امسال بیش از هر سال دیگری به نوروز نیاز داریم
۲۷ اسفند ۱۴۰۴، ۱۹:۳۴
نگاه به نوروز، بسته به تعریفی که هر کسی از نوروز دارد، متفاوت است. برای ارائه تعریفی درست از نوروز، لازم است غرض از آیین نوروز را بدانیم و با چیستی نوروز آشنا شویم. نوروز در نظر بعضی افراد حکم یک جشنواره را دارد. جشنوارهای شبیه تمام جشنوارههای دیگری که در بسیاری از کشورها برگزار میشود؛ اما چنین نیست.
نوروز یک جشنواره نیست. بلکه یک آیین است؛ یکی از جامعترین آیینهای ایران. نوروز پیچیدهترین و کاملترین آیین ایرانی است. هیچ آیینی بهاندازه نوروز، پیچیده، کامل و جامع نیست. این آیین از معدود آیینهای بازمانده از دوره باستان است. ایرانیان در طول تاریخ سعی کردهاند آن را تا حدود زیادی با همان شکل آیینی حفظ کنند. گرچه در دهههای اخیر تلاش شده این آیین به جشنواره و مراسم تبدیل شود؛ اما اصل آیین هنوز پابرجاست.
آیینهای مرتبط با نوروز از ۱۰ روز قبل آغاز میشود و تا ۱۳ روز بعد ادامه دارد. بسیاری از کسانی که آیین نوروز را بهخوبی میشناسند و آن را درک کردهاند؛ هنوز آن را با همان شکل آیینی، برگزار میکنند و محترم میشمارند.
از ۱۰ روز پیش از نوروز، مراسمی آغاز میشود که بهنوعی استقبال از نوروز است. این آیینها و مراسم هر کدام در آمادگی فرد و جامعه برای نوروز نقش دارد و نشاندهنده گستردگی و جامعیت نوروز است.
«خانهتکانی» یکی از آیینهای پیش از نوروز است. خانه در این مراسم نوعی نماد است. درحقیقت پیش از نوروز لازم است تا به همهچیز پرداخته شود. از خانه تا جامعه و از فکر تا نگاه به جهان، همه باید مورد بازبینی قرار گیرد و ارزیابی شود. آنچه لازم و مطلوب است، حفظ شود و آنچه فرسوده و تیره یا تخریب شده، دور ریخته یا مرمت شود. خانهتکانی فقط پاکیزه کردن خانه نیست، قبل از هر چیزی پالایش فکر است. بعد از آن، رفتار و منش افراد در جامعه، حکمرانی و فرمانروایی است که باید بازنگری شود. همه اینها باید اتفاق بیفتد تا یک نوروز واقعی محقق شود.
«آیین پنجه» از دیگر آیینهای پیش از نوروز است. ماهها در تقویم ایران قدیم ۳۰ روز بود. ۱۲ ماه ۳۰روزه، ۳۶۰روز سال را شکل میداد. در پایان سال پنج روز باقی میماند که نه به سال قبل تعلق داشت و نه جزو روزهای سال بعد محاسبه میشد. اعتقاد زرتشتیان و ایرانیان قدیم بر این بود که این پنج روز، روزهای «آشوب» است. روزهای پایانی یک سال و زمینهای برای آغاز روزهای سال بعد. بهعبارتی، پایان جهانی و آغاز جهانی دیگر. این باور وجود دارد که در این پنج روز که به هیچ سالی تعلق ندارد، درهای آسمان باز میشود و دیوارهای میان دنیای زندگان و مردگان برداشته میشود. در این روزهاست که جانباختگان به دنیای زندگان برمیگردند تا ببینند بعد از آنها چه اتفاقی در جامعه افتاده است. در برخی باورها گفته میشود «فَرَوَهَر»ها میآیند. در باورهای کهن ایران، فروهر قسمت روشن وجودی انسان و عنصر حیات است. مادهای مینوی و قدسی که توسط اهورامزدا اعطا شده است. فروهرها که سه روز بعد از مرگ، به آسمان و جهان مردگان رفتهاند؛ در این پنج روز که درهای آسمان باز میشود، به دنیای زندگان میآیند تا ارزیابی کنند بازماندگانشان بعد از آنها چه کار کردهاند؛ آیا راهشان را ادامه دادند و به عهد و پیمانی که با هم داشتند، وفادار بودهاند. آیا رفتار نیک و گفتار نیک داشتند. به همین دلیل، در آن پنج روز ایرانیان قدیم برای اینکه فروهرها راه خانه را گم نکنند، بر بامهای خود آتش روشن میکردند، غذا درست میکردند و نذری میدادند تا آنهایی که میخواهند بیایند، با دیدن نظم و پاکی و پاکیزگی خانه و این نذورات شاد شوند و از بازماندگانشان خرسند باشند و آنها را یاری کنند. علاوهبر درگذشتگان هر خانه، روحهای متعالی هم در آیین پنجه به جهان زندگان میآیند. در باورهای کهن گفته میشود روح فریدون و جمشید هم در این پنج روز به کمک جامعه میآیند.
چنین آیینی نشان از این دارد که ایرانیان قدیم علاوهبر پیوند عمیقی که در نوروز و زمانهای دیگر سال با طبیعت داشتند، در پیوندی معنادار با جهان مردگان هم بودند و در این پیوند سعی میکردند خود را پالایش کنند و آماده انجام کارهای نیک در سال پیش رو باشند.
«چهارشنبهسوری» بهاندازه آیینهای دیگر پیش از نوروز کهن نیست، اما یکی از آیینهای بزرگ ۱۰ روز پیش از نوروز است. آتش در این آیین نماد بازگرداندن گرما به زندگی و شکست خوردن سرما است. مردم با برگزاری این آیین سعی میکنند سرما را از زندگی برانند و به پیشواز روزهای مهربان و گرم بروند.
تمام این آیینها و دیگر آیینهای پیش از نوروز برگزار میشود تا برسیم به آن لحظه ازلی و جاودانه، یعنی لحظه گذار از سالی به سال دیگر، گذار از آشوب به نظم. این لحظه تکرار همان گذار از آشوب اولیه به نظم اولیه و آفرینش جهان توسط خداست. لحظهای که همواره برای ایرانیان بسیار مهم و سرنوشتساز است. لحظهای که انسان ایرانی سعی میکرد اتفاق بزرگی را که در طبیعت میافتاد، در جامعه انسانی هم تکرار کند. بهنوعی تلاش میکرد برای انسانی کردن اتفاقی که در طبیعت در حال وقوع بود. طبیعت نو میشد، انسان هم.
هیچکدام از آیینهای نوروزی مغایر با هیچ حالت انسانی نیستند؛ چه سوگواری، چه جشن. نوروز آیینی است که سوگواری و جشن را انکار نمیکند، بلکه برای هرکدام یک اصالت و وجاهت قائل است؛ چون تمام این حالات بخشی از حقیقت زندگی هستند. نوروز مغایر با سوگواری نیست.
در نوروز ۱۴۰۵ ما و کشور و جامعه ما در شرایط بسیار خاصی قرار داریم. کشور ما که از کهنترین کشورهای جهان است، در یکی از پیچهای حساس و بهتر است بگوییم در حساسترین پیچ تاریخی خود قرار دارد؛ و ما امسال بیش از هر سال دیگری به نوروز نیازمندیم. نوروز میتواند حال ما را بهتر کند. انسجام میان ما را بیشتر کند. در نوروز دید و بازدید با دیگران رابطه انسانی ما را با یکدیگر مستحکمتر میکند. برگزاری آیینهای دیگر مرتبط با نوروز هم رابطه ما با طبیعت با گذشته با هویت و ریشههایمان را مستحکمتر میکند. اگر در سالهای گذشته نوروز را بهدلایل مختلف دوست داشتیم و آن را محترم میشمردیم، امسال بیش از همه سالهایی که دستکم نسل ما میشناسد، به برگزاری آیین نوروز نیاز داریم. برای اینکه حال ما را بهتر کند. ما را به هم متصل کند. یادمان بیاورد چه سالی را از سر گذراندیم و امیدوار باشیم سال آینده سال بهتری باشد. کمک کند نگذاریم تلخیها در سال جدید تکرار شود.
تمام این موارد نشان میدهد نوروز آیینی نیست که در یک زمان که شرایط مساعد است، بخواهیم آن را برگزار کنیم و در یک حال و شرایط دیگر نخواهیم. نوروز با همه حالها همراه است. نوروز همان زمانی است که در اساطیر گفته شده جمشید بر دیوها غلبه کرد و دیوها تخت او را به آسمان بردند. از نگاه نمادین میشود گفت نوروز به ما امید پیروزی میدهد؛ پیروزی بر تاریکی، سرما، بدی و شرارت. نوروز ما را مقاوم میکند. به ما یادآوری میکند بهعنوان انسان اگر نیک باشیم، بر دیوها غلبه خواهیم کرد و از درسهای بزرگ نوروز، امید و ایجاد مودت و مهربانی، ارتباط با دیگری و پیوند است. اما مهمترین درسی که نورز به ما میدهد، امید است. امید به اینکه زمستان به پایان میرسد. اگر زمستان را تحمل کنیم، بهار میرسد. نور میآید. روشنایی و گرما میآید. شکوفه میآید. همهچیز بارور میشود. باران خوب میبارد. نوروز نماد پیروزی نیکی بر بدی است. پیروزی خیر بر شر.
از درسهای دیگری که نوروز به ما میدهد، بینایی است. نوروز ما را برای نگریستن آماده میکند. در افسانهها گفته شده کیخسرو، فقط در نوروز در جام گیتینما میتوانست عوالم گوناگون و نادیدهها را ببیند. وقتی بیژن مفقود شد، کیخسرو منتظر ماند تا نوروز شود و بتواند در جام کیخسروی خود ببیند که بیژن، نوه رستم، کجاست. بعد از آن است که رستم او را از چاهی در توران آزاد کرد. این هم نماد دیگری است که یادآوری میکند نوروز ما را برای بهتر دیدن و بهتر اندیشیدن آماده میکند. میتوان گفت نوروز معرفت بههمراه خود میآورد. زنده شدن و زیبایی در طبیعت، برای انسان تبدیل به شناخت میشود. فرصتی فراهم میکند تا انسان تأمل کند که ریشه و اصل این زیباییها کجاست. چطور شکل گرفتهاند.
روایتهای بسیاری در مورد نوروز وجود دارد. روایتهایی که میگویند اسطورههای ایرانی درباره نوروز به ما چه میگویند. رفتار آنها بهنوعی میتواند الگوی رفتاری ما باشد. اگر ما بتوانیم آنها را بهدرستی رمزگشایی کنیم. این روایتها تنها قصه و افسانه نیستند، بلکه با خود پیامها و رمزهایی دارند که ما باید آنها را رمزگشایی کنیم. نوروز آیینی است که هویت اصلی ما در آن است. نوروز هویت اصیل ما را بازنمایی میکند. ما در هر شرایطی نیاز به هویت داریم؛ در سوگواری، در شادی، در جنگ، در صلح. ما در همه این شرایط نیاز به بازشناخت هویت خود داریم. نوروز به ما کمک میکند تا بتوانیم هویت خودمان را درک و دریافت کنیم.
نوروز یک آیین چندوجهی است. برای همه احوال مناسب است. ما فقط باید آن را بشناسیم. اگر با دقت نوروز را بهعنوان یک آیین کهن که حاوی پیام است، بشناسیم؛ خواهیم دید در همه شرایط به نوروز نیازمندیم. این آیین در هر شرایطی میتواند به ما کمک کند.
امروز جامعه ما در مقطع بسیار حساسی به سر میبرد. اگر نگوییم هیچ زمان، کمتر زمانی بوده که جامعه ایرانی اینچنین در یک وضعیت تعیینکننده و سرنوشتساز قرار داشته باشد. در سال جاری حوادث بسیار تلخی را تجربه کردیم. جنگ دوازدهروزه، حوادث تلخ ازدستدادن بسیاری از عزیزانمان در دیماه، و حالا هم در جنگی که در آن به بچهها در مدرسه حمله میشود و بسیاری از آنها کشته میشوند. ما در چنین وضعیتی بیش از همیشه نیاز به امید داریم، نیاز به بازشناختن هویت خود. به نظرم خدای ایران، در این روزها آیین نوروز را بسیار بهجا و بهموقع در مقابل ما قرار داده تا ما در وضعیت فعلی از نیروی این آیین قدرتمند بهره ببریم. امروز که کیان ما و کشور کهنسال ما به مخاطره افتاده، باید از آیینهای ایرانی بهدرستی برای مقاومت و تابآوری و حفظ امید بهرهمند شویم و مراقب باشیم به مردم و کشور عزیزمان آسیبی وارد نشود.
این افتخار ایرانیهاست که اولین روز بهار را بهعنوان اولین روز سال برگزیدهاند. کمتر تمدنی تا این حد هوشمند بوده که این کار را انجام دهد. نوروز یک آیین کاملاً ایرانی است. امیدوارم نحوه بهرهمندی ما از نوروز در این شرایط خاص تاریخی، پیامی داشته باشد برای آیندگان.
برچسب ها:
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
وزیر میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی:
تعیین تکلیف حقوقی بناهای تاریخی، از اولویتهای وزارت میراثفرهنگی
گامی در راستای حفاظت از میراثفرهنگی؛
اخذ سند مالکیت تکبرگی برای برج تاریخی چهل دختران سمنان
افتتاح بزرگترین باغ موزه گیاهان دارویی کشور در البرز
۲۷ اثر میراثفرهنگی ناملموس ایران در فهرست آثار جهانی ثبت است
جانِ نحیفِ جهانهای جدیـــــد
اکنــــونِ جامعـه ما و امـکان روایـــــــــت
کودکان و جنگ
تجربه زیسته کودکان، بازنمایی رسانهای و مراقبتهای ضروری در روزهای جنگ
کودکـــــــــــان خط مقدم نیستند
پسماندهایی که هنـــــوز میجنگند
کارشناسان نسبت به پیامد تخریبی و آلودگی پایدار پسماندهای جنگی در منابع آبوخاک هشدار دادند
شبیخون نخالههای جنگی
وب گردی
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک
- حضور فعال شرکت کرچنر سولار گروپ ایرانیان در نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر
- جدیدترین تغییرات قیمت ارزهای دیجیتال و تحلیل رفتار بازار جهانی
- موارد استفاده و کاربردهای فلز پلاتین بیشتر
بیشترین نظر کاربران
زمـانی بـرای نـزیستـن
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید