«هیرکانی می‌سوزد؛ ما کجا ایستاده‌ایم؟»





«هیرکانی می‌سوزد؛ ما کجا ایستاده‌ایم؟»

۳ آذر ۱۴۰۴، ۱۸:۲۳

آتش‌سوزی‌ جنگل‌های هیرکانی فقط یک حادثه زیست‌محیطی نیست؛ این اتفاق به‌مثابه یک «آشکارساز اجتماعی» عمل می‌کند. گویی شعله‌ها همان‌قدر که تنه‌های هزارساله را می‌سوزانند، لایه‌های پنهان ساختارهای مدیریتی، فرهنگ عمومی و الگوهای کنش جمعی ما را نیز روشن می‌کنند.

جنگل‌های هیرکانی میراث سه‌میلیون‌ساله‌اند؛ شناسنامه طبیعی ایران و بخشی از حافظه فرهنگی ما. سوختن این جنگل‌ها یعنی سوختن بخشی از هویت جمعی. جامعه‌ای که حافظه طبیعی‌اش را از دست بدهد، در فهم خویش و آینده‌اش دچار اختلال می‌شود.

در جامعه‌شناسی محیط‌زیست، از چنین فاجعه‌هایی به‌عنوان گسست‌های اکولوژیک یاد می‌شود؛ شکاف‌هایی که پیوند انسان-سرزمین را تضعیف و بی‌خانمانی معنوی ایجاد می‌کنند.

وقتی آتش مهار نمی‌شود، مسئله فقط باد و خشکی هوا نیست؛ مسئله ساختار کنش جمعی ماست.

چند سطح مشکل هم‌زمان دیده می‌شود:

۱. مدیریت متکی به واکنش، نه پیشگیری: سیستم محیط‌زیست ما به‌جای مدیریت خطر، مدیریت فاجعه را تجربه می‌کند؛ یعنی همیشه چند قدم عقب‌تر از آتش است.

۲. مرزهای مبهم مسئولیت: وقتی چند نهاد مسئول‌اند، در عمل کسی مسئول نیست. این تداخل نهادی، سرعت واکنش را پایین می‌آورد و هزینه اجتماعی را بالا.

۳. فقدان سرمایه اجتماعی محیط‌زیستی: جامعه‌ای که مشارکت‌پذیری پایینی دارد، در لحظه بحران نمی‌تواند منسجم وارد عمل شود. آتش‌سوزی امروز، نتیجه ضعف مزمن اعتماد و همکاری جمعی است.

در نظریه‌های کنش محیط‌زیستی، بحران‌ها معمولاً محصول انباشتی از بی‌توجهی‌های کوچک‌اند: یک زباله آتش‌زا، یک مدیریت سهل‌گیر، یک سیاستگذاری فاقد اولویت و یک جامعه که «عادت کرده تماشاچی باشد».

این همان چرخه‌ای است که در دهه‌های گذشته، بارها در مورد دریاچه‌ها، تالاب‌ها، پوشش گیاهی، تنوع‌زیستی و فرونشست زمین دیده‌ایم.

آتش امروز هیرکانی، نتیجه مجموعه‌ای از «غفلت‌های کوچک» است که به «بحران بزرگ» تبدیل شده‌اند.

جامعه‌ای که می‌خواهد از این چرخه بیرون بیاید، ناگزیر باید وارد کنش جمعی محیط‌زیستی شود.

کنش جمعی یعنی تبدیل «درد» به «مطالبه»، تبدیل «مطالبه» به «سازوکار» و تبدیل «سازوکار» به «پایداری».

مطالبه‌گری برای بودجه پایدار اطفای حریق، تجهیزات مدرن، آموزش نیروهای محلی، پایش ماهواره‌ای و حضور فعال سمن‌ها بخشی از همین مسیر است.

کنش محیط‌زیستی، لزوماً کارهای بزرگ دولتی نیست؛ گاهی همین انتشار آگاهانه اطلاعات، همین یادداشت‌ها، همین فشار افکار عمومی، تبدیل به موتور محرک اصلاح می‌شود.

اگر امروز در برابر این آتش‌سوزی‌ها واکنش جمعی شکل نگیرد، فردا چیزی جز افسوس باقی نمی‌ماند.

ما با ازدست‌دادن درختان کهنسال، تنها برگ‌های یک اکوسیستم را از دست نمی‌دهیم؛ بلکه لایه‌هایی از «امنیت زیستی»، «هویت سرزمینی»، «پایداری فرهنگی» و «سرمایه اجتماعی» کشورمان را از دست می‌دهیم.

هیرکانی اگر می‌سوزد، درواقع دارد به ما می‌گوید: «بی‌تفاوتی، بزرگ‌ترین آتش‌افروز است.»

این یادداشت نه برای ایجاد غم، که برای تقویت اراده جمعی است.

هرکدام از ما، رسانه، فعال محیط‌زیست، دانشگاهی یا شهروند عادی، می‌توانیم نقشی در مهار این چرخه داشته باشیم؛ از مطالبه ساختارهای پیشگیری تا مشارکت داوطلبانه، از حمایت از سمن‌ها تا تولید آگاهی.

آتش امروز را نمی‌توان فقط با آب خاموش کرد؛ باید با اراده جمعی خاموش کرد.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

زندگی در تعلیق

زندگی در تعلیق