هجوم ملخ‌ها به لرستان تکرار یک غفلت زیست‌محیطی





هجوم ملخ‌ها به لرستان تکرار یک غفلت زیست‌محیطی

۹ خرداد ۱۴۰۴، ۲۰:۰۹

چند روزی‌ است که تصاویر و گزارش‌هایی از هجوم گسترده ملخ‌های صحرایی به مزارع و مراتع لرستان در فضای خبری و شبکه‌های اجتماعی دست‌به‌دست می‌شود. مردمانی که همواره دل‌نگران خشکسالی، کاهش بارندگی و افت بهره‌وری خاک بوده‌اند، حالا باید با آفتی مبارزه کنند که محصول زراعی و امنیت غذایی و بهداشت زیستی مناطق روستایی را تهدید می‌کند.
هجوم ملخ‌ها، برخلاف تصور عمومی، صرفاً یک اتفاق طبیعی یا موسمی نیست بلکه نشانه‌ای هشداردهنده از تلاقی سه عامل است؛ ضعف در سامانه‌های پایش و هشدار، نادیده گرفتن داده‌های علمی جهانی و بی‌توجهی به تغییراقلیم و پیامدهایش بر چرخه‌های زیستی منطقه.

هشدارها را چه کسی شنید؟
براساس گزارش سازمان خواروبار و کشاورزی ملل متحد (FAO) که از طریق پلتفرم «Locust Watch» اطلاعات لحظه‌ای درباره حرکت گروه‌های بزرگ ملخ‌ها منتشر می‌کند، طی ماه‌های اخیر تحرکاتی در جنوب شبه‌جزیره عربستان، سودان، اریتره و یمن ثبت شده بود که احتمال مهاجرت ملخ‌ها به خلیج‌فارس و سپس ایران را افزایش می‌داد. این هشدارها چندین‌بار در بولتن‌های بین‌المللی منتشر شد، اما آنچه غایب بود، واکنش بموقع در داخل کشور بود.
سؤال این‌جاست: چرا سامانه هشدار ملی، از داده‌های منطقه‌ای و پیش‌بینی‌های بین‌المللی بهره‌برداری نکرد؟ چرا هیچ برنامه‌ میان‌استانی برای مقابله هماهنگ با این تهدید تدوین نشد؟ و مهمتر از همه، چرا وقتی در فروردین‌ماه سال جاری نخستین گزارش‌های حضور ملخ‌ها در استان‌های جنوبی منتشر شد، سازوکاری برای مهار آن پیش از رسیدن به لرستان تدارک دیده نشد؟
پاسخ‌ها متأسفانه همان است که در سایر بحران‌های محیط‌زیستی نیز با آن مواجه‌ایم: «فقدان برنامه‌ریزی بلندمدت، ضعف در مدیریت یکپارچه منابع‌طبیعی و وابستگی شدید به واکنش‌های لحظه‌ای.»

ملخ‌ها فقط در ایران هجوم نمی‌آورند
پدیده مهاجرت و هجوم ملخ‌ها، سابقه‌ای دیرینه در اقلیم‌های خشک و نیمه‌خشک دارد. اما آنچه در دهه‌های اخیر باعث تشدید این بحران شده، تأثیر تغییراقلیم بر چرخه‌های زیستی، افزایش خشکسالی‌ها و ایجاد فرصت‌های رشد سریع برای جمعیت‌های ملخ‌هاست.
در سال ۲۰۱۹ شرق آفریقا یکی از گسترده‌ترین هجوم‌های ملخ را تجربه کرد. اتیوپی، سومالی و کنیا با بحران امنیت غذایی مواجه شدند. اما آنچه در آن کشورها اتفاق افتاد، برخلاف ایران، تلفیقی از مدیریت داده‌محور، استفاده از فناوری‌های نوین و اقدام‌های منطقه‌ای هماهنگ بود. سازمان FAO با کمک کشورهای کمک‌کننده، شبکه‌ای از پهپادهای شناسایی، سامانه‌های تصویربرداری ماهواره‌ای و واکنش سریع مبتنی‌بر GIS ایجاد کرد تا بتواند مسیر حرکت ملخ‌ها را با دقت بیشتری پیش‌بینی و کنترل کند.
در هند، همکاری بین دولت مرکزی و ایالت‌ها منجر به ایجاد سامانه هشدار چندمرحله‌ای شد که از شش ماه پیش از رسیدن آفت، برنامه‌های مقابله‌ای را اجرایی می‌کرد. حتی در استرالیا که با ملخ‌های بومی روبه‌روست، کشاورزان با سامانه‌های محلی مدیریت آفات، خود به بخشی از شبکه پایش و اقدام بدل شده‌اند.

ما چه نکردیم؟
در ایران هنوز مدل واکنش به بحران‌ها غالباً «اداری، بخشی، و لحظه‌ای» است. اگر در استان‌های جنوبی کشور، از جمله خوزستان، هرمزگان و بوشهر، شبکه‌های پایش محلی ایجاد شده بود، اگر پهپادهای ارزان‌قیمت، ابزارهای میکروکنترلی و داده‌های بین‌المللی جدی گرفته می‌شد و اگر نهادهای زیست‌محیطی و کشاورزی هماهنگ عمل می‌کردند، امروز شاهد حرکت گروه‌های انبوه ملخ‌ها به مناطق غربی کشور نبودیم.
واقعیت آن است که مراتع لرستان به‌دلیل شرایط خاص توپوگرافی، پوشش گیاهی متنوع و اقلیم نیمه‌مرطوب، آسیب‌پذیرتر از بسیاری مناطق هستند ولی درعین‌حال، اهمیت فوق‌العاده‌ای در تعادل اکولوژیکی زاگرس دارند. هجوم ملخ‌ها به این نواحی به نابودی زیستگاه‌های جانوری، کاهش تنوع گیاهی و اختلال در معیشت جوامع محلی منجر می‌شود.

چه باید کرد؟
اکنون که بحران رخ داده، تنها راه، ترکیب مدیریت اضطراری با اصلاح زیرساخت‌های پایش و آمادگی است. در گام نخست، باید به‌جای تکیه کامل بر سموم شیمیایی، به سراغ راه‌حل‌های زیستی رفت. استفاده از قارچ‌هایی مانند Metarhizium anisopliae که در بسیاری از کشورها با موفقیت برای کنترل ملخ‌ها به‌کار رفته‌اند، گزینه‌ای مؤثر و کم‌خطر برای طبیعت حساس زاگرس است.
در کنار آن، می‌توان از ظرفیت فناوری‌هایی چون پهپادهای شناسایی، ابزارهای پایش دیجیتال و سامانه‌های موقعیت‌یابی بهره برد. این فناوری‌ها که در کشور نیز قابل بومی‌سازی هستند، با هزینه‌ای کمتر از خسارت‌های واردشده، توان پیشگیری و کنترل را چندبرابر می‌کنند.
ضروری است شبکه‌های هشدار محلی از نو طراحی شوند. دهیاری‌ها، شوراهای روستایی، نهادهای جهادکشاورزی و تشکل‌های مردمی باید آموزش ببینند و به عضوی فعال از نظام پایش آفات بدل شوند. مشارکت محلی ابزار مقابله و شرط موفقیت در مهار این‌گونه بحران‌هاست.
شفافیت و اطلاع‌رسانی بموقع نیز نباید فراموش شود. تجربه کشورهایی چون هند و کنیا نشان داده است دسترسی عمومی به داده‌های دقیق، موجب آمادگی بیشتر جوامع روستایی و کاهش خسارات می‌شود. مردم اگر بدانند چه چیزی در راه است، پیش از آنکه ملخ‌ها به زمینشان برسند، اقدام خواهند کرد.
پدیده هجوم ملخ‌ها ماهیت فرامرزی دارد. بنابراین، باید از انزوای مدیریتی خارج شد. ایران باید بخشی فعال از شبکه‌های منطقه‌ای هشدار و اقدام باشد و با FAO، کشورهای همسایه و سامانه‌های جهانی مشارکت مؤثر داشته باشد. تنها با چنین پیوندهایی است که می‌توان در برابر تهدیدهایی از این جنس، واکنش نشان داد و پیشاپیش آماده بود.

پیام ملخ‌ها
هجوم ملخ‌ها در ذات خود، نه پدیده‌ای تصادفی که پیامی روشن از طبیعت است: اگر نظم زیستی را به‌هم بزنیم، اگر اقلیم را نادیده بگیریم و اگر اطلاعات و دانش را کنار بگذاریم آفات، بیماری‌ها و فروپاشی زیست‌بوم‌ها، پاسخ طبیعت خواهد بود.
درسی که از این ماجرا می‌توان گرفت، همان است که سال‌هاست دانشمندان زیست‌محیطی هشدار می‌دهند. سیاستگذاری محیط‌زیستی را باید «پیش‌نگر»، «دانش‌محور» و «مشارکتی» کرد.
فرصت بازگشت ملخ‌ها وجود دارد. اما زمان، بی‌رحم‌تر از آن است که منتظر تصمیم‌گیری‌های کند ما بماند.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

زمـانی بـرای نـزیستـن

زمـانی بـرای نـزیستـن