مسئولیت اجتماعی در بحران آب و فرونشست





مسئولیت اجتماعی در بحران آب و فرونشست

۱۶ آذر ۱۴۰۴، ۱۶:۰۳

جدیدترین گزارش‌ها و پژوهش‌های علمی نشان می‌دهد در دهه گذشته حدود ۳۲ هزار کیلومترمربع یعنی حدود دو درصد از مساحت ایران (بالغ‌بر مساحت کل کشور بلژیک) تحت‌تأثیر فرونشست جدی بیشتر از یک سانتی‌متر در سال قرار گرفته‌اند. در بسیاری از این مناطق نرخ‌های بیشتر در حدود ۲۰ تا ۳۰ سانتی‌متر در سال نیز مشاهده شده است و زیرساخت‌ها و شهرها را در معرض تهدید قرار داده‌اند. دلیل اصلی این پدیده، برداشت بی‌رویه از آب‌های زیرزمینی است و گزارش‌های علمی نشان می‌دهند بخش اعظم این تغییرشکل زمین، حتی درصورت افزایش بارندگی، قابل‌بازگشت نیست.

این وضعیت هشداردهنده نه‌فقط نشانگر بحران فرونشست بلکه نمادی از بحران بزرگ‌تر مدیریت منابع آب در ایران است و نشان می‌دهد بدون اقدام فوری و مسئولیت‌پذیری مشترک میان دولت، مردم و نهادهای مدنی، زمین و منابع آن در معرض تهدید جدی قرار دارند. تهدیدی که هم دولت‌ها و سیاستگذاری‌ها و هم مردم در آن نقش داشته‌اند.


نقش دولت و سیاستگذاری در ایجاد بحران

بی‌تردید، نقش دولت و سیاستگذاری ناپایدار در شکل‌گیری و تشدید این بحران، انکارناپذیر است. طی یک قرن گذشته، سیاست‌های توسعه‌ای بدون توجه به ظرفیت اقلیمی کشور، مسیر را برای وضعیت امروز هموار کرده‌اند. گسترش بی‌محابای زمین‌های کشاورزی در مناطق خشک، کشت محصولات پرمصرف آبی و صدور مجوزهای متعدد برای حفر چاه‌های جدید، همه تصمیم‌هایی بوده‌اند که در کنار ضعف ساز‌و‌کارهای نظارتی بر مصرف آب درنهایت سفره‌های زیرزمینی را به نابودی کشانده‌اند.

مدیریت منابع آب در ایران دهه‌ها است که گرفتار نگاه کوتاه‌مدت و غیرسیستمی است؛ نگاهی که ارتباط متقابل میان آب، خاک، کشاورزی و توسعه انسانی را به‌درستی درک نکرده است. اما اگرچه سیاست‌های غلط آغازگر بحران بودند، ادامه‌ آن بدون همراهی ما مردم ممکن نبوده‌‌ است.


نقش مردم و رفتارهای ناپایدار در ایجاد بحران

در کنار خطاهای مدیریتی، بخش مهمی از بحران کنونی ریشه در رفتارهای اجتماعی و فرهنگی ما دارد. در بسیاری از دشت‌ها، برداشت از آب‌های زیرزمینی سالانه چند برابر نرخ تغذیه طبیعی است. طبق آمار رسمی وزارت نیرو از حدود یک میلیون چاه فعال برداشت آب در کشور، نیمی غیرمجازند و بسیاری از چاه‌های مجاز نیز بیش از سهم مجاز خود آب استخراج می‌کنند. این وضعیت نشان می‌دهد ما تنها قربانی سیاست‌های غلط نیستیم؛ بلکه خود نیز در تداوم بحران سهیم بوده‌ایم. هر چند در مورد جزئیات این آمار ممکن است سؤالات و ابهاماتی فنی وجود داشته باشد، اما اصل ماجرا روشن است: برداشت‌های غیرمجاز از آب‌های زیرزمینی که توسط مردم و کشاورزان انجام می‌شود، سهم مهمی در بحران فعلی دارد.

بخشی از این رفتارها شاید از سر ناچاری باشد، مثل کشاورزی که به‌دلیل نیاز اقتصادی چاره‌ای جز برداشت بیشتر ندارد. اما بخش دیگر ناشی از ناآگاهی، عادت و حتی زیاده‌خواهی است. ما عادت کرده‌ایم منابع‌طبیعی را بی‌پایان فرض کنیم، گویی طبیعت همیشه توان بازسازی دارد. در بسیاری موارد، حتی تصمیمات مدیریتی غلط نیز تحت‌تأثیر تقاضای مردم و کشاورزان و جهت توسعه کشاورزی و سود بیشتر اتخاذ می‌شود. وقتی هر فرد تصور کند منابع آب زیر پایش «متعلق به خودش» است و نه «سرمایه ملی»، نتیجه همان می‌شود که امروز شاهدش هستیم. بخشی از بحران از پایین شکل گرفته است؛ از ما مردم. 

رسیدن فرونشست زمین به این ابعاد نشان می‌دهد هم دولت در مدیریت کلان دچار ضعف بوده و هم جامعه در رعایت مسئولیت اجتماعی کوتاهی کرده است. این الگو محدود به آب نیست؛ خاک، هوا، جنگل‌ها و سایر جنبه‌های محیط‌زیست نیز همین روند را نشان می‌دهند.


مسئولیت اجتماعی؛ حلقه‌ گمشده مدیریت بحران

فرونشست زمین و بحران آب نشان می‌دهند بدون مشارکت و احساس مسئولیت عمومی، هیچ سیاست دولتی به‌‌تنهایی کارآمد نخواهد بود. فرونشست زمین تنها با بخشنامه یا تدوین مقررات متوقف نمی‌شود؛ نیاز به تغییر نگرش عمومی نسبت به آب و طبیعت دارد. آموزش عمومی، رسانه‌ها، دانشگاه‌ها و نهادهای مدنی باید نقش پررنگی در فرهنگسازی مصرف مسئولانه‌ی آب ایفا کنند. کشاورزان باید از حمایت فنی و مالی برای تغییر الگوی آبیاری و کشت بهره‌مند شوند و در کنار آن بدانند مصرف بی‌رویه‌ آب فشار مضاعف بر منابع کشور ایجاد می‌کند. مسئولیت اجتماعی یعنی پذیرش سهم خود در وضعیت موجود و تلاش برای تغییر آن؛ یعنی هر کشاورز بداند حفر یک چاه غیرمجاز فراتر از مزرعه‌ی خودش، بر آینده کل منطقه تأثیر می‌گذارد و هر شهروند بداند مصرف بی‌رویه‌ آب خانگی، هرچند اندک، در مقیاس ملی معنای بزرگی دارد.

این نکته نیز حائز اهمیت است که اگرچه تلاش‌های فردی اهمیت دارند، اما به‌تنهایی اغلب اثرگذار نیستند. تفاوت واقعی زمانی ایجاد می‌شود که آگاهی و مسئولیت اجتماعی به سطح جمعی ارتقا یابد: کشاورزان به‌صورت گروهی یا شهروندان از طریق انجمن‌ها و نهادهای مدنی می‌توانند روندی پایدار و اثرگذار شکل دهند. این نیروی جمعی آگاه است که می‌تواند چرخه‌های ناپایداری را که هم از بالا (سیاستگذاری ناپایدار) و هم از پایین (رفتارهای ناپایدار فردی) ایجاد شده‌اند، متوقف کند و بازی را در مدیریت منابع‌طبیعی تغییر دهد.

البته تأکید بر نقش مردم به‌معنای نادیده گرفتن وظایف نهادهای رسمی نیست. وزارت نیرو، وزارت جهادکشاورزی و سایر دستگاه‌های مرتبط مسئولیت قانونی و اخلاقی سنگینی در مدیریت منابع آب دارند. بخش مهمی از بحران کنونی، حاصل ضعف در نظارت، اجرای قوانین و کنترل برداشت‌ها است. مسئولیت اجتماعی جایگزین مطالبه‌گری از نهادهای مسئول نیست؛ بلکه آن را تکمیل و تقویت می‌کند.


فراتر از فرونشست

فرونشست زمین تنها یکی از جلوه‌های آشکار بحران‌های زیست‌محیطی ایران است؛ خشک‌شدن تالاب‌ها، فرسایش خاک، آلودگی هوا و ازبین‌رفتن تنوع‌زیستی دیگر چهره‌های آن هستند. در همه این موارد، الگوی مشابهی دیده می‌شود: تصمیم‌های اشتباه از بالا و رفتارهای ناپایدار از پایین. این موضوع محدود به محیط‌زیست نیست. فقدان مسئولیت اجتماعی در بحران‌های دیگر کشور، از ترافیک شهری گرفته تا بحران زباله، بی‌اعتمادی اجتماعی و مشکلات اقتصادی نیز نقش دارد. جامعه‌ای که شهروندانش احساس نکنند بخشی از راه‌حل‌اند، در برابر هر بحران جدید آسیب‌پذیرتر خواهد بود. مسئولیت اجتماعی یعنی باور به تأثیر عمل فردی در نتیجه جمعی.


برای نجات زمین، باید از خود شروع کنیم

نجات زمین و منابع آن از درون جامعه آغاز می‌شود؛ از درک مشترک میان دولت، مردم و نهادهای مدنی. دولت باید شفافیت، وضع مقررات و توسعه نظارت بر مصرف مدیریت منابع را تقویت کند؛ مردم باید در رفتار خود بازنگری کنند و رسانه‌ها و نهادهای آموزشی باید نقش پل ارتباطی میان این دو را ایفا کنند. در شرایطی که دولت‌ها با انبوهی از بحران‌ها و مسائل سیاسی، اجتماعی و اقتصادی روبه‌رو هستند و فشارهای اقتصادی توان تصمیم‌گیری‌های کارآمد از بالا را محدود کرده، پذیرش سهم فردی-گروهی-صنفی در بحران‌های محیط‌زیستی از جمله فرونشست و بحران آب اهمیت مضاعفی پیدا می‌کند. 

اگر هر یک از ما مسئولیت خود را بپذیریم  و به‌صورت جمعی برای حل بحران قدمی برداریم، هنوز می‌توان امید داشت زمین زیر پایمان استوار باقی بماند. اما اگر همچنان منتظر بمانیم تا تنها مسئولان کاری کنند و سازمان‌ها نقش مدیریتی و نظارتی خود را تمام و کمال ایفا کنند، ممکن است این روند چنان طولانی شود که روزی چشم باز کنیم و ببینیم کار از کار گذشته است.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نفس

تاایران رو کاملا نابود نکنن بی خیال نمیشن

پاسخ دادن به نفس لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

زندگی در تعلیق

زندگی در تعلیق