گردشگری ایران از بحران‌زدگی تا بحران‌زدایی





گردشگری ایران از بحران‌زدگی تا بحران‌زدایی

۲۲ اسفند ۱۴۰۴، ۱۸:۲۵

منطقه خاورمیانه، شمال آفریقا یا آسیای غربی که ایران را هم به‌گونه‌ای شامل می‌شود، در قرن بیست‌ویکم به‌عنوان منطقه‌ای با رشد سریع گردشگری در جهان شناخته می‌شود. رشد سرمایه‌گذاری‌های این صنعت، به‌ویژه در کشورهای صاحب منابع و صنایع انرژی ( نفت و گاز )، باعث شده شاهد توسعه قابل‌توجه‌ای در زیرساخت‌های گردشگری این منطقه باشیم. بزرگترین و به روز‌ترین خطوط هوایی و شرکت‌های هواپیمایی در کنار فرودگاه‌های نسل جدید و پرترافیک و مراکز اقامتی و خدماتی مدرن، بخش قابل‌توجه‌ای از این سرمایه‌گذاری‌ها را به خود اختصاص داده است. در ایران اما وضع بسیار متفاوت است.
ایران به‌لحاظ تنوع کمی منابع گردشگری (‌تاریخی، فرهنگی، طبیعی و…) به‌راحتی در لیست ۱۰ کشور اول جهان قرار می‌گیرد؛ به‌طوری‌که از منظر میراث جهانی با داشتن ۳۲ پرونده که بیش از ۱۰۰ اثر منفرد تاریخی و طبیعی، در رده نهم جهان را در فهرست یونسکو به خود اختصاص داده است. کشور ما از ۱۱ اقلیم غالب و مشخص جهان، ۹ اقلیم را در جغرافیای خود دارد. این شرایط، تنوعی از عناصر فرهنگی و مظاهر طبیعی گوناگون را رقم زده است.
در کنار این داشته‌ها، سرزمین ایران یکی از قدیمی‌ترین کانون‌های رفت‌وآمد از دوران باستان تا عصر حاضر بوده و بخش مهمی از مسیرهای تاریخی، چون جاده ابریشم و راه ادویه، را در بر می‌گرفته که صدها کاروانسرا و رباط به‌جامانده، نشانه بارز جریان مداوم عبور و مرور، اتراق و سفر در این منطقه است. در روزگار معاصر نیز (از اوایل سده اخیر) شاهد شکل‌گیری ساختارهای رسمی در نظام دیوانی کشور هستیم که شکل‌گیری هواپیمایی ملی ایران (هما)، حضور برندهای معروف جهانی صنعت هتل‌داری از جمله شرایتون، کنتیننتال، هیلتن، هایت و شکل‌گیری گروه بزرگ مهمانسراهای ایرانگردی و جهانگردی در دهه ۵۰ شمسی، نمونه بارزی از این تحولات بوده است.
روند توسعه گردشگری با انقلاب ۵۷ و بعد از جنگ هشت‌ساله تا حد زیادی متوقف شد. اما در سال‌های پایانی دهه ۷۰ رفته‌رفته جریانی برای توسعه گردشگری کشور آغاز شد و این روند به‌لحاظ کمی، تا همین امروز شکل صعودی داشته است و نمونه‌هایی از خدمات بومی را نیز رقم زده که اقامتگاه‌های بومگردی نشان بارز آن است.
اگرچه گردشگری در کشور ما روندی صعودی را از جنبه‌هایی مانند میزان سرمایه‌گذاری و برخی شاخص‌های دیگر، در پیش گرفته، اما نسبت به کشورهای منطقه، به‌ویژه آن دسته که رقیب حساب می‌شوند، با فاصله قابل‌توجهی عقب مانده است. حتی از برنامه چشم‌انداز ۲۰ساله که قرار بود کشور اول منطقه با ۲۰ میلیون گردشگر خارجی و ۲۰ میلیارد دلار درآمد باشد نیز فاصله زیادی دارد.
عوامل بسیار متنوعی بر سرنوشت گردشگری ایران و این ناکامی‌ها اثر داشته است. انواعی از چالش‌های داخلی و بین‌المللی در حوزه‌های دیپلماتیک، اقتصادی، اجتماعی، بهداشتی، فرهنگی و اکنون بدترین عامل، یعنی جنگ، فرصت پایداری به این صنعت را نداده است.
گردشگری ایران فرازوفرودهای زیادی را پشت سر گذاشته است و در سالی که گذشت، با تجربه دو جنگ شرایط بسیار متفاوتی را تجربه کرد و می‌توان گفت بدترین سال خود را سپری کرد. سالی که کمتر ازسه ماه فضای آرام نسبی داشت و بیشتر ماه‌هایش را با التهابات ناشی از جنگ و نیز مسائل داخلی، به‌ویژه در حوزه‌های اجتماعی و اقتصادی، درگیر بود. کاهش شدید ضریب اشغال اقامت در کشور تا نزدیک ۱۰ درصد، به صفر رسیدن تورهای گردشگری و نیز کنسلی صد درصدی تورهای خروجی، شرایطی بود که در مقاطعی از سال ۱۴۰۴ در گردشگری کشور تجربه شد.
اکنون و در روزهای پایانی سال و سال آخر برنامه چشم‌انداز ۲۰ساله، یک‌بار دیگر شاهد رقم خوردن بحران در صنعت گردشگری کشور هستیم و جنگ باعث شده خبری از حال‌وهوای سفرهای نوروزی نباشد. به‌طور معمول، در این مقطع از سال جریان رزرو و برنامه‌ریزی سفرهای داخلی و خارجی، شدت زیادی به خود می‌گیرد. اتفاقی که امسال شاهدش نیستیم. سایه جنگ، جامعه را به‌سمت بقا و مراقبت‌های جانی و مالی سوق داده است. در بخش بزرگی از مقاصد کشور از جمله مناطق جنوبی و کلانشهرهای تهران و اصفهان و مشهد، شاهد ضریب اشغال هتل‌ها از عددی نزدیک به پنج درصد تا کمتر از ۴۰ درصد هستیم. تعطیلی برخی هتل‌ها و مراکز خدماتی از بیم آسیب‌های جانی و مالی، آسیب و تخریب برخی تأسیسات اقامتی و پذیرایی، نمودی از وضعیت جنگی و بحرانی در بخش زیادی از خدمات گردشگری کشورمان است.
اکنون سفر مفهوم خود را به‌عنوان فاکتور فراغتی و گردشگری از دست داده است. در مقاصد همیشه فعالی چون شمال کشور، ظرفیت‌های اشغال‌شده اگرچه نسبت به جنگ دوازده‌روزه در برخی نواحی‌ کاهش بیش از ۵۰ درصدی را نشان می‌دهد، اما همین میزان هم به‌واسطه فراغت از جنگ و التهابات ناشی از آن شکل گرفته است. امروز و در این شرایط اهمیت صنعت گردشگری و ارزش‌های این حوزه بیشتر لمس می‌شود.
جایی که اگرچه خود در بحران به سر می‌برد، اما می‌تواند بخشی از عوامل و ابزار بحران‌زدایی و کاهش التهابات باشد. نقشی که اگر به‌درستی درک شود، اثرات قابل‌توجهی از بعد اجتماعی و اقتصادی دارد.
گفتن از مباحث اقتصادی در این شرایط به‌عنوان رونق کسب.وکار، شاید حرف درستی نباشد و ایجاد شائبه کند، اما واقعیت این است که بی‌توجهی به این کسب‌وکارها که بخش عمده‌ای از آن جزو کسب‌وکارهای کوچک به حساب می‌آیند، آسیب‌های جدی‌ای را، از ابعاد کوچک و فردی تا بزرگ و منطقه‌ای، در بر می‌گیرد. امروز وجود هزاران واحد اقامتی در مناطقی از کشور که کمتر درگیر جنگ و تبعات آن هستند، می‌تواند به‌عنوان یک داشته و ظرفیت بزرگ در نظر گرفته شود، تا با دعوت از هموطنان تحت فشار مستقیم جنگ، مأمن و سرپناه امن و قابل‌اعتمادی را برایشان فراهم آورد. این مهم نیازمند درک مناسب همه شرایط است؛ از یک طرف جامعه‌ای ملتهب و نیازمند حمایت، از سوی دیگر کسب‌وکارهای در شرف ورشکستگی. استراتژی کاهش هزینه‌های قابل‌اجرا، اعمال تخفیف تا نزدیکی به سربه‌سر شدن هزینه، دو رویکرد مهم برای دستیابی به این همراهی و حمایت مسئولانه صنعت گردشگری کشورمان است. صنعتی که اگر چه اندازه بزرگی ندارد، اما در سال‌های اخیر به‌ویژه بعد از گسترش اقامتگاه‌های بومگردی، وجه عمومی‌تر و مردمی‌تری پیدا کرده و توازنی بین خدمات لوکس و ساده ایجاد است. گردشگری می‌تواند این امکان را فراهم آورد تا از دل بحران‌زدگی‌، به سهم خودش نقش یک عامل و ابزار بحران‌زدا را بازی کند. این روزهای سخت می‌تواند فرصتی برای بازتعریف سفر و زنده ماندن روح میزبانی ایرانیان باشد. حداقل فرصتی برای آن بخش از این صنعت آسیب‌دیده که چندکیلومتری از فضای پرالتهاب جنگ فاصله دارد.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

زمـانی بـرای نـزیستـن

زمـانی بـرای نـزیستـن