انتخاب سرنوشت‌ساز برای مازندران

ویلاسازی گسترده یا توسعه عمودی هوشمند؟





ویلاسازی گسترده یا توسعه عمودی هوشمند؟

۱۲ آذر ۱۴۰۴، ۱۶:۲۹

بحث بلندمرتبه‌سازی در مازندران به یکی از موضوعات حساس و چالش‌برانگیز تبدیل شده است؛ موضوعی که میان ضرورت تأمین مسکن و دغدغه‌های مهم محیط‌زیستی قرار گرفته است. از یک‌سو رشد تقاضای غیرقابل‌انکار برای سکونت یا ساخت خانه دوم در این استان‌ ادامه دارد و از سوی دیگر، حفظ زمین، منابع‌طبیعی و کیفیت محیط‌زیست منطقه ضرورتی انکارناپذیر است. 

در چنین شرایطی، اتخاذ رویکردی علمی و متوازن حرف اول را می‌زند؛ رویکردی که ضمن پاسخ به نیاز مسکن، از هرگونه تخریب غیرضروری محیط‌زیست و اکوسیستم جلوگیری کند و توسعه‌ای پایدار و هوشمندانه را رقم بزند.

در این میان، آنچه اغلب در بحث‌ها و مناقشه‌های رسانه‌ای توسط دوستداران طبیعت فراموش می‌شود، فقدان یک انتخاب جایگزین در برابر پدیده مهاجرت به شمال کشور است. از جلگه تا کوهستان، از ییلاق تا قشلاق در استان‌های شمالی، سرزمین‌هایی قرار دارد که با وجود مساحت محدود به‌شدت مورد علاقه برای گردشگری و انواع سکونت اعم از موقت تا دائم است. برای پیشگیری از این میل فزاینده نسخه بازدارنده‌ای وجود ندارد. 

نیاز به مسکن و تولید ساختمان از یک‌سو و توجه به اصول و مبانی حفظ محیط‌زیست از سوی دیگر، حکم می‌کند قانونگذاران، سازندگان و دوستداران محیط‌زیست به هر دو سوی این موضوع توجه کنند و راهی پیش گیرند که هم نیاز به تولید مسکن را برآورده کند و هم به حفظ زمین، منابع‌طبیعی و زیستگاه انسان توجه کافی داشته باشد. مطالعه متخصصین ارزیابی محیط‌زیست نشان می‌دهد روند سریع تبدیل اراضی کشاورزی و جنگلی به کاربری مسکونی از نوع ویلا در طی یک دوره ۱۰ساله در شهرهای ساحلی نیمه غربی مازندران (نور، رویان، ایزدشهر و نوشهر) به ۱۸ برابر رسیده و این زنگ خطری جدی برای شمال کشور است.

دراین‌باره و از دید کارشناسی می‌توان نکات زیر را در نظر داشت:

۱- استان‌های مازندران و گیلان با برخورداری از طبیعت زیبا، منابع آب، هوای پاک و آرامش طبیعی، مورد علاقه مردم نقاط دیگر ایران برای داشتن خانه دوم و یا خانه دائمی است. آمار موجود از مهاجرت مردم سایر نقاط به این دو استان، مؤید این واقعیت است.

۲- یکی از مزایای بلندمرتبه‌سازی آن است که از اختصاص زمین‌های زیاد برای ویلاسازی جلوگیری می‌کند. برای نمونه یک برج ۳۸طبقه مانند ادیما در شهر نور که ۲۰۰ واحد با اندازه‌های مختلف دارد، در زمینی به مساحت ۱۰ هزار مترمربع ساخته شده است. درحالی‌که اگر به‌جای این ساختمان، ۲۰۰ ویلا ساخته می‌شد، بیش از ۴۰۰ هزار مترمربع زمین اشغال می‌شد.

۳- لازمه ساختن ساختمان بلند، استفاده از تکنولوژی‌های پیشرفته و بهره‌گیری از مواد و مصالح نوین است. اگر این شرط حاصل شود، از مواد ساختمانی استفاده بهینه و از اتلاف منابع جلوگیری می‌شود. درحالی‌که این وضعیت برای ساختمان‌های کوچک مقدور نیست. برای نمونه، به گواهی «انجمن بتن ایران» که یک نهاد علمی معتبر است، همین برج بلند ادیما، سازه بتنی برتر کشور شناخته شده و از اتلاف هزاران تن سیمان و فولاد جلوگیری کرده است.

۴- بیشترین انتقال حرارت از ساختمان به بیرون (در زمستان) و برعکس آن (در تابستان)، از طریق بام ساختمان صورت می‌گیرد. در ساختمان‌های بلند در مقایسه با ساختمان‌های کوتاه، به تعداد طبقات آن از سطح بام کاسته می‌شود. با یک محاسبه ساده، انرژی لازم برای گرم کردن در زمستان و سرد کردن در تابستان در یک ساختمان ۳۸طبقه در حدود ۲۵ تا ۳۰ درصد کمتر از ساختمان‌های دوطبقه با همان تعداد واحد است. بدیهی است کاهش در مصرف انرژی کمک به حفظ محیط‌زیست است.

۵- به‌دلیل اینکه مدیریت پروژه در ساختمان‌های بلندمرتبه، در مقایسه با ساختمان‌های کوچک، علمی‌تر و پیشرفته‌تر است، مسیرهای شبکه‌های تأسیساتی در دیوارها و سقف‌ها پیش‌بینی و آماده‌سازی می‌شود. درنتیجه، تخریب دیوارها و سقف‌ها اتفاق نمی‌افتد و از اتلاف مواد ساختمانی و منابع‌طبیعی جلوگیری و از تولید هزاران تن نخاله ساختمانی و دفن آنها در طبیعت پرهیز می‌شود.

۶- در ساختمان‌های کوچک و پراکنده، فاضلاب یا مستقیماً یا از سرریز سپتیک‌ها به آب‌های زیرزمینی و دریا منتقل می‌شود و برای سلامت انسان و محیط‌زیست مشکل بزرگی در حد فاجعه ایجاد می‌کند. در ساختمان‌های بزرگ و بلند مانند ادیما، با توجه‌ به امکانات مالی و مدیریتی، فاضلاب با شیوه‌های علمی و پیشرفته تصفیه می‌شود، آب خروجی آن ذخیره و برای آبیاری و شست‌شو مصرف می‌شود.

۷- در طراحی و اجرای ساختمان‌های بزرگ، معمولاً تلاش می‌شود تمام نیازهای ورزش، تفریحی، سرگرمی و فرهنگی همه ساکنین در سنین مختلف در محل ساختمان فراهم شود. درنتیجه، ساکنین نیاز ندارند مدت‌های طولانی از ساختمان خارج شوند و در شهر ترافیک و آلودگی ایجاد کنند. این موضوع به حفظ محیط‌زیست بسیار کمک می‌کند.

 

شمال ایران سال‌هاست در محاصره منابع آلودگی‌ بی‌کانون قرار دارد. روند فزاینده ویلاسازی‌های نامنظم و پراکنده، بدون ضوابط روشن که اغلب در دل طبیعت رخ می‌دهد، به دستاویزی برای انواع تغییر کاربری و جنگل‌زدایی در شمال کشور درآمده است. سال‌هاست رودخانه‎ها به‌قدری آلوده شده‌اند که امکان تخم‌ریزی طبیعی ماهیان مولد از بستر طبیعی سلب شده است. به‌گفته متخصصین شیلات بیش از ۹۹ درصد ماهی‌سفید، که از محبوب‌ترین ماهیان دریای خزر محسوب می‌شود، محصول رهاسازی بچه‌ماهی‌ها حاصل لقاح مصنوعی از کارگاه‌های تکثیر به درون دریا است. درحقیقت، ما سال‌هاست که قبل از شروع بلندمرتبه‌سازی، با پساب ویلاهای پراکنده رودخانه و طبیعت خود را به ورطه نابودی کشانده‌ایم!

با شرایط کنونی به‌نظر می‌رسد در آینده نزدیک امید چندانی برای مهار روند مهاجرت به شمال کشور، به‌ویژه شهرهای نزدیک به پایتخت وجود ندارد، بلکه با افزایش بحران آب باید منتظر سرعت یافتن آن نیز باشیم. در چنین وضعیتی نمی‌شود ارتفاع برج‌ها را که با اشغال کمترین میزان زمین و کمترین لطمه به پوشش گیاهی از حداقل رد پای محیط‌زیستی برخوردارند، به نظاره بنشینیم، ولی چشم خود را بر تخریب سرسام‌آور اراضی وسیع به‌بهای ویلاسازی ببندیم. 

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

زمـانی بـرای نـزیستـن

زمـانی بـرای نـزیستـن