مهرگان؛ جشنی برای زندگی‌خواهی

آیین‌های ایرانی، همگی زیست‌آیین‌اند؛ هیچ‌یک ستایشگر زیست‌فاجعه نیستند





مهرگان؛ جشنی برای زندگی‌خواهی

۹ مهر ۱۴۰۴، ۱۷:۴۹

مهرگان آیین زندگی و شادمانی است؛ دعوتی به داد، پرهیز از ظلم و دوری از تاریکی که نماد آن ضحاک است. در اسطوره‌ها و آیین‌های مهرگان، این پیام روشن است: چرخشی از گفتمان مرگ‌اندیشی و «مرگِ خوب» به‌سوی «زندگیِ خوب». آنچه در داد و داوری فریدون دیده می‌شود، بازتاب همین معناست. مهرگان آیین زیست‌افزایی و زندگی‌خواهی است؛ خواستن زندگی برای مردم به‌شکلی عادلانه و برابر. اگر می‌خواهیم به پیام نهفته در دل مهرگان گوش فرا دهیم، باید رؤیا و آرزوهای مردم را زنده کنیم؛ رؤیای گروه‌های بی‌صدا و محروم: کودکان کولبر کردستان، کودکان سوخت‌بر سیستان‌وبلوچستان، کودکان کار و جوانان بی‌اشتغال. این رؤیا جز با چرخشی بزرگ در نگاه ما به جهان و معنای زندگی تحقق نمی‌یابد. مهرگان پیام تولد دوباره و باززایی یک ملت است؛ پیامی که در آن «زندگی خوب» مطالبه اصلی مردم است و فقر و نداری به‌مثابه آفریده‌ای اهریمنی شناخته می‌شود. پیام مهرگان، برچیدن شکاف‌های طبقاتی است؛ جهانی که در آن، زندگی خوب تنها به اقلیتی محدود متعلق نیست و دوزخ سختی‌ها بر دوش اکثریت مظلوم سنگینی نکند. در چنین جهانی، دیگر خبری از زنانه‌شدن، کودکانه‌شدن، قومی‌شدن، زیست‌محیطی‌شدن و میراثی‌شدنِ فقر نخواهد بود.

این باززایی خورشیدی، باززایی امید است. امیدی که از داد، زندگی، برابری و مدارا سخن می‌گوید؛ از زیست‌افزایی و زیست‌سالاری. یعنی زیستنی مهربان با مردم، جهان و طبیعت؛ زیستنی جان‌افزا و زندگی‌بخش. زیرا زیست‌سالاری پایه مردم‌سالاری است: دوست داشتن و زیستن با مردم. مردمی که قبله‌نمای حضرت خداوندند و هیچ راهی جز خدمت به آنان، انسان را به خداوند نمی‌رساند. و نیز نمی‌توان زندگی خوب را بی‌آنکه طبیعت را پاس داشت، تضمین کرد.

درس‌های مهرگان را می‌توان در پنج محور دید: داد و عدالت؛ مردم‌داری؛ امید و باززایی؛ هم‌زیستی با طبیعت.


چرخش از مرگ‌اندیشی به زیست‌افزایی و زندگی خوب

مهرگان بخشی کلیدی از پارادایم و زیبایی‌شناسی امید، شادی و زندگی است. این آیین، زیست‌آیینی برای امید و شادی است و اهمیت فرهنگ شادمانی را یادآوری می‌کند. مهرگان با تأکید بر زندگی خوب، هشدار می‌دهد که راهی از دوزخ فقر و فقدان توسعه به بهشت آسمانی خداوند مهربان وجود ندارد.

آیین‌های ایرانی، همگی زیست‌آیین‌اند؛ هیچ‌یک ستایشگر زیست‌فاجعه نیستند. آیین‌های ایرانی آینه زیست‌سالاری کهن و دیرین فرهنگ و تمدن ایرانی است. این آیین‌ها آموزه‌ها، پارادایم‌ها و گفتمان‌هایی را منتقل می‌کنند که محصول تجربه زیسته ایرانیان در گذر قرن‌هاست. در این میان، آگاهی به ژرفای این آیین‌های کهن و باستانی به سواد میراثی نیازمند است. پیشتر به‌عنوان مدیر پرونده ثبت جهانی جشن سده در نشست همشهریان زرتشتی گفتم که ملت، تمدن و فرهنگی که سده و مهرگان و نوروز دارد، آیین‌هایی حامل ایده درخشان احترام به طبیعت و زیست‌سالاری، نباید دریاچه ارومیه‌ و هامونش خشک شود، مگر مدیران و سیاستگذاران ما بی‌بهره از سواد میراثی و زیست‌محیطی باشند. مهرگان نیز ارزش سترگ زندگی و زیست‌افزایی را به‌مثابه شاخصه بهزیستی و توسعه پایدار یادآور می‌شود. آیین‌های ایرانی به‌مثابه شیوه زیست و جهان‌بینی ژرف ایرانی باید خود الگوی تعامل اجتماعی و رفتار زیست‌محیطی دانسته شوند. آنان که ارزش آیین‌هایی چون زندگی را دریافته و مهر و مهربانی را بنیان نهاده‌اند، از خود چون  فریدون، خاطره‌ای نیک بر جا خواهند نهاد.

مدیر تاجیکستانی این پرونده جناب آقای دکتر دلشاد رحیمی است.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

زمـانی بـرای نـزیستـن

زمـانی بـرای نـزیستـن