بوشهر در حافظه شعر
27 شهریور 1405، 21:23
برای شناخت یک سرزمین، همیشه لازم نیست سراغ بناها و روایتهای تاریخی برویم. گاهی کافی است به زبان مردمش گوش بدهیم؛ به شعرهایی که میخوانند، بیتهایی که از حفظ دارند و کلماتی که در شادی و دلتنگی، در جمعهای خانوادگی و دوستانه و در لحظههای مختلف زندگی به زبان میآورند.
بوشهر را هم میتوان از راه شعر شناخت. در این سرزمین، شعر فقط در کتابها و دیوانها نمانده، بلکه وارد زندگی مردم و بخشی از خاطره و زبان آنان شده است.
مردم بوشهر با شعر مأنوساند. در بسیاری از محافل، شاهنامهخوانی همچنان جای خود را دارد و در مناسبتهای مختلف، شعر «خیام»، «حافظ»، «سعدی» و دیگر شاعران فارسیزبان خوانده میشود. در کنار این شعرهای آشنا، شعر بومی نیز جایگاه خودش را دارد؛ شعرهایی که با زبان مردم شکل گرفتهاند، احساس آنها را بیان کردهاند و از نسلی به نسل دیگر رسیدهاند. این علاقه به شعر در سراسر استان دیده میشود. از دیلم و گناوه تا بوشهر، دشتستان، دشتی، دیر، کنگان و جم، شاعران بسیاری برخاستهاند که هرکدام بخشی از زندگی و فرهنگ مردم این مناطق را روایت کردهاند. در دشتی، نام «فایز»، «محمدخان دشتی» و «علی مرادی» با شعر بومی این منطقه گره خورده است. در دشتستان، «فرجالله کمالی» و «منوچهر آتشی» جایگاهی ویژه دارند. «مفتون بردخونی» از دیر، «علی باباچاهی» از کنگان، «سیدجعفر حمیدی» و «محمدرضا نعمتیزاده» از بوشهر و «ایرج شمسیزاده» از گناوه نیز هریک سهمی در جریان شعر این سرزمین داشتهاند. در دیلم و جم هم نام شاعرانی چون «ملا عباسعلی»، مشهور به «بیدل»، و «میرزا محمدحسین جَمی»، معروف به «فاضل جَمی»، در پیشینه ادبی این مناطق دیده میشود. در میان این نامها، فایز دشتی جایگاهی متفاوت دارد. شعر فایز از دیوان و کتاب فراتر رفت و به میان مردم آمد. ابیات او در «شروه» خوانده شد و در حافظه مردم ماند. شعر او از عشق، دوری، دلتنگی و حسرت میگوید؛
احساساتی که برای مخاطب امروز هم غریبه نیست:
«نه یادم میکنی، نه میروی یاد
به نیکی باد یادت، ای پریزاد
عجب نبود کنی فایز فراموش
فراموشی است رسم آدمیزاد»
شاید یکی از دلایل ماندگاری فایز همین باشد؛ مردم شعر او را فقط نخواندند، بلکه به خاطر سپردند و برای یکدیگر نقل کردند. شعرش با شروه آمیخت و در جمعهای مردم شنیده شد. بهاینترتیب، نام فایز از یک شاعر فراتر رفت و با بخشی از زندگی و خاطرات مردم بوشهر گره خورد. سالها بعد، در شعر منوچهر آتشی، همین پیوند با سرزمین و زندگی، با زبانی تازه ادامه پیدا کرد. آتشی، شاعر برخاسته از دشتستان، از چهرههای برجسته شعر معاصر ایران است. در شعر او نیز جهان جنوب و تجربه زیستن در این جغرافیا حضوری پررنگ دارد. اگر فایز با زبان شعر بومی و شروه به دل مردم راه یافت، آتشی با زبان شعر نو، تصویر دیگری از این سرزمین را به ادبیات معاصر برد:
«آه، ای همیشه بندر،
یابوی خستهای که گاری بزرگ قصیل خلیج را
بهسوی شورهزاران
بر شانه میکشانی و هرگز نمیرسانی
چه راه بینهایتی
چه مژههای تلخ بلندی دارد این آفتاب
که غوا از سراب میرویاند
و زهر از بیابان میجوشاند
چه ظهر پرمخافتی»
فایز و آتشی، با فاصلهای از دو نسل و با دو زبان متفاوت، هر دو از سرزمینی سخن گفتهاند که شعر در آن با زندگی مردم پیوند دارد. یکی در شروه و حافظه شفاهی مردم ماندگار شد و دیگری با زبان شعر نو، جهان جنوب را به مخاطبان گستردهتری معرفی کرد. اما داستان شعر در بوشهر به این دو نام محدود نمیشود. شعر در این سرزمین شکلهای مختلفی داشته و دارد؛ از شاهنامهخوانی و خواندن شعر شاعران کلاسیک گرفته تا شروه، شعرهای بومی و شعر معاصر. گاهی یک بیت از شاعری قدیمی در جمعی خوانده میشود و همه معنای آن را میدانند؛ گاهی شعری محلی از نسلی به نسل دیگر میرسد و گاهی شعر شاعری معاصر، حرف و حال آدمهای امروز را بیان میکند. شاید همین حضور همیشگی است که رابطه بوشهریها با شعر را متفاوت میکند. شعر برای مردم این سرزمین فقط چیزی برای خواندن نیست؛ بخشی از شیوه گفتن و شنیدن، بخشی از خاطره و گاهی زبان بیان احساساتی است که در گفتوگوی معمولی نمیتوان بهسادگی بیانشان کرد. ۲۷ شهریور، روز شعر و ادب فارسی، بهانهای است برای اینکه دوباره به این پیوند نگاه کنیم؛ به سرزمینی که شاعران بسیاری از آن برخاستهاند و مردمی که شعر را در کتابها جا نگذاشتهاند، بلکه آن را خواندهاند، شنیدهاند، حفظ کردهاند و با خود به امروز رساندهاند.
بوشهر و شعر، قصه یک آشنایی دیرینه است؛ قصه مردمی که شعر را فقط نخواندهاند، بلکه بخشی از زندگی خود کردهاند.
برچسب ها:
ادبیات جنوب، بوشهر، روز شعر و ادب فارسی، شاهنامهخوانی، شروهخوانی، شعر بومی، فایز دشتی، فرهنگ جنوب، منوچهر آتشی، میراث ناملموس
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
نگاهی به نسبت گذشته، خاطره و زمان در سینمای «تئو آنجلوپولوس»
در گذشته زندگی میکنیم
یک دوزیست کوچک، بخشی از شبکه پیچیده حیات در جنگلهای هیرکانی را شکل میدهد
وزغ تالشی، ساکن کوچک هیرکان
یک ماه با بانگ مرال در هیرکانی
چرا دیگر حشـــــرهای روی شیشه ماشین نیست؟
خیرین در مسیر بیمارستان سبز
نگاهی روانکاوانه به رنج جمعی
چرا شهر ما را بیمار میکند؟
با حضور جمعی از هنرمندان و فعالان حوزه رسانه
کمپانی تئاتر دیهیم افتتاح شد
نگاهی به «شب آخر» نوشته «امانوئل بوو»
وقتی مرگ هم نمیتواند آدمی را از خودش خلاص کند
چطور میتوان بر زندگی دیجیتال کودک نظارت کرد بدون آنکه حریم او را نقض کنیم؟
نظارت، نه کنترل
آیا هنوز میتوانیم یک اثر هنری را واقعاً ببینیم؟
هنر در عصر حواسپرتی
وب گردی
- معرفی طرح های بیمه تکمیلی انفرادی سامان | پوششها و شرایط خرید
- مطالبه گنجاندن حداقل حقوق ۷۰ میلیونی معلمان در بودجه ۱۴۰۶
- درخواست معافیت دانشجویان ممتاز دکتری دانشگاه آزاد اسلامی از آزمون جامع
- درخواست افزودن درس موسیقی در مدارس
- حذف شرط: کد تخفیف اسنپ فود کد تخفیف اسنپ فود
- مطالبه عمومی برای اجرای مصوبات انتقال معادن شیراز
- شناسنامه دار بودن ظروف صنعتی چه نقشی در مدیریت مسئولانه آن ها دارد؟
- قیمت بلیط اتوبوس به مرزهای غربی کشور مشخص شد
- کمک به تأمین مالی یا واردات داروی ELAHERE برای بیماران مقاوم به شیمیدرمانی در سرطان تخمدان
- آیا با کپی مدارک می توان سوار قطار شد؟ بیشتر
بیشترین نظر کاربران
در روزهای جنگ، جامعه را تنها نگذاریم
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید