می‌آیند، خراب می‌کنند، می‌روند





می‌آیند، خراب می‌کنند، می‌روند

۳ دی ۱۴۰۴، ۱۷:۳۸

یک روز نامش را طرح «امنیت اجتماعی و جمع‌آوری معتادان» گذاشتند، روز دیگر گفتند قرار است در بافت تاریخی «خانه‌های خالی از سرنگ» داشته باشیم، یک روز قصد کردند «خانه‌های مجردی» را حذف کنند، روز دیگر به تخریب‌های پی‌درپی در بافت‌ تاریخی نام طرح «انضباط شهری» دادند و حالا به بهانه دیگری که هنوز صدایش درنیامده، یکی دیگر از بناهای تاریخی باقیمانده در پامنار را تخریب کردند.

اکنون مخروبه‌های ۲۰ساله کوچه پس‌کوچه‌های پامنار و بن‌بست‌های ته‌نشین‌شده زیر چرخ لودرها، مهمانی تازه دارند؛ خانه‌ «امین‌لشکر» که تاریخ هم با آن سر لج داشت و طول کشید تا اسناد تاریخی نام اصلی آن را رو کنند، هم زیر چرخ لودرها فروریخت.

هر چند در طول سال‌های گذشته هر از چند گاهی حرف‌شان این بود که زمین صاف شده از خانه‌های قاجاری این منطقه را به پارکینگ تبدیل می‌کنند و به‌مرور همسایه‌ها همین طرح را به‌صورت محلی اجرا کردند، اما دست‌کم نشانه‌های قاجاری در گچ‌بری‌ها و نقاشی‌ شومینه‌ها و طاقچه‌های باقیمانده پشت دیوار خانه امین‌لشکر باقی بودند برای درس عبرت آیندگان. اما آنها هم با آخرین حرکت لودرها در این منطقه زیاد دوام نیاوردند و کار آنها هم یکسره شد و هر چه که از تاریخ در انتهای پیچ «کوچه آقاموسی» در محله پامنار به‌جای مانده بود، از صفحه روزگار محو شدند؛ درواقع زحمت معتادان کم شد!؟

در طول همه این سال‌ها چند خانه در همین محدوده شانس زنده ماندن پیدا کردند؛ آنها که با پیچیدن خبر حضور معماران و شهرسازان در منطقه ۱۲ تهران و بافت تاریخی پامنار نفسی تازه کشیدند. هر چند آن طرح اصلی اجرایی نشد، اما «بهروز مرباغی»، معمار و مرمتگر تنها کسی بود که پای همین خبر باقی ماند و با وجود نهایی نشدن طرح، با چند دوست هنرمند خود، تلاش کردند سهم خود را برای تاریخ تهران بردارند. آنها نخست یک خانه را برای استقرار و به‌مرور، چندین خانه دیگر از جمله خانه کودکی‌های خالق قصه‌های مجید را زنده کردند و همان شد که دیگر همسایه‌های کوچه آقاموسی هم دست به کار شدند، به‌جز آنها که شهرداری می‌توانست لودر به داخل آنها راه بدهد.

تا همین چند سال قبل که تصاویر ستون‌های سربه فلک کشیده و گچ‌بری‌های خانه در فضای مجازی دست‌به‌دست می‌شد، نامش را گذاشته بودند «شکوه‌السلطنه»، هم‌نام همسر عقدی ناصرالدین‌شاه و مادر مظفرالدین‌شاه که می‌گفتند در اواخر عمر در آن خانه زندگی می‌کرد. حتی همان نام هم به‌مرور به رسانه‌ها راه پیدا کرد، اما سرانجام نقشه‌های ثبت‌شده در اسناد قدیمی راه را به پژوهشگران نشان دادند. یکی از مهمترین شواهد این ادعا نقشه عبدالغفار مربوط به سال ۱۳۰۹ قمری عنوان شد و سرانجام مرباغی نام اصلی خانه را رو کرد و همان شد که به‌ نام «امین‌لشکر» ثبت شد.

امین‌لشکر که درواقع نام آن «امین‌لشکر قهرمان میرزا» بود تا سال ۱۳۱۰ زنده بود و طبق نوشته عبدالغفار ممکن است او در همین خانه زندگی کرده باشد و شاید اصلاً تا پایان عمر در این خانه مانده باشد.

حدود شش سال قبل شهرداری این خانه را از آخرین مالک آن به نام «محبوب» خرید، نیمی از پول را پرداخت کرد و نیم دیگر را قرار شد پیمانکار شهرداری در قدم اول پرداخت کند تا به‌مرور شهرداری مالکیت خود را بر این بنا کامل کند. اما شواهد امروز می‌گویند نه‌تنها شهرداری خانه را نخریده، بلکه لودرها با مجوز یا بدون مجوز در هر صورت راه به خانه پیدا کرده‌اند، خانه‌ای که حتی معتادان هم برای رفتن به داخل باید از روی دیواری بیش از یک‌متری بالا می‌رفتند. 

حتی بیستم آذر امسال کارزاری تشکیل شد تا مطالبه عمومی، رسیدگی و مرمت این بنای تاریخی در دستورکار قرار گیرد و از هرگونه دخل و تصرف در آن جلوگیری شود. حتی از نهادهای مسئول، از جمله وزارت میراث‌فرهنگی و دادستانی خواسته شده در مقام صیانت از حقوق عامه برخیزند، اما هیچ‌کدام راهی برای جلوگیری از ورود لودرها به این خانه نبودند، هر چند شهردار منطقه ۱۲ تهران ساعاتی بعد از انتشار خبر آغاز تخریب خانه از توقف کار توسط مراجع قضایی خبر داد.

«محمد‌ آیینی»، شهردار منطقه ۱۲ تهران، به رسانه‌ها گفته «در برنامه مرمت شهرداری از طریق شرکت توسعه و تجهیز فضاهای فرهنگی، قرار بود به‌زودی عملیات مرمت خانه آغاز شود. بنابراین، موضوع تخریب از طریق مراجع قضائی پیگیری می‌شود و همه اقدامات قانونی لازم برای بازگرداندن بنا به وضع سابق و جلوگیری از تکرار چنین رخدادهایی انجام می‌شود.»

اما این دستور توقف و اقداماتی که باز هم فقط قول داده شده‌اند، کجا و طرح‌هایی که قرار بود روزی راه نجات و احیای این خانه را هموار کنند، کجا؟!

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *