چهار داوطلب از دشواری‌ اطفای حریق در جنگل‌های زاگرس در استان فارس می‌گویند

شعله‌ها از داوطلبان جلو می‌زنند

عضو تیم اطفای حریق حامیان طبیعت زاگرس: دعا کنید امسال به خیر بگذرد با این وضعیت پوشش گیاهی و حریق‌ها، دعا کنید برای داوطلبان زاگرس اتفاقی نیفتد





شعله‌ها از داوطلبان جلو می‌زنند

۵ تیر ۱۴۰۵، ۲۱:۴۶

هنوز آتش یک منطقه خاموش نشده بود که شعله‌ها در نقطه‌ای دیگر زبانه می‌کشید. از ۲۰ اردیبهشت تا ۳ تیر ۱۴۰۵، آتش بارها به جان زاگرس در استان فارس افتاده است. ۱۳ حریق در کوه‌چنار طی ۱۲ روز، ۴ آتش‌سوزی هم‌زمان در نورآباد در ۵ خرداد، ۶ کانون حریق در ۸ خرداد، ۵ آتش‌سوزی در یک روز در کوه‌چنار در ۱۲ خرداد و تداوم حریق‌ها در کهمره سرخی، ماله‌گاله، پارک ملی بمو و ده‌ها نقطه دیگر، تصویری از بحرانی را ترسیم می‌کند که استان فارس این روزها با آن روبه‌روست.

به گفته بختیار کشاورز، عضو تیم اطفای حریق حامیان طبیعت زاگرس، آتش‌سوزی‌های زاگرس در نورآباد ممسنی نسبت به سال قبل یک ماه دیرتر شروع شد، اما در حریق‌های امسال وسعت آتش‌سوزی‌ها افزایش یافت: «پوشش گیاهی انبوه به واسطه بارش‌های امسال باعث شده مساحت حریق چند برابر شود.»

مدیران محیط‌زیست و منابع طبیعی می‌دانستند امسال زاگرس انبار باروت است؛ آیا هماهنگی‌های انجام‌شده مؤثر بود؟ این کنشگر محیط‌زیست به جلسه سرتیم‌های حریق با اداره کل منابع طبیعی فارس و ستاد مدیریت بحران نورآباد اشاره می‌کند. این جلسات باعث شده امسال پشتیبانی نسبت به سال قبل بهتر باشد. با این حال تا رسیدن به وضعیت مطلوب راه طولانی است: «متأسفانه منابع طبیعی هم مشکلات خودش را دارد. منطقه حریق وسیع است و با چند نیروی محدود نمی‌توان آن را مهار کرد.»

فراتر از تعداد نیروهای مهار حریق، در بحث تجهیزات نیز داوطلبان زاگرس با مشکل مواجه‌اند. برای مثال، دمنده‌ای که کشاورز برای اطفای آتش از آن استفاده می‌کند، پس از چهار سال کار، کارایی لازم را ندارد. چند بار آن را تعمیر کرده اما در نهایت فرسوده است و خوب عمل نمی‌کند: «گروه ما هر سال برای تجهیزات اطفای حریق پول جمع می‌کرد. اما شرایط اقتصادی امسال به شکلی است که مردم توان کمک کردن را ندارند.»

مساحت بالای حریق در کنار تجهیزات فرسوده، آیا ممکن است باعث آسیب‌دیدگی‌های بیشتر داوطلبان زاگرس شود و ما شاهد حوادث تلخی باشیم؟ «سال قبل یکی از دوستان گروه خودمان از کوه پرت شد؛ شانس آورد که مشکلی پیش نیامد. ما افراد آموزش‌دیده را برای عملیات اطفای حریق می‌بریم، با این حال نیازمند تجهیزاتیم. کفش، دستکش و لباس حداقل باید استاندارد باشد. کسی که با دمنده در کنار آتش کار می‌کند باید دستکشی به دست داشته باشد که دستش نسوزد.»

دولتی‌ها به داوطلبان زاگرس در نورآباد ممسنی وعده داده‌اند که در بحث تجهیزات به آنها کمک می‌کنند؛ کمکی که تاکنون نرسیده است: «دعا کنید امسال به خیر بگذرد؛ با این وضعیت پوشش علفی و گیاهی که داریم، دعا کنید برای داوطلبان زاگرس اتفاقی نیفتد.»

با عوامل حریق برخورد نمی‌شود

محمد مرادپور، عضو تیم اطفای حریق سرچهان، در آتش‌سوزی منطقه حفاظت‌شده روشنکوه حضور داشت؛ همان حریقی که باعث شد درختان بنه زیادی بسوزند و از بین بروند. «روشنکوه منطقه شکارممنوع است و متولی حریق آن منابع طبیعی است. محیط‌زیست در سرچهان نه اداره دارد و نه امکانات. آتش که به جان روشنکوه افتاد، تجهیزات و نیروها کم بود.»

اطفای حریق در روشنکوه که بزرگ‌ترین حریق آن در این سال‌ها بود، ۱۲ ساعت طول کشید. نیروهای مردمی از روستاهای اطراف برای اطفای آن بسیج شدند. آنها دسته‌دسته می‌آمدند؛ یک گروه که خسته می‌شد و عقب می‌کشید، گروه بعدی به خط مقدم آتش می‌رفت. با این حال، به گفته مرادپور، نسبت به سال‌های قبل این مشارکت افت پیدا کرده است: «شرایط اقتصادی مردم خوب نیست. وضعیت اینترنت هم اطلاع‌رسانی را برایمان سخت کرده، اما مهم‌ترین عامل، نبود برخورد قضایی با مسببان حریق است. وقتی مردم می‌بینند با کسی که جنگل را آتش زده برخورد قاطعی نمی‌شود، طبیعی است که دلسرد شوند.»

در حریق روشنکوه خوشبختانه کسی آسیب ندید: «همان ساعت‌های اول حریق، ساعت دو و سه ظهر، چند نفر در حلقه آتش گرفتار شدند. همین موضوع بحثی را به وجود آورد. حرف ما این بود که اگر اتفاقی برای کسی می‌افتاد، چه کسی پاسخگو بود؟ چرا با عوامل حریق برخورد نمی‌شود؟»

در حریق روشنکوه تجهیزات دولتی محدود بود. چند دهیار، هر کدام با دو، سه دمنده و کوله آب‌پاش، باید کار را به انجام می‌رساندند. سازماندهی نیروها و مدیریت و برنامه‌ریزی هم مطلوب نبود. حالا به این شرایط، باد شدید در منطقه حریق را هم باید اضافه کرد: «اگر برنامه‌ریزی در ستاد مدیریت بحران شهرستان داشتیم و همه همان ساعت اول پای کار می‌آمدند، کار به اینجا نمی‌کشید.»

تازه بعدازظهر روزی که درختان بنه روشنکوه می‌سوختند، دستگاهی برای زدن آتش‌بُر و جلوگیری از سرایت حریق به جنگل‌ها به منطقه اعزام شد؛ همان وقتی که درختان یکی‌یکی می‌سوختند. «منطقه روشنکوه با منطقه حفاظت‌شده باغ شادی یزد هم‌مرز است. در همان ساعت‌های اولیه، محیط‌زیست سرچهان به شهرستان خاتم اطلاع‌رسانی کرد، ولی آنها به کمک ما نیامدند. حوالی بعدازظهر که حریق به سمت باغ شادی رفت، نیروهای دولتی و مردمی از آن طرف بسیج شدند؛ در حالی که اگر همان وقت، با امکانات و تجهیزاتی که داشتند، به ما کمک می‌کردند، آتش این‌قدر گسترده نمی‌شد.»

برای اولین بار ترسیدم

شریف محمدی، سرتیم اطفای حریق شهرستان کوه‌چنار، هم از ۲۷ مورد حریق در یک ماه گذشته در این شهرستان خبر می‌دهد. به گفته او، در آمار منابع طبیعی برخی مناطق که تحت مدیریت شهرداری و نهادهای دیگر است، نیامده و به همین دلیل عدد پایین‌تری اعلام می‌شود. در همین هفته گذشته، محمدی و گروهی از کوهنوردان، ۴۸ ساعت درگیر حریق بزرگی بودند که ۱۸ هزار هکتار را درگیر کرد و بخشی از ذخیره‌گاه زیست‌کره ارژن و پریشان بود: «محیط‌زیست در اینجا نیرو ندارد. منابع طبیعی هم تنها با دو نیرو می‌توانست کمک کند که فقط یکی از آنها عملیاتی بود. چطور می‌توان از این محدوده با یک نفر حفاظت کرد؟»

این کنشگر محیط‌زیست همراه تیمش، با امکاناتی که به شکل شخصی خریداری کرده بودند یا توسط بهمن ایزدی، پیشکسوت محیط‌زیست، در اختیارشان گذاشته شده بود، برای اطفای حریق اقدام کردند؛ آتشی که به گفته او عامل انسانی داشت: «مناطق کوهستانی کوه‌چنار باغ دیم انجیر است. عده‌ای به قصد تصرف اراضی و تجاوز به عرصه‌های ملی اقدام به حریق می‌کنند. کسانی هم هستند که پس از تخریب زمین‌های خشخاش‌کاری‌شان توسط نیروی انتظامی، با آتش زدن پوشش جنگلی به خیال خودشان تلافی می‌کنند. ما باید در ارتفاع ۱۵۰۰ متری، دست‌خالی برویم و آتش را خاموش کنیم.»

محمدی در همین آتش‌سوزی هفته گذشته از کوه پرت شد و شانس آورد که آسیب ندید. سال قبل، در ۲۸ خرداد هم باز در اطفای حریق دچار سانحه شد؛ دو تا از دنده‌هایش شکست و استخوان پایش ترک برداشت. او تنها کسی نیست که دچار آسیب شده است: «سال قبل یکی از نیروهایمان از کوه افتاد؛ ۹ مهره کمرش و کتفش شکست. هنوز هم زمین‌گیر است و نمی‌تواند کارهای شخصی‌اش را انجام دهد. هنوز در راهروهای دادگاه به دنبال کارهای بیمه‌اش هستیم. متأسفانه منابع طبیعی کم‌کاری می‌کند. همکار ما کارت همیار طبیعت داشت، بیمه داشت، به درخواست منابع طبیعی در اطفای حریق شرکت کرده بود، صورت‌جلسه اورژانس و پزشکی قانونی را هم داریم.»
شرایط این داوطلب آسیب‌دیده زاگرس، به گفته این کنشگر محیط‌زیست، باقی داوطلبان را هم دچار دلسردی کرده است؛ اینکه اگر در عملیات اطفای حریق شرکت کنند و آسیب ببینند، به حال خود رها می‌شوند: «متأسفانه مسئولان به جای دلگرمی، ما را دلسرد می‌کنند.»

فراتر از تجهیزات، مسائل اقتصادی هم کار کنترل آتش در زاگرس را دشوار کرده است. تا همین سال قبل داوطلبان به‌راحتی لباس و خوردوخوراکشان را مهیا می‌کردند: «امسال یک تن ماهی ۲۰۰ هزار تومان است. اگر ۱۰ نفر تیم اطفای حریق را بالا ببریم، می‌دانید چقدر هزینه خوراک می‌شود؟»

به گفته محمدی، در هفته‌ها و ماه‌های آتی حریق‌های زاگرس گسترده‌تر می‌شود: «آتش هنوز به ارتفاعات نرسیده است. اگر به آنجا برسد، با توجه به پوشش گیاهی که امسال داریم، فاجعه‌ای را شاهد خواهیم بود. من در ۴۰۰ عملیات اطفای حریق شرکت کرده‌ام، اما در آتش‌سوزی اخیر ترسیدم. ارتفاع شعله‌ها به ۱۵ متر می‌رسید و با دمنده نمی‌شد سراغش رفت.»

داوطلبان در این منطقه هم مانند کوه‌چنار و سرچهان با مشکل نداشتن تجهیزات مواجه‌اند: «کسی که جانش را کف دستش گذاشته، نباید از مالش هم هزینه کند.»

آیا امکاناتی مانند بالگرد می‌تواند در ساعات طلایی به اطفای حریق کمک کند؟ محمدی معتقد است بالگردها در بحث انتقال نیروها مؤثرند: «در ارتفاعات صخره‌ای، بالگرد آب‌پاش تنها به گسترش حریق کمک می‌کند، اما بالگردها در انتقال نیروها می‌توانند کمک بزرگی باشند. داوطلبان در مواردی ناچارند بین ۸ تا ۹ ساعت کوهنوردی کنند تا به منطقه حریق برسند. همین موضوع آنها را خسته می‌کند و ذخیره آبشان را کم می‌کند. در حالی که اگر با بالگرد به منطقه برسند، زمان رسیدن به خط آتش تازه‌نفس هستند.»

استفاده از هلی‌شات برای پایش، دیگر درخواست این کنشگر محیط‌زیست است: «بارها اتفاق افتاده که ما به پایین برگشته‌ایم و دوباره با مشاهده دود ناچار به مراجعه شده‌ایم. گاهی این دود از کنده‌ای است که نیاز به خاموش کردن مجدد ندارد. اگر هلی‌شات در اختیار داشته باشیم که هم پایش بعد از اطفا را انجام دهد و هم در ساعات اولیه حریق اطلاعاتی از مسیر آتش به ما بدهد، می‌دانیم تمرکز امکانات و تجهیزات باید در کدام نقطه باشد.»

بالگرد، زمان رسیدن به آتش را کوتاه می‌کند

محمدحسین حسین‌زاده این روزها در کوهمره سرخی درگیر اطفای حریق بود. او هم معتقد است بالگرد و هلی‌شات می‌تواند در اطفای حریق زاگرس مؤثر باشد: «باید ساعت‌ها کوهنوردی کنیم تا به منطقه حریق برسیم، در حالی که بالگرد می‌تواند این زمان را کوتاه و کنترل آتش را آسان کند.»

او هم مانند دیگر داوطلبان زاگرس با مشکل کمبود تجهیزات مواجه است. در سال‌های گذشته خیرین در این زمینه به آنها کمک کردند، اما حالا تورم شرایط را برای آنها هم دشوار کرده است: «دستگاه دمنده، به شرط استفاده درست، می‌تواند به اندازه ۲۰ نفر در اطفای حریق کارایی داشته باشد، اما متأسفانه ما امکانات زیادی نداریم.»

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

شهلا ایادی

سپاس از سرکار خانم باباخانی عزیز

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مرتبط

هشدار کارشناسان درباره بارش‌های فراتر از نرمال پاییزی و مخاطرات «سوپر ال‌نینو» در ایران

هشدار کارشناسان درباره بارش‌های فراتر از نرمال پاییزی و مخاطرات «سوپر ال‌نینو» در ایران

هشدار محیط زیست کرمانشاه درباره جارسوزی و خطر آتش‌سوزی در زیستگاه‌های طبیعی

محیط زیست کرمانشاه:

هشدار محیط زیست کرمانشاه درباره جارسوزی و خطر آتش‌سوزی در زیستگاه‌های طبیعی

نجات روباه از چنگال شکارچی غیرمجاز

هوشیاری محیط‌بانان همدان

نجات روباه از چنگال شکارچی غیرمجاز

سه قربانـــــــی جنگ در خانه محیط‌بان

حمله به تنها پاسگاه منطقه حفاظت‌شده «طارم» هرمزگان، جان اعضای یک خانواده را گرفت

سه قربانـــــــی جنگ در خانه محیط‌بان

روابط عمومی‌ها حلقه اتصال حفاظت محیط زیست و اعتماد عمومی هستند

نشست تخصصی روابط عمومی‌های محیط زیست

روابط عمومی‌ها حلقه اتصال حفاظت محیط زیست و اعتماد عمومی هستند

نگاهی به سوابق مهدی تیموری

سرپرست جدید اداره‌کل حفاظت محیط‌زیست استان ایلام منصوب شد

نگاهی به سوابق مهدی تیموری

لزوم نوسازی ناوگان اطفای حریق با فناوری‌های نوین

هشدار یگان حفاظت منابع طبیعی نسبت به افزایش ریسک حریق

لزوم نوسازی ناوگان اطفای حریق با فناوری‌های نوین

خرس سبلان در محاصره

مدیرکل حفاظت محیط‌زیست اردبیل در گفت‌وگو با «پیام ما» از دلایل افزایش تعارض انسان و خرس در سبلان، نقش گردشگری و معدن‌کاوی و راهکارهای حفاظت از این گونه می‌گوید

خرس سبلان در محاصره

مقصد خنک گردشگران در روزهای گرم تابستان

ییلاقات سوادکوه

مقصد خنک گردشگران در روزهای گرم تابستان

آیا مهرماه امیدی برای احیای بختگان و طشک است؟

حقابه تالاب‌های فارس

آیا مهرماه امیدی برای احیای بختگان و طشک است؟