تعارض جامعه محلی و حیات‌وحش یک خرس را تا آستانه مرگ کشاند

توله‌‌‌خرس‌های گمشده مادر نیمه‌جان

همیار محیطبان: تعداد خرس‌های کشته‌شده در جنگل‌های مازندران بالاست و در منطقه ما حداقل سالی یک خرس کشته می‌شود





توله‌‌‌خرس‌های گمشده مادر نیمه‌جان

۲۱ تیر ۱۴۰۴، ۱۹:۲۳

روز جمعه، ۲۰ تیرماه، جسم نیمه‌جان خرسی در ارتفاعات بخش «نشل» شهرستان لاریجان پیدا شد؛ با وضعیتی ناپایدار و غیرطبیعی. همیار محیطبانی که این خرس را پیدا کرده، به «پیام ما» می‌گوید آنها حداقل سالی یک‌بار به‌دلیل تعارض باغداران و زنبورداران با جنازه این گونه روبه‌رو می‌شوند و خرس فعلی احتمالاً مسموم شده است. در این میان خبری از دو توله‌خرس نیست و در ۲۴ ساعت گذشته فقط ردپای آنها دیده شده و نگرانی برای سرنوشت آنها بالاست. مانند دو توله‌خرس قهوه‌ای که اردیبهشت‌ماه امسال مادرشان را در مرودشت استان فارس از دست دادند و به پارک پردیسان تهران آورده شدند، اما یکی از آنها اوایل خردادماه در این پارک گم شد و هنوز خبری از او نیست و سرنوشتش به معمایی بدل شده که هیچ‌یک از مسئولان سازمان حفاظت محیط‌زیست تا این لحظه برای آن جوابی ندارند.

صبح روز جمعه در گشت‌‌زنی‌های روزانه، «مهدی قلی‌زاده»، همیار محیطبان، در منطقه «نشل» بخش لاریجان با جسم نیمه‌جان خرس روبه‌رو شد. از گوش خرس خون می‌آمد. او در ابتدا فکر کرد خرس مورد اصابت گلوله قرار گرفته است. «دو توله هم در نزدیکی‌اش بودند که به‌سرعت فرار کردند. من هم منتظر ماندم تا نیروهای کمکی سازمان بیایند.»

خرس‌های زخمی، به‌ویژه اگر دارای توله باشند باشند، به‌گفته قلی‌زاده مانند انبار باروت‌اند، خطرناک و سریع. آنها به‌راحتی می‌توانند به دیگران آسیب برسانند، اما خرس نیمه‌جان نشل آرام بود. بعد از آنکه از جنگل به اداره محیط‌زیست منتقل شد و مورد بررسی قرار گرفت، نشانه‌ای از برخورد گلوله یا ساچمه در بدنش نبود. «به‌نظر می‌رسد مسموم شده. یکی از اهالی روستاهای اطراف خرس را همراه دو توله‌‌اش در نزدیکی محل دپوی زباله دیده بود، ممکن است آنجا چیزی خورده یا زنبورداران منطقه در محیط سم گذاشته باشند.»

او دو توله‌خرس ضعیف را دیده که مانند مادرشان کم‌جان بودند و از چهار صبح شنبه برای گشت‌زنی و پیدا کردنشان رفته، اما نتوانسته آنها را پیدا کند. «توله‌ها شیرخوارند و اگر پیدا نشوند، امکان تلف‌شدنشان بالاست. ما امیدواریم خرس به‌زودی سرپا شود و به منطقه برگردد و بتواند توله‌هایش را پیدا کند.»

دی‌ماه پارسال نیز اهالی روستای شش رودبار در منطقه حفاظت شش رودبار شهرستان سوادکوه مازندران با لاشه خرس قهوه‌ای یک‌ساله‌‌ای روبه‌رو شدند. خرس نه خراشی بر تنش داشت و نه نقشی از گلوله بر وجودش بود. بعد از آن گفتند خرس برای تحقیقات برده شده است. مهرماه سال گذشته هم جسم بی‌جان خرسی قهوه‌ای با یک توله در منطقه چلاو آمل پیدا شد و همین هم دلیلی است که قلی‌زاده بگوید «تعداد خرس‌های کشته‌شده در جنگل‌های مازندران بالاست و در منطقه ما حداقل سالی یک خرس کشته می‌شود.» اما این فقط مختص به مازندران و البرز نیست. ۲۵ فروردین‌ماه امسال نیز خبر تلف‌شدن یک خرس قهوه‌ای در ارتفاعات دالاهو آمد. روی جسم این خرس هم نشانی از گلوله وجود نداشت و رئیس اداره محیط‌زیست کرمانشاه گفت علت مرگ نیازمند بررسی است. 

در کنار این اتفاقات نگرانی برای توله‌ها بیش‌ازپیش است. توله‌های شیرخواره ممکن است خیلی زود تلف، شکار یا اسیر شوند. نمونه‌های بسیاری از قاچاق توله‌خرس در کشور گزارش شده و سرنوشت اغلب آنها تلخ بوده است. نمونه آخر، توله‌خرس‌هایی که در اردیبهشت‌ماه در منطقه ابرج مرودشت استان فارس به محیط‌زیست تحویل داده شدند. توله‌خرس‌هایی که به‌واسطه کمبود امکانات به‌جای نگهداری در پارک ملی بمو و آماده‌سازی برای رهاسازی، به پارک پردیسان تهران منتقل شدند. هشتم خرداد خبر از ناپدید شدن یکی از توله‌ها آمد و اماواگرهای بسیاری دراین‌باره مطرح شد. حالا با گذشت بیش از یک ماه هنوز خبری از توله‌خرس نیست. جنگ اسرائیل علیه ایران هم خبر گم‌شدن این گونه را بیش‌ازپیش به حاشیه برده است.


جهادکشاورزی وارد عمل شود

تعارض انسان و خرس گسترده‌تر از سایر گونه‌هاست؛ چراکه خرس‌ها همه‌چیزخوارند، قدرت تخریبشان بالاست و به‌راحتی به سکونتگاه‌های انسانی نزدیک می‌شوند. این را «اشکان اشعریون»، عضو کارگروه متخصصان خرس‌قهوه‌ای اتحادیه بین‌المللی حفاظت از طبیعت، می‌گوید که پروژه‌ای برای رفع تعارض این گونه با انسان در تعدادی از روستاهای البرز مرکزی در دست اجرا دارد. «محصولات باغی ارزش زیادی برای باغداران دارند و آنها هم اغلب اطلاعی از روش‌های مقابله با خرس‌ها ندارند. درنتیجه در اغلب موارد این تعارضات باعث آسیب به این گونه می‌شود. از سوی دیگر، حفاظت از محصولات یا درختان در مقابل سایر گونه‌ها راحت‌تر از خرس است. بنابراین، ارزش اقتصادی تخریب باعث اتفاقاتی ازاین‌دست می‌شود.»

آنها در پنج روستای البرز مرکزی در حال آموزش باغداران و استفاده از شیوه‌های رفع تعارض مانند نصب سیم‌هایی ۱۲ولتی اطراف باغ‌ها هستند که خطر شوک دارند و اجازه ورود حیوان به محوطه را نمی‌دهد. «ما در حال حاضر در محوطه‌های ۴۰۰-۵۰۰ مترمربعی این فنس‌ها را نصب کرده‌ایم که هزینه‌ای در حدود ۵۰ تا ۶۰ میلیون تومان داشت. حالا باید منتظر نتیجه باشیم و ببینیم آیا اثرگذار است یا نه. بهتر است این فنس‌ها در زمین‌های بزرگتر گذاشته شود که امیدواریم بتوانیم با صحبت‌های بیشتر این کار را عملی کنیم.»

نکته مهم در این میان اما جای خالی حضور جهادکشاورزی در مهار تعارضات کشاورزان و باغداران با گونه‌هاست. «جهادکشاورزی وام‌های مختلفی دارد، اما برای کاهش تعارضات توسط این ارگان فکری نشده است. سازمان حفاظت محیط‌زیست از پس پرداخت خسارت حملات خرس‌ها برنمی‌آید. تعداد این تعارضات بالاست و راستی‌آزمایی آنها هم مشکل است و به‌این‌ترتیب باید کارهای پیشگیرانه انجام داد.» 

برای انجام کارهای پیشگیرانه و استفاده از ابزارهای کاهش تعارض لازم است جهادکشاورزی وارد عمل شود و کمک‌هایی به کشاورزان و دامداران بپردازد. به‌ویژه آنکه بخش بزرگی از اراضی کشاورزی در نزدیکی مناطق حفاظت‌شده قرار دارند و اغلب آنها سالانه بارها با حضور خرس‌های قهوه‌ای روبه‌رو می‌شوند که جانشان به‌راحتی از دست می‌رود؛ یا با شلیک مستقیم یا با مسموم شدن.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *