فروپاشی، در یک قدمی شیراز و مهارلو





فروپاشی، در یک قدمی شیراز و مهارلو

۲۱ آذر ۱۴۰۴، ۱۶:۰۷

تالاب مهارلو در شرق شهر شیراز و در انتهای حوضه آبریز و در غرب شهرستان سروستان واقع شده است. این حوضه شامل سه رودخانه مهم است که هر سه به مهارلو منتهی می‌شوند و بخش اعظم آورد آنها سیلابی است.

رودخانه اول، رودخانه خشک شیراز است که دقیقاً از وسط شیراز عبور می‌کند و مسیر آن از غرب به شرق است. رودخانه دوم، رودخانه چنار راهدار است که از جنوب‌شرق به جنوب‌غرب و سپس غرب می‌رود و از سمت شیراز وارد مهارلو می‌شود. این رودخانه نسبتاً دائمی است؛ در گذشته پرآب‌تر بود، اکنون کم‌آب‌تر است، اما هنوز آورد دائمی و سیلابی دارد. رودخانه سوم، رودخانه نظرآباد است که از شرق مهارلو و از منطقه سروستان و جنگل فسا وارد تالاب می‌شود و بیشتر آورد آن سیلابی است. به‌جز این، بارش مستقیم روی سطح تالاب و چشمه‌های اطراف نیز آب مهارلو را تأمین می‌کرده‌اند. حدود ۱۰ چشمه در اطراف تالاب وجود داشت که هرکدام دبی متفاوتی داشتند، اما اکنون متأسفانه شاید تنها یکی‌دو مورد از آنها باقی مانده باشد و بقیه خشک شده‌اند.

در حال حاضر، آورد این رودخانه‌ها نیز بسیار کاهش یافته است. رودخانه خشک، رودخانه‌ای سیلابی است که بخش اعظم سیلاب‌های آن از غرب و شمال‌غرب شیراز می‌آید؛ جایی که سد تنگ سرخ قرار است احداث شود. درصورت ساخت این سد، بخشی از آورد رودخانه خشک که به مهارلو می‌رسید، پشت سد خواهد ماند. در مورد رودخانه چنار راهدار نیز در مسیر، انحرافات متعدد و برداشت‌های غیرمجاز با پمپاژ و تانکر انجام می‌شود. مهم‌تر اینکه این رودخانه دائمی عملاً به کانال انتقال فاضلاب تبدیل شده است؛ فاضلاب بخش جنوبی شیراز، شهرک صنعتی شیراز و منطقه ویژه اقتصادی وارد این رودخانه می‌شود.

این رودخانه دقیقاً از «پل فسا» رد می‌شود و همیشه بوی نامطبوعی از آن به مشام می‌رسد. حتی مسافران هواپیماهایی که برای فرود در فرودگاه شیراز از این محدوده عبور می‌کنند، در زمان فرود این بوی تعفن را در کابین حس می‌کنند. به‌این‌ترتیب، بخش زیادی از آبی که اکنون در مهارلو دیده می‌شود، عملاً فاضلاب است؛ چون منبع دیگری باقی نمانده و تنها آورد دائمی آن همین چنار راهدار است که اکنون به رودخانه فاضلاب تبدیل شده.

از سوی دیگر، باید توجه کرد به تمام منابع آبی مهارلو، حدود ۹۰ میلیون مترمکعب آب شرب شیراز نیز اضافه می‌شود. بخش اعظم آب شرب شیراز از سد درودزن تأمین می‌شود؛ سدی که در حوضه آبریز مهارلو نیست، بلکه در حوضه آبریز طشک و بختگان قرار دارد. این آب از آن حوضه خارج و به شیراز منتقل می‌شود، پس از مصرف، تبدیل به فاضلاب و بخش مهمی از آن وارد مهارلو می‌شود یا به سفره زیرزمینی شیراز نفوذ می‌کند. بنابراین، ما با یک آورد خارج از حوضه نیز مواجه‌ایم.

رودخانه خشک شیراز در برخی نقاط توسط شهرداری بند زده شده است تا آب باغات قصرالدشت را تأمین کند. این رودخانه اکنون جز آورد سیلابی چیز دیگری ندارد و در بسیاری نقاط نیز فاضلاب وارد آن می‌شود. رودخانه نظرآباد نیز در مسیرهای منتهی به آن، توسط کشاورزان یا تحت عنوان طرح‌های آبخیزداری، با آب‌بندها مسدود شده و آورد آن به‌شدت کاهش یافته است.

مهارلو همیشه تالابی پرآب بود، زیرا حوضه آبریز عظیمی دارد و خود تالاب نیز وسعتی حدود ۲۴ هزار هکتار دارد. بارش مستقیم روی سطح تالاب همیشه قابل‌توجه بوده، اما در سال‌های اخیر تالاب فصلی شده است؛ در زمستان و اوایل بهار گاهی تا ۸۰۹۰ درصد پر می‌شود، اما کم‌کم عقب‌نشینی می‌کند و تنها کاسه مرکزی باقی می‌ماند.

به‌این‌ترتیب، مهارلو با دو چالش مواجه است. اولین آنها خشک شدن تالاب است که  می‌تواند آن را به منشأ ریزگرد تبدیل کند و دوم آلودگی. این آلودگی هم خود تالاب را تهدید می‌کند، هم زیستمندان آن (پرندگان و سایر جانوران) را و هم انسان‌های اطراف را. آلودگی مهارلو یکی از سالم‌ترین کلانشهرهای ایران، یعنی شیراز، و همچنین چند شهرستان اطراف آن را هم از نظر تغییرات میکروکلیمایی، درصورت نابودی تالاب، و هم از نظر ریزگردها و آلودگی‌ها، تهدید می‌کند.

گرچه در این سال‌ها با وجود همه مشکلات، مهارلو توانسته حدود ۱۰ هزار فلامینگو و تعداد زیادی پرنده دیگر را در خود حفظ کند. اما همین مهارلو می‌تواند درصورت ادامه وضعیت کنونی، به قتلگاه نه‌تنها پرندگان بلکه انسان‌ها نیز تبدیل شود.

مهارلو در فاصله کمتر از ۱۰۰ کیلومتری تالاب‌های بزرگ طشک و بختگان قرار دارد؛ تالاب‌هایی که همواره کریدور اصلی پرندگان مهاجر بوده‌اند. اکنون که طشک و بختگان عملاً خشک شده و دیگر زیستگاه امنی برای مهاجران نیستند، مهارلو جایگزین آنها شده است. هرچند مهارلو رامسرسایت نیست، اما طی یک دهه اخیر، به‌ویژه هفت‌هشت سال گذشته، جمعیت پرندگان مهاجر آن به‌شدت افزایش یافته است. اکنون که هنوز پرندگان مهاجر به فارس نرسیده‌اند، حدود ۱۰ هزار فلامینگو در مهارلو حضور دارند؛ یعنی بخشی از آنها خانه‌زاد شده‌اند، زادآوری می‌کنند و چون غذای کافی دارند، در تالاب مانده‌اند. آرتمیا، که در مهارلو وجود دارد، غذای مطلوبی برای فلامینگوست.


شکوفایی جلبکی، دلیل رنگ صورتی مهارلو

بسیاری مهارلو را «تالاب صورتی» یا «دریاچه صورتی» می‌شناسند، اما صورتی بودن اتفاق خوبی نیست. این پدیده بلوم پلانگتونی یا شکوفایی جلبکی است. در اکوسیستم‌های آبی شیرین، این وضعیت نشانه یوتروفیکاسیون و پرغذایی و افزایش آلودگی است که چرخه هوازی را مختل و تالاب را تخریب می‌کند. در تالاب‌های شور، بلوم جلبکی رنگ آب را تغییر می‌دهد و آن را صورتی می‌کند. براساس آخرین مطالعات دانشگاه تهران، مهارلو اکنون یکی از آلوده‌ترین تالاب‌های کشور است و آلودگی آن سلامت مردم و گردشگران را به‌طور جدی تهدید می‌کند.

منابع آلودگی مهارلو گسترده‌اند: در جبهه شمالی و جنوبی و نیز بخش غربی متصل به شیراز، اراضی وسیع کشاورزی وجود دارد که بخشی از آنها با زهاب و فاضلاب شیراز آبیاری می‌شوند و فاضلاب کشاورزی به‌راحتی وارد تالاب می‌شود. رودخانه چنار راهدار نیز فاضلاب شهرک صنعتی و منطقه ویژه اقتصادی شیراز را حمل می‌کند. تصفیه‌خانه شماره۲ شیراز هنوز راه‌اندازی نشده و فاضلاب این بخش مستقیماً وارد چنار راهدار و سپس مهارلو می‌شود. رودخانه خشک نیز به‌صورت مقطعی فاضلاب سطح شهر و روستاهای اطراف را وارد تالاب می‌کند.

در حال حاضر، هرچند در فصل خشک سال حتی پیش از بارندگی هنوز مقداری آب در مهارلو وجود دارد، اما این آب به‌شدت آلوده و عملاً فاضلاب است. البته همین فاضلاب است که تا امروز مانع نابودی کامل تالاب شده، زیرا اگر این آب هم نبود، مهارلو به کانون بزرگ ریزگرد تبدیل می‌شد. پرندگان نیز تنها به‌دلیل همین مقدار آب توانسته‌اند حیات خود را ادامه دهند و جوجه‌آوری کنند؛ پرندگانی که باید در بختگان، پریشان، ارژن، طشک یا کافتر حضور می‌داشتند و اکنون ناچارند در مهارلو بمانند.


مهارلو برای شیرازی‌ها مسئله نشده

متأسفانه مهارلو در شیراز به دغدغه تبدیل نشده. تولید، صنعت، شهرک صنعتی و اشتغال اولویت‌اند که البته اهمیتشان غیرقابل‌انکار است، اما مهارلو مسئله نیست؛ نه در حد کشاورزی، نه در حد سایر مشکلات شهری. مهارلو آنقدر در شیراز گمنام است که بخشی از مردم شهر هنوز آن را با نام «دریاچه نمک» می‌شناسند.

این وضعیت باعث شده است محیط‌زیست در برخورد با تخلفات دست‌بسته باشد. کارخانه‌ای که آلاینده وارد مهارلو می‌کند، ممکن است با حمایت شورای تأمین، فرمانداری یا استانداری، تعطیل نشود؛ چون «معیشت مردم» مطرح است. همین بی‌توجهی، ساخت سد تنگ سرخ بر گلوی حیاتی رودخانه خشک را ممکن کرده؛ سدی که اندک آب باقیمانده برای تالاب را هم قطع می‌کند تا تفرجگاهی مصنوعی به‌بهای نابودی یک تفرجگاه طبیعی بزرگ با کارکردهای اکوسیستمی ارزشمند ساخته شود.

رابطه مهارلو و شیراز مانند دو سر یک الاکلنگ است؛ اگر مهارلو نباشد، حال شیراز خوب نیست. نابودی مهارلو یعنی زمین خوردن شیراز. هوای این شهر، شهری که نامش در شعر حافظ «گل و بلبل» است، ریشه در همین تالاب دارد؛ تالابی با وسعت ۲۴ هزار هکتار که سال‌ها «کولر طبیعی» شهر بوده و اکنون در حال فروپاشی است.

با همه این اوصاف، مهارلو هنوز حالش از بسیاری تالاب‌های فارس بهتر است: از پریشان، از ارژن، از کافتر. امید چندانی به بازگشت آن تالاب‌ها نیست، اما هنوز امید است که بتوان مهارلو را در وضعیت فعلی تثبیت کرد و بهبود بخشید و آن را با وجود شرایط اقلیمی و تخریب‌های انسانی تاب‌آور کرد. این امید از سوی محیط‌زیستی‌ها و دانشگاهی‌ها وجود دارد، اما تنها به این شرط که مهارلو به دغدغه شیراز و حتی استان فارس تبدیل شود.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

زمـانی بـرای نـزیستـن

زمـانی بـرای نـزیستـن