گردشگران در کرمانشاه چه می‌بینند؟

بازدید از کاهلی یک نهاد دولتی





بازدید از کاهلی یک نهاد دولتی

۲۹ مهر ۱۴۰۴، ۱۸:۳۲

بازپخش سریال «نون خ» انگیزه‌بخش مشاهده فرهنگ کردی در خانه ما شد. بنابراین، سفر کوتاه تابستانی به شهر زیبای کرمانشاه را برنامه‌ریزی کردیم. راستش تا به اینجا پازل صحیحی به‌ نظر می‌‌رسید. یک سریال موفق توانسته انگیزه سفر یک خانواده به استانی را که با داشتن ثروت فراوان محروم محسوب می‌شود، فراهم کند. البته پیش از سفر به دخترکم یادآوری کردم بسیاری از تصاویر این فیلم هلی‌شات و برخی دیگر مکان‌هایی است که ممکن است نتوانیم به آنجاها برویم یا در صحنه‌سازی سریالی طراحی شده‌اند و ممکن است در واقع این‌گونه نباشند.

اما آنچه در استان سحرآلود کرمانشاه با آن مواجه شدیم، حکایت دیگری بود.

غیر از «طاق بستان» که مسئولانش امکان بازدید تا ساعت ۹ شب را فراهم کرده‌اند (که دیدنش در شب صدبرابر روز، زیبایی به جان آدمی می‌ریزد)، دیگر اماکن دیدنی کرمانشاه، با تاریخی که به دوران اشکانیان و ساسانیان می‌رسد، قافیه را باخته‌اند. زمان دیدن محوطه تاریخی «بیستون» از ابهت آثاری که با بی‌توجهی بسیار و زیر عنوان حفاظت رها شده‌اند، حیرت می‌کنیم.

مسیر پیاده‌روی طولانی و زیر آفتاب داغ بدون حتی یک آبخوری ساده، بدون یک سایبان، بدون حتی کیوسکی برای خرید آب یا آذوقه و‌…

سنگ عظیمی که هیبت پادشاه اشکانی روی آن حک شده، زیر آفتاب سوزان تابستان و بعدتر زیر گزند باد و باران و برف زمستان، فقط زیر طاقی فلزی قرار دارد و به معرفت بازدید‌کننده است که روی آن نمی‌نشیند یا تکیه نمی‌دهد یا خوراکی رنگی‌اش را به آن نمی‌مالد.

قراردادن این سنگ‌نگاره تاریخی درون محفظه شیشه‌ای یا حفظ آن به‌هر شکل علمی دیگر چقدر هزینه دارد؟ آیا یکی از بانک‌ها که عناوین زیبای پاسارگاد و پارسیان و بانک گردشگری و… را به یدک می‌کشند و حتی نامشان را وامدار تاریخ ایران هستند، نمی‌توانند اعتباری برای چنین کاری اختصاص دهند؟ آیا آنها تنها می‌توانند حامی مالی برنامه‌های طنز و کمدی‌هایی با تاریخ‌مصرف‌های کوتاه در پلتفرم‌ها شوند؟

مسیری حدوداً پانصدمتری که حتی یک سایبان برای در امان‌ماندن گردشگر از آفتاب طراحی نشده است. مردی می‌‌پرسد چطور در مسیر اماکن زیارتی سایبان و مه‌پاش‌های زیادی طراحی می‌شود و اینجا نه؟

فارغ از اینکه شاید مقایسه دو مقصد برای برخی چندان مطلوب به‌نظر نیاید، اما این سؤال می‌تواند نشانگر چالش و مسئله‌ای جدی باشد؛ مسئله‌ای که به همین‌ ترتیب در طوس و مقبره فردوسی بزرگ،‌ در مرودشت و بازدید از تخت‌جمشید باشکوه ازدست‌رفته به‌شدت بازدیدکننده را آزار می‌دهد. اما می‌توان به‌سادگی با نصب سایبان در مسیرهای پیاده‌روی یک بازدید جذاب با خستگی و گرمازدگی کمتر برای مردم رقم زد.   

برگردیم به مصائب اماکن گردشگری‌ کرمانشاه؛ مکان تاریخی بعدی در همان محوطه بیستون، «غار شکارچیان» است که به‌دلیل بی‌توجهی و رهاشدگی به‌‌جای تأمل در زندگی غارنشینان، درنهایت می‌تواند لبخندی بر لب بازدیدکنندگان بنشاند.  

اما شاه‌بیت بازدید از بیستون، «کتیبه داریوش» است که با اندوه باید گفت قابل دیدن نیست. فکرش را بکنید از تهران برنامه‌ریزی کرده‌ای تا به بیستون بروی و کهن‌ترین کتیبه جهان را در دل کوه به تماشا بنشینی، اما فقط می‌توانی آن را از دور ببینی و تصویر نزدیک آن در عکسی است که روی تابلویی پای کوه نصب شده. ارتفاع بلند کتیبه در حال تعمیر است و داربست‌ها اجازه نمی‌دهد با چشم غیر‌مسلح به‌جز تصاویر مبهم چیز دیگری را زیر ستیغ نور آفتاب ببینی. چه طنز تلخی است که داریوش اصرار داشت با نوشتن متن کتیبه و ارسال آن به تمام سرزمین ایران همگان را از محتوای آن مطلع کند، ولی اکنون حتی حاضران در بیستون هم امکان دیدن کتیبه را ندارند. در پایین‌دست کتیبه داربست‌هایی برای مرمت نصب کرده‌اند که متصدی محوطه می‌گوید از ۱۰ سال پیش در آنجا برقرارند و هر از گاهی مهندسی می‌آید و سری می‌زند و کاری انجام می‌شود و می‌رود. چه‌ زمانی قرار است این تعمیرات به پایان برسد؟ یکی از نگهبانان بیستون می‌گوید اطلاعی ندارد. احتمالاً اتمام این داربست‌بندی و تعمیرات هم می‌رود کنار داربست‌بندی‌ها و ساخت‌وسازهایی که گویی پایانی ندارند؛ همچون مصلای تهران.  

با خودم می‌اندیشم برای بازدید از کتیبه داریوش در بیستون،‌ خرید تعدادی دوربین و امانت‌دادن آنها به بازدیدکننده راحت‌ترین راه است؛ نه خطر طراحی مسیر پیاده‌روی و آسیب به اثر تاریخی وجود دارد و نه بودجه هنگفتی می‌طلبد. اما آیا وزارت میراث‌فرهنگی چنین همتی دارد؟

اثر تاریخی دیگری هم در دامنه کوه بیستون است که گویا به مذاق «شیخ علی‌خان زنگنه»، وزیر شاه سلیمان صفوی، خوش نیامده و تصمیم گرفته وقف‌نامه‌اش را بر میانه نقش‌برجسته مهرداد و گودرز اشکانی بکوبد و چنان شود که راهنمای صوتی مجموعه به‌صراحت بگوید: در بیستون تاریخ به هم رسیده، اما نه در گفت‌وگویی آرام که در تداخلی تلخ‌.

جالب اینجاست که همه این آثار در یک محوطه و بدون مسیر دسترسی پیاده بهسازی‌‌شده‌ قرار دارند و باید مسیر سرگین بزها را دنبال کنی تا بدون سُرخوردن و پیچ‌خوردن و کشیدگی تاندون پا بتوانی به مقصد برسی. در نظر داشته باشید مسیر پیاده‌ بهسازی‌شده در پایین‌دست کوه است و آثار در لابه‌لای کوه.

اثر تاریخی دیدنی بعدی معبد آناهیتا در شهر کنگاور است؛ محوطه‌ای بزرگ که تنها چیزی که نصیب گردشگر می‌شود، دیدن سنگ‌های بزرگ و کوچک رهاشده است. مسئولان میراث فرهنگی حتی به خود زحمت نداده‌اند که به‌غیر مجموعه‌ای از راهنماهای کلی در ابتدای در ورودی و با فاصله زیاد از آثار قرار دارند، توضیحات کاملی در کنار هر بخش این معبد بنویسند که تعریفی از معبد به دست بازدیدکننده بدهد. تازه پس از اتمام بازدید باید سری به اینترنت زد و از گوگل پرسید اینجا که من دیده‌ام، چه بوده و چه سرگذشتی داشته است. تمامی آثار در معرض هوای آزاد و باد و باران رها شده‌اند‌. بازدید از اماکن دیدنی واقع در داخل شهر کرمانشاه هم حکایت تلخ دیگری دارد.

مسجد شافعی‌ها که یکی از جاذبه‌های تاریخی این شهر است، درهایش را به دستور مقامات شهر به روی بازدیدکنندگان بسته است. یکی از کسبه که دکانش کنار مسجد قرار دارد، می‌گوید گویا زن‌هایی بدون حجاب در آنجا عکس گرفته‌اند و پس‌ازآن، درها به روی گردشگران بسته‌ شده‌اند. فقط بخش غیرگردشگری مسجد برای به‌جا‌آوردن نماز اهالی بازار باز است و جمعه‌ها که مسجد پایین شلوغ می‌شود، مسجد شافعی‌ها باز می‌شود؛ آن‌هم فقط برای اقامه نماز مردان. در انتهای این بازار مسجدی با چند قرن تاریخ و معماری مسحورکننده تعطیل است و در کشور همسایه، ترکیه، مساجدی با همین نوع معماری، سالانه صدها هزار گردشگر را به‌سوی خود ‌می‌کشانند. سؤال بی‌جایی است اگر بپرسیم درآمد گردشگری ایران در مقایسه با ترکیه چگونه است و چرا؟

بخش زیادی از اماکن دیدنی داخل شهر کرمانشاه اطراف بازار شهر واقع شده، اما دسترسی به آنها سخت است و دریغ از حتی چند تابلوی راهنما. طبیعتاً بازار هر شهر ترافیک روزمره خود را دارد که حتی پارکینگ‌های اطراف کفاف مراجعان عادی را هم نمی‌دهد، چه رسد به گردشگران. مسیریاب‌ها در اواسط بازار قطع می‌شوند و اگر آشنا نباشی، اغلب کوچه‌های بن‌بست و مسیرهای پیاده طولانی را باید بروی و برگردی.

مشخص نیست که چرا برای مناطق گردشگری داخل بازار چند تابلو وجود ندارد که تاریکه‌بازار یا مسجد شافعی‌ها یا حمام و… را نشان دهد؟ چنین کاری برای اداره وزین میراث‌فرهنگی کرمانشاه چقدر هزینه دارد؟

اگر در اینترنت جست‌وجو کنید، درمی‌یابید شهر کرمانشاه آثار تاریخی دیدنی بسیاری دارد، اما بسیاری از آنها یا در حال تعمیر هستند که مشخص نیست چه زمانی تمام می‌شود یا اینکه تعطیل شده‌اند.

در یک کلام، آثار تاریخی چه در کرمانشاه و چه شهرهای دیگر، در برابر اقامتگاه‌ها و اماکن تاریخی که به کافه و رستوران و هتل تبدیل شده‌‌اند و خدمات ویژه‌ای ارائه می‌کنند، عرصه را باخته‌اند.

وقتی به‌سختی از ترافیک بازار عبور می‌کنی و خود را در پایین‌دست بازار از کوچه‌پس‌کوچه‌ها به موزه پارینه‌سنگی و تکیه بیگلربیگی و موزه آیینه می‌رسانی و می‌بینی کل موزه پارینه‌سنگی یک اتاق است با دو-سه استخوان جمجمه و مابقی دندان و دنده شیر و گراز و یک مجسمه مرد غار‌نشین که بیشتر شبیه تن‌پوش ترسناک تونل‌های وحشت شهربازی‌ها است،‌ واقعاً جا می‌خوری. آن‌طرف‌تر قرآن‌های دست‌نویس به‌خاطر مرمت جمع‌آوری شده و فقط میزهای خاک‌گرفته باقی مانده‌اند.

تکیه بیگلربیگی یا همان موزه آیینه هم که آنقدر چیزهای اضافه از انواع ساعت و لوستر و چراغانی دارد که نمی‌دانی کدامش متعلق به چه دوره‌ای است. راهنما هم که هیچ! ما با راهنمایی کارگر جلوی در که در حال سیمان‌کاری بود، وارد ساختمان شدیم. مسئول فروش بلیط هم جوری یله داده بود که از اینکه مزاحم اوقات شریفش شوم، خجل شدم.  

این سؤال هنوز برایم مطرح است که چرا زمان ارسال پیامک حجاب از هر نقطه‌ای عبور می‌کردی، شناسایی می‌شدی و برایت پیامک می‌آمد، اما نمی‌توانند همان مکانیزم را در مورد نقاط گردشگری اجرایی کنند؟

چرا میراث‌فرهنگی از گزینه‌های پیامک‌های گردشگری استفاده نمی‌کند؟‌ وقتی اولین نقطه‌ای که از خودپردازهای «تفریحاتی» بلیط تهیه می‌کنی و شماره موبایل را وارد می‌کنی، می‌تواند گزینه‌هایی برای گردشگر پیامک شود که آیا اطلاعاتی در مورد اماکن گردشگری شهر لازم دارد یا خیر؟ درصورت مثبت‌بودن جواب مخاطب می‌توان وضعیت هر مکان تفریحی و حتی ساعت بازدید و آدرس و موقعیت آن‌ را پیامک کرد؛ همان‌طورکه کاهلی میراث‌فرهنگی در این سال‌ها موجب شده هزاران سایت و درگاه دیگر با دادن اطلاعات غیر روزآمد، برای خود مخاطب جذب کنند. 

جالب اینجاست که کرمانشاه یکی از مسیرهای عبوری کاروان‌های زیارتی اربعین است و با طراحی برنامه‌هایی برای گردشگری داخلی و به‌اندازه توقفی کوتاه و رفع خستگی زائران اربعین می‌تواند فرصتی عالی برای رونق گردشگری شهر فراهم شود‌. اگر بازدید از بیستون و اماکن تاریخی شهر برای گردشگری که می‌خواهد زمینی سفر کند، با خستگی کمتری همراه باشد، حتماً از آن استقبال خواهد‌ کرد؛ در غیر این‌‌صورت فقط از کنار آن عبور می‌کند. از کرمانشاه که بیرون می‌آییم، صدای زن و مردی در گوشم می‌پیچد که منصرف‌ از بازدید محوطه بیستون به‌دلیل قیمت بلیط ۶۰هزار تومانی به نگهبان می‌گفتند، «مگه چی اینجا هست؟»

کرمانشاه نمونه‌ای است از آنچه در میراث‌فرهنگی ایران رخ می‌دهد؛ چرخه‌ای از کاهلی و بی‌اعتنایی و بروکراسی بیمارِ نهاد دولت و بی‌اعتنایی شهروندان به تاریخ بلند سرزمین بزرگ ایران.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

زمـانی بـرای نـزیستـن

زمـانی بـرای نـزیستـن