قنات؛ کلید واژه حیات ایران





قنات؛ کلید واژه حیات ایران

۲۷ آبان ۱۴۰۴، ۱۸:۳۸

تمدن‌های باستان اغلب در کنار منابع دائمی آب همچون رودخانه‌ها بنا شده‌اند. در این میان به تمدن‌هایی چون ایران بر می‌خوریم که در سرزمین‌های خشک و کم‌بارش رشد و نمو داشته‌ و به بلوغ رسیده‌اند. بنابراین، منابع آب دیگری حیات آنها را ممکن ساخته است. کاریز (نام فارسی) یا قنات (نام عربی) پاسخ این معماست. 

کاریز مهمترین دستاورد مهندسی ایرانی در طول تاریخ است که باعث تداوم حیات او بوده. تاریخ و مکان دقیق این سازه آبی به‌روشنی مشخص نیست، اما با توجه به کثرت آن، به‌احتمال زیاد مقر ابتدای آن ایران است و تاریخی چندهزارساله دارد که با وجود فرازونشیب زیاد همچنان در بسیاری از نقاط جهان به حیات خود ادامه می‌دهد. در زمان امپراتوری هخامنشیان از ایران به مصر و از آنجا توسط مسلمانان به شمال آفریقا و اسپانیا و توسط این کشور به آمریکای لاتین راه یافت. 

این سیستم آبیاری به‌همراه خود نظام منسجمی از روابط اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی را ایجاد کرده است. نکته مهم درباره کاریز این است که براساس توان آبی یک محدوده جغرافیایی عمل می‌کند و درنتیجه به لایه‌های آب زیرزمینی لطمه نمی‌زند و درصورت نگهداری و مراقبت سالیان متمادی آب گوارا را به مردمان خود تقدیم می‌کند. این شاهکار، مهندسی ساختاری ساده اما کارآمد دارد که در گذر تاریخ تغییر چندانی نداشته و همچنان اصول اولیه مهندسی خود را حفظ کرده است. 

همان‌طورکه از نامش پیداست {کاریز به‌معنای رود روان در زیر زمین} از یک تونل سراسری در زیر زمین تشکیل شده که به‌وسیله میله‌های متعدد به سطح زمین مرتبط تا از این طریق هوا و روشنایی به داخل قنات راه پیدا کند. طول قنات متغیر و از چند صدمتر تا چندین کیلومتر {مانند قنات زارچ یزد} درازا دارد. عمر یک چاه در بهترین حالت آن ۲۰-۲۵سال است، درصورتی‌که قنات تا هزاران سال کار می‌کند و عمری نامحدود دارد. عوامل بسیاری به قنات‌ها آسیب می‌زنند، از حمله نیروهای مهاجم تا زلزله، اما بدون شک بیشتر عامل نابودی قنات‌ها حفر چاه‌های عمیق و نیمه‌عمیق در اطراف آنها است. 

جامعه‌ای که براساس میزان آب قنات شکل می‌گیرد، قدر هر قطره‌قطره آن را می‌داند. قنات ارزش و حرمت آب را به ما آموخت. ایرانیان نیز در گذشته‌های نه‌چندان دور مایه حیات را تکریم می‌کردند، به‌نحوی‌که آن را جزو عناصر چهارگانه و مقدس خود قرار دادند و برای نگهداشت آن الهه باروری یا آناهیتا را ابداع کردند. نگاهی به ساختمان قنات‌ها، آب‌انبارها و یخدان‌ها و معماری آنها، انسان را به یاد معابد و پرستشگاه‌ها می‌اندازد که تقدس و اهمیت آب را نشان می‌دهد. 

با جایگزینی و افزایش چاه‌های عمیق و نیمه‌عمیق و ایجاد سدها و شبکه‌های انتقال آب، به‌تدریج نقش قنات و تقدس آب کمرنگ و کمرنگ‌تر شد. چاه‌ها یکی پس از دیگری حفر و سفره‌های آب زیرزمینی را تخلیه و قنات‌ها را خشکاند. سدها ساخته و آب بسیاری تبخیر شد. هدیه قنات رشد و شکوفایی و ایجاد تمدن‌ها و امپراتوری‌ها بود و نتیجه چاه‌ها و سد‌ها نابودی زیست‌بوم ایران. با افول نقش قنات گویی ارزش و حرمت آب هم از بین رفت و از پس زمینه تاریخی ذهن ما زدوده شد. 

امروز از یک بحران‌زده آبی به یک ورشکسته مطلق آبی بدل شده‌ایم. در کمال تعجب عنصری کمیاب در سرزمینی تاریخی به یکباره بی‌ارزش شد و در حال پس‌دادن تاوان این بی‌توجهی هستیم. اما چاره چیست؟

باید مهمترین دستاورد تاریخی خود را در کتب درسی فرزندان قرار دهیم و فرهنگ آن را آموزش دهیم. آینده‌سازان این سرزمین باید بدانند که بحران خشکسالی مشکل چندساله نیست و از گذشته‌های دور با ما همراه بوده است. (حتی داریوش کبیر در کتیبه خود خشکسالی را در کنار دشمن و دروغ قرار داده و از خداوند خواسته است این سرزمین را از آنها محفوظ دارد). 

مایع حیاتی که در سیارات دیگر به‌دنبال آن هستیم تا نشانه‌های زندگی را بیابیم، باید در عمل و در گفتار و کردار ما پاس‌داشته شود. اتلاف آب در جابه‌جایی‌ها و تبخیر را به حداقل برسانیم. بهترین فناوری‌های قدیم و جدید را به کار بندیم و از حداقل سرمایه اجتماعی موجود در این مسیر استفاده کنیم. ایران سرزمین بلاخیزی است و مردمان آن نیز نشان داده‌اند توان عبور از بحران‌های بزرگ را دارند. فقط باید به افراد خبره و مسئول میدان داد. درنهایت این مردابی است که همه را در خود فرو می‌برد و خودی و غیرخودی نمی‌شناسد.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *