تجربه یک مرمتگر داوطلب موزه ملی ایران در روزهای جنگ
رو در رو با داریوش بزرگ
15 تیر 1404، 17:12
سه ماه پیش نمایشگاهی از آثار نقاشیام در کاخ گلستان برپا شده بود و قرار بود تا شش ماه ادامه داشته باشد. ناگهان تماس گرفتند و گفتند تا یک ساعت دیگر اینجا باش و کارهایت را تحویل بگیر، همه آثار داخل سالنها باید جمعآوری شود.
بعدازظهر پنجشنبه، ۲۳ خرداد، است. تازه از کاخ به استودیو رسیدهام که تلفنم زنگ میخورد. رئیس موزه ملی ایران پشت خط است که میگوید رأس ساعت ۹ شب در موزه باش خیلی کار داریم. بیشتر از دو سال است که افتخار همکاری داوطلبانه با موزه ملی را دارم. پاسخ دادم «به روی چشم» و قطع کردم.
در اتاق جلسات کمیته بحران تشکیل میشود. وظایف مشخص شده و مطابق پروتکلهای جهانی یونسکو در زمان بحران، شروع به کار میکنیم. کارها باید براساس اولویت و مرحلهبهمرحله پیش برود.
پاسی از شب گذشته در سکوت موزه صدای جنگ میپیچد… صدای زوزه موتور پهپادی بلند میشود و همزمان غرش شلیک پدافندها شیشهها را میلرزاند. گلولههای سرخرنگ دل آسمان شب را میشکافند. فرصتی برای مکث کردن نیست. پای نجات هویت ملی و تاریخیمان در میان است.
سالها این اشیا در سکوت و نور ملایم ویترینها خوابیده بودند؛ هر کدام تکهای از خاطره یک ملت، بازمانده دستهایی که دیگر نیستند، نگاههایی که خاموش شدهاند. اما حالا، سایه جنگ روی آنها افتاده است. با دستهایی لرزان، یکییکی این گنجینهها را در جعبهها میگذارم. گویا استخوانهای اجدادم را جمع میکنم. هر تکه، فراتر از یک نقش، یک داستان است؛ یک زخم کهنه از تاریخ. بیرون، صدای انفجارها و شلیک پدافندها و اینجا، صدای پیچیدن اشیای کهن در کفنهایشان.
دردآور است… این اشیا برای قرنها جنگ را دیدهاند. جمع کردن آنها تلاشی است برای نجات حافظه، نجات آنچه از ما باقی مانده است. تا روزی که آرامش برگردد و این جعبهها باز شوند و آدمها دوباره کنار ویترینها بایستند و تماشا کنند.
چندینروز بیوقفه کار کردهایم. خستگی و دردهای عضلانی امان همه را بریده. مغز فرمان میدهد، اما عضلات تمرد میکنند؛ ولی وظیفهای سنگین بر دوشمان است.
اینجا ایستادهام، زیر سقف موزه، جایی میان سنگنگارهها، سنگهایی که هنوز نقش فرزانگی و قدرت دارند، اما حالا پشت گونیهای کنفی پر از ماسه پنهان شدهاند؛ انگار شرم دارند از دیدن این روزگار.
عایقهای حرارتی فیبر سرامیکی را دور تندیس ایستاده داریوش میپیچم؛ همان تندیسی که سنگتراشان مصر برایش ساختند. با خودم میگویم تو تختجمشید را ستون به ستون ساختی؛ هر ستون چون نیزهای فرورفته در دل زمان، تا ایران بماند. اما اینجا… من دارم گونیهای خاک روی تمدن میچینم. نه برای عظمت، که برای حفاظت از تو. اینجا، ایرانِ تو، با هزاران سال تمدن، حالا پشت گونیهای کنفی سنگر گرفته است؛ تمدنی که باید نور باشد. بزرگترین شاهان زمین، اینک پشت کیسههای خاک پناه گرفتهاند. آیا این همان ایرانی است که تو آرزو میکردی؟
صدای انفجار و پدافند در گوشم میپیچد. انگار هر انفجار، تکهای از استخوانهای ایران را خرد میکند. ایران خسته است…
بغضم میترکد و گریه امانم نمیدهد. خجالت میکشم کسی مرا ببیند. خودم را لابلای ویترینهای خالی پنهان میکنم تا کمی آرام شوم. کاش اینجا بودی، فقط برای اینکه دست مرا بگیری و بگویی: «فرزندم، اینهمه زخم را از کجا آوردهاید؟» و من جواب بدهم: «از خودمان، از فراموشیمان.»
اما هنوز اینجا کسانی هستند که زیر صدای انفجارها، بهنام تو سوگند میخورند، هنوز به تمامیت این خاک فکر میکنند، هنوز برای ایران اشک میریزند. اینجا ایران است، داریوش… هنوز زنده، هنوز زخمی، هنوز ایستاده… پشت گونیهای کنفی.
فرزند کوچکت یکی از همانهایی که هنوز خجالت میکشد به چشمان تو در سنگنگاره بار عام نگاه کند
برچسب ها:
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
روایت چگونه امکان تجربه آیندههای نیامده را فراهم میکند؟
انسان، پناهنده داستان است
در فراسوی رودخانه
چطور اصفهان در حضور و بیحضور زایندهرود شهر دیگری است؟
نگاهی به کتاب «دو زن» نوشته «آلبرتو موراویا»
میوههای تلخ جنگ
حفاظت از محیطزیست با ممنوعیت پیش نمیرود
میان آنچه به ما داده شده و آنچه میتوانیم از آن بسازیم
جهانی که انتخابمان نبوده است
«آلبلاغ»؛ روایتی از یک حادثه و پرسشهایی که هنوز بیپاسخ ماندهاند
از مدیریت بحران تا حکمرانی پیشگیرانه
تأملی بر چالشهای هماهنگی نهادی در مدیریت مسائل سرزمینی ایران
تصویر بوعلیسینا چگونه از روایتهای تاریخی به قالی ایرانی راه پیدا کرد؟
ســرای بوعلــــــــی
وقتی آسمان بسته میشود، چرا زمین ایران آماده نیست؟
از واقعگرایی سخت تا عملگرایی انعطافپذیر
وب گردی
- معرفی طرح های بیمه تکمیلی انفرادی سامان | پوششها و شرایط خرید
- مطالبه گنجاندن حداقل حقوق ۷۰ میلیونی معلمان در بودجه ۱۴۰۶
- درخواست معافیت دانشجویان ممتاز دکتری دانشگاه آزاد اسلامی از آزمون جامع
- درخواست افزودن درس موسیقی در مدارس
- حذف شرط: کد تخفیف اسنپ فود کد تخفیف اسنپ فود
- مطالبه عمومی برای اجرای مصوبات انتقال معادن شیراز
- شناسنامه دار بودن ظروف صنعتی چه نقشی در مدیریت مسئولانه آن ها دارد؟
- قیمت بلیط اتوبوس به مرزهای غربی کشور مشخص شد
- کمک به تأمین مالی یا واردات داروی ELAHERE برای بیماران مقاوم به شیمیدرمانی در سرطان تخمدان
- آیا با کپی مدارک می توان سوار قطار شد؟ بیشتر
بیشترین نظر کاربران
در روزهای جنگ، جامعه را تنها نگذاریم
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید