بررسی تأثیر جنگ و اخراج افغانستانیها بر هنر سوزندوزی و صنایعدستی ایران
سوزندوزی قربانی سیاست
۲۹ تیر ۱۴۰۴، ۱۷:۵۹
در روزگاری که فرهنگ، همجواری فرهنگها و کالای فرهنگی معناساز و هویتگزین و شاخصی برای تبادلات در شاخههای مختلف زیستی و تجاری است، ادبیات افسارگسیخته و منحوس جنگ، ادبیات گفتوگو نیست. این نوع ادبیات دستمایهای است مخرب که انواع ساختارها را به فراخور نوع برخورد با آنها، دچار آسیب و حرمان میکند. جنگ، در کنار عوارض مخرب مقطعی که اثرات آن تا سالها در جان و ذهن ساختارهای اجتماعی، تاریخی و فرهنگی باقی میماند، نشانههای منحطی نیز در روابط فرهنگی و اجتماعی داشته و دارد.
تاریخ سرزمینمان، که همواره یا مورد تاختوتاز قرار داشته یا همزمان بستری مناسب برای ورود و سکنیگزینی اقوام دیگر (اقامت متمرکز یا غیرمتمرکز، دائم یا موقت) بوده است، نشان میدهد همنشینی و همداستانی ایرانیان با اقوام مختلف و ادیان دیگر، تکرارشونده و بسیار بوده است؛ گاه بهجبر و گاه بهشوق. هنر و صنایعدستی یکی از عرصههای نمود این همنشینی و همداستانی است. صنایعدستی و هنرهای سنتی ریشه در نوع روابط اجتماعی داشته و دارد؛ هویتی انسانبنیان که هم در نوع نگرش و هم در فرایند تولید و خلق، مردمنهاد و اجتماعمحور بوده است. کارگاههای تولید و ساخت محصولات صنایعدستی و هنرهای سنتی، نمایهای از این مجموعهنگری است.
ایران، با آن گذشته فرهنگمحور، در طول تاریخ نشان داده است قدرت مهمانپذیری و انحلال فرهنگهای مهمان در بطن هویت فرهنگی خود را داشته است؛ گاه پررنگتر و گاه کمرنگتر. این مهمانپذیری، چه در شکل اجتماعی و چه در مفهوم فرهنگیاش، تقویت ساختارهای بومی را نیز بههمراه داشته است. در تمام شاخههای هنرهای سنتی، صنایعدستی و آثار و نشانههای ملموس و ناملموس فرهنگی (اعم از فرش، موسیقی و ساخت سازها و ادواتش، لباس و پوشاک اقوام و ادوار تاریخی، سوزندوزیهای سنتی، چاپ و نقاشیهای روی پارچه، قصهها، مثلها و متلها، عروسکهای بومی و…)، علاوهبر تأثیرگذاری، شاهد تأثیرپذیری از فرهنگهای وارداتی نیز بوده و هستیم. در شاخه هنر-صنعت سوزندوزی تکنیکهای دوخت، نوع نقوش و حتی ابزار و وسایل دوخت، تأثیری غیرقابلانکار و سیال بر گستره معنا داشتهاند که گریزی از آن نبوده و نیست. اشتراکهای مرزی، امکان و لزوم ورود و خروج اقوام و ملیتهای مختلف، بیش از دیگر شاخصها در ظهور ملغمههای فرهنگی در شاخه سوزندوزیها به چشم میخورد.
معاملات و مبادلات اقتصادی در قالب پارچه و منسوجات، نخ و انواع رنگزاها و فروش انواع محصولات مزین به سوزندوزی، در تاریخ این حوزه مشهود و مسبوق به سابقه است. این هنر همچنین باعث شکلگیری گونهها و شاخههای جدید نیز شده است. کوچاندنهای اقوام مختلف به مناطق جغرافیایی دیگر، تحریم و فشارهای اجتماعی و سیاسی بر قوم یا دین خاص، بهشکل خلق در معنا یا ساختار شاخهای نو، ظهور و بروز پیدا کرده است.
نقش حمایتی و جریانسازی سوزندوزیها در جهان، بهویژه طی جنگهای جهانی، روشن و غیرقابلانکار است. نقش این هنر در میدانهای مختلف هنردرمانی، کنش و واکنشهای اجتماعی ضدجنگ و یا احقاق حقوق ازدسترفته منتج از جنگ یا نظامهای دیکتاتورمآب در سراسر جهان قابلمشاهده است. اما آنچه در این نوشتار مورد تذکر و تحلیل قرار گرفته، بهطور ویژه بر مهمانان و مهاجران افغانستانی تأکید دارد.
شرح و بسط آنچه در حال وقوع است، از نقطه تمرکز این نوشتار خارج است؛ اما تأکید بر خروج و اخراج اجباری و افسارگسیخته آنها و تأثیر آن بر گستره صنایعدستی، بهویژه سوزندوزیها، مهمی است که از دایره توجه برنامهریزان و مدیران در حوزههای مختلف دور مانده و از تأثیر آن آگاهی نیافتهاند.
بسیاری از کارگاههای سوزندوزی از هنروران افغانستانی در دوخت و تولید محصولات خود بهره میبرند. این کارگاهها در شهرها و استانهای مختلف، مانند: کرمان، استان تهران و شهرستانهایش نظیر دماوند و توابع آن بهویژه آبسرد -که بخش اعظم مهاجران افغانستانی استان تهران در آن ساکناند- شهرستان ورامین و پاکدشت، استان سیستانوبلوچستان، خراسانرضوی، فارس و…، پراکندهاند. هنروران افغانستانی همواره نیروی کاری در دسترس، پرکار، آسان و کمتوقع بودهاند.
در دورهای برای دوختهای بیکیفیت «پته» در استان کرمان، اصطلاح «افغاندوز» به کار برده میشد که نشان از تأثیر منفی افغانستانیها در هنر سوزندوزی، بهویژه پتهدوزی، ندارد. همچنین، در برخی موارد تنزل کیفیت دوخت و محصول در سوزندوزیهای بلوچ، ناشی از نبود نظارت و دغدغهمندی و سودجویی استادکاران و مدیران کارگاههاست. مدیر و استادکار دغدغهمند و آگاه از استانداردهای علمی و تجاری تولید و دوخت در حوزه سوزندوزی، صرفاً به ارزان و کمهزینه بودن محصول نمیاندیشد؛ آموزش صحیح، منطبق بر اصالت فرهنگی و نظارت کامل در فرایند تولید، از نقاط مهمی است که در مقوله تولید پته کرمان دغدغه نبوده است.
نگاه دقیق به آثار سوزندوزی هنرمندان افغانستانی مقیم ایران و دوخت باکیفیت، همراه با ظرایف و دقایق آن در رشتههای مختلف سوزندوزی و لباس اقوام، نظیر: سفیددوزیهای قندهار، آینهدوزیهای پشتونها و بلوچها، دوختهای هزاره، خامکدوزیها و شاخههای اصیل و فرهنگمند دیگر، شاهد کیفیت هنر این مهاجران است.
بسیاری از اساتید زبده و هنرمندان افغانستانی، سالهاست که به علاقهمندان سوزندوزی آموزش داده و محصولات مرتبط با سوزندوزی را با کیفیت و ظرافت غیرقابلانکار خلق کردهاند. در کنار این گروه، دلالان و فعالان بازار سودجو نیز بودهاند که با برگزاری نمایشگاه در سطوح نازل علمی و کیفی و سوءاستفاده از ناآگاهی سرپرستهای هنری، حتی سوزندوزیهای کشورهای دیگر را بهنام سوزندوزیهای بومی افغانستان ارائه و وارد بازار کردهاند؛ که این نیز ناشی از نبود کنترل و نظارت بر محتوای علمی و کیفی نمایشگاههای تخصصی و غیرتخصصی سوزندوزی از طرف سازمانهای مرتبط است.
آسیبهایی مهلک بر پیکر این هنر-صنعت زده شده که فقط مربوط به فعالان افغانستانی نیست بلکه آفتی فراگیر است. اکنون اما اخراج این فعالان، لطمات فرهنگی و اقتصادی غیرقابلانکار و بازگشتی به کارگاههای صنایعدستی، بهویژه شاخه هنر-صنعت سوزندوزی، وارد میکند؛ هنر-صنعتی که با وجود انواع آفات دامنگیرش هنوز نفسهایش میآیند و میروند، هرچند بهسختی.
بیتوجهی به برگزاری هدفمند و مدون نمایشگاههای تخصصی سوزندوزی در داخل و خارج ایران، گرانی مواد اولیه -که نتیجه آن استفاده از مواد اولیه بیکیفیت و ناسازگار با محیطزیست فرهنگی و زیستبوم است- از مصائب و مشکلات این هنر است؛ هنری که قابلیت تأثیرگذاری فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی در جغرافیای ایران را دارد میتوان گفت از تأثیرگذارترین شاخههای صنایعدستی و هنرهای سنتی است. شوربختانه، این هنر کمتر در برنامهریزیهای وزارت میراثفرهنگی، صنایعدستی و گردشگری مورد توجه و حمایت قرار گرفته است. چنانکه هیچ آمار قابلاستنادی درباره برنامهریزیهای کلان این هنر موجود نیست؛ حتی از تعداد هنرمندان و هنروران افغانستانی فعال در حوزه سوزندوزیها نیز آماری وجود ندارد، چه رسد به نوع و نحوه نظارت بر انواع شاخههای دوخت مورد اقبال ایشان. بیتوجهی به مستندسازی و تدوین استاندارد سوزندوزیهای خاص ایشان، که سالهاست در جغرافیای ایران مسبوق به سابقه است، از دیگر آفات برنامهریزیهای علمی و فرهنگیست.
در این هنر اشتراکات زیبا و کمنظیر فرهنگی بین ایران و افغانستان وجود دارد؛ چه در تکنیکهای دوخت، چه در نقوش و نمادهای متبادر از آنها، چه در شاخه سوزندوزی و چه در طراحی و دوخت لباس. این اشتراکات فرهنگی حتی در سوزندوزی و دوختهای سنتی اقوام متعدد و مختلفی که در داخل افغانستان نیز شیوههای زندگی خاص و متفاوتی با یکدیگر دارند، منعکس شده است. اشتراک تکنیکهای دوخت، معناشناسی و هویت نقوش میان سوزندوزی سنتی ایران و افغانستان، غیرقابل تردید و انکار است. اشتراکات هنری نهتنها قابل گریز نیستند، بلکه نقطه تمرکز و تقویت ملتها هستند؛ همچون گذشته فرهنگی مسبوق به سابقه در جغرافیای ایران فرهنگی.
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
تاریخ در محاصره زمان
تهدید تازه علیه عرصه تاریخی دقیانوس
میــــــراث در بــرزخ
وزیر میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی:
تعیین تکلیف حقوقی بناهای تاریخی، از اولویتهای وزارت میراثفرهنگی
گامی در راستای حفاظت از میراثفرهنگی؛
اخذ سند مالکیت تکبرگی برای برج تاریخی چهل دختران سمنان
افتتاح بزرگترین باغ موزه گیاهان دارویی کشور در البرز
۲۷ اثر میراثفرهنگی ناملموس ایران در فهرست آثار جهانی ثبت است
محل قلعه تاریخی نهاوند شناسایی شد
سرنوشت نامعلوم فرشهای دستباف مسجد نصیرالملک شیراز پس از جایگزینی با فرشهای ماشینی
بیش از ۵۰ موزه در فهرست آسیبهای جنگ اخیر
وب گردی
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک
- حضور فعال شرکت کرچنر سولار گروپ ایرانیان در نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر
- جدیدترین تغییرات قیمت ارزهای دیجیتال و تحلیل رفتار بازار جهانی
- موارد استفاده و کاربردهای فلز پلاتین بیشتر
بیشترین نظر کاربران
گنجیابی در سایه جنگ
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید