گفت‌وگو با «کریم نیکونظر»، سازنده پادکست «رادیو تراژدی»

تراژدی‌های فراموش‌شده





تراژدی‌های فراموش‌شده

۱۶ مهر ۱۴۰۴، ۱۴:۴۵

پس از سال ۹۵ تعداد پادکست‌های فارسی به‌سرعت افزایش یافت و از حدود ۲۰ به نزدیک ۱۰۰ پادکست فعال رسید که این رشد همچنان ادامه دارد. «رادیو تراژدی» یکی از این پادکست‌های پرمخاطب فارسی است. پادکستی که از شهریور سال ۱۳۹۹ ماهانه منتشر می‌شود و حالا به فصل چهارمش رسیده. در هر شماره‌ این پادکست به زندگی و داستان تراژیک یک شخصیت کمترشناخته‌شده که معمولاً اطلاعات چندانی درباره‌‌اش نیست یا فراموش شده‌، می‌پردازد.

پس از سال ۹۵ تعداد پادکست‌های فارسی به‌سرعت افزایش یافت و از حدود ۲۰ به نزدیک ۱۰۰ پادکست فعال رسید که این رشد همچنان ادامه دارد. «رادیو تراژدی» یکی از این پادکست‌های پرمخاطب فارسی است. پادکستی که از شهریور سال ۱۳۹۹ ماهانه منتشر می‌شود و حالا به فصل چهارمش رسیده. در هر شماره‌ این پادکست به زندگی و داستان تراژیک یک شخصیت کمترشناخته‌شده که معمولاً اطلاعات چندانی درباره‌‌اش نیست یا فراموش شده‌، می‌پردازد.

اساس کار رادیو تراژدی، روایت داستان‌هایی برپایه‌ واقعیت و حاصل کار روزنامه‌نگاران تحقیقی است. «کریم نیکونظر»، سازنده این پادکست و روزنامه‌نگار، به «پیام ما» می‌گوید ازآنجاکه رادیو تراژدی یک پادکست تاریخی است بیش از هر چیز متکی به منابع مکتوب و کتابخانه‌ای است: «به همین دلیل، تحقیقات میدانی برای ما جوابگو نیست. اما معیار این است هر شخصیتی که انتخاب می‌شود، باید بیش از دو منبع درباره او وجود داشته باشد تا بتوانیم از او بنویسیم؛ چراکه اگر غیر از این عمل کنیم، نتیجه مانند خلاصه یک کتاب می‌شود. سعی می‌کنیم درباره شخصیت‌ها لابه‌لای کتاب‌ها، مجلات و روزنامه‌ها جست‌وجو و آنها را پیدا کنیم.»

رادیو تراژدی با پادکست‌های دیگر یک تفاوت مهم دارد؛ برخلاف بسیاری از پادکست‌ها که گویندگی و نوشتن برعهده یک نفر است، نیکونظر تنها نویسنده پادکست‌ها نیست و افراد مختلفی، نویسنده اپیزودها هستند و او با لحن خود، گویندگی این روایت‌ها را برعهده دارد. اکثر داستان‌های این پادکست درباره افرادی است که بارها به در بسته خورده‌اند، اما ناامیدی در زندگی‌شان معنایی نداشته. به همین دلیل، روند دراماتیک زندگی اشخاص در رادیو تراژدی اهمیت دارد، اما این به‌معنای انتخاب شخصیت‌ها براساس یک پایان تلخ در زندگی‌شان نیست: «باید زندگی شخصیت‌ها دارای معنا یا کارکرد در جامعه باشد؛ چراکه مسئله ما ارتباط فرد با جامعه است؛ اینکه جامعه چقدر او را پذیرفته، چه مسیری را طی کرده، زندگی‌اش چه اوج و فرودهایی داشته. این زیر و زبرها برای ما مهم است؛ زیرا اگر فردی فقط یک کار مهم انجام داده باشد، ولی مسیرش ادامه نیافته، در این پادکست به او نمی‌پردازیم.»

اما هدف اول رادیو تراژدی مانند هر پادکست دیگری سرگرم‌کردن مخاطب است و همین اهمیت جذاب‌بودن روایت‌ها را بیشتر می‌کند: «مخاطب اول باید سرگرم شود و بعد به اطلاعات مفید برسد. به‌ویژه که می‌تواند آن را هر زمان که می‌خواهد، قطع کند. بنابراین، در رادیو تراژدی دراماتیک کردن به ما کمک می‌کند نقاط عطف متعددی را در نظر بگیریم. البته پیش از پادکست، این کار در مطبوعات جهان و ایران رایج بوده و ما هم تقریباً از همین ویژگی‌ها استفاده می‌کنیم. نکته مهمتر این است که ما تاریخ‌دان نیستیم؛ ما خواننده تاریخی هستیم و سعی می‌کنیم زندگی اشخاص را با جنبه‌های سرگرم‌کننده بازگو کنیم. حتی در انتخاب موسیقی‌ها هم این جنبه را رعایت می‌کنیم.»

یکی از چالش‌های ساخت رادیو تراژدی، در نظرگرفتن برخی احتیاط‌ها درباره اپیزودهایی است که به مسائل روز می‌پردازند؛ مانند اپیزود «متروپل»: «باید زبان خاصی را پیدا کنیم که مروج یک عصبیت و خشونت نباشد و در‌عین‌حال واقعیت را هم بیان کند. در این شرایط، امکان اشتباه زیاد است و باید جوانب مختلف را در نظر گرفت.»

 

از پادکست تا مجله

«کتاب تراژدی» دوماهنامه‌ای است وابسته به رادیو تراژدی که سازندگان این پادکست از آذر سال ۱۴۰۰ منتشرش می‌کنند. سه هدف برای انتشار مجله وجود داشت که یکی از آنها به جبران هزینه‌های مالی پادکست برمی‌گردد: «در انتشار پادکست هدفمان این بود که آگهی نداشته باشیم و به همین دلیل، سراغ انتشار مجله رفتیم. در سال‌های اول هزینه‌هایی که برای پادکست می‌کردیم، با فروش مجله جبران می‌شد. الان هم تقریباً همین‌طور است و نمی‌توانم بگویم که پادکست به ما ضرر می‌زند.»

نیکونظر می‌گوید هدف بعدی، پرداختن به مطالبی است که امکان انتشار آنها در پادکست وجود ندارد: «برای مثال پرداختن به اشخاص مطرح هنرهای تجسمی در پادکست کار بسیار سختی است. انتشار زندگینامه آنان به شیوه رادیو تراژدی، یعنی با همان فرمول دراماتیک کردن، در مجله امکان‌پذیر بود و سعی کردیم کاری را که در پادکست نمی‌توانیم انجام دهیم، در مجله پیش ببریم.»

سومین هدف پیداکردن نسبتی میان نوشته‌های فردی با جامعه امروز بوده: «تلاش کردیم در مجله پنجره‌های مختلفی را باز کنیم و با انتشار داستان، ویژه‌نامه، مقاله یا جستار کار جدیدی انجام دهیم.»

 

ما کجای این ماجرا قرار گرفته‌ایم؟

برای رادیو تراژدی، نظرات مخاطبان در هر دوره‌ای متفاوت بوده: «زمانی از شخصیت‌ها استقبال می‌کنند و زمانی نه. برخی نسبت به انتخاب‌های ما حساس هستند که به سلیقه‌، تجربه و زاویه دید سیاسی‌شان برمی‌گردد. اما آنچه برایمان اهمیت دارد، این است که ما کجای این ماجرا قرار گرفته‌ایم.»

بنابراین، معیار انتخاب‌های رادیو تراژدی براساس سلیقه مخاطب نیست بلکه براساس زندگی و اهمیت شخصیت‌هاست: «زمانی که دو شماره درباره «سید احمد فردید» منتشر شد، واکنش‌ها مثبت نبود؛ چون اکثر مخاطبان فردید را شخصیت جالبی نمی‌دانستند. اما این موضوع برای ما به این معنا نیست که درباره این اشخاص کار نکنیم؛ چون اگر بخواهیم نگاه سلیقه‌ای را در نظر بگیریم، اساساً اختیار کار از دست ما خارج می‌شود. گاهی ممکن درباره یک شخصیت واکنش‌های منفی زیاد باشد و در زمان انتشار یک شماره تعلل کنیم، اما تغییری در رویه‌مان داده نمی‌شود»

او مشکل کلی در رسانه‌های ایران اعم از روزنامه، مجله و پادکست را این می‌داند که در اکثر اوقات مخاطب، خاموش است و نمی‌تواند بازخورد منسجمی از مخاطبان داشته باشد: «وقتی در روزنامه یا مجله کار می‌کنید، بازخورد وسیعی دریافت نمی‌کنید. طیف محدودی واکنش نشان می‌دهند و نمی‌توان یک جامعه آماری دقیقی داشت.»

بااین‌حال، نیکونظر در تولید این پادکست با نظرات و موارد عجیبی هم مواجه شده؛ به‌ویژه نظراتی از خاندان شخصیت‌های مطرح‌شده در پادکست. مثلاً تماس دختر ناتل‌خانلری با او یکی از این موارد عجیب بوده؛ چراکه نیکونظر فکر نمی‌کرده صدای این پادکست فارسی به گوش آنان در خارج از ایران هم برسد.

بعد از انتشار شماره‌ای درباره شخصی که اولین سالن سینما را در ایران تأسیس کرده، زنی با او تماس گرفته و گفته بود این فرد پدربزرگ اوست: «متوجه شدم جهان واقعاً کوچک است. انگار مرزها از بین می‌رود و رابطه‌های انسانی را می‌توان پیدا کرد.»

 

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مرتبط

«خیام»، آن که  زودتر از ما فهمید

«خیام»، آن که زودتر از ما فهمید

وقتی پرده کنار می‌رود، جامعه نفس می‌کشد

وقتی پرده کنار می‌رود، جامعه نفس می‌کشد

«زاوقان» تاریخی گرفتار شهرسازی خودرو‌محور

محله تاریخی سمنان که شصت سال پیش از سیل ویرانگر نجات پیدا کرد، با تهدید توسعه چه خواهد کرد؟

«زاوقان» تاریخی گرفتار شهرسازی خودرو‌محور

وزیر میراث‌فرهنگی: مرکز میراث ناملموس تهران باید به کانون دیپلماسی فرهنگی تبدیل شود

تأکید وزیر میراث‌فرهنگی در بازدید از مرکز میراث ناملموس تهران

وزیر میراث‌فرهنگی: مرکز میراث ناملموس تهران باید به کانون دیپلماسی فرهنگی تبدیل شود

استفاده از ظرفیت کارشناسان ملی برای مرمت بناهای آسیب‌دیده اصفهان

بررسی خسارات بناهای تاریخی اصفهان پس از حملات اخیر

استفاده از ظرفیت کارشناسان ملی برای مرمت بناهای آسیب‌دیده اصفهان

انتقاد از وضعیت مرکز تاریخی پایتخت؛ از فرصت بازسازی برای نجات قلب تاریخی تهران استفاده کنید

واکنش یک پژوهشگر میراث شهری به طرح شورای شهر تهران

انتقاد از وضعیت مرکز تاریخی پایتخت؛ از فرصت بازسازی برای نجات قلب تاریخی تهران استفاده کنید

چرای دام و پشم‌چینی گوسفندان در محوطه سنگ‌نگاره ساسانی

میراث فرهنگی

چرای دام و پشم‌چینی گوسفندان در محوطه سنگ‌نگاره ساسانی

شعر در سلوک و ادبیات فردوســـــــی

به بهانه روز بزرگداشت «حکیم ابوالقاسم فردوسی» و پاسداشت «زبان فارسی»

شعر در سلوک و ادبیات فردوســـــــی

 گزارش‌های خوش‌بینانه در برابر هتل‌های خالی

نقدی به برنامه‌های معاون گردشگری وزیر میراث‌فرهنگی

 گزارش‌های خوش‌بینانه در برابر هتل‌های خالی

روستای قلعه‌بالا شاهرود گزینه اصلی ایران برای ثبت جهانی شد

میراث فرهنگی سمنان اعلام کرد

روستای قلعه‌بالا شاهرود گزینه اصلی ایران برای ثبت جهانی شد