استانداری، شهرداری؛ دقیقا کجایید؟





استانداری، شهرداری؛ دقیقا کجایید؟

۱۶ دی ۱۴۰۴، ۱۷:۵۰

پاییزی را که پشت سر گذاشتیم، خزانی سخت بود؛ خزانی که بهایش نفس‌های بریده‌ کودکانمان بود. فصلی که باید نفسی تازه می‌کردیم، به فصل نفس‌تنگی بدل شد. شهری که کودکانش با سرفه‌های مداوم و چشم‌هایی قرمز و اسپری آسم در کیف به مدرسه رفتند و بازگشتند؛ شهری که در آن سلامتی و نفس کشیدن به هشدارهای روزانه کمیته اضطرار تقلیل یافت. این خزان، مثل سال‌ها و فصل‌های قبل، فصل بی‌عملی بود؛ جایی که آلودگی هوا نه یک اتفاق، بلکه یک روال روزمره شد؛ محصول مستقیم سکوت، تعلل و بی‌مسئولیتی نهادهایی که وظیفه‌شان حفاظت از سلامت مردم است.

 تهران در آذرماه غلظت ۱۰ برابری ذرات معلق نسبت به استانداردهای سازمان جهانی بهداشت را در کارنامه آلودگی خود ثبت کرد و از ۶۴ روز ابتدای پاییز، ۴۵ روز ناسالم را تجربه کرد. طبق گزارش پژوهشکده محیط‌زیست، رتبه اول تعداد موارد مرگ زودرس منتسب به PM2.5 در سال ۱۴۰۳ در کشور به تهران تعلق می‌گیرد. آیا تصمیم‌گیران و مسئولان صدای ناقوس مرگ را نمی‌شنوند؟

در آذرماه، هم‌زمان با ادامه‌ نبرد نابرابر شهروندان با آلودگی هوا، انتشار گزارش تحلیلی کیفیت هوای کلانشهر تهران از سوی سازمان حفاظت محیط‌زیست، پرده از واقعیتی برداشت که نمی‌توان نادیده گرفت.

 این گزارش علاوه‌بر کیفیت سوخت، ناوگان دیزلی فرسوده، صنایع و نیروگاه‌ها و گردوغبار و… ردپای منابعی را برجسته کرد که سال‌ها در حاشیه مانده‌اند؛ منابعی از آلایندگی که مستقیماً به ضعف مدیریت شهری گره خورده‌اند. در کنار منابع شناخته‌شده‌ آلودگی، ردپای پسماند سوزی و لاستیک‌سوزی به‌عنوان یکی از عوامل مؤثر آلودگی هوای تهران برجسته شد؛ شهرداری تهران طبق قانون موظف به مدیریت اصولی پسماند، جلوگیری از سوزاندن غیرقانونی زباله و لاستیک، نظارت بر مراکز دپو و بازیافت است، اما در واقعیت، دود بی‌عملی‌اش در مدیریت پسماند مستقیما به چشم شهروندان تهرانی می‌رود. آنچه شهروندان تجربه می‌کنند، نتیجه مستقیم ترک فعل نهادهایی است که طبق قانون موظف به حفاظت از سلامت عمومی‌اند. شهرداری تهران و سازمان مدیریت پسماند، با علم به وجود کانون‌های فعال پسماند سوزی و لاستیک‌سوزی در جنوب و جنوب‌غرب تهران، سال‌هاست نظاره‌گر ادامه این فعالیت‌های غیرقانونی‌اند؛ نظاره‌ای که بهای آن را کودکان، سالمندان و بیماران با جان خود می‌پردازند.

 تصاویر ماهواره‌ای بلندمدت وجود نقاط داغ پایدار آلودگی شهر تهران، به‌ویژه در جنوب‌غرب را تأیید می‌کند این نقاط عمدتاً شامل فعالیت‌هایی نظیر صنایع کوچک، واحد‌های بازیافت ضایعات، لاستیک‌سوزی و سوزاندن پسماند هستند که با توجه به جهت باد غالب، آلودگی ناشی از این فعالیت‌ها وارد تهران می‌شود. ادامه این وضعیت دیگر نشانه ناتوانی نیست؛ یک انتخاب آگاهانه است. انتخاب ندیدن، انتخاب اجرا نکردن قانون و انتخاب ترجیح دادن آسایش مدیریتی بر سلامت میلیون‌ها شهروند. انتخابی که بهای آن بیماری  و درد بی‌درمان مردم است.

 مطالعات علمی معتبر نشان می‌دهد سوزاندن لاستیک، به‌ویژه در فضای باز و به‌صورت غیرکنترل‌شده، یکی از مخرب‌ترین اشکال آلودگی محیط‌زیست است. به‌دلیل ساختار پلیمری پیچیده‌ لاستیک، احتراق آن منجر به انتشار طیف گسترده‌ای از آلاینده‌ها از جمله ذرات معلق ریز، اکسیدهای نیتروژن و گوگرد، ترکیبات آلی فرار، هیدروکربن‌های چندحلقه‌ای آروماتیک و فلزات سنگین مانند سرب، کادمیوم و کروم می‌شود. بسیاری از این ترکیبات خاصیت سرطان‌زایی، جهش‌زایی و اخلال در سیستم هورمونی دارند و با بروز بیماری‌های تنفسی، قلبی‌عروقی، اختلالات متابولیک و انواع سرطان مرتبط‌ هستند.

خطر سوزاندن لاستیک به هوا محدود نمی‌شود؛ مواد نفتی و فلزات سنگین حاصل از احتراق می‌توانند خاک و منابع آب سطحی و زیرزمینی را آلوده کنند. این آلاینده‌ها ماندگاری بالایی در محیط دارند، قابلیت تجمع زیستی دارند و می‌توانند وارد زنجیره غذایی شوند؛ به این معنا که اثرات آنها نه‌تنها فوری، بلکه بلندمدت و بین‌نسلی است. اگر این حجم از لاستیک فرسوده مدیریت نشود به بحران سلامت عمومی تبدیل می‌شود. نکته‌ مهم این است که لاستیک، بازیافت می‌شود و برای تولید گرانول لاستیک، کف‌پوش زمین بازی و به‌عنوان سوخت در صنعت سیمان و… استفاده می‌شود و در ایران هم در شهرهایی مثل مشهد نمونه موفق مدیریت پسماند لاستیک‌ها را داریم.

بهتر است با یک محاسبه سرانگشتی ابعاد فاجعه را روشن‌تر کنیم. تهران حدود پنج میلیون خودرو سواری و ۴.۵ میلیون موتورسیکلت دارد. اگر هر وسیله‌ نقلیه هر پنج سال یک‌بار لاستیک خود را تعویض کند، در خوشبینانه‌ترین حالت، سالانه یک میلیون سواری و ۸۰۰ هزار موتور احتیاج به تعویض لاستیک دارند. به‌عبارتی دنج میلیون و ۶۰۰ هزار حلقه لاستیک فرسوده در سال، یعنی هر روز بیش از ۱۵ هزار حلقه؛ دودی که وارد شهر و مستقیم وارد ریه شهروندان می‌شود، البته همراه با حجم وسیعی از آلودگی ناشی از پسماندسوزی‌ها!

پرسش روشن است؛ چرا شهرداری تهران به وظیفه‌ خود عمل نمی‌کند؟ چرا برای باز شدن گره‌های کور و درهم‌تنیده‌ مدیریت پسماند از متخصصان و کارشناسان کارآزموده و مجرب استفاده نمی‌کند؟ وظایف استانداری در این مورد چیست؟ آیا استانداری موظف نیست نظارت و پاسخگویی را جدی بگیرد تا این بی‌عملی به فاجعه تبدیل نشود؟

با توجه به اینکه در کشور نمونه موفق بازیافت لاستیک‌های فرسوده وجود دارد و قابلیت اجرا در شهرهای دیگر را هم دارد، چرا تهران، با بیش از ۹ میلیون خودرو و موتورسیکلت، هنوز این مسیر ساده و مؤثر را اجرا نکرده است؟ چرا هر سال میلیون‌ها حلقه لاستیک به‌جای بازیافت، رها یا سوزانده می‌شوند و شهروندان دود آن را استنشاق می‌کنند؟

 این عدد بیش از یک آمار است؛ یک هشدار برای مسئولانی است که وظیفه‌ مدیریت پسماند و حفاظت از سلامت شهروندان را برعهده دارند. شهرداری تهران و سازمان مدیریت پسماند موظف‌اند مسیر شفاف جمع‌آوری، نظارت و برخورد با سوزاندن غیرقانونی لاستیک را اعلام کنند و استانداری و سازمان حفاظت محیط‌‌زیست نیز باید اجرای قانون و پاسخگویی و نظارت را جدی بگیرند. آلودگی هوا دیگر یک اتفاق تصادفی نیست؛ محصول قابل پیش‌بینی بی‌عملی مدیریت شهری است. تا کی باید مردم تاوان مدیریت‌های اشتباه شهری را با سلامتی خود و فرزندانشان بدهند؟ امروز هم خیلی دیر است؛ اما اگر اقدامی نکنید، فردا دیگر هیچ راه برگشتی وجود نخواهد داشت؛ نفس مردم و آینده شهر و فردای ایران در دود بی‌عملی شما خفه می‌شود.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

زندگی در تعلیق

زندگی در تعلیق