روایت کارشناسی از ثبت جهانی دره خرم‌آباد

از تاریکی غار تا روشنای جهان





از تاریکی غار تا روشنای جهان

۲۲ تیر ۱۴۰۴، ۱۸:۱۴

نقطه‌ای در غرب ایران، در ژرفای چین‌خوردگی‌های زاگرس، دره‌ای گسترده است که طنین صدای پای انسان را از هزاران سال پیش تاکنون در خود حفظ کرده؛ دره‌ای که حالا نامش جهانی شده است. ثبت جهانی دره خرم‌آباد با غارهای پارینه‌سنگی‌اش، ثبت نخستین گام‌های انسان در حافظه جهان بود. اینک، در جایگاه کارشناس میراث‌فرهنگی که از قضا اهل خرم‌آباد هم است، این رویداد برای من نه‌فقط یک افتخار ملی، بلکه روایتی پرمعنا از پیوند ژرف ما با زمین، تاریخ و فرهنگ است.

سال‌هاست که در میدان میراث‌فرهنگی کار می‌کنم؛ از چغازنبیل تا هفت‌تپه، از تالاب‌ها و معابد گرفته تا پل‌های سنگی و سفال‌های گمشده در خاک. اما در برابر یک غار خاموش، غاری که گاه تنها یک دهانه تاریک بر دامنه‌ای آهکی است، احساسی متفاوت دارم: احساسی از مواجهه با لحظه‌های آغاز؛ با لحظه‌ای که انسان، نه برای ساختن تمدن، که برای زنده‌ماندن، برای گرم‌ماندن، برای کنار آمدن با وحشت و تاریکی، و در امان ماندن از حمله حیوانات وحشی شاید شعله‌ای برافروخت، ابزاری تراشید و برای نخستین‌بار، اندیشید. غارها حافظه زیستی انسان‌ها هستند. دره خرم‌آباد با غارهایی چون کلدر، یافته، کنجی، قمری و پاسنگر، در دل خود نه‌فقط سنگ و خاک، که حافظه زیستی انسان خردمند را حمل می‌کند. در این سرزمین از دوره پارینه‌سنگی تا دوره‌های بعدی، تداوم زیست انسانی مستند شده و باقی مانده است. ابزارهای سنگی، بقایای آتش، بقایای استخوان‌های شکار، ردپاهایی از آیین و تعامل با محیط، همه اینها نشانه‌هایی هستند که نه‌فقط برای پژوهشگران، بلکه برای بشریت اهمیت دارند.

ثبت جهانی این غارها، به‌معنای تأیید این نکته است که لرستان، نه‌فقط در دوره‌های تاریخی چون دوره ایلام یا ساسانی، بلکه در آغازگاه حیات فرهنگی انسان نیز سهمی بزرگ داشته است. این ثبت، لرستان را در نقشه حافظه جهان وارد می‌کند؛ نه از باب جغرافیا، بلکه از باب تاریخ و انسانیت.

این غارهای پارینه‌سنگی، فقط داده‌های علمی نیستند؛ آنها اسناد زنده‌ای هستند که ما را موظف به حفاظت، آموزش و تفسیر درست می‌کنند. ثبت جهانی این غارها، تنها یک فرایند فنی نیست بلکه مجموعه‌ای از مطالعات بین‌رشته‌ای، مستندسازی‌ها، تطبیق با معیارهای یونسکو و طرح یک پرونده منسجم و نغز کارشناسانه است که توسط دانشمندان ایرانی صورت پذیرفته. اما این تلاش‌ها بدون درک کل‌نگر از میراث جهانی، بی‌اثر می‌ماند.

در مقام مدیر یک پایگاه جهانی، به‌خوبی می‌دانم که ثبت جهانی نه پایان کار بلکه آغاز یک مسیر است: مسیری که در آن باید برای مشارکت جوامع محلی برنامه‌ریزی کرد، باید سیاستگذاری گردشگری خردمقیاس را فعال کرد، باید بستر پژوهش بین‌المللی را مهیا کرد و باید غارها را از انزوا بیرون آورد و در تاروپود زندگی فرهنگی جامعه محلی تنید.

برنامه توسعه پایدار سازمان ملل، بر نقش میراث‌فرهنگی در پایداری شهری و اشتغال فرهنگی تأکید دارد. ثبت جهانی غارهای لرستان، اگر صرفاً به نصب تابلو و چند خبر و مصاحبه ختم شود، از درخشش می‌افتد. اما اگر این ثبت با ایجاد ظرفیت در آموزش بومی، راه‌اندازی موزه‌های منطقه‌ای، آموزش راهنمایان محلی، حمایت از زیست‌بوم منطقه و تقویت اقتصاد فرهنگی پیوند بخورد، می‌تواند الگویی برای توسعه پایدار در مناطق غربی ایران باشد.

دره خرم‌آباد، با این غارهای تاریخی، می‌تواند به مدرسه‌ای میدانی برای کودکان، به مرکز تفسیر علمی برای دانشجویان، به مقصدی متفاوت برای گردشگری فرهنگی و به زمینه‌ای برای پیوند جامعه محلی با میراث جهانی تبدیل شود.

وظیفه ما چیست؟ روایتگری، حفاظت و امید

غارهای پارینه‌سنگی، برای زنده‌ماندن، نیازمند محافظت فیزیکی‌اند؛ اما آنچه درنهایت آنها را زنده نگه می‌دارد، روایت آنهاست. ما باید از طریق آموزش، رسانه، تولید محتوای مستند، و گفتمان عمومی، مردم را به این میراث پیوند بزنیم. این وظیفه ماست که از سکوت غارها، صدای انسان بسازیم؛ صدایی که بگوید:

اینجا، در تاریکی نخستین، انسانی بود که رؤیا دید.

امروز، در روشنایی این ثبت جهانی، مسئولیت ما دوچندان شده است. ما باید نشان دهیم که می‌توان از دل تبار فرهنگی‌مان، الگویی نو برای توسعه انسانی ساخت؛ توسعه‌ای که بر پایه هویت، اصالت، و گفت‌وگوی تمدن‌ها بنا شده باشد.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *