نقدی بر سکوت دستگاه‌های متولی بر پرسش‌های مطرح شده درباره استفاده از زباله‌سوزهای کوچک مقیاس

خط قرمز نامرئی؛ تکنولوژی یا شبه علم





خط قرمز نامرئی؛ تکنولوژی یا شبه علم

۱۹ مرداد ۱۴۰۴، ۱۶:۲۲

در شرایطی که بحران مدیریت پسماند در روستاهای شمال کشور، به‌ویژه استان گیلان، چهره‌ای هشدارآمیز به خود گرفته، همه نگاه‌ها به طرح‌هایی دوخته شده که در ظاهر، پرچم «نوآوری» و «خلاقیت» را در دست دارند. تجربه‌هایی چون سالکده و لسکوکلایه، در ظاهر نشانه‌هایی از پیشرفت در مدیریت پسماند روستایی‌اند، اما آنچه نگارنده را وادار به نوشتن کرده و در پس این تصاویر رسانه‌ای پنهان مانده، پرسش‌هایی است که اگر بی‌پاسخ بمانند، فردا با فاجعه‌ای مواجه می‌شویم که دیگر امکان جبران ندارد. سوال اصلی این نیست که از فناوری استفاده کنیم یا نه. سؤال این است: از چه فناوری، با چه استانداردی و با چه مکانیزم کنترل و نظارتی استفاده شود؟ آیا برای گریز از یک بحران، باید به‌سمت بحرانی دیگر رفت؟ از سوی دیگر، باید بپذیریم که این نوع فناوری‌ها در انتهای چرخه مدیریت پسماند واقع شده‌اند و با حذف پروسه مدیریت پسماند نمی‌توان به نتیجه شگفت و قابل‌قبول رسید.

موافقان و فروشندگان دستگاه‌های زباله‌سوز کوچک‌مقیاس، پس از دریافت اعتراض‌ها با تلاش بر تمرکز بر بخش تفکیک از مبدأ اعلام کرده‌اند که نقادان تلاش بر نادیده گرفتن دارند. با نگاهی به آمارها به‌روشنی درمی‌یابیم که در بهترین حالت و با رعایت تمامی ساکنان حداکثر حدود ۶۰ درصد از اقلام موجود در فرایندهای دورریز ایران قابل‌ بازیافت هستند و چیزی نزدیک به ۴۰ درصد این اقلام ارزش اقتصادی بازیافتی دارند که توسط افراد یا بخش خصوصی مورد تبادل قرار می‌گیرند. یعنی در بهترین حالت چیزی بین ۴۰ درصد تا ۶۰ درصد پسماند خشک به‌همراه کل پسماند بهداشتی به این دستگاه وارد می‌شود که شامل اقلامی مانند انواع کیسه‌های پلاستیکی، پوست چیپس و پفک، در خیلی موارد شیشه شکسته، نوار بهداشتی و پوشک بچه، غلاف قرص خواهد بود. پس نوع دستگاه ریجکت‌سوز بسیار مهم است و در ادامه سعی در پرداختن به ابهاماتی می‌شود که نگرانی‌های گسترده‌ای را برای گسترش توزیع این دستگاه در روستاهای استان گیلان و شمال کشور ایجاد کرده است.

گام نخست، تعریف اولیه درست است. تمایز حیاتی بین «لاشه‌سوز» و «زباله‌سوز» کوچک‌مقیاس، اصطلاح «incinerator» در ادبیات فنی است که سعی در جا انداختن آن وجود دارد که به‌معنای کلی هر نوع دستگاه سوزاننده است. اما در علوم محیط‌زیست و مهندسی پسماند، این اصطلاح عام کاربردی ندارد و تفاوت بنیادینی بین «animal incinerator» (لاشه‌سوز) و «municipal waste incinerator» (زباله‌سوز شهری/روستایی) وجود دارد.

لاشه‌سوزها عموماً برای سوزاندن لاشه حیوانات در دامداری‌ها و مرغداری‌ها و مزرعه‌های بزرگ که احتمال سرایت بیماری و… وجود دارد، طراحی شده‌اند؛ دارای ظرفیت محدود، ساختار ساده‌تر، سیستم کنترلی کم‌عمق و اغلب فاقد فیلترهای گران‌قیمت حذف آلاینده‌ها هستند. در مقابل، زباله‌سوزهای شهری و روستایی حتی کوچک‌مقیاس‌ترین آنها باید بتوانند با زباله‌های ترکیبی شامل پلاستیک، کاغذ، منسوجات، مواد غذایی، فلزات و سایر آلاینده‌ها مواجه شوند. این ترکیب پیچیده، در صورت احتراق ناقص، می‌تواند ده‌ها ترکیب خطرناک نظیر دی‌اکسین‌ها، فوران‌ها، PM2.5، هیدروکربن‌های حلقوی (PAHها) و حتی فلزات سنگین به‌ویژه سرب و جیوه تولید کند.

بنابراین، استفاده از دستگاهی که اساس طراحی آن برای لاشه دام است به‌عنوان زباله‌سوز پسماند حتی در مقیاس روستایی، بدون گزارش محیط‌زیستی معتبر، اساساً اشتباه و یک تخلف محرز محیط‌زیستی است. حتی اگر درصد زباله ورودی پایین باشد، سوختن زباله‌های ریجکتی بدون استاندارد، به‌معنای تزریق ترکیبات سرطان‌زا به ریه‌ مردم روستاست.

برخلاف ادعاهای مطرح‌شده، فناوری زباله‌سوز چیزی نیست که تنها با یک شعله و یک محفظه فعالیت کند. طراحی این فناوری نیازمند رعایت دقیق نسبت‌های دمایی، زمان ماند، میزان اکسیژن، تزریق هوای ثانویه، خنک‌سازی گاز خروجی، کنترل اتوماتیک و استفاده از فیلترهای فعال کربنی یا غشایی برای کاهش انتشار آلاینده‌ها است. پرسش اینجاست که کدام‌یک از این موارد در لاشه‌سوز مورد بحث رعایت شده است؟

ابهام بزرگ‌تر زمانی ایجاد می‌شود که مدیرکل محترم محیط‌زیست استان گیلان، در برنامه رسمی تلویزیونی اعلام می‌کند این پروژه مجوز بهره‌برداری ندارد و برای «استفاده آزمایشی» فعالیت می‌کند. با‌این‌حال، افتتاح رسمی این واحد توسط فرماندار و استاندار انجام شده و فعالیت عملیاتی آن آغاز شده است!

پرسش‌هایی که باید قبل از استمرار مسیر و به‌قولی، فراگیر شدن آن در سایر نقاط پاسخ داده شود به شرح زیر است:

۱. آیا گزارشی از آزمایش خروجی گازهای دودکش این دستگاه در دماهای مختلف منتشر شده است؟

۲. آیا این دستگاه دارای گواهینامه CE یا استانداردهای مورد تایید سازمان حفاظت محیط‌زیست ایران است؟

۳. آیا ترکیب زباله‌های ریجکتی ورودی به دستگاه تحلیل شده است؟

۴. آیا آزمایش‌های دوره‌ای برای اندازه‌گیری دی‌اکسین، PM10، PM2.5 و فلزات سنگین انجام شده است؟ 

۵. اگر هیچ‌کدام از این موارد فراهم نیست، چگونه این دستگاه به‌عنوان فناوری «پاک» معرفی می‌شود؟

جهان این مسیر را رفته است، نباید چرخ را دوباره اختراع کنیم؛ کشورهایی مانند ژاپن، آلمان، هلند و کره‌جنوبی سال‌ها تجربه فناوری زباله‌سوزی را دارند. در این کشورها، حتی زباله‌سوزهای کوچک‌مقیاس نیز مشمول آزمایش‌های دقیق، بررسی‌های آلودگی و سیستم کنترل لحظه‌به‌لحظه هستند. چرا ما تصور می‌کنیم بدون طی کردن این مسیر، با یک کوره ساده، می‌توانیم به همان اهداف برسیم؟

تقاضای ما این است که تا زمان تدوین دستورالعمل مطلوب ویژه زباله‌سوزهای کوچک یا مقررات مربوط به آن براساس خروجی‌های دستگاه‌های فعلی (درصورت انجام و ارائه گزارشات)، حداقل از دستورالعمل‌های معمول استفاده کنند.

سلامت مردم، موضوع آزمون‌وخطا نیست، منتقدان فناوری‌های نامطمئن را به تخریب یا سیاه‌نمایی متهم نکنید. حقیقت این است که آنچه ما مطالبه می‌کنیم، نه تعطیلی پروژه‌ها، بلکه رعایت حداقل اصول فنی و شفافیت در گزارش‌هاست. ما نمی‌خواهیم خلاقیت را متوقف کنیم. ما فقط می‌گوییم سر سلامت مردم معامله نکنید.

نمی‌شود بدون گزارش آلایندگی، بدون مطالعه‌ بهداشت محیط، بدون آنالیز زباله ورودی به دستگاه، بدون تحلیل ریسک، پروژه‌ای را افتتاح کرد و مردم را با احتمال سرطان و بیماری‌های مزمن تنها گذاشت. خصوصاً در روستاهایی که دسترسی به خدمات درمانی محدودتر است و تبعات هر خطا برای نسل‌ها باقی می‌ماند.

پایان یک سکوت، آغاز مسئولیت‌پذیری دستگاه نصب‌شده است، چه خوب و چه بد، حالا این دستگاه وجود دارد. اما آنچه باید از امروز خواسته شود، شفاف‌سازی ترکیب زباله ورودی، نحوه احتراق و میزان آلایندگی خروجی است. گزارش فنی را منتشر کنید تا منتقدان هم دوشادوش شما برای حل این بحران کشور هم‌پیمان شوند و اگر چنین گزارشی وجود ندارد، لطفاً از ادبیات شاعرانه و مقایسه‌های عوام‌پسندانه فاصله بگیرید. ما با مشارکت مردمی در پسماند همراهیم، با خلاقیت همدلیم.

در مدیریت پسماند، اشتباه امروز یعنی بحران محیط‌زیستی فردا و ما حق نداریم هیچ نسلی را قربانی شتابزدگی نسل خود کنیم.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *