رابطه نیست. ممکن است یک فناوری جدید، یک سیاست محیطزیستی یا حتی یک برنامه اصلاحی در ظاهر تغییر ایجاد کند، اما در سطح عمیقتر همان منطق قبلی را بازتولید کند. بنابراین، هر مداخله باید علاوه بر پیامد مستقیم خود، از این منظر نیز ارزیابی شود که آیا واقعاً الگوی رابطه را تغییر میدهد یا صرفاً همان الگو را در شکل تازهای بازتولید میکند. پدیدههایی مانند سبزشویی را میتوان در همین چارچوب دید. از این رو، پرسش مهم درباره هر راهکار این است که «چه الگویی را دوباره تولید میکند؟»
۵- پذیرش چندسطحی بودن مداخله:
چندمقیاسی بودن سیستم به این معناست که تغییر را نمیتوان صرفاً به سطح دولتها یا نهادهای بینالمللی محدود کرد. از سطح فرد و خانواده گرفته تا جامعه، شهر، منطقه، کشور و نظام جهانی، همگی میتوانند در تغییر مسیر رژیم رابطه نقش داشته باشند.
البته این بهمعنای یکسان بودن اهمیت همه این سطوح نیست. تغییر رفتار یک فرد نمیتواند جایگزین اصلاح یک ساختار اقتصادی یا سیاست ملی شود؛ همانطور که یک سیاست کلان نیز بدون تغییر در برخی الگوهای اجتماعی و فرهنگی ممکن است اثر محدودی داشته باشد.
مسئله، شناخت ارتباط میان این سطوح و یافتن نقاطی است که مداخله در آنها بتواند به تغییر در سطوح دیگر نیز منجر شود. بنابراین، اقدامات کوچک را نباید صرفاً بهدلیل کوچک بودن بیاهمیت دانست؛ همانگونه که اقدامات بزرگ را نیز نباید صرفاً بهدلیل مقیاسشان مؤثر فرض کرد.
۶- کوچکتر کردن منظومه پیرامونی انسان:
انسان مدرن تنها یک موجود زنده با یک امضای اکولوژیک نیست. هر انسان امروزی در مرکز مجموعهای از سازهها، تجهیزات، زیرساختها و وابستگیهای مادی قرار دارد که هرکدام خود دارای آثار اکولوژیکاند.
خانه، خودرو، جاده، شبکه حملونقل، محل کار، کالاهای مصرفی، زیرساختهای انرژی و حتی بسیاری از ملزوماتی که بهعنوان بخش طبیعی زندگی روزمره پذیرفتهایم، بخشی از این منظومه پیرامونی هستند.
از این منظر، کاهش فشار انسان بر سامانه زمین فقط بهمعنای کاهش مصرف مستقیم نیست؛ بلکه میتواند بهمعنای کوچکتر کردن منظومه پیرامون انسان نیز باشد.
کاهش مصرف غیرضروری، کاهش ملحقات و داراییهای غیرضروری، استفاده کمتر از منابع و حرکت بهسوی شیوههای زیست سبکتر میتواند یکی از مسیرهای تغییر این رابطه باشد.
این اقدام البته جایگزین تغییرات ساختاری نیست، اما میتواند بخشی از تغییر گرادیانهای رژیم رابطه در سطح خرد باشد.
۷- گشودگی نسبت به فرگشت نظامهای باور:
رژیم رابطه فقط از فناوری و اقتصاد ساخته نشده است. باورها، ارزشها و تصورات انسان از جهان نیز در بازتولید آن نقش دارند.
تاریخ نشان میدهد که نظامهای باور ثابت نماندهاند. نظامهای اسطورهای، دینی، ملی و در دورههای جدید، دلبستگیهای شدید به علم، فناوری و توسعه، همگی در دورههایی از تاریخ شکل گرفته و گسترش یافتهاند.
بنابراین، نباید امکان ظهور نظامهای ارزشی تازه را از پیش منتفی بدانیم.
ممکن است در آینده، در واکنش به تجربه بحرانهای محیطزیستی و تغییر رابطه انسان با طبیعت، نظامهایی از ارزش شکل بگیرند که در آنها رودخانه، جنگل، کوه، گونههای زیستی و دیگر عناصر سامانه زمین جایگاه ارزشی بالاتری پیدا کنند.
ما نمیتوانیم از پیش بدانیم چنین تحول فرهنگی دقیقاً چگونه رخ خواهد داد یا چه پیامدهایی خواهد داشت. اما میتوانیم نسبت به امکان آن گشوده باشیم و بدانیم که تغییر رژیم رابطه تنها از مسیر سیاست و فناوری نمیگذرد؛ تحول در نظامهای باور نیز میتواند بخشی از فرایند فرگشت این رابطه باشد.
۸- یادگیری مستمر و اصلاح مداوم:
در نهایت، اگر بپذیریم که خودِ رژیم رابطه یک موجودیت فرگشتی و پویاست، اقدامات ما نیز نمیتوانند ثابت و غیرقابلبازنگری باشند.
هیچ اقدامی نباید به یک اصل مقدس تبدیل شود که صرفاً بهدلیل سابقه یا نیت مثبت، برای همیشه معتبر تلقی شود. اقدامات باید در معرض مشاهده و بازخورد قرار گیرند. باید بتوانیم از نتایج آنها یاد بگیریم، آنها را اصلاح کنیم، برخی را تقویت کنیم، برخی را کنار بگذاریم و در صورت نیاز، اقدامات تازهای را جایگزین کنیم.
بهاینترتیب، خودِ سیاستگذاری و مداخله نیز باید واجد نوعی فرگشت و یادگیری باشد.
این شاید مهمترین تفاوت میان یک رویکرد مهندسی خطی و یک رویکرد پیچیدگیمحور باشد:
در رویکرد خطی، ابتدا راهحل طراحی و سپس اجرا میشود؛ اما در رویکرد پیچیدگیمحور، اقدام، مشاهده، بازخورد، یادگیری و اصلاح در یک چرخه مستمر قرار میگیرند.
بنابراین، مجموعه اقداماتی که در اینجا پیشنهاد شد، نه پایان بحث، بلکه نقطه آغاز آن است. ارزش آنها در این نیست که یکبار برای همیشه مسئله را حل کنند؛ بلکه در این است که بتوانند ما را وارد فرایندی از مداخله، یادگیری و سازگاری کنند که خود متناسب با ماهیت فرگشتی رژیم رابطه باشد.
شبکه زنده
بهمنزله سخن پایانی تأکید میشود که آنچه در این بخش بهعنوان «اقدامات» مطرح شد، نباید با یک دستورالعمل یا فهرستی از راهحلهای اجرایی اشتباه گرفته شود. این اقدامات در واقع بیش از آنکه پاسخهای نهایی باشند، پاسخهایی موقت به شبکهای از پرسشها و تنشهای در حال تغییرند.
رژیم رابطه انسان و سامانه زمین، دائماً پرسشها و تنشهای تازهای ایجاد میکند. بحران منابع، تغییر اقلیم، کاهش تنوع زیستی، آلودگی، تغییر کاربری زمین و بسیاری از مسائل دیگر، مجموعهای از مشکلات منفرد نیستند؛ بلکه نشانههایی از تنشهایی هستند که درون همین رژیم رابطه شکل گرفتهاند و خود را بهصورت پرسشهای تازه به ما تحمیل میکنند.
هر پاسخ نیز میتواند پرسش یا تنش تازهای ایجاد کند. ممکن است مداخلهای یک مسئله را کاهش دهد، اما در سطح دیگری پیامدی ایجاد کند که نیازمند پاسخ تازهای باشد. بنابراین، رابطه میان «پرسش» و «پاسخ» در اینجا یک رابطه خطی و یکباره نیست؛ بلکه چرخهای و بازخوردی است.
از این منظر، مجموعه اقدامات باید مانند یک شبکه زنده از پاسخها به یک شبکه زنده از پرسشها و تنشها دیده شود؛ شبکهای که دائماً در حال تغییر است و با تغییر شرایط، پاسخهای آن نیز باید تغییر کنند.
(قسمت چهارم)
برچسب ها:
بحران اقلیمی، پایداری زیستمحیطی، تغییر اقلیم، ردپای اکولوژیک، رویکرد چندمقیاسی، سامانه زمین، سبزشویی، سیاستگذاری محیطزیست، سیستمهای پیچیده، محیطزیست
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
تصویر بوعلیسینا چگونه از روایتهای تاریخی به قالی ایرانی راه پیدا کرد؟
ســرای بوعلــــــــی
وقتی آسمان بسته میشود، چرا زمین ایران آماده نیست؟
پس از گذشت سالها، همچنان تلاشها در استان چهارمحالوبختیاری برای انتقال آب در منطقه حفاظتشده «سبزکوه» در جریان است
انتقال از «آبسفید» مجوز محیطزیست را ندارد
تهران؛ میان سکوت و گسل
وقف آب در حکمرانی نوین
ابطال مصوبه جریمه یکدرصدی معادن؛ تعیین تکلیف مطالبات معدنداران در دیوان عدالت
تغییر استراتژی در حفاظت از منابع طبیعی
کاهش ۸۳ درصدی مساحت آتشسوزیهای جنگلی
پیشگیری ارزانتر از احیا
دریاچه نمک در یک قدمی نقطه بیبازگشت
تهران میزبان هفتمین نشست کنوانسیون حفاظت از محیطزیست دریای خزر
کشف و ضبط ادوات غیرقانونی
مقابله با صید غیرمجاز در دریاچه سد زایندهرود
وب گردی
- معرفی طرح های بیمه تکمیلی انفرادی سامان | پوششها و شرایط خرید
- مطالبه گنجاندن حداقل حقوق ۷۰ میلیونی معلمان در بودجه ۱۴۰۶
- درخواست معافیت دانشجویان ممتاز دکتری دانشگاه آزاد اسلامی از آزمون جامع
- درخواست افزودن درس موسیقی در مدارس
- حذف شرط: کد تخفیف اسنپ فود کد تخفیف اسنپ فود
- مطالبه عمومی برای اجرای مصوبات انتقال معادن شیراز
- شناسنامه دار بودن ظروف صنعتی چه نقشی در مدیریت مسئولانه آن ها دارد؟
- قیمت بلیط اتوبوس به مرزهای غربی کشور مشخص شد
- کمک به تأمین مالی یا واردات داروی ELAHERE برای بیماران مقاوم به شیمیدرمانی در سرطان تخمدان
- آیا با کپی مدارک می توان سوار قطار شد؟ بیشتر
بیشترین نظر کاربران
در روزهای جنگ، جامعه را تنها نگذاریم
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید