پیشنیاز حفاظت از یوزپلنگ، طراحی و انتشار عمومی یک برنامه نجات شفاف، قابلسنجش و مورد توافق است
تصمیمهای غیرعلمی؛ تهدید پنهان برای یوزها
نرها باید در فصل جفتگیری (آذر تا اواخر بهمن) از اطراف فنس رانده شوند تا مشغول زیستگاه باشند
۲۹ آذر ۱۴۰۴، ۱۶:۳۰
سرنوشت یوزها چه میشود؟ آیا راهکارهایی که برای حفظ و افزایش جمعیت آنها در پیش گرفته شده است، به نتیجه مثبتی میرسد؟ آیا حضور یوز نری که در طبیعت زندگی میکند، حتی برای چند روز در فنس، باعث ایجاد مشکل در جفتگیری در طبیعت نمیشود؟ «مرتضی پورمیرزای»، حفاظتگر، معتقد است ماده اگر متوجه شود نری در این نقطه علامتگذاری نمیکند، ممکن است بهدلیل یافتن جفت از منطقه خارج شود و آسیب بیشتر، همچون آسیب سگهای ولگرد و تصادف جادهای، را به جان بخرد.
پروژه تکثیر در اسارت یوزپلنگ در «توران» از آغاز همواره با حاشیههای مختلفی همراه بوده. حواشی که گاه بهدلیل اشکالات فنی-علمی و گاه بهدلیل روابطعمومی ضعیف سازمان حفاظت محیطزیست ایجاد شده است.
هر دو این موارد نهایتاً موجب آسیبدیدن برنامههای حفاظتی و آسیب به اعتبار سازمان و نهایتاً جمعیت شکننده یوزپلنگ در ایران شده است. همانطورکه بارها گفتهایم، پیشنیاز کاهش این آسیبها، طراحی و انتشار عمومی یک برنامه نجات شفاف، قابلسنجش (دارای KPI) و مورد توافق برای یوزپلنگ است. طرحی که مشکلات را ببیند، راهحلها را مشخص کند، آسیبها را پیشبینی و مشخص کند هر عمل در پاسخ به کدام نیاز یا معضل انجام میشود.
یکی از اتفاقاتی که از بدو شروع این پروژه محل تعارض بین کارشناسان و سازمان محیطزیست بوده، کمیت و کیفیت برداشت از جمعیت طبیعی برای تقویت تولید در پروژه تکثیر در اسارت است. اتفاقی که با زندهگیری فیروز (نر غالب توران در گذشته) آغاز شد و بعدتر و بهصورت مخفیانه با تلاش برای ورود چندروزه فراز (نر غالب فعلی توران) به سایت تکثیر ادامه یافت. اتفاقی که بهنظر میرسد بدون مستندات و پایه علمی کافی انجام شده است یا دستکم این مستندات اگر وجود داشته باشد، در دسترس ما و شما نیست.
براساس یافتههای ما در آخرین دوربینگذاری سیستماتیک در توران، بازه رفتار جفتگیری نر و ماده بهنظر میرسد کمتر از یک هفته باشد.
– نر و ماده در محلهای علامتگذاری، نشانه میگذارند.
– فاصله این نشانهگذاری در بازه جفتگیری از چند روز در میان به علامتگذاری هرروزه کاهش مییابد و نر و ماده همدیگر را صدا میزنند.
– نهایتاً یا جفتگیری انجام میشود یا نه (که این تاکنون جلوی دوربین ثبت نشده) و از هم فاصله میگیرند.
یعنی فرصت طلایی برای جفتگیری در طبیعت برای نر و ماده حاضر در منطقه بسیار کوتاه است. اگر در این مدت تمام حواس و تلاش نرها متوجه مناطق علامتگذاری نباشد و آنها را وارد فنس تکثیر ولو برای مدت دو-سهروزه کرده باشیم، ممکن است جفتگیری مادههای موفق را یک سال به تأخیر بیندازیم؛ هزینهای گزاف برای جمعیت شکننده یوزپلنگ در طبیعت!
چهبسا ماده اگر متوجه شود نری در این نقطه علامتگذاری نمیکند، بهدلیل یافتن جفت از منطقه خارج شود و آسیب بیشتر، همچون آسیب سگهای ولگرد و تصادف جادهای، را به جان بخرد.
به همین دلیل، بهانههایی که فقط دو یا سه روز یوزپلنگ نر را داخل فنس میبریم و بعد در را باز میکنیم، نهتنها به تولیدمثل طبیعی آسیب میزند بلکه ممکن است به کشتهشدن مادههای منطقه نیز منجر شود.
در مقابل این ریسک بالا، مدافعان روش نگهداری نر در فنس بهمدت کوتاه چند مغلطه مطرح میکنند که تلاش میکنم به همه آنها پاسخ دهم:
۱. یوزهای مادهای در اسارت داریم که باید از آنها استفاده کنیم و چارهای جز ورود نر وحشی دستکم برای مدت کوتاه نداریم:
پاسخ کوتاه این است: منطق پروژه تکثیر کمک به جمعیت خارج از فنس است، نه تهدید جمعیت وحشی به کاهش نرخ زادآوری!
اما اگر بخواهیم بیشتر شرح دهیم، ابتدا باید مستند مشخص شود رابطه فراز با مادههای فنس چیست؟ این پروژه دستکم چهار سال است تلاش میکند فراز را وارد چرخه تولیدمثل با مادههای در اسارت کند، اما هنوز مطالعه ژنتیکی رابطه این یوز نر با مادههای فنس را نمیدانیم. فراز ممکن است حتی پدر آذر و توران باشد. زمان زیادی برای این مطالعه وجود داشته است. آیا هدف پروژه کمک به پایداری جمعیت یوز است یا فقط تولید توله و تولید خبر؟ پاسخ همین یک سؤال میتواند نشان دهد در حال طی کردن چه مسیری هستیم.
مدیران سازمان هم میدانند ممکن است ذخیره ژنتیکی ما بهحدی ناکافی باشد و شاید بهتر است برای مادههای در اسارت یوزپلنگ آفریقایی نر وارد کنیم. اما بهنظر میرسد از مطالعه ژنتیکی گسترده، یا طفره میروند یا به اهمیت آن آگاه نیستند. بنابراین، صرف گرفتن توله در اسارت تنها هدفی است که دنبال میکنند، ولو به قیمت کاهش زادآوری در طبیعت و یا ازدسترفتن زمان برای نجات یوزپلنگ باشد.
راهحل؟ تسریع مطالعات ژنتیکی دقیق و کامل یوزها و شناسایی خویشاوندی و محاسبه وضعیت درونآمیزی.
۲. فصل تولیدمثل همین الان است و با جفتگیری، سریع رها میکنیم.
این حرف از نشناختن اکولوژی یوزپلنگ ناشی میشود. جفتگیری یوزپلنگها یک «روند» اجتماعی-رفتاری است. یوزپلنگها در کل سال فعالاند، از قلمرو دفاع میکنند، مادهها را بررسی میکنند تا در زمان مناسب یوز ماده را بیابند و جفتگیری کنند. مادهها هم یک پروسه چندماهه را از جدا شدن تولهها تا جفتگیری طی میکنند تا نر مناسب را بیابند. ما با مشغول کردن نر در اطراف فنس و هدایتش به داخل فنس نهتنها ریسک آسیبهای جدی برای نر را به جان میخریم، بلکه کل رویه زیستی یوزها در طبیعت را به هم میریزیم!
راهحل؟ نرها باید در فصل جفتگیری (آذر تا اواخر بهمن) از اطراف فنس رانده شوند تا مشغول زیستگاه باشند. بهانه اینکه در این بازه باید در فنس جفتگیری کند، همانطورکه گفتم، ناشی از عدم شناخت یوزپلنگ است.
- یوزپلنگها در کشورهایی مثل کنیا که تغییر فصلها به شدت تغییر فصول در ایران نیست، در تمام ماههای سال جفتگیری میکنند.
- در تکثیر در اسارت، بهدلیل کنترلشدن شدید شرایط، تغییر فصلی معنا ندارد، این ما هستیم که شرایط طبیعی را باید شبیهسازی کنیم. براساس دستورالعملهای EAZA بهعنوان یک نهاد شناختهشده در میان باغوحشها، یوزپلنگ یک گونه aseasonal یا غیرفصلی شناخته میشود.
- در ایران و در طبیعت، هم در توران و هم در میاندشت تجربه جفتگیری در تابستان وجود داشته است. در طبیعت نمیتوان یوزها را مجبور کرد که خارج از فصل جفتگیری کنند؛ ولی در اسارات میتوان چنین کرد. بنابراین، باید اجازه دهیم طبیعت کار خود را بکند و پس از مطمئن شدن از رابطه خویشاوندی و ژنتیک یوزها، اگر جفتگیری با یوز نری چون فراز به صلاح بود، این کار را در خارج از بازه معمول جفتگیری در طبیعت انجام دهیم. «آذر» و «توران» بهعنوان مادههای بالقوهای که برای این جفتگیری مد نظر مدیران هستند، خودشان زاده آذرماه هستند، بنابراین جفتگیری اواخر شهریور رخ داده است.
۳. کاری کردن بهتر از دست روی دست گذاشتن است:
پاسخ کوتاه این است: گاهی بدون دانش کافی، کاری نکنیم بهتر است.
بله ما باید سریعاً فکری به حال یوز کنیم، اما کلی کار روی زمین مانده که اهمیت زیادی هم دارد، اما انجام نمیشود. مطالعه ژنتیکی یوز مدت زیادی است که روی میز است، اما توجه کافی دریافت نمیکند؛ شاید به این دلیل که برد خبری قابلتوجهی ندارد. بهطور مثال، میان نصب فنس الکتریکی در سایت تکثیر با بودجه اعلامی سه میلیارد تومان و مطالعه ژنتیکی که پیشنیاز طراحی نقشه راه نجات یوز است و بودجه احتمالاً حدود یک میلیارد تومان نیاز دارد، سازمان اولی را اولویت میدهد. سؤال اینجاست که چرا یوز به این شرایط رسیده؟ چرا یوزها نر و ماده در سایت بعد از اینهمه سال هنوز هیچ زادآوری موفقی نداشتهاند؟ آیا چون فنس الکتریکی نداشتند؟ یا مشکل نبود دامپزشک مسئولیتپذیر و کلینیک مجهز، مطالعه ژنتیکی، عدم شفافیت، Keeperهای آموزشدیده و… بوده است؟
نهایتاً معتقدم بدترین کاری که امروز میتوانیم برای یوزپلنگ انجام دهیم، ورود نر جدید از طبیعت به سایت تکثیر هرچند برای ۲۴ ساعت است. امری که چندین سال است در خفا مدیران سازمان محیطزیست دنبال کردهاند.
برچسب ها:
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
فناوریهای نوین و همکاریهای منطقهای در نقشه راه تالابهای ایران
«پارک ملی صیدوا» بهشت پلنگ ایرانی و مرال در سمنان
رئیس اداره حفاظت تالابهای محیطزیست گلستان:
تالاب آلاگل همچنان در تنش آبی است
هشدار رئیس سازمان هواشناسی:
تنش آبی در تهران و مشهد محسوس است
تخریب گسترده اراضی توسط برخی معادن/چالش پسماندهای صنعتی در ساوه و زرندیه استان مرکزی
چگونه حال دریاچه ارومیه «خوب» خواهد ماند؟
جانی دوباره بر پیکره تالاب قوریگل
پسماندهایی که هنـــــوز میجنگند
کارشناسان نسبت به پیامد تخریبی و آلودگی پایدار پسماندهای جنگی در منابع آبوخاک هشدار دادند
شبیخون نخالههای جنگی
گفتوگوی اختصاصی «پیام ما» با سفیر ژاپن در تهران
ژاپن چگونه به تالابهای ایران کمک میکند؟
وب گردی
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک
- حضور فعال شرکت کرچنر سولار گروپ ایرانیان در نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر
- جدیدترین تغییرات قیمت ارزهای دیجیتال و تحلیل رفتار بازار جهانی
- موارد استفاده و کاربردهای فلز پلاتین بیشتر
بیشترین نظر کاربران
حضور پلنگ ایرانی در ارتفاعات رودبار تأیید شد؛+ فیلم
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید