محیط‌زیست پروانه شکار نمی‌دهد، هزینه بر دوش قرق‌داران است

قرق‌های بلاتکلیف

کارشناس فنی قرق علی‌آباد چهل‌گزی: با وجود خشکسالی جمعیت گونه‌های شاخص در قرق علی‌آباد چهل‌گزی نه‌تنها کاهش نیافته، بلکه در برخی گونه‌ها مانند آهو، کل و بز و حتی گورخر آسیایی، روندی افزایشی یا تثبیت‌شده داشته است





قرق‌های بلاتکلیف

۱۳ مهر ۱۴۰۴، ۱۷:۳۸

|پیام ما| ساخت دو پاسگاه، ۱۴ آب‌انبار و تانکر آب، خرید سه خودرو،‌ هفت دوربین دوچشمی،‌ سه دوربین عکاسی،‌ یک تلسکوپ، یک دوربین عکاسی،‌ ۱۰ دوربین تله‌ای و ۱۱ موتورسیکلت، اولین هزینه‌ای بود که مدیران قرق علی‌آباد چهل‌گزی انجام دادند. آنها هفت سال هزینه تعمیر، نگهداری،‌ سوخت و روغن وسایل نقلیه، پذیرایی و آبدارخانه، حمل،‌ برق مصرفی،‌ آب،‌ تعمیر و نگهداری اثاثیه و منصوبات،‌ تعمیر و نگهداری ساختمان،‌ بیمه تکمیلی کارکنان، هدایا، بیمه شخص ثالث،‌ حقوق و عیدی کارکنان و پرسنل را از جیب خود پرداختند تا بالاخره در بهمن‌ماه سال ۱۳۹۵ با حضور معاون محیط طبیعی سازمان حفاظت محیط‌زیست و رئیس وقت فراکسیون محیط‌زیست مجلس شورای اسلامی و با حضور جمعی از مدیران کارشناسان محیط‌زیست،‌ پروانه فعالیت قرق‌های اختصاصی به آنها داده شد. از آن سال تا امروز سازمان حفاظت محیط‌زیست تصمیمات مختلفی برای قرق‌ها گرفته که هزینه‌ای برایش ندارد. در مقابل قرق‌ها که حیاتشان به این تصمیمات وابسته است‌، دچار تلاطم‌های مختلف شده‌اند. تنها یک چیز برایشان ثابت بوده؛‌ «هزینه»،‌ مبالغی که هر سال باید برای حقوق پرسنل، تعمیر و نگهداری و... بپردازند. این روزها خبر می‌رسد که سازمان حفاظت محیط‌زیست علاقه‌ای به واگذاری پروانه برای قرق‌های اختصاصی ندارد، هزینه این عدم علاقه اما به دوش سازمان نیست‌، قرق‌داران باید آن را بپردازند. در قرق علی‌آباد چهل‌گزی این عدد برای سال قبل «چهار میلیارد و ۳۰۰ میلیون تومان» بود.

در سال‌های اخیر تلاش‌های گسترده‌ای برای ایجاد تعادل میان حفاظت از گونه‌های حیات‌وحش و بهره‌برداری پایدار از منابع‌طبیعی در ایران با عنوان «حفاظتگاه‌های مردمی» یا «قرق‌های اختصاصی» صورت گرفت. در این محدوده‌ها یکی از مهم‌ترین اقدامات تخصیص درآمد حاصل از فروش پروانه‌های شکار و تروفه‌ها به پروژه‌های توسعه و آبادانی منطقه بود. در قرق علی‌آباد چهل‌گزی به‌گفته «مهدیه کرمی»، کارشناس فنی این قرق،‌ این منابع مالی به‌طور مستقیم صرف تقویت فعالیت‌های حفاظتی، اجرای برنامه‌های آموزشی و فرهنگسازی، بهبود زیرساخت‌ها و پشتیبانی مالی نیروهای حفاظتی می‌شوند. «بخشی از این درآمدها نیز به‌طور سالانه و از طریق قرعه‌کشی در قالب پروانه‌های شکار به جوامع محلی کم‌درآمد اختصاص پیدا می‌کند. رویه‌ای که موجب افزایش مشارکت مردم بومی در پروژه‌های حفاظتی شده،‌ به‌طوری‌که برخی دامداران به‌عنوان نیروهای آموزش‌دیده به تیم‌های حفاظتی پیوسته‌اند.»

به‌گفته کرمی، در منطقه آنها فرهنگسازی و آموزش‌های مستمر، در کنار تخصیص پروانه‌های شکار، نگرشی مثبت در میان مردم محلی نسبت به گونه‌های حیات‌وحش  از جمله آهو و هوبره ایجاد کرده است. «گونه‌هایی که گاهی خساراتی به مزارع وارد می‌کردند، اکنون به‌عنوان نماد برکت و رونق شناخته می‌شوند و همین امر موجب شده جوامع محلی خود را حامی و مدافع اصلی آنها بدانند. علاوه‌براین، فروش قانونی تروفه‌ها (شاخ‌ها، پوست‌ها و سایر بخش‌های بدن حیوانات شکارشده تحت مجوز) به منبع درآمدی مهم برای قرق‌ها و جوامع محلی تبدیل شده است. این درآمدها هم در تقویت فعالیت‌های حفاظتی و مدیریت منابع‌طبیعی نقش دارند و هم به جذب گردشگران و محققان کمک می‌کنند. تروفه‌ها علاوه‌بر ارزش هنری و علمی برای مجموعه‌داران و موزه‌ها، توجه جهانی را به منطقه جلب می‌کند و فرصت‌های تازه‌ای برای توسعه گردشگری طبیعی فراهم می‌سازد.»

تخصیص درآمد پروانه‌های شکار و تروفه‌ها از نظر این کارشناس فنی به حفاظت و آموزش، توسعه بوم‌گردی و جلب همکاری‌های محلی منجر و باعث شده است منطقه به نمونه‌ای موفق از توسعه پایدار و حفاظت محیط‌زیست تبدیل شود. «این رویکرد، ضمن ایجاد هم‌افزایی میان مردم و مدیریت منابع‌طبیعی، تأثیر چشمگیری بر بهبود وضعیت اقتصادی، اجتماعی و زیست‌محیطی منطقه دارد. در گذشته، بسیاری از جوامع محلی برای تأمین معاش خود به چرای بی‌رویه دام یا شکار غیرقانونی متکی بودند، اما با استخدام افراد محلی به‌عنوان قرقبان، درآمدی پایدار برای آنها فراهم شد که خود عاملی اساسی در کاهش شکار غیرمجاز است.»

کاهش جمعیت علفخواران وحشی و گسترش شکار غیرمجاز، سال‌ها پیش از شکل‌گیری قرق باعث می‌شد پلنگ‌ها به دام‌های اهالی حمله کنند و همین موضوع کشتار این گوشتخواران توسط دامداران را به‌همراه داشت. حالا از نظر کرمی، جمعیت علفخواران احیا شده و تعارض میان دامداران و حیات‌وحش تقریباً به صفر رسیده است. «جوامع محلی در محدوده قرق علی‌آباد، با بهره‌گیری از آموزش‌های تخصصی در زمینه حفاظت از حیات‌وحش، تغییر نگرشی چشمگیر نسبت به تعارضات پیشین با گونه‌هایی مانند آهو و هوبره داشته‌اند. مدیریت مؤثر قرق و استخدام قرقبانان محلی سبب شده است اهالی منطقه به مدافعان حیات‌وحش تبدیل شوند. اگرچه در گذشته ورود حیات‌وحش به مزارع و باغ‌ها نگرانی‌هایی برای کشاورزان ایجاد می‌کرد، اما در سال‌های اخیر تغییرات مثبتی مشاهده شده است. حتی برخی کشاورزان معتقدند حضور این گونه‌ها به افزایش برکت و حاصلخیزی زمین‌هایشان کمک کرده است.»

تیم فعال در قرق علی‌آباد، «محسن رمضانی‌زاده» مدیر، «سید محمدعلی دهقان» سرپرست، «مهدیه کرمی» کارشناس و بقیه قرقبانان هستند. آنها در دو شیفت به‌صورت سه‌نفره در سه روز کاری، سه روز استراحت فعالیت می‌کنند. «تمامی قرقبانان این منطقه از میان دامداران و کشاورزان محلی انتخاب شده‌اند؛ به‌علاوه تیم مدیریتی قرق با پرداخت خسارات ناشی از تعارض حیات‌وحش با دام یا زمین‌های کشاورزی، توانسته اعتماد و رضایت عمومی را جلب کند.»

به‌گفته کرمی، جمعیت آهو از هفت رأس در سال ۱۳۸۸ به ۱۷۰ رأس در سال ۱۴۰۳ و جمعیت کل و بز از ۲۰۰ رأس در سال ۱۳۸۸ به تعداد ۱۲۵۸ رأس در سرشماری پاییزه سال ۱۴۰۳ رسیده است. به‌علاوه برای نخستین‌بار در سال ۱۴۰۲ و به‌صورت مستمر در بهار ۱۴۰۳ و ۱۴۰۴ یک گله ۱۰رأسی از گورخر آسیایی در قرق مشاهده و مستند شد. «از سال ۱۳۹۳ تاکنون، حضور پلنگ ایرانی در چاه میل، ارتفاعات سامری و لافراخ به‌طور منظم ثبت شده است. ثبت مداوم پلنگ ایرانی توسط دوربین‌های تله‌ای نشان‌دهنده نقش این قرق در ایجاد امنیت بالا و افزایش جمعیت طعمه است. به‌علاوه ثبت مداوم پلنگ ایرانی تأیید می‌کند که قرق‌های خصوصی می‌توانند به‌عنوان کریدورهای امن برای گوشتخواران بزرگ عمل کنند.»

او کاهش پرونده‌های تخلف در قرق را نشانه دیگری از امن شدن زیستگاه می‌داند. «سال ۱۳۹۷ سه شکارچی غیرمجاز شناسایی شدند و از آنها لاشه یک رأس کل وحشی، دو قبضه سلاح شکاری ساچمه‌زنی و سایر ادوات شکار کشف و ضبط شد. سال ۱۴۰۰ یک شکارچی غیرمجاز شناسایی و دستگیر شد، این فرد اقدام به شکار سه قطعه کبوتر وحشی و کبک کرده بود. اما از ابتدای سال ۱۴۰۰ تا پایان اسفند ۱۴۰۳ هیچ‌گونه تخلفی در قرق علی‌آباد چهل‌گزی گزارش نشده است.»

استان یزد در دو دهه گذشته با خشکسالی‌های پی‌درپی، کاهش بارندگی و افزایش دمای متوسط سالانه مواجه بوده است. به‌ویژه در سال‌های اخیر (۱۴۰۰ تا ۱۴۰۳) که الگوی بارش‌ها دچار تغییرات قابل‌توجهی شده و اغلب بارندگی‌ها به‌صورت رگباری و محدود رخ داده است. یکی از استدلال‌هایی که برای ندادن پروانه شکار به قرق‌ها می‌شود، همین خشکسالی و کاهش جمعیت حیات‌وحش است؛ گزاره‌ای که این کارشناس فنی با رجوع به آمار، آن را زیر سؤال می‌برد. «با وجود شرایط دشوار اقلیمی، بررسی‌های میدانی، سرشماری‌ها و تصاویر دوربین‌های تله‌ای نشان می‌دهند جمعیت گونه‌های شاخص در قرق علی‌آباد چهل‌گزی نه‌تنها کاهش نیافته، بلکه در برخی گونه‌ها همچون آهو، کل و بز و حتی گورخر آسیایی، روندی افزایشی یا تثبیت‌شده داشته است.»


شکار و گردشگری در کنار هم

«محرک‌های درآمد ناشی از شکار و گردشگری عکاسی در قرق‌های محلی نامیبیا» عنوان پژوهشی است که در آن درآمدهای حاصل از شکار و گردشگری عکاسی طی سال‌های ۱۹۹۸ تا ۲۰۲۲ در این کشور بررسی شده است. داده‌های سالانه مربوط به درآمدها و حضور گونه‌های موسوم به «پنج بزرگ» شامل فیل، بوفالو، کرگدن سیاه، شیر و پلنگ نشان می‌دهد در ۷۰ مورد از ۸۶ قرق، فعالیت‌های شکار دو برابر سریع‌تر از گردشگری عکاسی ایجاد شده است.

آیا قرق علی‌آباد چهل‌گزی و نامیبیا قابل‌مقایسه‌اند؟ از یک زاویه که در هر دو از شکار به‌عنوان منبع درآمدی برای حفاظت بهره گرفته می‌شود، بله. اما این قیاس به چند دلیل خطاست؟ آیا در نامیبیا جریان گردشگری مانند ایران با چنین تلاطماتی مواجه است؟ چه گروهی از توریست‌های خارجی به این کشورها سفر می‌کنند و چند نفر؟ آیا گزینه‌های مورد مشاهده در ایران جذابیت به‌اندازه «پنج بزرگ» آفریقا جذابیت دارند و…؟ ازاین‌روست که مسئولان محیط‌زیست باید مشخص کنند با پروانه ندادن به قرق‌ها، آنها دقیقاً چه کاری باید انجام دهند؟ و با تعطیل شدن قرق‌ها حاضرند تبعات تصمیم خود را بپذیرند یا خیر؟

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *