جنگلداری اجتماعی زاگرس نمایشی بی‌سناریو، بدون کارگردانی





جنگلداری اجتماعی زاگرس نمایشی بی‌سناریو، بدون کارگردانی

۱۹ آبان ۱۴۰۴، ۱۹:۱۷

دهه‌ ۸۰ را می‌توان دوران طلایی سریال‌های طنز تلویزیون دانست؛ سال‌هایی که سریال‌های ۹۰شبی، خیابان‌ها را خلوت و مردم را پای تلویزیون می‌نشاندند. برخی از آن آثار، با بهره‌گیری از تیمی حرفه‌ای و تعامل روزانه با تماشاگران، کیفیت خود را شب‌به‌شب بالا می‌بردند. اما در کنار آنها، سریال‌هایی هم بودند که با اتکا به چند چهره‌ شناخته‌شده و بداهه‌پردازی‌های سطحی، نتوانستند تماشاگر را جذب کنند. یکی از نمونه‌های دسته دوم، سریال بانکی‌ها بود که منتقدی درباره‌اش نوشت: «اگر کارگردانش با ساخت سریال نتوانست ما را بخنداند، با تعریف‌هایش از آن ما را به قهقهه انداخت.»

این روزها، داستان طرح «جنگلداری اجتماعی در زاگرس» برای من یادآور همان سریال بانکی‌هاست. طرحی که در نگاه نخست قرار است ناجی زاگرس باشد، اما درواقع بیش از آنکه برپایه‌ یک سناریوی دقیق علمی و اجرایی بنا شده باشد، بیشتر شبیه نمایشی است بی‌فیلمنامه. این طرح، که نقدهای فراوانی بر آن وارد شده، در حالی در اردیبهشت ۱۴۰۴ در «پنل مدیریت حوضه‌ای و جنگلداری اجتماعی» همایش زاگرس معرفی شد تا به گفت‌وگو گذاشته شود که پیش‌ازآن، شرح خدماتش به استان‌های زاگرسی ابلاغ شده بود. یعنی عملاً قبل از آنکه کارشناسان در مورد آن نظر دهند و آن را نقد کنند، تصمیم گرفته شده بود که همه‌ طرح‌های مدیریت پایدار زاگرس براساس این الگو تهیه شوند.

 نکته جالب‌تر این است، در همین زمان که پایلوت طرح در چهار استان زاگرسی در حال اجراست، سازمان در تلاش است که جلساتی برای نقد و بررسی آن برگزار کند. پرسش ساده این است: آیا قرار است مانند سریال‌های موفق طنز دهه‌ ۸۰، با دریافت بازخوردها سناریو اصلاح شود؟ یا مثل بانکی‌ها فقط باید تعریف و تمجیدهای کارگردان را شنید؟ اگر هدف اصلاح بود، چرا در همان جلسه‌ی اردیبهشت، نه‌تنها به نقدها توجهی نشد، بلکه منتقدان و کارشناسان با واکنش تند روبه‌رو شدند؟ همایشی که می‌توانست فرصت گفت‌وگو و اصلاح ایده باشد، به جلسه‌ای تشریفاتی تبدیل شد، درحالی‌که طرح از پیش تصویب و ابلاغ شده بود. 

حال اگر فرض کنیم سازمان از تجربه‌ اپیزود نخست درس گرفته است و قصد اصلاح داستان برای فصل بعدی را دارد، سؤال اینجاست که چگونه می‌توان هم‌زمان با اجرای طرح در چهار استان، آن را بازنگری کرد؟ آیا اصلاح واقعی، بدون تحلیل و ارزیابی نتایج پایلوت، ممکن است؟ اگر نیازی به تحلیل نتایج پایلوت نبود، نمی‌شد قبل از اجرای پایلوت، طرح را نقد و اصلاح کرد؟ 

زاگرس این روزها بیش از هر زمان دیگر، نیازمند طرحی علمی، مشارکتی و واقع‌گراست که با کاهش وابستگی جامعه محلی به جنگل، حفاظت از آن را تقویت کند، نه نمایشی بی‌سناریو با شعارهایی خوش‌صدا اما کم‌محتوا که جنگل را تهدید می‌کنند.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

زمـانی بـرای نـزیستـن

زمـانی بـرای نـزیستـن