بازخوانی تاریخ؛ وقتی «تمدن» یک فاجعه بود!





بازخوانی تاریخ؛ وقتی «تمدن» یک فاجعه بود!

۶ دی ۱۴۰۴، ۱۷:۲۴

کتاب «علیه غلات» نوشته «جیمز سی. اسکات» که نشر «نو» به‌تازگی آن را با عنوان «آسیاب‌های تمدن» ترجمه و منتشر کرده است، باستان‌شناسی و تاریخ باستان را به عرصه‌ای برای نقد قدرت تبدیل می‌کند. اسکات که پیش‌تر با آثاری چون «از نگاه دولت» شناخته می‌شد، در این اثر به بررسی ریشه‌های عمیق‌ترین نهاد بشری یعنی «دولت» در میان‌رودان باستان می‌پردازد. او با تکیه بر یافته‌های جدید باستان‌شناسی، روایت‌های سنتی که کشاورزی و تشکیل دولت را گامی بزرگ در جهت رفاه، فراغت و امنیت می‌دانند به چالش می‌کشد.

برخلاف تصور ما که گمان می‌کنیم انسان‌ها داوطلبانه دست به کار کشاورزی شدند، اسکات استدلال می‌کند اهلی‌کردن گیاهان و جانوران، هزاران سال پیش از ظهور اولین دولت‌ها وجود داشت، اما انسان‌ها تا مدت‌ها از وابستگی کامل به غلات پرهیز می‌کردند. او معتقد است «اهلی‌شدن» در واقع نوعی اسارت متقابل بود؛ انسان نه‌تنها گیاهان، بلکه خودش را هم در محیطی محدود و پر از بیماری‌های مشترک با دام‌ها محبوس کرد. از نظر اسکات، هیچ انسان عاقلی کار سخت کشت و رژیم غذایی فقیرانه مبتنی‌بر غلات را انتخاب نمی‌کرد، مگر اینکه با زور یا فشارهای محیطی مجبور شده باشد.

یکی از جذاب‌ترین ایده‌های کتاب، تمرکز بر غلات به‌عنوان پایه قدرت دولت است. اسکات استدلال می‌کند دولت‌ها عاشق غلات (مانند گندم و جو) بودند، چون این محصولات روی زمین و به‌صورت هم‌زمان می‌رسیدند و به‌راحتی قابل اندازه‌گیری، تقسیم و مالیات‌گیری بودند. اسکات دولت‌های اولیه را نه براساس شکوه تمدن، بلکه با ویژگی‌های عملگرایانه‌ای چون «دیوارها، مالیات و ماموران» تعریف می‌کند. او بر این باور است که اختراع خط میخی نه برای ادبیات یا هنر، بلکه برای تبدیل دولت به یک «ماشین ثبت، اندازه‌گیری و سرشماری» جهت کنترل دقیق منابع و آدم‌ها بود. «فرانسیس فوکویاما» در نقد خود بر این کتاب اشاره می‌کند که در روایت اسکات، برتری جوامع «متمدن» بر «بربرها» یک افسانه است. درواقع، بربرها یا مردمان بی‌سرور، کسانی بودند که از چنگ استثمار، بیماری و کار اجباری در شهرهای اولیه گریخته بودند.

نکته کلیدی دیگری که اسکات بر آن پافشاری می‌کند، این است که دولت‌های اولیه بیش از آنکه به‌دنبال زمین باشند، تشنه نیروی کار بودند. جنگ‌ها نه برای فتح خاک، بلکه برای اسیرکردن انسان‌ها و تبدیل آنها به نیروی کار (برده) انجام می‌شد تا ماشین تولید مازاد غلات از حرکت نایستد. به‌قول اسکات، دیوارهای بلند شهرها به همان اندازه که برای بیرون نگاه‌داشتن دشمن بود، برای جلوگیری از فرار اتباع و خروج آنها از نظام مالیاتی ساخته شده بود.

با وجود جذابیت این نگاه آنارشیستی، منتقدان ایراداتی به اسکات وارد کرده‌اند:

«فرانسیس فوکویاما» معتقد است اسکات سیاست را صرفاً به اقتصاد تقلیل داده و نقش دولت را در تأمین امنیت را نادیده گرفته است. او یادآوری می‌کند زندگی بدون دولت، همان‌گونه‌که هابز گفته است می‌تواند «نفرت‌انگیز و کوتاه» باشد. «ریچارد بلانتون»، استاد دانشگاه پردو، نقد تندتری دارد. او معتقد است اسکات به‌جای ارائه بینشی نو، همان سنت قدیمی غربی را زنده کرده که دولت‌سازی در شرق را فرایندی صرفاً استبدادی و ویرانگر می‌بیند. بلانتون اشاره می‌کند شواهد باستان‌شناختی در میان‌رودان نشان‌دهنده وجود نهادهای توزیع‌شده و تشکل‌های شهروندی بوده که اسکات آنها را نادیده گرفته است.

به اشتراک بگذارید:

برچسب ها:

، ،





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

زمـانی بـرای نـزیستـن

زمـانی بـرای نـزیستـن