سؤال مردم از خبرنگاران محیط‌زیست در روز خبرنگار

آرزو‌های سبز

خبرنگاران محیط‌زیست راویان صداهای خاموش‌اند؛ کسانی که برای حقیقت گمنام و گاه تلخ طبیعت، قلم می‌زنند





آرزو‌های سبز

۱۵ مرداد ۱۴۰۴، ۲۱:۴۷

در ایران، کار خبرنگاران سخت و پرچالش است و گاهی با بهایی سنگین همراه می‌شود: محدودیت دسترسی، فشارهای پنهان و سکوت رسانه‌ای. بااین‌حال، هستند کسانی که با جسارت و تعهد، تکه‌های حقیقت را از چنگِ انواع سوداگران و مافیاهای جورواجور بیرون می‌کشند و به ما نشان می‌دهند. در گزارش پیش‌رو، طی پرسشنامه‌ای، سؤالاتی که شهروندان و همینطور تعدادی از فعالان محیط زیست از خبرنگاران داشته‌اند را با ۹ نفر از خبرنگاران این عرصه مطرح کرده‌ایم. آنها از امیدها و ناامیدی‌شان درباره خبرنگاری، دغدغه‌های شغلی و آرزوهایشان گفته‌اند. در آرزوهای آن‌ها

در دل هیاهوی صنعت، سیاست و اقتصاد، صداهایی هست که رنگ دارند. سبز و آبی و خاکی؛ از جنس طبیعت. از جنس امید. صدای جانورانی که آرام از زیستگاه‌شان رانده می‌شوند، و زمزمه خاکی که از فرسایش و فراموشی شکایت دارد. خبرنگاران محیط زیست راویان این صداهای خاموش‌اند؛ کسانی که نه برای تیترهای پر زرق و برق، که برای حقیقت گمنام و گاه تلخ طبیعت، قلم می‌زنند.
در این گزارش، خبرنگاران به سؤالات شهروندان جواب می‌دهند. مهم‌ترین پرسش آن‌ها درباره دشواری‌های کار خبرنگاری و البته آرزوهای خبرنگاران است. آن‌ها پرسیده‌اند: «از سر اجبار ادامه می‌دهید یا امید؟»، «مهم‌ترین نیاز حرفه‌ای‌تان چیست؟»، «درآمد خبرنگاری مناسب زندگی است؟ بیمه تکمیلی و تأمین اجتماعی دارید؟»، «بی‌توجهی به کدام مسئله محیط زیستی تا ۱۰ سال آینده به فاجعه می‌انجامد؟»، «هیچ‌وقت پیش آمده که مجبور شوید موضوعی را کم‌اهمیت جلوه دهید؟»، «اگر مصاحبه‌شونده دروغ بگوید، واکنش شما چیست؟»، «چرا به حیات‌وحش کمتر توجه می‌شود؟»، «آیا راه‌حلی برای ابربحران آب وجود دارد؟»، «تا به‌حال پیش آمده که طی تهیه خبر، خودتان اقدامی عملی برای یک مسئله انجام دهید؟»
البته تعداد خبرنگاران حوزه محیط زیست بسیار بیشتر است اما به‌واسطه محدودیت کلمات، امکان گفت‌وگو با همه آنها میسر نبود و افراد حاضر در این نوشتار، در نقش نماینده‌های این قشر در نظر گرفته شده‌اند.
نتایج این گفت‌وگوها نشان می‌دهد که خبرنگاران حوزه محیط زیست نقش مهمی در مستندسازی بحران‌های سرزمینی و اطلاع‌رسانی عمومی ایفا می‌کنند. این فعالان رسانه‌ای، با وجود محدودیت‌های دسترسی به منابع و چالش‌های ساختاری، تلاش کرده‌اند تا به موضوعات حیاتی مانند نابودی زیستگاه‌ها، آلودگی منابع طبیعی و تغییر اقلیم بپردازند. تجربه‌های آن‌ها حاکی از ضرورت ایجاد بسترهای حمایتی و تقویت ظرفیت رسانه‌های تخصصی در این حوزه است. تقویت تعامل بین نهادهای دولتی، رسانه‌ها و جامعه مدنی می‌تواند به بهبود کیفیت گزارش‌های محیط‌زیستی و ارتقای آگاهی عمومی منجر شود.
در گفت‌وگو‌ها تلاش کردیم بخشی از واقعیت‌های حرفه‌ای این خبرنگاران را منعکس کنیم که شاید بستری فراهم آورد برای بررسی دقیق‌تر چالش‌ها و فرصت‌هایی که در مسیر اطلاع‌رسانی محیط‌زیستی پیش‌روست.

محیط‌زیست جغرافیا ندارد
«الهه موسوی»، متولد ۱۳۴۷ است و بیش از دو دهه است که در حوزه محیط زیست و منابع طبیعی فعالیت می‌کند. او می‌گوید با اینکه این دو حوزه یکی به حساب می‌آیند، در ایران با وجود تقسیم مسئولیت‌ها بین بین دو تشکیلات و دو سازمان دولتی، به دو حوزه جداگانه تبدیل شده‌اند. موسوی که اکنون در سرویس «محیط زیست» سایت خبری «سلامت نیوز» مشغول به کار است، درباره امید به خبرنگاری می‌گوید: «من امیدوارم. گرچه مسیر در حوزه محیط‌زیست خیلی سخت است و خیلی مواقع ناامیدکننده می‌شود و مافیاهای مختلفی هستند که با کسی مثل من احساس تعارض منافع دارند؛ اما من اعتقاد دارم در نهایت کار من تأثیر خودش را خواهد گذاشت و به‌سمت آگاه‌سازی جامعه خواهد رفت. شاید خیلی جاها راه را برای ورود و فعالیت ما خبرنگاران ببندند اما ما هم یاد گرفته‌ایم اخبار را به دست بیاوریم و رسالت خود را انجام دهیم.»
این خبرنگار از طرف دیگر به موضوع تبعیض جنسیت میان خبرنگاران اشاره می‌کند: «در حوزه محیط‌زیست و منابع طبیعی گاهی در موضوعاتی مثل آتش‌سوزی جنگل‌ها، به ما زنان اجازه ورود به صحنه نمی‌دهند با این توجیه که آسیب‌پذیرتریم. اما شغل ما اقتضائاتی دارد که ما پذیرفته‌ایم و به عواقب احتمالی‌اشآگاهیم . البته این موضوع در خود بدنه سازمان محیط زیست کمرنگ‌تر است درواقع چه در سطح محیط‌بانی و چه در سطوح مدیران کل، حداقل برای من، نگاه جنسیتی سنگین نبوده است. اما مثلاً در فرمانداری و استانداری و مجلس، برعکس است.»
در مسیر خبرنگاری، تجربه‌های شیرینی برای او رقم خورده که از نگاه خودش به «علاقه قبلی به محیط زیست» برمی‌گردد. اما تجربه‌های تلخ هم کم نبوده است. هرچند تجربه دادگاه‌های قضایی هم به دیده تلخ نگاه نمی‌کند. با این همه این احضاریه‌ها در دوره کرونا که مادرش سخت بیمار بوده، فشار زیادی به او تحمیل کرده است. با این همه می‌گوید: «خیلی اوقات که در دادگاه حاضر می‌شدم، وقتی توضیح می‌دادم و در مورد خطر جدی که سلامت شهروندان را تهدید می‌کنند دلیل می‌آوردم، بازپرس یا قاضی، می‌پذیرفتند و نگاه مسئولانه‌ای داشتند. مثلاً در پرونده کانسار خزر، وقتی به قاضی توضیح دادم ایجاد این واحد آلاینده در مراتع، می‌تواند گوشتی که سر سفره مردم می‌رود را آلوده کند و به سرطان منجر شود، او تحت تاثیر قرار گرفت و احساس کردم نگران سلامت شهروندان شده است.»
الهه موسوی معتقد است که محیط زیست محدود به جغرافیای خاصی نیست، منافع جمعی را در خودش دارد و «حتی اگر خبررسانی در یک محدوده استانی باشد بازهم نگاه ملی پشت آن است.»
او در آخز از آرزوهایش می‌گوید: «حتی آرزوهای فردی‌ام به شغل و رسالتم مربوط می‌شود. مثلاً داشتن یک خودرو که بتوانم به مناطق صعب‌العبور بروم که معمولاً خبرهای خیلی کمی از آنجا به گوش می‌رسد تا از دخل‌و‌تصرف‌ها و تخریب‌ها گزارش میدانی تهیه کنم. در حیطه جمعی هم آرزو دارم روزی برسد که حکمرانان و تصمیم‌سازان ما معنای واقعی توسعه و اهمیت منابع گران‌بهای طبیعی را درک کنند.»

تجربه تلخ واژگونی اتوبوس خبرنگاران
«زینب رحیمی»، دیگر خبرنگار محیط زیست، متولد ۱۳۶۸ است، و از سال ۹۳ در این حوزه کار می‌کند. او می‌گوید انتخاب تولید محتوای تصویری یا نوشتاری به سوژه بستگی دارد. براساس سوژه و اطلاعات پیرامون آن تصمیم می‌گیرم گزارش را به صورت نوشتاری آماده کنم یا ویدئویی.
تجربه تلخی که در ذهن او پررنگ است، واژگونی اتوبوس خبرنگاران است که منجر به فوت دو خبرنگار مهشاد کریمی و ریحانه یاسینی شد. او می‌گوید: «شکایت و پرونده قضایی هم داشتم. برخورد بد مسئولان و تهدیدهایی را که از گوشه‌و‌کنار گرفتم، می‌توانم به عنوان تجربه‌های تلخ خبرنگاری ببینم.»
آرزوی او این است که چند خبرگزاری داشته باشیم که از تحریریه محیط‌زیست پویا و قوی برخوردار باشند. آرزوی دیگرش برای ایران است؛ اینکه سریع‌تر به نقطه‌ای برسیم که روند تخریب‌ها و آلودگی‌هایی که شاهد هستیم، متوقف شود و از آنجا سعی کنیم جبران کنیم و عاقلانه توسعه دهیم.

مسئولان به محیط‌زیست متعهد نیستند
«فروغ فکری»، 36 ساله است و تحصیل‌کرده در رشته روزنامه‌نگاری. او از سال ۱۳۸۷ فعالیت خبری را شروع کرده و اغلب در حوزه اجتماعی قلم زده و از سال ۱۳۹۹ به صورت تخصصی نوشتن برای محیط زیست را شروع کرده، مسیری که هم برایش دشوار بوده هم سرشار از یادگیری. او مهمترین و پایه‌ای‌ترین نیاز فعلی این حرفه را امنیت شغلی و تامین مالی این حرفه می‌داند. کم‌بودن پرداختی‌ها و نبود امنیت شغلی به گفته او عاملی بوده تا در سال‌های اخیر بسیاری از افراد این حرفه را ترک کنند و آنها که مانده‌اند هم با چنگ‌و‌دندان مانده‌اند و صدای خبرنگارانِ شریف و دغدغه‌مند روز به روز کمتر شنیده می‌شود که این شاید یک سیاستِ برنامه‌ریزی شده باشد.
او از تجربه شکایت‌ها و دردسرهایی می‌گوید که در سال‌های اخیر با آن روبرو بوده مانند شکایت مالک پتروشیمی میانکاله از روزنامه و خود او. تهدیدهای یکی از پالایشگاه‌ها به پیگیری قضایی. حضور یک مالک معدن در دفتر روزنامه و همچنین تهدیدهای تلفنی مداوم یکی دیگر از مالکان معدن. همه اینها هم عاملی است تا حالا آرزویش ایجاد حس دلسوزی و تعهد در میان بدنه تصمیم‌گیر حاکمیت نسبت به محیط زیست باشد.
او می‌پرسد چطور ممکن است یک مدیر و مسئول، مجوز احداث سدی را بدهد که معلوم است گزارش ارزیابی محیط‌زیستی‌اش دروغ است. که معلوم است وقتی سد آبگیری شود، روی محل دفن زباله خواهد رفت و با جان هزاران انسان بازی می‌کند. ای کاش وجدان و شرافت را در مدیران و تصمیم‌سازان رده بالای این کشور هم می‌دیدیم. از منظر شخصی هم آرزو دارم که اثرگذاری خودم در حوزه کاری‌ام بیشتر شود.

حفاظتگران،‌ امید ایران‌اند
فاطمه باباخانی، 44 ساله، روزنامه‌نگار محیط‌زیست در روزنامه پیام ما که سال‌های بسیاری در این حوزه قلم زده از اولویت‌های انتشار اخبار در این حوزه می‌گوید. به گفته او عموما موضوعاتی که دربرگیری بیشتری داشته باشند یا جامعه درباره آن مطالبه جدی‌تری داشته باشد در اولویتند. مانند زمانی که احداث یک سد توجه عمومی را جلب می‌کند و زمان دیگری آتش‌‌سوزی‌های زاگرس،در زمستان بحث آلودگی هوا اهمیت پیدا می‌کند و زمان دیگری خشک شدن یک تالاب. در حوزه حیات‌وحش عموما «یوزپلنگ» بیشترین توجه را از سوی رسانه و مردم دارد. در مواردی هم اتفاقاتی مثل گم شدن توله خرس پردیسان یا کشته شدن یک گونه دیگر به یکباره مورد توجه جامعه قرار می‌گیرد و رسانه‌ها هم سراغ آن می‌روند.
او در پاسخ به این سوال که چرا حفاظت از حیات‌وحش چندان در اولویت قرار ندارد هم می‌گوید مساله حیات‌وحش و حفاظت همچنان امری فانتزی است و بارها این گزاره را شنیده‌ایم که تا وقتی کودکان کار و خیابان و انواع آسیب‌های اجتماعی را داریم‌، چرا باید دغدغه ما مثلا حفاظت از گونه‌ای مثل خرس سیاه باشد؟ اگر حشرات منقرض شوند مگر چه اتفاقی می‌‌افتد؟ حتی برای سردبیران و … هم مساله حیات‌وحش جدی نیست. تنها زمانی که جامعه به یک موضوع واکنش جدی نشان می‌دهد،‌ گونه‌ها برایشان اهمیت پیدا می‌کند،‌ آنهم به دم‌دستی‌ترین شکل ممکن.
به گفته او شاید بخشی از این مشکل به ما به عنوان روزنامه‌نگاران این حوزه برگردد که همچنان نتوانسته‌ایم موضوع را به شکلی مطرح و تولید محتوا کنیم که جامعه به آن علاقه‌مند شود. شاید بخش دیگری به تشکل‌ها مربوط باشد. اما سهم عمده از نظرم به بی‌توجهی این مساله از سوی حاکمیت برمی‌گردد. فیلم،‌ مستند و.. تولید نشده و ‌اگر تولید شده در تلویزیون در ساعات پربازدید پخش نشده است. اگر محیط‌زیست حتی یک دهم اهمیت برخی موضوعات را داشت و برای آن هزینه می‌شد، برای مردم هم اهمیت پیدا می‌کرد. کنار گذاشتن کارشناسان،‌ حضور افراد غیر متخصص در پست‌‌های تخصصی، دخالت انواع و اقسام نهادها و و … هم در کنار آن سبب شده بخشی از پرسنل سازمان حفاظت محیط‌زیست انگیزه لازم را برای کار نداشته باشند و به وظایف خودشان عمل در این زمینه عمل نکنند.
آرزوی او هم این است که تمام کسانی که دغدغه حفاظت را دارند (اعم از کسانی که در ایران و یا خارج از کشور هستند) شرایط کار برایشان در ایران مهیا باشد. «متأسفانه در سال‌های اخیر با مهاجرت گسترده‌تر کارشناسان و ناامیدی جمع بزرگتری مواجهیم. بدون آنها چه کسی قرار است کار سخت حفاظت را انجام دهد. همچنین امیدوارم این کارشناسان بتوانند در کنار هم کار کنند‌.» او در پایان به تصادف اتوبوس خبرنگاران محیط زیست پرداخت. تصادفی که در آن فقط راننده اتوبوس مقصر شناخته شد.

تغییر اقلیم، نابودی تنوع زیستی و آرزوی آزادی
«مهتاب جودکی» دبیر صفحه گزارش روزنامه «پیام ما»، ۳۶ساله است و از سال ۹۱ کار خبرنگاری را آغاز کرده. او در دانشگاه روزنامه‌نگاری خوانده و از همان شروع کار، در کنار میراث فرهنگی و دیگر بخش‌های حوزه اجتماعی، به‌طور تخصصی در حوزه محیط زیست نوشته است. او معتقد است محیط زیست از همه‌چیز مهم‌تر است و می‌گوید: «همیشه تمرکزم بیش از هر چیز روی محیط زیست بود؛ تالاب‌ها، آلودگی هوا، حیات وحش و …» این خبرنگار معتقد است تغییر اقلیم که در ایران با خشکسالی نمود پیدا کرده می‌تواند در ایران فاجعه بیافریند: «با توجه به شدت تبعات تغییر اقلیم، اینجا بیش از هر نقطه‌ای با مسئله آب و بحران گردوغبار مواجه خواهیم بود. آن هم درحالی‌که با وجود اقلیم خشک و نیمه‌خشک ایران هنوز مدیریت منابع آب اشتباه است. از دست رفتن سرزمین و تنوع زیستی و به‌خطرافتادن امنیت غذایی از تبعات این روند است. مطالعات علمی، اظهار نظر کارشناسان و شواهد موجود، این وضع را تأیید می‌کند اما گوش تصمیم‌گیران بدهکار نیست و توسعه ناپایدار ادامه داد.»
آرزوی او تحقق آزادی است و می‌گوید: «فکر می‌کنم با تحقق آزادی و اجازه حضور و بروز تفکر خردمندانه در رأس تصمیم‌گیری‌ها، احیای محیط‌زیست و شکوفایی کشور دور از دسترس نخواهد بود.»

اقتصاد رسانه مشکل دارد
«حمیدرضا میرزاده»، ۴۲ساله‌ است و از حدود ۲۰ سال پیش خبرنگار محیط‌زیست بوده او در‌حال‌حاضر مشاور رسانه‌ای سازمان حفاظت محیط‌زیست است و از نظرش وضعیت خبرنگاران محیط‌زیست در جهان پر ریسک و سخت است. آنها معمولا با نهاد ثروت و قدرت سر و کار دارند و اگر کشورهای توسعه یافته و به اصطلاح جهان اول را کنار بگذاریم، در کشورهای درحال توسعه، کشورهای خیلی کمی هستند که حوزه تخصصی خبرنگاری محیط‌زیست دارند. ایران و هند و چند کشور معدود آفریقا مثل کنیا. در بعضی کشورهای اروپایی برخی خبرنگاران کاملا تخصصی داریم. مثلا خبرنگاری که مشخصا روی حیات‌وحش کار می‌کند یا فقط تغییر اقلیم کار می‌کند. در نگاه جهانی، خبرنگاری محیط‌زیست در حال پیشرفت و توسعه است زیرا عموم جوامع مسائل محیط‌زیستی را به چشم می‌بینند و حساس شده‌اند.
در این میان اما به گفته او خبرنگاری در دنیا که درآمد خاصی ندارد. حتی در کشورهای توسعه یافته که روزنامه‌نگاران امنیت شغلی دارند، درآمدشان متوسط است. در ایران اقتصاد رسانه دچار اشکال جدی است درآمد روزنامه‌نگاری در ایران بسیار کم است و حوزه محیط‌زیست هم از این قاعده مستثنی نیست. حالا ممکن است معدود خبرنگارانی درآمد ناسالم در این حوزه داشته باشند و به اصطلاح قلم‌فروشی کنند. از نگاهِ دیگر، محیط‌زیست یک حوزه غیراقتصادی است و برای صاحبانِ رسانه، کمتر جذاب است و برایش کمتر هم هزینه می‌کنند.
میرزاده در پاسخ به این پرسش که آیا پیش آمده مجبور شوید یک موضوعی را کم‌اهمیت‌تر از حد واقعی نشان دهید هم می‌گوید که شاید این را در رسانه‌های دولتی و خیلی محافظه‌کار بیشتر ببینیم. اما خبرنگار به طور عمومی با این موضوع مواجه است و همواره تحت فشارهایی قرار دارد که ابعاد و عواقب یک موضوعی را کمرنگ‌تر نشان بدهد. البته این هم در نظر بگیریم که قطعا همیشه روزنامه‌نگار درست و صحیح فکر نمی‌کند شاید به همه ابعاد یک موضوع نپرداخته است و قاعدتا ممکن است هر نوع انحرافی چه بزرگ‌نمایی و چه کوچک‌نمایی در بازتاب خبرش وجود داشته باشد. من خودم همیشه سعی کرده‌ام رسالتم را به بازتاب درست یک مسئله اختصاص دهم نه قضاوت آن. برای او که دو دهه از عمرش را در این حوزه گذرانده یک آرزوی مهم وجود دارد و آن هم اینکه افراد، مسئولان و نهادها فکر نکنند داده‌ها و آمار و اطلاعاتشان گرانبهاست و نباید در اختیار دیگران قرار دهند. در ارائه اطلاعات، لاپوشانی نکنند و یاد بگیرند که گردش آزاد اطلاعات همیشه به ما کمک می‌کند، چرا که هرچه بیشتر بدانیم و بگوییم، آدم‌های ارزشمندتری هستیم.

اخلاق حرفه‌ای، لازمه خبرنگاری محیط‌زیست
رضا ساکی از یک دهه قبل خبرنگاری محیط زیست را آغاز کرده. او که حالا ۴۵ ساله است، در پایگاه خبری گلونی مشغول به کار است و راه‌حل‌هایی را برای حل بحران آب متصور است. به گفته او هم در کوتاه‌مدت می‌شود و هم در بلندمدت می‌توان این مساله را حل کرد اما این راه فقط از خانه‌های مردم یا مدیریت مصرف توسط آنها نیست. به گفته او برای حل این مشکل در بلندمدت، نیاز به اصلاح ساختارها، سیاست‌گذاری‌های کلان، مدیریت درست منابع، کنترل مصرف در بخش‌های پرمصرف مانند کشاورزی و صنعت، و همچنین پاسخ‌گویی نهادهای مسئول وجود دارد. مردم بخشی از راه‌حل‌اند، نه همه‌ی آن. تاکید صرف بر رفتار مصرف‌کننده بدون اصلاحات بالا‌دستی، مسیری ناقص و گاه انحرافی است.
او در سال‌های گذشته انرژی و وقت بسیاری برای حفاظت از زاگرس و آگاهی‌بخشی از اینکه محیط زیست ایران، آینده ایران است صرف کرده و معتقد است که حفاظت از زاگرس، تنها پاسداشت یک رشته‌کوه نیست؛ بلکه حفظ ستون فقرات بوم‌سازگان غرب ایران است. این منطقه منبع آب، پناهگاه تنوع زیستی، و تکیه‌گاه زندگی میلیون‌ها نفر است. آگاهی‌بخشی درباره زاگرس و اهمیت محیط زیست، یعنی یادآوری اینکه آینده ایران بدون طبیعت سالم ممکن نیست. آنچه ما را از بسیاری از کشورهای همسایه متمایز می‌کند، تنوع زیستی، اقلیم گوناگون، و ظرفیت‌های طبیعی‌مان است؛ اگر از آن حفاظت نکنیم، این برتری از دست خواهد رفت. محیط زیست ایران، فقط مسئله امروز نیست؛ ضامن ماندگاری ما در آینده است.
این خبرنگار همچنین معتقد است که برای نوشتن در این حوزه، خبرنگار باید دانش پایه‌ای از مفاهیم محیط‌زیستی مانند اکوسیستم، تنوع زیستی، آلودگی، توسعه پایدار و چالش‌هایی چون بحران آب، تغییر اقلیم و آلودگی هوا داشته باشد. آشنایی با قوانین و نهادهای مرتبط، توانایی درک داده‌های علمی و شناخت منابع معتبر نیز ضروری است. فردی که قدم در این راه می‌گذارد باید با رعایت اخلاق حرفه‌ای، گزارش‌هایی دقیق، بی‌طرف و تأثیرگذار تهیه کند و از اغراق یا انتشار اطلاعات نادرست بپرهیزد. این دانش به خبرنگار کمک می‌کند تا مسائل محیط‌زیستی را به‌درستی درک کرده و آن‌ها را به زبان ساده برای عموم بیان کند.
آرزوی او هم این است که محیطبانان و جنگل‌بانانی با حقوق بالا و زندگی خوب، تحت حمایت کامل قانون قرار گیرند.

سانسور با کلید واژه مصلحت
مهدی گوهری، از سال ۹۵ به عنوان روزنامه نگار حوزه محیط زیست و گردشگری فعالیت خودش را شروع کرد و در حال حاضر به عنوان روزنامه نگار آزاد با تعدادی از روزنامه‌ها از جمله ایران، پیام ما و … همکاری دارد. او در ۳۶ سالگی‌اش قرار دارد و معتقد است محیط زیست در ایران اولویت مسئولان و مردم نیست و حتی در نگاه عموم جامعه و مسئولین، حفاظت از محیط زیست مانع توسعه است. این نگاه کار خبرنگاری در این حوزه را سخت می‌کند، زیرا این عدم توجه در رسانه‌ها هم وجود دارد و خبرنگار باید هم برای قانع کردن مدیران رسانه و هم جامعه و تصمیم گیران کشوری تلاش کند.
سانسور در کار خبری به اعتقاد او جزیی جدا نشدنی از کار در رسانه است و این سانسور در زمینه تخریب محیط زیستی صنایع بزرگ زیاد رخ می‌دهد. مواجه با سانسور حس بدی برای خبرنگار دارد زیرا او را از انجام رسالت آگاهی رسانی خود دور می‌کند و متاسفانه با کلید واژه مصلحت، بسیاری از اخبار روشنگر درگیر سانسور می‌شوند.
برای او در گزارش‌های میدانی، حضور در بحران‌ها هم نقش خاصی داشته و یکی از خاطراتش از سرشماری پاییزه پارک ملی گلستان است. زمانی که با آتش سوزی مواجه شدند و او در کنار محیط بانان و مردم محلی تا پاسی از شب درگیر خاموش کردن آتش بود. همین تجربیات هم عاملی است تا حالا آرزویش قرار گرفتن محیط زیست در راس نگاه مدیران و مردم ایران باشد و آرزوی دیگرش تامین مالی است تا خبرنگاران بتوانند به عنوان یک شغل تمام وقت برای گذران زندگی به آن بپردازند.

کاش خبرنگار نبودم
«جواد حیدریان»، ۴۲ساله، ۲۲ سال خبرنگار بوده و از این سال‌ها ۱۵ سال را به‌طور ویژه در حوزه‌های با محیط‌زیست، منابع طبیعی و آب فعالیت می‌کرده، اکنون دبیر تحریریه و نویسنده در مجله تجارت فردا در مجموعه دنیای اقتصاد است. او درباره وضعیت بیمه خبرنگاران توضیح می‌دهد: «امکان بیمه تأمین‌اجتماعی و تکمیلی خبرنگاران وجود دارد اما بسیار پیش آمده که مدیران و صاحبان رسانه، به قول‌ها و وظایف حرفه‌ای و انسانی خودشان عمل نکرده‌اند. به نحوی که من طی این ۲۲ سال فعالیت خبری، تنها ۱۳ سال بیمه دارم.»
این خبرنگار، برای این پرسش که «اگر مصاحبه‌شونده به سؤالتان جوابی دروغین بدهد، چه می‌کنید؟»، چنین پاسخی دارد: «پاسخ به این سوال، راحت نیست. بستگی به فرد و موقعیت دارد. بسیار پیش آمده که کسی پاسخ اشتباه بدهد یا دروغ بگوید. گاهی من سؤال را با جزییات و به تکرار مطرح کردم که یا اصلاح کند یا متوجه بشود که من متوجه شده‌ام.»
در مسیر خبرنگاری، تجربه‌های تلخی هم برای او پیش آمده است. او یکی از این تجربه‌ها را تعریف می‌کند: «زمانی بود که فعالان محیط زیست شاهرود یکسری اطلاعات در مورد شکار مرحوم آقای اینانلو در اختیار برخی از فعالان رسانه‌ای قرار دادند. من یکی از این افراد بودم. انتشار خبر بازخورد بسیار زیادی داشت. من برای تأیید آن گزارش با ۱۳ نفر مصاحبه کرده بودم و همه – از فعال محیط‌ زیست تا محیط‌بان و مدیر سازمان – به اتفاق تأیید کردند که آن اقدام رخ داده است. گزارش منتشر شد. آقای اینانلو تحت فشار زیادی قرار گرفته بود. اما مدتی بعد، همان افراد و همان سازمان مردم نهاد محلی و همان اداره محیط زیست استان که پیش‌تر تأیید کرده بودند، در بیانیه‌ای اعلام کردند همه اطلاعاتی که در مورد شکار آقای اینانلو در رسانه‌ها آمده (که خود من هم نشانه گرفته بودند) دروغ بوده و برای پاپوش درست کردن برای آقای اینانلو منتشر شده است. کار بسیار زشت و غیر حرفه‌ای که به نظرم حتی شاید سازمان یافته انجام شد. برای من این یکی از تلخ‌ترین و شرم‌آور ترین تولیدات رسانه‌ای است که انجام داده‌ام. همچنین بارها تجربه بازداشت و تشکیل پرونده قضایی داشتم اما ارتباطی به ماجرای آقای اینانلو نداشت.»
حیدریان آرزوی ویژه‌ای ندارد اما گاهی با خودش فکر می‌کند که شاید نباید به این راه پرخطر وارد می‌شد: «گاهی فکر می‌کنم ای کاش هرگز خبرنگار نمی‌شدم و استعداد و وقت و سوادم را در بخش دیگری به کار می‌گرفتم که بتوانم تاثیرگذار باشم

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *