«لئو»، توله‌شیری که در مسیر قاچاق سر از خانه یک ورزشکار درآورده بود، توسط هم‌نوعانش در باغ‌وحش ارم کشته شد

تراژدی مرگ در باغ‌وحش ارم

دوستداران حیات‌وحش از سازمان حفاظت محیط‌زیست می‌خواهند گزارش تلفات باغ‌وحش‌های ایران در سه سال گذشته را اعلام کند و توضیح دهد چه اقدامات بازدارنده‌ای داشته است؟





تراژدی مرگ در باغ‌وحش ارم

۲۱ شهریور ۱۴۰۴، ۲۰:۲۱

یک خبر مرگ دیگر از باغ‌وحش ارم آمد. این‌‌بار «لئو» توله‌شیر پرحاشیه‌ یک سال گذشته، توسط همنوعانش در این باغ‌وحش کشته شده است. آبان‌ماه پارسال یکی از ورزشکاران رزمی فیلم‌هایی از این توله‌شیر در خانه‌اش منتشر کرد. بعد از انتشار این فیلم و واکنش فعالان حقوق حیوانات به حضور این حیوان در خانه این ورزشکار، سازمان حفاظت محیط‌زیست مجبور به مداخله شد. پس از حواشی بسیار، مانند عکس گرفتن فرمانده وقت یگان حفاظت محیط‌زیست با این ورزشکار و بی‌اطلاع جلوه دادن این ورزشکار از قانون، درنهایت با فشار افکار عمومی، اسفندماه پارسال توله‌شیر به باغ‌وحش ارم سپرده شد. حالا تنها هفت ماه بعد از انتقال این توله‌شیر به باغ‌وحش خبر آمده که با شیرهای دیگر درگیر و کشته‌ شده است. این خبر یکبار دیگر نظارت ضعیف بر باغ‌وحش‌ها و بی‌توجهی به وضعیت نگهداری گونه‌ها را مطرح کرده است.

آبان‌ماه سال گذشته، «امیر علی‌اکبری»، ورزشکار و فایتر هنرهای رزمی، در صفحه اینستاگرام خود با بیش از سه میلیون دنبال‌کننده، ویدئویی از بازی با توله‌شیری به نام «لئو» منتشر کرد. این ویدئو به‌سرعت در فضای مجازی وایرال شد و واکنش‌های گسترده‌ای را به‌دنبال داشت. سازمان حفاظت محیط‌زیست ابتدا سکوت اختیار کرد. اما با فشار افکار عمومی، در دی‌ماه همان سال، فرمانده وقت یگان حفاظت محیط‌زیست اعلام کرد این ورزشکار از غیرقانونی بودن اقدامش بی‌اطلاع بوده و شیر دیگر نزد او نیست.
او حتی در اقدامی عجیب، با علی‌اکبری عکس یادگاری گرفت و او را «دوستدار محیط‌زیست» معرفی کرد تا ماجرا با روایتی هندی‌وار ختم به خیر جلوه کند. این رفتار، با انتقاد جدی فعالان محیط‌زیست مواجه شد؛ چراکه این ورزشکار در جایگاه متهم قرار داشت و مرتکب جرم شده بود و این سؤال به میان آمد که آیا شأن فرمانده یگان حفاظت کل کشور گرفتن عکس یادگاری با متهم است؟ آیا با سایر متهمان هم به همین شیوه برخورد می‌شود؟ یا قانون برای دیگران تفاوت دارد؟ اما این پایان ماجرا نبود.
چندی بعد، علی‌اکبری مجدد ویدئویی تازه از همان توله‌شیر منتشر کرد و طی مصاحبه‌ای گفت حاضر نیست آن را به سازمان حفاظت محیط‌زیست تحویل دهد، «چون محیط‌زیست لئو را خواهد کشت»؛ جمله‌ای که متأسفانه چندان هم بی‌پایه نبود.
باز هم سازمان حفاظت محیط‌زیست تحت فشار افکار عمومی قرار گرفت و این‌بار توله‌شیر را ضبط کردند و فرمانده وقت یگان حفاظت محیط‌زیست، اواخر اسفند سال قبل، باز هم مقابل دوربین قرار گرفت و دلایل این اقدام را توضیح داد.

تکلیف توله‌شیر چه شد؟
سازمان حفاظت محیط‌زیست با بودجه محدودش زیرساخت و سازوکاری برای نگهداری از این حیوانات ندارد و توله‌شیر به باغ‌وحش ارم تحویل داده شد.
باغ‌وحش ارم تهران، یکی از مراکز مورد لطف و عنایت سازمان حفاظت محیط‌زیست است که هر اتفاقی در آنجا بیفتد، باز هم سختگیری‌ای در کار نیست و ماجرا به فراموشی سپرده می‌شود.
از آن طرف، باغ‌وحش ارم دنبال بهره‌برداری تبلیغاتی از ماجرا هم بود. ارم، ویدئویی در صفحه رسمی خود منتشر کرد که در آن علی‌اکبری وسط باغ‌وحش ارم از رسیدگی به توله‌شیر و وضعیت مناسب این باغ‌وحش تشکر می‌کند که بعداً ارم این ویدئو را از صفحه مجازی‌اش حذف کرد.
اما هفته گذشته، آن اتفاق تلخ و تکراری رخ داد. لئو، توله‌شیری که در مسیر قاچاقش سر از خانه این ورزشکار درآورده بود، توسط هم‌نوعانش در باغ‌وحش ارم کشته شد.
سازمان حفاظت محیط‌زیست و مدیریت باغ‌وحش همچون همیشه چند روزی سکوت کردند؛ روالی معمول برای سنجش واکنش‌ها و گذشت زمان تا آب‌ها از آسیاب بیفتد.
اما با رسانه‌ای‌ شدن خبر توسط دو فعال رسانه‌ای این حوزه، محیط‌زیست تهران ناچار شد اعلام کند علیه باغ‌وحش ارم شکایت کرده است.
در بیانیه‌، این اداره گفته شده: «این حادثه ناشی از سهل‌انگاری و قصور در مدیریت و نگهداری گونه‌های حیات‌وحش در باغ‌وحش بوده است و شرایط نگهداری، نظارت ضعیف و عدم تفکیک مناسب حیوانات از جمله عواملی است که منجر به بروز چنین حادثه‌ای شده است.»
از آن طرف، باغ‌وحش ارم و دامپزشکی اعلام کردند این شیر در جایگاه جداگانه‌ای و در مجاورت سایر شیرها نگهداری می‌شده که فضای بین آنها توسط در کشویی گیوتینی جدا شده بود.
ارم همچنین مدعی شد دم لئو، توله‌شیر، از زیر این در کشویی وارد جایگاه مجاور شده و شیرهای بالغ آنجا دم حیوان را به دندان گرفته و به داخل کشیده‌اند و در پی آن در بالا رفته و لئو به‌طور کامل وارد قفس مجاور شده و در درگیری پیش‌آمده، از پای درآمده است.
آثار دندان شیرها روی جمجمه و نای لئو وجود دارد، چه فرجام دردناکی!
کشته شدن لئو، اولین و آخرین فاجعه باغ‌وحش‌ها نبوده و نیست و بدون تردید، اگر پای مالک معروف توله‌شیر در میان نبود، محیط‌زیست صحبتی از طرح شکایت هم نمی‌کرد و البته نتیجه این شکایت نمادین نیز تقریباً از پیش معلوم است و به‌احتمال زیاد ارم تبرئه خواهد شد.
جدا از این حادثه و مرگ این توله‌شیر، سازمان حفاظت محیط‌زیست نیز در این ماجرا با چند پرسش جدی روبه‌روست:
۱. باغ‌وحش ارم در طرح رتبه‌بندی باغ‌وحش‌ها که چندین سال است در دولت قبل و فعلی مطرح بوده، با اختلاف بالاترین امتیاز را کسب کرده است.
اتهام مطرح‌شده توسط محیط‌زیست تهران مبنی‌بر «سهل‌انگاری و قصور در مدیریت و نگهداری گونه‌های حیات‌وحش، شرایط نگهداری، نظارت ضعیف و عدم تفکیک مناسب حیوانات» نشان می‌دهد این رتبه‌بندی‌ها بی‌پایه و انتقاد فعالان این حوزه به طرح رتبه‌بندی باغ‌وحش‌ها درست است.
۲. سازمان حفاظت محیط‌زیست، براساس ماهیت ذاتی خود، نظارت بر باغ‌وحش‌ها را برعهده دارد. در کدام گزارش بازدید کارشناسان محیط‌زیست، به ریسک وجود این دریچه میان دو جایگاه اشاره شده؟ اگر آن را ندیده‌اند، دلیل آن چه بوده و اگر دیده‌اند، چرا برطرف نشده؟ اصولاً ارزیابی ریسک جایی در این فرایند دارد؟
۳. باغ‌وحش ارم سابقه مرگ‌ومیرهای عجیب و منحصربه‌فرد حیوانات را در کارنامه دارد: کشته شدن «کوئین»، ببر سفید، توسط هم‌نوعانش با قصه‌ای مشابه مرگ لئو. کشته شدن شامپانزه‌ای به اسم «شمسی» توسط هم‌نوعانش. مرگ «هیرمان»، شیر ایرانی. مرگ دور از ذهن «ماوی»، ماده پلنگ جوان و… .
سازمان حفاظت محیط‌زیست برای پیشگیری از این مرگ‌ومیرهای متوالی و پرشمار چه اقدام بازدارنده‌ای انجام داده؟
اگر بحث مالک توله‌شیر، یعنی امیر علی‌اکبری در میان نبود، همین شکایت نمادین و بی‌اثر هم انجام نمی‌شد و مرگ این شیر مانند ده‌ها مرگ دیگر باغ‌وحش‌ها توجه عموم را به خود جلب نمی‌کرد.
برای شفاف شدن ماجرا، به سازمان حفاظت محیط‌زیست پیشنهاد می‌‌شود گزارش تلفات باغ‌وحش‌های ایران در سه سال گذشته را اعلام کند و توضیح دهد چه اقدامات بازدارنده‌ای برای آن داشته است.
۴. سازمان حفاظت محیط‌زیست برای نگهداری گونه‌های کشف‌شده هیچ زیرساختی ندارد و اگر همین الان مجدداً توله‌شیری در تهران از متخلف کشف و ضبط شود، باز هم باغ‌وحش ارم یکی از مقاصد انتقال و نگهداری خواهد بود؟ با این حجم از وابستگی، بحث طرح شکایت از ارم چندان جدی نیست.
۵. سازمان حفاظت محیط‌زیست خود در ابتدایی‌ترین اصول نگهداری از حیات‌وحش مشکل دارد.
هنوز فراموش نکرده‌ایم که امسال یک توله‌خرس قهوه‌ای در مرکز تیمار و مراقبت پردیسان تهران درست جلوی چشم سازمان مفقود شد و هرگز رد و نشانی از آن به‌دست نیامد؛ اتفاقی که در دورافتاده‌ترین و محروم‌ترین باغ‌وحش‌های کشور نیز نظیر نداشته است. اگر این اتفاق در یک باغ‌وحش رخ داده بود، سازمان با آنجا چه می‌کرد؟
ماجرای لئو فقط یک تراژدی شخصی نیست، بلکه بخشی از زنجیره‌ای تکراری است: قاچاقچی حیوان سود خود را می‌برد، پوست حیوان تاکسیدرمی و فروخته می‌شود و این چرخه ادامه می‌یابد. البته خریدار توله‌حیوان قاچاق‌شده نیز در این چرخه اشتباه سهیم است. بازنده همیشگی ماجرا هم حیوانی است که باید زندگی می‌کرد.
مرگ لئو تلنگری دوباره است؛ نه‌فقط برای باغ‌وحش ارم، بلکه برای سیستمی که باید پاسدار حیات‌وحش باشد، اما بارها نشان داده در برخی وظایفش موفق نیست.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *