کارشناسان مدیریت منابع آب، ضعف حکمرانی را مسئله اصلی بحران آب ایران میدانند
بحران آب، پشت سدِ حکمرانـــــی
افزایش راندمان آبیاری بدون پایش برداشت و مدیریت منابع در مقیاس حوضه آبریز الزاماً به صرفهجویی واقعی منجر نمیشود
۱۷ مرداد ۱۴۰۵، ۲۱:۱۴
سالهاست که روایت غالب درباره بحران آب در ایران، روایتی مهندسی است؛ روایت سدها، کانالها، سامانههای نوین آبیاری و فناوریهایی که قرار است مصرف آب را کاهش دهند. هر بار که از بحران آب سخن گفته میشود، نخستین راهکارهایی که به ذهن میرسد، توسعه آبیاری تحت فشار، افزایش بهرهوری انتقال آب یا استفاده از تجهیزات جدید است؛ گویی بحران صرفاً مسئلهای فنی است که با ابزارهای فنی قابلحل خواهد بود. اما امروز، در میان پژوهشگران مدیریت منابع آب، روایت دیگری در حال پررنگشدن است؛ روایتی که میگوید مسئله اصلی نه کمبود فناوری، بلکه ضعف حکمرانی آب است. از این منظر، فناوری تنها زمانی میتواند به نجات منابع آب کمک کند که در دل یک نظام تصمیمگیری شفاف، دادهمحور و پاسخگو قرار گیرد. در غیر این صورت، حتی پیشرفتهترین تجهیزات نیز ممکن است تنها شکل مصرف آب را تغییر دهند، نه سرنوشت آن را.
«میلاد نوری»، عضو هیئتعلمی «سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی»، بحران آب را دقیقاً از همین زاویه تحلیل میکند. به اعتقاد او، سالهاست که سیاستهای مدیریت آب بیشتر بر افزایش بهرهوری در سطح مزرعه متمرکز بودهاند؛ درحالیکه آنچه تعیین میکند منابع آب یک کشور حفظ میشود یا نه، نحوه حکمرانی بر کل حوضههای آبریز است.
از نگاه او، تفاوت مهمی میان «مدیریت مزرعه» و «مدیریت منابع آب» وجود دارد؛ تفاوتی که در بسیاری از سیاستها نادیده گرفته شده است. ممکن است یک کشاورز با استفاده از فناوریهای جدید، آب کمتری در مزرعه برداشت کند و محصول بیشتری تولید کند، اما اگر همان آب آزادشده دوباره در جای دیگری مصرف شود یا برداشت از منابع زیرزمینی همچنان بدون کنترل ادامه پیدا کند، در مقیاس ملی هیچ صرفهجویی واقعی رخ نداده است.
این همان نقطهای است که بسیاری از کارشناسان از آن با عنوان تفاوت میان «بهرهوری آب» و «حکمرانی آب» یاد میکنند.
در سالهای گذشته، میلیاردها تومان برای توسعه سامانههای نوین آبیاری هزینه شده است؛ سیاستی که کمتر کسی درباره آثار مثبت آن بر افزایش راندمان مزرعه تردید دارد. اما پرسش اساسی این است که آیا این سرمایهگذاریها توانستهاند فشار بر منابع آب کشور را نیز کاهش دهند؟
«حجتالله علیمحمدی»، رئیس «سازمان نظام مهندسی کشاورزی»، معتقد است پاسخ این پرسش به نحوه مدیریت پس از اجرای فناوری بستگی دارد. به گفته او، سامانههای نوین آبیاری یک گام مهم در افزایش کارایی مصرف آب بودهاند، اما بهتنهایی تضمینکننده کاهش برداشت از منابع آب نیستند. او تأکید میکند که اثربخشی این سامانهها زمانی محقق میشود که همزمان اصلاح الگوی کشت، مدیریت هوشمند آب، پایش دقیق برداشت و حضور کارشناسان فنی نیز در کنار آنها قرار گیرد.
به بیان دیگر، فناوری بهخودیخود بحران را حل نمیکند؛ فناوری تنها یک ابزار است و نتیجه نهایی را کیفیت حکمرانی تعیین میکند.
همین نگاه را «امیر هدایتی»، مدیرکل دفتر آب کشاورزی «وزارت جهاد کشاورزی»، نیز از زاویهای متفاوت مطرح میکند. او با اشاره به سرمایهگذاریهای انجامشده در کشور، معتقد است تصویر رایجی که از هزینههای بخش کشاورزی ارائه میشود، تصویر کاملی نیست. به گفته او، طی دهههای گذشته بیش از ۹۶ درصد سرمایهگذاریهای حوزه آب کشور در بخش تأمین آب ــ بهویژه سدسازی ــ انجام شده و تنها حدود سه تا چهار درصد منابع به مدیریت مصرف اختصاص یافته است.
هدایتی معتقد است توسعه سامانههای نوین آبیاری، برخلاف تصور عمومی، سهم کوچکی از کل سرمایهگذاریهای حوزه آب را تشکیل میدهد؛ بااینحال، همین سرمایهگذاری محدود توانسته است در شرایط تشدید خشکسالی، بخشی از کاهش منابع آب را با افزایش بهرهوری جبران کند.
او به آمارهای «وزارت نیرو» نیز استناد میکند و میگوید میزان مصرف آب کشاورزی از حدود ۸۷ میلیارد مترمکعب در دوره دوم آماربرداری به حدود ۸۰ میلیارد مترمکعب در دوره بعد کاهش یافته است؛ موضوعی که از نگاه «وزارت جهاد کشاورزی»، بخشی از آن حاصل توسعه سامانههای نوین آبیاری و افزایش بهرهوری مصرف آب است.
اما حتی هدایتی نیز تأکید میکند که فناوری تنها نیمی از ماجراست. نیم دیگر، حکمرانی است؛ همان بخشی که به گفته او هنوز با چالشهای جدی روبهروست؛ از نصبنشدن گسترده کنتورهای هوشمند بر چاههای کشاورزی گرفته تا ضعف نظامهای پایش و کنترل برداشت آب.
شاید بتوان گفت نقطه اشتراک دیدگاههای مختلف دقیقاً همینجاست؛ اینکه بحران آب ایران بیش از آنکه بحران کمبود ابزار باشد، بحران نحوه استفاده از ابزارهاست؛ بحرانی که پاسخ آن نهفقط در مزرعه، بلکه در شیوه تصمیمگیری درباره کل منابع آب کشور جستوجو میشود.
از راندمان مزرعه تا حکمرانی حوضه آبریز؛ چرا صرفهجویی همیشه صرفهجویی نیست؟
شاید یکی از مهمترین سوءتفاهمها در ادبیات مدیریت آب ایران، یکسان فرضکردن «کاهش برداشت آب» با «کاهش مصرف واقعی آب» باشد؛ دو مفهومی که در ظاهر مشابهاند، اما در عمل میتوانند نتایجی کاملاً متفاوت برای منابع آبی کشور رقم بزنند.
«میلاد نوری» معتقد است تا زمانی که نگاه سیاستگذاری در مرز مزرعه متوقف بماند، امکان قضاوت درباره موفقیت یا شکست برنامههای مدیریت آب وجود ندارد. به گفته او، افزایش بهرهوری آب در سطح مزرعه الزاماً به معنای بهبود وضعیت منابع آب در مقیاس حوضه آبریز نیست. ممکن است کشاورز با استفاده از سامانههای نوین آبیاری، آب کمتری برداشت کند و محصول بیشتری به دست آورد؛ اما اگر آب صرفهجوییشده دوباره در همان حوضه برای توسعه سطح زیرکشت، کشت محصول جدید یا برداشتهای دیگر مصرف شود، منابع آب عملاً چیزی به دست نیاوردهاند.
به تعبیر او، آنچه اهمیت دارد «مصرف واقعی آب» است؛ یعنی میزان آبی که از چرخه طبیعی خارج میشود و عمدتاً از طریق تبخیر و تعرق به جو بازمیگردد. اگر این مقدار کاهش پیدا نکند، حتی کاهش برداشت نیز الزاماً به معنای نجات منابع آب نیست.
همین نگاه، مبنای مفهوم «صرفهجویی ظاهری» است؛ اصطلاحی که در سالهای اخیر بیش از گذشته در ادبیات علمی مدیریت آب به کار میرود. صرفهجویی ظاهری زمانی رخ میدهد که برداشت آب کاهش یافته، اما مصرف نهایی تغییر نکرده باشد. در چنین شرایطی، ممکن است شاخصهای بهرهوری مزرعه بهبود پیدا کنند، اما تالاب پاییندست همچنان خشک بماند، آبخوان همچنان افت کند و رودخانه همچنان حقابه خود را دریافت نکند.
به گفته نوری، همین تفاوت است که نشان میدهد بحران آب را نمیتوان صرفاً با شاخصهای مزرعهای سنجید. واحد تحلیل باید از مزرعه فراتر برود و به مقیاس دشت و حوضه آبریز برسد؛ جایی که همه مصرفکنندگان آب ــ کشاورزی، شرب، صنعت و محیطزیست ــ در کنار یکدیگر دیده شوند.
این دقیقاً همان نقطهای است که مفهوم «حسابداری آب» وارد ادبیات حکمرانی میشود. «علی مختاران»، عضو هیئتعلمی «مؤسسه تحقیقات فنی و مهندسی کشاورزی»، حسابداری آب را ابزاری برای دیدن همان تصویری میداند که تاکنون در سیاستگذاری کمتر دیده شده است. به گفته او، همانگونه که در یک نظام مالی، تمام ورودیها، هزینهها و ماندهحساب مشخص میشود، در حسابداری آب نیز باید معلوم باشد چه میزان آب وارد یک حوضه میشود، هر بخش چه میزان از آن را مصرف میکند، چه مقدار به چرخه بازمیگردد و چه سهمی باید برای پایداری منابع طبیعی باقی بماند.
از نگاه مختاران، ارزش حسابداری آب صرفاً در تولید آمار نیست، بلکه در تغییر زاویه نگاه سیاستگذار است. این نظام با استفاده از دادههای میدانی، تصاویر ماهوارهای، مدلهای هیدرولوژیک، سنجش از دور و تحلیلهای هوشمند، اطلاعات سطح مزرعه را به مقیاس حوضه آبریز پیوند میدهد؛ یعنی همان حلقه مفقودهای که تاکنون بسیاری از تصمیمهای مدیریتی فاقد آن بودهاند.
او تأکید میکند که بدون چنین تصویری، تصمیمگیریها ناگزیر بر پایه تجربه، برداشتهای بخشی یا دادههای ناقص انجام میشود. اما زمانی که اطلاعات منابع و مصارف آب بهصورت یکپارچه در اختیار مدیران قرار گیرد، میتوان مشخص کرد هر منطقه واقعاً چه میزان آب در اختیار دارد، کدام بخش بیش از ظرفیت خود برداشت میکند، سهم محیطزیست چه اندازه است و کدام الگوی کشت فشار بیشتری بر منابع وارد میکند.
در این نگاه، فناوری نیز جایگاه متفاوتی پیدا میکند. سامانههای نوین آبیاری، سنجندههای هوشمند، کنتورهای حجمی و سامانههای پایش دیگر هدف نهایی نیستند، بلکه ابزارهایی هستند برای تولید داده و اجرای حکمرانی بهتر.
به همین دلیل است که بسیاری از کارشناسان امروز معتقدند مسئله اصلی دیگر انتخاب میان «فناوری» یا «مدیریت» نیست. فناوری بدون نظام تصمیمگیری دادهمحور، تنها بخشی از مسئله را حل میکند و حکمرانی بدون داده نیز قادر به تصمیمگیری دقیق نخواهد بود. بحران آب، بیش از هر زمان دیگری، به پیوند این دو نیاز دارد؛ پیوندی که از مزرعه آغاز میشود، اما مقصد آن حکمرانی در مقیاس کل حوضه آبریز است.
آینده آب در گرو حکمرانی
اگر در دو دهه گذشته بخش عمده سیاستهای مدیریت آب بر افزایش راندمان آبیاری متمرکز بوده، امروز به نظر میرسد پرسش اصلی جای دیگری قرار دارد: آیا نظام حکمرانی آب توانسته است همپای پیشرفتهای فنی حرکت کند؟
تجربه دو دهه گذشته نشان میدهد افزایش راندمان آبیاری، هرچند دستاوردی مهم در سطح مزرعه بوده، بهتنهایی نتوانسته است فشار بر منابع آب را کاهش دهد. آنچه سرنوشت آب را تعیین میکند، نحوه تخصیص، پایش و مدیریت این منابع در مقیاس حوضه آبریز است؛ جایی که داده، شفافیت و پاسخگویی بهاندازه فناوری اهمیت پیدا میکنند.
در نهایت، اگر قرار باشد حکمرانی آب را در یک جمله خلاصه کنیم، شاید بتوان گفت مسئله دیگر این نیست که چگونه آب بیشتری ذخیره کنیم یا چگونه با آب کمتر محصول بیشتری تولید کنیم. پرسش اصلی این است که چگونه بر مبنای داده، شفافیت و مشارکت تصمیم بگیریم که همان آب محدود، کجا، چگونه و به چه منظوری مصرف شود.
از همین رو، آینده منابع آب ایران بیش از هر چیز به کیفیت نظام تصمیمگیری، شفافیت دادهها و نحوه حکمرانی بر منابع آب وابسته خواهد بود.
برچسب ها:
بحران آب، توسعه پایدار، حکمرانی آب، سیاستگذاری محیطزیست، مدیریت منابع آب، وزارت نیرو
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
بهبهانه صدسالگی« اسکندر فیروز»
مرکز آموزشی و پژوهشی کنوانسیون رامسر در مرکز و غرب آسیا را احیا کنیم!
توقف احداث محل نگهداری سگهای بلاصاحب در پارک ملی بوجاق
ردپای هما در ارتفاعات گیلان
زنگ پیری
شتاب نگرانکننده سالمندی در ایران+ اینفوگرافی
تأکید بر حفظ حقوق حاکمیتی
کنوانسیون خزر سهم ایران از بستر دریا را تغییر نمیدهد
دستگیری شکارچی غیرمجاز در حاشیه پارک ملی قمیشلو
کشف لاشه آهو و سلاح شکاری
خبر فوری محیط زیست
کشف محموله ۵ تنی چوب قاچاق در آمل
گامی امیدوارکننده در احیای زیستبوم منطقه
عبور ورودی آب دریاچه ارومیه از ۴.۵ میلیارد مترمکعب
خبر فوری حیات وحش
کشف لاشه پلنگ ایرانی در پناهگاه حیاتوحش عباسآباد + ویدیو
چرا پر بودن سدها به معنای پایان خشکسالی نیست؟
پارادوکس آبی ایران در ۱۴۰۵
وب گردی
- قیمت بلیط اتوبوس به مرزهای غربی کشور مشخص شد
- کمک به تأمین مالی یا واردات داروی ELAHERE برای بیماران مقاوم به شیمیدرمانی در سرطان تخمدان
- آیا با کپی مدارک می توان سوار قطار شد؟
- درخواست لغو بسته شدن فرودگاه پیام
- مطالبه شفافیت در دانشگاه علوم پزشکی ایران
- خطاهای پنهان در ترجمه مدرک تحصیلی که پرونده اپلای را با تاخیر مواجه میکند
- درخواست توقف پروژه باملند برای حفاظت از درختان و طبیعت شهر لاهیجان
- بهترین پنل پیامکی ایران [4 تا از بهترین سامانه پیامکی ایران]
- آشنایی با خدمات متنوع اسنپفود در رشت
- بهترین مدل شومیز برای افراد چاق؛ 10 مدل ترند 1405 بیشتر
بیشترین نظر کاربران
بنهها به استراحت نیاز دارند
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید