گزارش «پیام ما» از رویدادی مردمی که مد پایدار، مصرف مجدد و پیوندهای اجتماعی را در دل محله‌ها احیا می‌کند

لباسی برای زمین





لباسی برای زمین

۵ دی ۱۴۰۴، ۱۸:۰۰

رگال‌های مملو از لباس، سه جفت کفش، اسباب‌بازی و لگو، چند جلد کتاب قدیمی، دکوری و دستگیره‌های آشپزخانه در میان ازدحام جالبی از افراد مختلف اجزای چهارمین رویداد «بده‌بستون» هستند. بده‌بستون نام رویدادی داوطلبانه با هدف استفاده دوباره از محصولات و بازگرداندن اشیای غیر قابل‌استفاده به چرخه مصرف است. رویدادی که اگرچه پاسخی در برابر مصرف‌گرایی فزاینده عصر جدید است، اما برای ما ایرانیان ریشه در فرهنگ قناعت و اسراف‌گریزی دارد. دختر جوانی روی مقوا در حال نوشتن این کلمات است: «تبادل، فروش، اهدا». تعدادی از شرکت‌کنندگان از رفع انباشت صحبت می‌کنند و بهانه حضورشان در این رویداد را کم‌کردن بار کشو و کمدهایشان می‌دانند. «مد پایدار»، «استفاده مجدد»، «بازطراحی لباس» و «ارتقای کاربری»، مفاهیم نوظهوری در عرصه مد هستند که نمود عملی آنها را می‌توان در چهارمین رویداد فصلی بده‌بستون دید.

«نگار» نوجوان ۱۵ساله‌ای است که با دو ساک لباس به رویداد عمومی بده‌بستون آمده‌؛ لباس‌هایی که فقط یکبار آنها را پوشیده و به‌قول خودش دیگر ترند نیست. او لباس‌هایش را با کلاه، کیف چرم و تاپ تعویض می‌کند و پولی هم نمی‌دهد. دو زن میانسال پشت میزی نشسته‌اند و در حال چای خوردن‌اند. بده‌بستون و گروه تلگرامی‌اش اسباب دوستی و آشنایی آنها را فراهم کرده و این دومین بار است که در رویداد حضوری شرکت می‌کنند. یکی از آنان در گفت‌وگو با «پیام ما» می‌گوید: «تابستان امسال اولین‌باری بود که به بده‌بستون حضوری رفتم. چندباری هم رویداد مجازی‌اش را شرکت کردم. اما رویداد حضوری را ترجیح می‌دهم؛ چون امکان معاشرت و دوستی هم ایجاد می‌شود.» 

کیفی از جنس گلیم بافت شیراز با قیمتی باورنکردنی روی میز است. فروشنده کیف که دختر جوانی است، قصه کیف سنتی را می‌گوید: «‌این کیف را در سفری به شیراز خریدم. اما الان اسباب‌کشی دارم و منزل جدید فضای زیادی برای وسایلم ندارد. پس ناچار شدم رفع انباشت کنم و آنها به افرادی که به کارشان می‌آید، بدهم. با بده‌بستون چرخه استفاده از این وسایل به انباری و آشغالی محدود نمی‌شود.»

به‌جز رویدادهای مجازی، حضوری و فصلی، بده‌بستون رویدادهایی با جمعیت محدود و خصوصی‌تر نیز دارد. برنامه‌ای که این‌ روزها برای میزبانی‌اش نوبت می‌گیرند و اسباب همکاری‌های متنوعی در حوزه مد پایدار، آموزش کودکان و پسماند صفر شده‌ است. مانند ارتباط «فاطمه» و «مونا» که به همکاری در کسب‌و‌کار جدیدشان انجامیده است. برای «صبا» به تغییر نگاهش از مصرف‌گرایی به مصرف مجدد منجر شده و برای «الهه» دوستی عمیقی و ارزشمندی را خلق کرده است. گویی رویدادهای بده‌بستون پاسخی به نیاز دیرینه بشر برای حضور در اجتماعی مشترک است. اجتماعی که در گذشته محله، همسایه و فامیل را شامل می‌شد، اما با گذشت زمان و تغییر سبک زندگی این نیاز بی‌پاسخ مانده و در رویدادهایی مردمی و اجتماعی تجلی یافته‌ است. 


از گروه ۳۰ نفره تا گروه ۳ هزار نفره

«حمیده باقرپور»، تسهیلگر اجتماعی و بنیانگذار بده‌بستون، بین جمعیت حاضر در رفت‌وآمد است. او فارغ‌التحصیل هنر است و سال‌ها تجربه تسهیلگری در زمینه کودکان را دارد‌. او در گفت‌وگو با «پیام‌ ما» داستان شکل‌گیری این رویداد را شرح می‌دهد: «به‌واسطه تحصیلات و شغلم با کودکان ارتباط مستقیم داشتم. همین موضوع باعث شد در سال ۹۸ برای نخستین‌بار رویداد بده‌بستون را در یکی از مهدکودک‌های غرب تهران شروع کنم. مهدکودکی که با آنها در زمینه تسهیلگری کودک کار می‌کردم.» شروع این رویداد در مهدکودک باعث شد والدین کودکان نیز به این شکل مبادله کالا علاقه‌مند شوند و پیشنهاد برگزاری رویداد را در فضایی متمایز از کودکان بدهند: «به این‌صورت بده‌بستون به سرای‌محله‌، پارک‌ و خانه رویداد‌ هم راه پیدا کرد و هر فصل یک رویداد حضوری برگزار می‌کنیم.»

او در ابتدا با یک گروه ۳۰نفره در تلگرام کارش را شروع کرد: «گروهی که تقریباً همگی هم‌محله‌ای بودند. اما الان با یک گروه سه هزار نفری در نقاط مختلف تهران بده‌بستون برگزار می‌کنیم.»

باقرپور درباره پیش‌شرط اصلی در برگزاری بده‌بستون توضیح می‌دهد: «برای من محله‌محور بودن بده‌بستون اصل بسیار مهمی است. در سال‌های نه‌چندان دور، محله برای ما ایرانیان مفهوم مهمی بود. محلات، عنصر هویت‌بخشی برای شخصیت و زیست اهالی بودند و افراد سعی می‌‌کردند نیازهایشان را در محله برطرف کنند. به کمک یکدیگر می‌رفتند و جریان قوی از بده‌وبستون در محلات وجود داشت. بنابراین، در بده‌بستون موقعیت مکانی محلات برایم پررنگ بود و رویدادهای مختلفی از بده‌بستون را در پونک، سعادت‌آباد، چیذر و میدان سپاه برگزار کردم تا شرکت‌کنندگان ضمن شرکت در رویداد با هم‌محله‌ای‌های خود آشنا شوند؛ شاید ضمن آشنایی نیازی هم برطرف شد و زمینه همکاری‌های آینده بین افراد شکل گرفت.» به‌گفته او، در بده‌بستون تجارت و کسب درآمد اولویت نیست و هدف نخست، فرهنگسازی برای جامعه و توسط اعضای همین جامعه است.

او می‌گوید برگزاری بده‌بستون بیش و پیش از هر عاملی، به خواست و اراده مردم یک محله بستگی دارد: «در حال حاضر، ساکنان شرق تهران متقاضی برگزاری بده‌بستون هستند. چنانچه فضای فیزیکی مناسب به‌همراه میزبان معرفی یا پیشنهاد شود، بده‌بستون آنجا هم برگزار می‌شود. در این رویداد ذوق، گرایش و مشارکت جمعی مردم اولویت اساسی است.»


تغییر عادات مصرف‌گرایانه

حالا بده‌بستون به شهرهای دیگر هم راه یافته و این رویداد در اصفهان، خراسان و البرز بده بستون برگزار می‌شود: «من یک نفر هستم و توان اجرایی محدودی دارم. اما به‌عنوان تسهیلگر وظیفه دارم بستر را مهیا کنم و پس از آگاهی و آموزش مردم عرصه را به خودشان بسپارم‌. بنابراین، علاقه قلبی‌ام این است که حداقل در تهران بده‌بستون به جریانی دائمی و هدفمند تبدیل شود و نیازی به حضور من نباشد. اما فعلاً تا رسیدن به آن نقطه فاصله طولانی داریم‌.»

او درباره زنانه و مردانه بودن این رویداد توضیح می‌دهد: «به‌طور کلی مردان نقش‌آفرینی کمتری در عرصه مد و مصرف دارند. به‌دلایل متعددی در جهان امروز تبلیغات، سرمایه و تمرکز بر زنان متمرکز است. به‌همین دلیل، ردپای مردان در چرخه خرید کمرنگ است و عمدتاً وقتی کالایی را تهیه می‌کنند، به‌سختی دور می‌ریزند و یا در فکر خرید هم‌زمان هستند. به‌همین دلیل، مردان کمتری را در بده‌بستون می‌بینیم.»

 او درباره تأثیر این رویدادها بر تغییر رفتارهای مصرف‌گرایانه ایرانیان می‌گوید: «بی‌شک هر تغییری در اجتماع با اصطکاک‌ همراه است. اما در مورد به‌یافت، بازیافت و تغییر چرخه مصرف کار ما آنقدر سخت نیست. چون این فرهنگ در کنه اندیشه ایرانی وجود داشته و تنها زنگاری از مدرنیته روی آن را گرفته است. کافی است به خاطرات کودکی‌ خود یا والدینمان رجوع کنیم تا مصادیق بسیاری از مصرف دوباره را به‌ یاد بیاوریم.»


رویدادهای مشابه در جهان

این‌روزها در کشورهایی نظیر آمریکا پویش‌هایی نظیر Buy Nothing Project و Freecycle Network وجود دارد که مشابه بده‌بستون با محوریت محلات و مبتنی‌بر اعتماد عمومی عمل می‌کند. ضرورت استفاده مجدد از وسایل و کالاها در هلند باعث شکل‌گیری Repair Café شده‌ است که در این پویش با تعمیر وسایل، مجدداً آنها را به چرخه مصرف باز می‌گردانند. اپلیکیشن «کُمد» تلاشی ایرانی برای ترویج استفاده مجدد از لباس و کاهش دورریز در حوزه مد بود که با الگوگیری از پلتفرم‌های جهانی خرید و فروش لباس دست‌دوم شکل گرفت. این اپلیکیشن بر مبنای منطق بازار و مبادله پولی عمل می‌کرد و اگرچه به اقتصاد چرخشی نزدیک بود، اما به‌دلیل فقدان لایه اجتماعی و همیارانه، نتوانست به شبکه‌ای مردمی و خودجوش شبیه بده‌بستون تبدیل شود.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

الناز ممقانی

خیلی عالی بود منتهی در تهران کجاها این مکانها هست ؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *