محیط‌زیست زیر سایه جنگ





محیط‌زیست زیر سایه جنگ

۲۵ خرداد ۱۴۰۴، ۱۹:۲۴

این روزها چه جای سخن گفتن از حفاظت و محیط‌زیست! این عبارت را ممکن است خیلی‌ها در ذهن داشته باشند. اما اتفاقاً در همین زمانه پرآشوب است که باید حواسمان به تنوع‌زیستی و محیط‌‌‌زیست کشورمان باشد‌، چراکه خساراتی که به آن وارد می‌شود، جبران‌ناپذیر است. مجموعه یادداشتی که می‌خوانید نظر سه حفاظتگر است. از «هوشنگ ضیایی»، پیشکسوت محیط‌زیست، گرفته تا «ایمان ابراهیمی» و «پوریا سپهوند»، حفاظتگران محیط‌زیست. هوشنگ ضیایی در یادداشت خود از تشکیل‌ کارگروهی برای حفاظت توسط سازمان حفاظت محیط‌زیست می‌گوید و ایمان ابراهیمی از تبعات جنگ بر حفاظت. پوریا سپهوند هم نگرانی‌های خود برای در حاشیه قرار گرفتن حفاظت را بیان کرده و مثال‌هایی در این باره آورده است. نباید یادمان برود که تنوع‌زیستی و محیط‌زیست ایران اهمیت دارد و باید از آن حفاظت کنیم؛ حتی در زمانه سخت.

کسی به فکر مرال‌ها نیست

| پوریا سپهوند، حفاظتگر محیط‌زیست |

وقتی سایه جنگ بر سرزمینی می‌افتد، محیط‌زیست به محاق می‌رود.
در این تاریکی سهمگین، دیگر کسی به یاد بلوط‌های زاگرس، پلنگ‌ها و خرس‌ها یا مرال‌های جنگل‌های هیرکانی نیست. طبیعت، این بستر بی‌صدا اما بنیادین زندگی، در میان هیاهوی آژیرها و غرش انفجارها به حاشیه رانده می‌شود و در سکوتی مرگبار فراموش می‌شود. امروز، در شرایطی که ایران، وطن عزیزمان، با تهدیدات نظامی رژیم صهیونیستی مواجه است، زیست‌بوم‌های شکننده کشور بیش از هر زمان دیگری در معرض نابودی قرار گرفته‌اند. جنگ، تنها یک تراژدی انسانی نیست؛ زلزله‌ای‌ است که با هر تکان، نه‌تنها انسان، که حیات‌وحش، جنگل‌ها، دریاها و خاک را نیز درهم می‌کوبد.
در چنین وضعیت بحرانی، سلسله‌مراتب اولویت‌ها دگرگون می‌شود. منابعی که می‌توانستند صرف احیای تالاب‌های نیمه‌جان، مقابله با آفات جنگلی، مهار خشکسالی یا حفاظت از گونه‌های در خطر انقراض شوند، ناگزیر به‌سمت تأمین تجهیزات نظامی و نیازهای اضطراری سوق پیدا می‌کنند. سازمان‌های محیط‌زیستی، که حتی در زمان صلح با کمبود شدید بودجه و منابع مواجه بودند، حالا در سکوت فرو رفته‌اند. در سطح جهانی نیز، نهادهایی که خود را مدافع محیط‌زیست می‌دانند، در مقابل این وضعیت به چند بیانیه ابراز نگرانی بسنده کرده‌اند. گویی طبیعت، تا زمانی که در جغرافیای امن غربی قرار ندارد، شایسته حمایت جدی نیست. این انفعال، احتمال نابودی ارکان محیط‌زیست در ایران را دوچندان کرده است.
تجربه‌ای شخصی، عمق این بحران را برایم روشن ساخت. چندی پیش، در حال مذاکره با یک مجموعه صنعتی برای جذب حمایت مالی جهت حفاظت از یک گونه در خطر انقراض بودیم. بعد از گفت‌وگوهای اولیه مدیرعامل و هیئت‌مدیره با روی گشاده استقبال کردند. اما با شدت گرفتن درگیری‌های نظامی، همه‌چیز ناگهان تغییر کرد. در دیدار مجدد، مدیر مجموعه با چهره‌ای مضطرب و خسته گفت: در شرایطی که هر لحظه ممکن است مجتمع ما هدف موشک و بمب قرار گیرد، چطور می‌توان از ما انتظار کمک برای حفاظت از حیات‌وحش داشت؟ او اشتباه نمی‌کرد. در دل ویرانی و ترس، اولویت انسان بقاست. اما این انتخاب ناگزیر، واقعیتی تلخ را آشکار می‌کند: جنگ، پیش از نابود کردن جنگل‌ها و دریاها، وظیفه و مسئولیت‌پذیری ما را در قبال طبیعت به زانو درمی‌آورد.
دوستان محیطبانم از زاگرس تصاویری ارسال می‌کنند که گویای فاجعه‌ای خاموش اما عمیق است. زیستگاهی بکر در دل جنگل‌های بلوط، که هفته گذشته برای پایش وضعیت پلنگ ایرانی از آن بازدید کرده بودیم، اکنون در میان شعله‌های آتش می‌سوزد. در خلیج‌فارس، لاک‌پشت‌های دریایی و صخره‌های مرجانی، که تا همین چند ماه پیش برای حفاظت از آنها می‌جنگیدیم، اکنون با هر احتمال انفجار در یک نفتکش یا سکوی نفتی، یک گام به نابودی نزدیک‌تر می‌شوند. اختلال در ارتباطات و شبکه‌های مخابراتی نیز، پروژه‌های حساسی چون ردیابی مرال‌های تازه‌رهاشده در جنگل‌های هیرکانی را مختل کرده است؛ تلاشی بزرگ که حالا در چالشی بزرگ و ناخواسته گرفتار شده است. اینها تنها مشتی نمونه خروار از زخم‌هایی‌ است که بحران بر پیکر طبیعت ایران وارد کرده است.
پیامدهای محیط‌زیستی جنگ، تنها به توقف پروژه‌های حفاظتی محدود نمی‌شود. بمباران‌ها، آتش‌سوزی در جنگل‌ها، نشت مواد شیمیایی و تخریب زیرساخت‌های زیستی، فاجعه‌هایی می‌آفرینند که آثار آنها دهه‌ها بر اکوسیستم‌ها باقی می‌ماند. تجربه جنگ خلیج‌فارس، که طی آن میلیون‌ها بشکه نفت به آب‌های منطقه نشت کرد، نشان داد چگونه یک درگیری نظامی می‌تواند تعادل یک زیست‌بوم را برای نسل‌ها مختل کند. امروز، در ایرانِ گرفتار بحران اقتصادی و تحریم، هزینه‌های سنگین جنگ، آخرین رمقِ منابع برای محیط‌زیست نیمه‌جان ما را می‌بلعد.
نباید فراموش کرد که محیط‌زیست، صرفاً مسئله‌ای اخلاقی یا نمادین نیست؛ بلکه زیربنای توسعه پایدار، امنیت ملی و بازسازی پس از هر بحران است. جنگل‌ها، آب‌های آزاد، خاک حاصلخیز و هوای پاک، پیش‌شرط‌های بنیادین اقتصاد، سلامت، رفاه اجتماعی و حتی توان دفاعی و امنیت‌اند. بدون طبیعتی سالم و پایدار، نه اقتصادی پابرجا می‌ماند، نه جامعه‌ای تاب‌آور و نه سرزمینی برای بازسازی.
بی‌گمان، ایران آغازگر این بحران نبوده و آتش جنگ به این سرزمین تحمیل شده است؛ اما می‌توان امیدوار بود که پایان‌بخش آن، عقلانیت و درایتی برخاسته از خرد سیاسی تصمیم‌گیران کشور باشد. تا آن زمان، وظیفه ماست که در میانه‌ دود و ویرانی صدایی برای طبیعت این سرزمین باشیم. شاید نتوان شعله‌های جنگ را به‌تمامی خاموش کرد، اما می‌توان از گسترش زبانه‌های آن بر پیکر جنگل‌ها، رودها، و زیست‌بوم‌ها جلوگیری کرد. باید به یاد آورد که بلوط‌ها، پلنگ‌ها و مرال‌ها صرفاً نمادهایی شاعرانه نیستند بلکه ارکان زنده و بی‌بدیل چرخه حیات‌اند؛ نابودی آنها به‌راستی نابودی خود ماست. نگذاریم جنگ، طبیعت ایران را برای همیشه در محاق فراموشی فرو برد.

 

نگرانم،‌ نگران آینده حفاظت

| ایمان ابراهیمی، حفاظت‌گر پرندگان |
نگرانی اصلی این است که این درگیری هم مثل بسیاری از درگیری‌های دیگر، بالاخره و خیلی زود تمام می‌شود. متأسفانه در این میان، عده زیادی جان می‌بازند یا قربانی می‌شوند و بعد از فروکش‌ کردن تنش، چیزی که می‌ماند، ما هستیم و مجموعه‌ای از تغییرات در حوزه حفاظت از محیط‌‌زیست. بیشترین نگرانی من، محدودتر شدن رفت‌وآمدهای مردم به مناطق طبیعی کشور است. سختگیری‌هایی که به‌زعم من نه‌تنها غیرمنطقی و نابه‌جا هستند، بلکه حتی ممکن است نتیجه عکس بدهند. اگر این محدودیت‌ها کمتر باشد، امکان بیشتری وجود دارد که موارد رفت‌وآمدهای مشکوک نیز بیشتر گزارش شود،‌ اما احتمالاً با افزایش محدودیت‌ها، نظارت عمومی بر این مناطق کاهش می‌یابد و همین موضوع می‌تواند آسیب‌های بیشتری به‌همراه داشته باشد؛ همان‌طورکه در گذشته هم تجربه کرده‌ایم.
یکی دیگر از نگرانی‌های جدی من، دشوارتر شدن استفاده از پهپادهاست. ما در کشورمان عادت داریم که به‌جای حل مسئله، صورت‌مسئله را پاک کنیم. درنتیجه، احتمالاً استفاده از پهپاد برای پایش مناطق طبیعی یا حیات‌وحش، که پیش‌ازاین هم با دشواری‌هایی همراه بود، اکنون حتی سخت‌تر خواهد شد.
همین‌طور ابزارهای پایه‌ای نظیر تلسکوپ دوچشمی، دوربین‌های تله‌ای یا تجهیزات ساده‌ای که برای مانیتورینگ حیات‌وحش نیاز داریم، ممکن است زیر تیغ محدودیت‌های جدید بروند. درحالی‌که به‌جای بی‌اعتمادی، باید به فعالان محیط‌‌زیست به چشم افرادی وطن‌دوست نگاه کرد که شناخت عمیقی از طبیعت کشور دارند و اتفاقاً می‌توانند نخستین کسانی باشند که موارد مشکوک یا آسیب‌زا را تشخیص دهند و اطلاع دهند.
نگرانی دیگرم به بودجه و اولویت‌بندی‌های پس از درگیری مربوط می‌شود. در شرایط فعلی هم محیط‌زیست در اولویت کشور نیست، مگر در حرف. بعد از جنگ یا تنش نظامی، احتمال زیادی وجود دارد که در تقسیم منابع و بودجه‌ها، محیط‌زیست بیش‌ازپیش به حاشیه رانده شود. ممکن است مراکز نظامی جدید بدون ارزیابی دقیق اثرات زیست‌محیطی ساخته شوند و اهمیت درگیری کوتاه‌مدت، از اهمیت زندگی بلندمدت ما در این سرزمین پیشی بگیرد. این یعنی قربانی کردن آینده‌مان برای حالتی اضطراری و زودگذر.

کارگروهی برای حفاظت تشکیل شود

| هوشنگ ضیایی، پیشکسوت محیط‌زیست |

این روزها ایران در تب و تاب است. در شبکه‌های اجتماعی تصاویر و خبرهای مرتبط حمله نظامی ‌اسرائیل دست‌به‌دست می‌شود و بسیاری با نگرانی آنها را دنبال می‌کنند. در کنار نگرانی‌های عمومی‌ مانند سلامت خودشان،‌ خانواده و عزیزانشان که تمام مردم به‌ویژه ساکنان تهران درگیر آن هستند،‌ بسیاری با توجه به حوزه تخصصی فعالیتشان، دغدغه‌های دیگری هم دارند. برای مثال، در خبرها آمده است که یکی از موشک‌های شلیک‌شده توسط اسرائیل به سه کیلومتری تاق‌بستان اصابت کرده است. در همین راستا، فعالین میراث‌فرهنگی اعلام کرده‌اند شوک انفجار می‌تواند تأثیرات مخربی برای این مجموعه ارزشمند تاریخی به‌همراه داشته باشد. در کنار آن برای حفظ آثار ارزشمند ایران در موزه‌ها‌ نیز نسبت به انتقال آنها به مخازن امن اقدام شده است.
محیط‌‌زیست از حوزه‌هایی است که این روزها بسیار مغفول مانده است. در‌حالی‌که ناچار است با تبعات جنگ دست‌و‌پنجه نرم کند‌، همچنان که در جنگ هشت‌ساله ایران و عراق هم شاهد پیامدهای آن بر کشورمان بودیم. از‌این‌روست که سازمان حفاظت محیط‌‌زیست باید به‌سرعت دست‌به‌کار شود و با تشکیل کارگروهی از متخصصان مختلف در کنار کسانی که در زمان جنگ هشت‌ساله در عرصه حفاظت حضور داشتند، آسیب‌ها در این بخش را به حداقل برساند.
توجه داشته باشیم که محیط‌‌زیست میراث طبیعی ماست و باید مشابه میراث تاریخی‌مان در این برهه حساس از آن حفاظت کنیم، نمی‌توانیم امر حفاظت را به آینده موکول کنیم بلکه باید حتی جدی‌تر از گذشته مراقب باشیم تا این میراث دچار هیچ‌گونه آسیبی نشود.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

زهره

بار پروردگارا!
سرزمینم را و تمامی متعلقاتش را به دستان پر مهر و قدرتمند تو می سپارم،
آن را از گزند و آسیب مصون بدار.
و تمامی دلسوزان و حافظان واقعی این مرز پر گهر را توانی و شوقی مضاعف،عطا بفرما.
و بر تعداد عاشقان این سرزمین بیفزا.
باشد که عشق ما را از جنگ و آسیب‌هایش برهاند و ناجی باشد. 🌹🌹🌺🌺

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *