ایران و فرصت ازدسترفته مد پایدار در کاپ۳۰
۱۰ آذر ۱۴۰۴، ۱۷:۲۶
هرساله پشت صحنههای رسمی اجلاس جهانی تغییراقلیم برگزار میشود، در نشستهای تخصصی و کارگروههای موضوعی گفتوگوهایی جریان دارد که آینده اقتصاد و اقلیم جهانی را شکل میدهد. یکی از این جریانهای مهم، همان مد پایدار است که ما سالها نادیدهاش گرفتیم؛ صنعتی که میتواند بخشی از راهحل بحران اقلیمی باشد. امسال در کاپ۳۰ که در برزیل برگزار شد، این موضوع بیش از همیشه برجسته بود، اما ایران، با ظرفیتهای نساجیاش، از آن غافل ماند. بیایید قدمبهقدم بررسی کنیم و ببینیم چه فرصتی از دست رفت.
از حاشیه به مرکز صحنه
در سالهای اخیر، سازمان ملل از طریق چارچوب کنوانسیون تغییراقلیم (UNFCCC) صنعت مد را جدیتر گرفته است. این توجه، بهشکل منشور صنعت مد برای اقدام اقلیمی (Fashion Industry Charter for Climate Action) درآمده که نخستینبار در اجلاس کاپ ۲۴ سال ۲۰۱۸ در لهستان راهاندازی شد. این منشور، برندهای بزرگ جهان را موظف میکند انتشار گازهای گلخانهای را کاهش دهند و زنجیره تأمینشان را اصلاح کنند. امضاکنندگانش هم جدیاند: از «اچ اند ام» گرفته تا «استلا مککارتنی» و گروه «کرینگ».
این منشور، مد را از یک موضوع فرهنگی بیرون کشید و کنار صنایع انرژی و حملونقل نشاند، چراکه آمارها تکاندهندهاند. صنعت مد بین ۲ تا ۱۰ درصد انتشار جهانی کربن را تولید میکند؛ رقمی بیشتر از مجموع پروازهای بینالمللی و کشتیرانی. همین امسال، در حاشیه کاپ۳۰ بیانیه عمومی تازهای از این منشور منتشر شد که بر شفافیت در زنجیره تأمین و تأمین مالی سبز برای بخش نساجی تأکید داشت.
فرصتهای کلیدی برای نساجی ایران
واقعیت این است که ایران هیچ مشارکتی در چارتر مد سازمان ملل ندارد؛ نه دولت، نه برندهای داخلی، نه حتی دانشگاهها. این درحالیاست که کشورهای همسایه مانند ترکیه با شرکتهای نوآور خود مانند «گوزن» (Gozen) و امارات با تمرکز بر اقتصاد چرخشی، در اجلاسهای قبلی وارد این جریان جهانی شدهاند. این غیبت، فقط یک فرصت ازدسترفته نیست؛ یک عقبماندگی استراتژیک است.
در کاپ۳۰ چند محور کلیدی درباره مد مطرح شد؛ محورهایی که اگر ایران گوش تیز میکرد، میتوانست برای صنعت نساجیاش برگ برنده باشد.
نخست، بحث تأمین مالی پروژههای سبز بود. اجلاس بودجه مستقیم نمیدهد، اما مسیرهایی به صندوقهای اقلیمی مانند صندوق اقلیم سبز (Green Climate Fund) یا تسهیلات جهانی محیطزیست باز میکند. امسال تأکید شد پروژههای کوچک و متوسط صنعتی، مثل کارخانههای نساجی، میتوانند برای کاهش کربن حمایت بگیرند. ایران، با سابقه طولانی در تولید پشم و پنبه، میتوانست حداقل یک طرح کارشناسی آماده کند و از این منابع بهره ببرد؛ تصور کنید کارخانههای قدیمیمان با فناوریهای سبز نوسازی شوند.
دوم، تمرکز روی مواد اولیه پایدار بود. جهان دوباره به الیاف طبیعی روی آورده؛ از کشمیر و مرینو تا پنبه ارگانیک. مقالات اخیر مجله «ووگ» درباره پایداری کشمیر، که در یادداشت قبلی به آن پرداختیم، نمونهای از این موج است: بازگشت به الیاف اصیل، قابل ردیابی و مرتبط با هویت محلی. ایران با سابقه طولانی در کارگاههای پشمریسی و کارخانههای نساجی سراسر کشور میتوانست این روند را به فرصت تبدیل کند؛ مثلاً با معرفی پشم عشایریمان به بازار جهانی، هم اشتغال ایجاد کند و هم صادرات را افزایش دهد.
سوم، موضوع عدالت اقلیمی و توانمندسازی جوامع محلی بود. اینجا دقیقاً جایی است که ایران میتوانست روایت قدرتمندی بسازد. کشورهایی مثل پرو، پاکستان و مغولستان از همین مسیر وارد شدند.
اما چرا ایران غایب است؟ زیرا گفتوگوی اقلیمی ما در سالهای اخیر گرفتار سیاستهای داخلی و نگاههای کوتاهمدت شده. حضور در اجلاسهای جهانی زمانی ارزش دارد که ارزشافزوده و آورده داشته باشد. بخش مد پایدار اتفاقاً یکی از معدود مسیرهایی است که هزینه ورودیاش کم و بازده اقتصادیاش بالاست.
این غیبت، پیامدهای جدی دارد. اگر در جریانهای جهانی اقتصاد مد نباشیم، مجبور به پیروی از مقرراتی میشویم که دیگران نوشتهاند. صنعت نساجی ایران همین حالا زیر فشار استانداردهای محیطزیستی اروپا است؛ مثل استراتژی اتحادیه اروپا برای نساجی پایدار و چرخشی و اگر عقب بمانیم، صادراتمان با موانع بزرگتری روبهرو میشود.
برگردیم به سؤال اول: چرا مد پایدار باید وارد گفتوگوی ایران در کاپ۳۰ میشد؟ چون برای ما مد یک حوزه لوکس نیست؛ یک صنعت استراتژیک است با ریشههای فرهنگی، اشتغال گسترده و دسترسی به سرمایه جهانی. جهان امروز مد را بخشی از راهحل اقلیمی میبیند. ما هم اگر بخواهیم سهمی در آینده این صنعت داشته باشیم، باید این صحنههای فرعی اجلاسها را جدی بگیریم؛ جایی که اقتصاد سبز نوشته میشود.
نساجی ایران هنوز میتواند بازیگر این میدان باشد، به این شرط که گوشش را تیز کند و چشمش را از قابهای تکراری سیاست داخلی بردارد. حالا انتخاب با ماست: بازیگر این میدان باشیم، یا تماشاچی مقرراتی که دیگران برایمان نوشتهاند؟
برچسب ها:
تغییراقلیم، توسعه پایدار، جامعه، سبک زندگی، محیطزیست، مد پایدار
نظر کاربران
دیدگاهتان را بنویسید
مطالب مرتبط
سنبل آبی چگونه به تهدیدی برای تالابهای گیلان و مازندران تبدیل شد؟
تالاب زیر فـــــرش سبز مرگ
هشدار نسبت به بحران آتشسوزی در زاگرس
بارندگیهای پربازده کرمانشاه، تهدیدی خاموش برای تابستان شد
مقابله با قاچاق حیاتوحش
هشدار جدی به شرکتهای حملونقل؛ قاچاق حیاتوحش جرم است و مجازات سنگین دارد
پیشرفت ۹۰ درصدی پروژه احیای تالاب بامدژ خوزستان
دریاچه گهر در مسیر ثبت جهانی؛ تهدید گردشگری بیضابطه بر نگین فیروزهای زاگرس
اصلاح ساختاری حمایت از محیطبانان؛ از وعده تا برنامه عملیاتی
گزارشی درباره «کنوکارپوس»؛ درخت محبوب مدیران شهری و کابوس تأسیسات و زیرساختهای جنوب
ریشهها شهر را میبلعند
دفتر کسانی که به اسم موقوفه، عرصههای جنگلی هیرکانی را میفروختند، پلمب شد
جنگلفروشــــــــی با نام موقوفه
پزشکیان: فاصله میان ظرفیتهای طبیعی کشور و نحوه بهرهبرداری از آنها باید اصلاح شود
محیط زیست
حمایت از محیطبانان | اصلاحات ساختاری در سازمان حفاظت محیطزیست
وب گردی
- آشنایی با خدمات متنوع اسنپفود در رشت
- بهترین مدل شومیز برای افراد چاق؛ 10 مدل ترند 1405
- جنس سیم چه تأثیری در کیفیت برق رسانی دارد؟
- مسابقه ملی ایدهپردازی «ایدانو» به آنتن شبکه دو رسید
- «سهم ما از قدردانی»؛ حمایت ویژه هتلهای دُنسه از قهرمانان امداد
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی بیشتر
بیشترین نظر کاربران
بهرهکشی پنهان از پیکــــر هیرکانی
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




رحیمی
مقاله ای بسیار عالی با پرداخت به یک فرصت مهم از دست رفته در کوپ 30، همانند بسیاری از فرصت های ازدست رفته در این چند دهه به دلیل ناتوانی ها، بی انگیزگی های مدیریتی. کاش حداقل درایت نویسنده مقاله را مدیران صنعت و سازمان حفاظت محیط زیست داشتند. امیدوارباشیم شاید این مقاله موجب تحرکی در کوپ 31 در این خصوص گردد.