نگاهی به کارزار اجباریشدن محیطزیست در مدارس
آموزش اجباری بذر آگاهی نمیکارد
۱۸ آبان ۱۴۰۴، ۱۸:۲۰
توسعه پایدار و آموزش، پیوندی ناگسستنی دارند و نادیده گرفتن یکی، دستیابی به دیگری را با چالش جدی روبهرو میکند. پایداری از مسیر آموزش میگذرد و آموزشوپرورش نیز بدون عبور از مسیر توسعه، به هدفهای خود نمیرسد.
توسعه پایدار تنها یک مفهوم اقتصادی یا محیطزیستی نیست؛ بلکه چشماندازی جامع از پیشرفت انسانی است که میکوشد میان نیازهای امروز و حقوق نسلهای آینده تعادلی هوشمندانه برقرار کند. در این میان، آموزشوپرورش نهفقط یکی از ارکان اصلی این مسیر، بلکه ستون فقرات پایداری در هر جامعهای است.
آموزش، پایه آگاهی و تغییر رفتار برای رسیدن به توسعه پایدار است و توسعه پایدار نیز شرایطی را فراهم میکند تا آموزش معنا و کارکرد واقعی خود را پیدا کند. استفاده هوشمندانه از آموزش در این مسیر، یعنی توانمندسازی افراد برای پذیرفتن مسئولیتهای فردی و جمعی و حرکت در جهت پیشرفت.
در مسیر توسعه، محیطزیست همواره جایگاهی بنیادین دارد؛ چراکه بدون در نظر گرفتن آن، هیچ برنامه و پیشرفتی به سرانجام نمیرسد. افزایش سواد محیطزیستی، یکی از مسئولیتهای سنگین آموزشوپرورش است که مورد بیمهری قرار گرفته است.
در سایه پیامدهای ناشی از توسعه ناپایدار، گسترش بحرانهای محیطزیستی و در جهانی که با تغییراقلیم دستوپنجه نرم میکند، آموزش و تغییر نگرش مردم نسبت به محیطزیست اهمیتی دوچندان یافته است.
اما پرسش اساسی این است که آیا صرفاً تدوین کتاب و گنجاندن اجباری درس محیطزیست از دبستان تا دبیرستان میتواند به این هدفها بینجامد؟ آموزش اجباری چگونه میتواند رفتار دانشآموزان را در خانه و جامعه تغییر دهد؟ آیا هر آموزشی الزاماً به یادگیری و آگاهی منجر میشود؟
روح یادگیری با اجبار سازگاری ندارد. اجبار بیشک جوانه شوق به جستوجو را نابود میکند. تجربه نشان داده است هرگاه آموزش در قالب اجبار، نمره، تکلیف و درنهایت کنکور ارائه شود، کنجکاوی و فهم عمیق جای خود را به حفظیات طوطیوار میدهد. بیم آن میرود آموزش محیطزیست از معنا تهی شود و به فهرستی از تعاریف و شعارها تبدیل شود و بهجای موتور توسعه، به مانعی در مسیر آن بدل شود. واقعیت این است که نظام آموزشوپرورش ما همچنان مبتنیبر حافظهمحوری، رقابت و آزمون است. در چنین سیستمی حتی ارزشمندترین مفاهیم نیز بهشکل محفوظات سطحی و غیرکاربردی درمیآیند.
آموزشوپرورش باید جایی باشد که اندیشه توسعه در آن متولد میشود و ارزشهای انسانی، اجتماعی و محیطزیستی شکل میگیرد. جایی که کودکان میآموزند چگونه بیندیشند، مسئولانه رفتار کنند و آیندهای بهتر بسازند.
در فصل نوزدهم برنامه هفتم توسعه نیز به آموزشوپرورش بهعنوان «امر ملی» و عامل تحول بنیادین توجه شده است. طبق این برنامه، نظام تعلیم و تربیت باید بهسمت ارتقای کیفیت آموزش، اصلاح ساختار مدیریتی و تحقق یادگیری معنادار حرکت کند. توجه آموزشوپرورش به اسناد بالادستی و حرکت بهسمت تحول کیفی در نظام آموزشی، ضرورتی انکارناپذیر است.
اما با توجه به حرکت کند آموزشوپرورش در مسیر توسعه، آیا راهکارهای دیگری برای آموزش، آنهم آموزشی که منتج به یادگیری واقعی شود وجود دارد؟
یکی از پاسخها، ایجاد مدارس محیطزیستی یا مدارس سبز است. این مدارس با تلفیق آموزش و عمل، بستری میسازند تا دانشآموزان مفاهیم را نه در قالب محفوظات، بلکه از رهگذر تجربه، مشارکت و مسئولیتپذیری بیاموزند. طراحی، ساخت و نوسازی ساختمانهای مدارس در جهت بهینهسازی مصرف انرژی، مدیریت پسماند و کاهش انتشار آلایندهها، خود بهتنهایی یک کلاس آموزشی فعال است که آموزشهای نوین را بهصورت عینی و کاربردی یاد میدهد.
وقتی دانشآموزان در فضایی درس میخوانند که از نور طبیعی بهره میبرد، تهویه سالم دارد، آب باران در آن بازچرخانی میشود و زبالهها تفکیک میشوند، درواقع در محیطی چندلایه از آموزش غیرمستقیم قرار گرفتهاند. آنها هر روز و هر لحظه، بیآنکه مجبور شوند، در حال یادگیری رفتارهای پایدارند.
زندگی در چنین مدارسی باعث میشود مفاهیم حفاظت از محیطزیست برای دانشآموزان ملموس و تجربهپذیر شود و بهجای شنیدن شعارهایی درباره نجات زمین، خودشان بخشی از این نجات میشوند.
مدرسه محیطزیستی در واقع آزمایشگاه زندگی پایدار است؛ جایی که آموزش از کتاب به رفتار و از تئوری به تجربه تبدیل میشود. این مدارس با پیوند میان آموزش نظری و رفتار روزمره، بذر آگاهی را در جان دانشآموزان میکارند. درنتیجه نسل آینده نه از سر اجبار، بلکه از سر آگاهی و باور، به حفاظت از طبیعت و منابع کشور خود میپردازد.
چنین مدارسی میتوانند با الگوسازی برای جامعه نشان دهند توسعه پایدار، نه شعاری آرمانی، بلکه شیوهای از زیستن است. مدرسهای که در آن نور خورشید منبع انرژی است، درختان و فضای سبز بخشی از فضای آموزشیاند و هر بطری پلاستیکی ارزش تفکیک دارد، خود بهترین کتاب درسی برای آموزش پایداری است.
شاخصها در این مدارس از زیرساختها آغاز میشود. در حوزه انرژی، تمرکز بر کاهش ردپای کربنی و مدیریت هوشمند مصرف است؛ در بخش پسماند، هدف نهتنها تفکیک بهداشتی، بلکه کاهش تولید و بازیافت مواد است. در زمینه آب، بازچرخانی، استفاده از روانابها و بهکارگیری تجهیزات کممصرف مورد توجه قرار میگیرد. در حوزه حملونقل نیز کاهش آلودگی هوا و خاک از اولویتهاست. همچنین، برنامهریزی برای مدارس با در نظر گرفتن شرایط اقلیمی هر منطقه انجام میشود.
اما قلب تپنده این مدارس، «آموزش و پژوهش» است. همکاری نزدیک میان متخصصان تعلیموتربیت، کارشناسان محیطزیست و مدیران آموزشی میتواند به طراحی برنامههای پویا و پروژههای میدانی و پژوهشی منجر شود؛ جایی که دانشآموزان فقط یاد نمیگیرند، بلکه در شناخت و حل مسائل واقعی محیطزیست مشارکت میکنند.
در چنین فضایی، مدرسه از یک نهاد صرفاً آموزشی به مرکز یادگیری و نوآوری تبدیل میشود؛ جایی که اندیشه پایداری در عمل شکل میگیرد و نسل آینده میآموزد چگونه با تکیه بر علم، خلاقیت و مسئولیتپذیری، زمین را زیستگاه امنتری برای خود و آیندگان بسازد.
آموزشوپرورش با بیش از ۱۰۷ هزار مدرسه و ۱۷ میلیون دانشآموز، معلم و کارمند، یکی از بزرگترین وزارتخانههای کشور است. در چنین مجموعهای، کوچکترین صرفهجویی در آب، برق و گاز به رقمی چشمگیر تبدیل میشود. از این منظر، بهینهسازی و تجهیز مدارس نهتنها ضرورتی آموزشی، بلکه ضرورتی اقتصادی در شرایط حال حاضر کشور ما به شمار میآید. در برنامهریزی کلان کشور بارها بر مدیریت منابع، کاهش هزینههای جاری و استفاده از فناوریهای نوین تأکید شده است. مدارس محیطزیستی میتوانند هم آموزش را متحول سازند و هم الگویی ملی برای مدیریت منابع ارائه دهند.
آموزش محیطزیست اگر در متن زندگی جاری شود، نهتنها به تغییر رفتار دانشآموزان بلکه به اصلاح الگوی مصرف در خانوادهها و جامعه میانجامد و میتواند نقطه آغاز تحول فرهنگی باشد. جایی که آموزش از شعار به شعور بدل میشود، از اجبار بهسوی آزادی میرود و در پرتو آگاهی بذرهای اندیشیدن، زیستن آگاهانه و پاسداری از زمین را در ذهن و دل انسان مینشاند.
برچسب ها:
آموزشوپرورش، اصلاح الگوی مصرف، تغییراقلیم، توسعه پایدار، کودکان، محیطزیست، مدیریت پسماند
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
پایش میدانی ارتفاعات لیسار و تالاب جوکندان با حضور مدیرکل حفاظت محیطزیست گیلان
شماره ۳۴۲۰ روزنامه «پیام ما» منتشر شد
روایت امید و فرسایش در میان کنشگران محیطزیست
تمبر یادبود دلفین گوژپشت خلیج فارس رونمایی شد
نگاهی به نقش کشاورزی و صنایع غذایی ایران در معادله تأمین غذای لبنان
امنیت غذایی در سایه بحران
چگونه مردمانـــــی هستیم؟
سه کنشگر محیطزیست از امید، فرسایش و ماندن میگویند
در گرداب ناامیدی، هنوز ایستادهایم
رئیس سازمان حفاظت محیطزیست:
پیگیری شکایت بینالمللی درباره خسارات زیستمحیطی جنگ
انسان گـــرگِ انسان است
زیستــــــــن به روایــــــــت
علیـــــــه خاموشـــــــی
وب گردی
- مسابقه ملی ایدهپردازی «ایدانو» به آنتن شبکه دو رسید
- «سهم ما از قدردانی»؛ حمایت ویژه هتلهای دُنسه از قهرمانان امداد
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک
- حضور فعال شرکت کرچنر سولار گروپ ایرانیان در نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر بیشتر
بیشترین نظر کاربران
شهــرکُــشــــــی
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید